سعید ۲۷ ساله وقتی تحت بازجویی قرار گرفت به مأموران گفت: مدتی قبل علیرضا به خواستگاری خواهرمان آمد اما خانوادهی ما با این وصلت موافق نبودند.
به گزارش همشهری، پسر جوان حسابی ترسیده بود. کسانی که او را ربوده بودند مدام به مرگ تهدیدش میکردند و او فکر میکرد به زودی تهدیدشان را عملی خواهند کرد.
اما فقط چند ساعت بعد وقتی با دست و پای بسته در اتاقی زندانی شده بود پلیس از راه رسید و او را نجات داد. او به خاطر اختلافات خانوادگی توسط دو برادر ربوده شده بود اما این آدمربایی هرگز به سرانجام نرسید.
صبح هشتم دی ماه زن و مرد میانسالی به کلانتری 26 رحمت شیراز رفتند و از ناپدید شدن پسر 24 سالهشان به نام علیرضا خبر دادند.
پدر علیرضا به مأموران گفت:«پسرمان صبح برای انجام کاری از خانه بیرون رفت و قرار بود خیلی سریع بازگردد اما بعد از چند ساعت از او خبری نشد.
هرچه با تلفن همراهش تماس گرفتیم پاسخمان را نداد. چشم به در دوخته بودیم تا از راه برسد اما در این هنگام بود که فردی با شمارهای ناشناس با من تماس گرفت و گفت پسرت را گروگان گرفتهایم و اگر از این ماجرا حرفی به پلیس بزنی او را میکشیم.
با شنیدن این جمله وحشت کردم. ابتدا قصد نداشتم ماجرا را به پلیس گزارش بدهم اما وقتی دیدم کاری از دستمان برنمیآید سرانجام تصمیم گرفتم موضوع را به پلیس گزارش بدهم و درخواست کمک کنم.»
با اظهارات والدین پسرجوان پروندهای در این خصوص تشکیل و تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی دست به کار شدند تا پرده از راز این آدمربایی بردارند.
اولین فرضیهی کارآگاهان این بود که آدمربایان برای اخاذی از خانوادهی پسر جوان دست به گروگانگیری زدهاند اما در ادامهی تحقیقات وقتی مشخص شد خانوادهی علیرضا از وضعیت اقتصادی خوبی برخوردار نیستند این فرضیه رنگ باخت.
فرضیهی بعدی که کارآگاهان به سراغ آن رفتند این بود که شاید پسرجوان قربانی یک کینهی خانوادگی شده باشد.
تحقیقات جدیدی در این خصوص آغاز شد و در روند رسیدگی به این پرونده و پرس وجو از خانوادهی پسرجوان، مأموران متوجه شدند که آنها با یکی از آشنایانشان از مدتی قبل دچار اختلاف خانوادگی بوده و چند بار از سوی آنها تهدید شدهاند.
در حالی که تحقیقات برای یافتن ردی از آدمربایان ادامه داشت، آنها چند بار دیگر هم با خانوادهی جوان ربوده شده تماس گرفتند و فقط آنها را تهدید میکردند.
به نظر میرسید قصد آنها ترساندن خانوادهی گروگان است و هربار که تماس میگرفتند، مدعی میشدند که اگر پای پلیس به میان بیاید دیگر پسرشان را نخواهند دید.
اینکه آنها در جریان تماسهایشان درخواست پول نکرده بودند فرضیهی اینکه پسر جوان با انگیزهی انتقامجویی ربوده شده را قوت میبخشید.
سردار احمدعلی گودرزی فرماندهی انتظامی استان فارس دراینباره به سرنخ میگوید: تماسهای تهدیدآمیز آدمربایان ادامه داشت و مأموران از خانوادهی گروگان خواستند که با آنها دربارهی پسرشان حرف بزنند و اعلام کنند میخواهند مطمئن شوند که او زنده است.
بررسیها ادامه داشت تا اینکه وقتی گروگانگیران برای آخرین بار با خانوادهی گروگان تماس گرفته بودند، کارآگاهان با اقدامات فنی خود و ردزنی تماسها متوجه شدند آدمربایان در شهرستان کوار به سر میبرند.
تحقیقات پلیسی ادامه یافت و در حالی که تنها چند ساعت از ربوده شدن علیرضا گذشته بود اطلاعاتی در اختیار پلیس قرار گرفت که نشان میداد آدمربایان او را به یک گاوداری در یکی از روستاهای شهرستان کوار منتقل کردهاند.
شناسایی مخفیگاه
سردار گودرزی ادامه میدهد:با توجه به تهدیدهای آدمربایان جان پسرجوان در خطر بود به همین خاطر کارآگاهان با حضور در روستای مورد نظر گاوداری را زیر نظر قرار گرفتند.
آنها متوجه رفت وآمدهای مشکوک دو پسرجوان به این مکان شدند که با شناسایی هویت دو پسرجوان به نامهای سعید 27 ساله و سجاد30 ساله مشخص شد که آنها اعضای همان خانوادهای هستند که از مدتی قبل با علیرضا و خانوادهاش اختلاف پیدا کرده بودند.
وقتی مأموران اطمینان کامل پیدا کردند که گروگان در این محل نگهداری میشود عملیات ضربتی برای آزادی او و دستگیری آدمربایان را شروع کردند.
دستگیری گروگانگیران
غروب هشتم دی ماه بود که کارآگاهان وارد گاوداری موردنظر شدند. آنها در ابتدا سعید برادرکوچکتر را غافلگیر و دستگیر کردند اما در بازرسی از مخفیگاه مشخص شد که سجاد برادر بزرگتر قبل از ورود پلیس از محل متواری شده است.
با دستگیری یکی از متهمان مأموران به جستوجو ادامه دادند تا اینکه سرانجام علیرضا را که با دست و پای بسته در یک اتاق کوچک زندانی شده بود پیدا و آزاد کردند.
با دستگیری سعید و آزاد شدن علیرضا پرونده به مراحل پایانی خود نزدیک شد.
سعید 27 ساله وقتی تحت بازجویی قرار گرفت به مأموران گفت: مدتی قبل علیرضا به خواستگاری خواهرمان آمد اما خانوادهی ما با این وصلت موافق نبودند و به آنها جواب منفی دادیم اما علیرضا پایش را در یک کفش کرده بود و مدام درخواستش را تکرار میکرد.
سماجت او باعث شده بود که آبروی خانوادهمان به خطر بیفتد و این مسئله دردسر زیادی برایمان به وجود آورده بود.
سرانجام کار به جایی رسید که با برادر بزرگترم تصمیم گرفتیم علیرضا را گروگان بگیریم تا کمی بترسد و پایش را از زندگیمان بیرون بکشد.صبح بود که با خودروی پژو 206 به مقابل خانهی علیرضا رفتیم و منتظر ماندیم تا از خانه خارج شود.
وقتی پایش را از خانه بیرون گذاشت من و برادرم به طرفش رفتیم و او را با زور به داخل ماشین کشاندیم و به گاوداری یکی از دوستانمان آوردیم.
قصد نداشتیم او را بکشیم یا اذیت کنیم و حتی فکرش را هم نمیکردیم پای پلیس به ماجرا باز شود تا اینکه چند ساعت بعد به محاصرهی پلیس درآمدیم و دستگیر شدیم.
سردار احمدعلی گودرزی رئیس پلیس استان فارس با اشاره به این نکته که تحقیقات برای دستگیری متهم دیگر این پرونده همچنان ادامه دارد افزود: والدین با کنترل فرزندان خود میتوانند از بروز این نوع اتفاقات جلوگیری کنند و با راهنمایی کردن و مشاوره دادن به آنها و همچنین انتخاب همسر مناسب زندگی آرامی را برای خود و دیگر اعضای خانوادهشان فراهم کنند
به گزارش همشهری، پسر جوان حسابی ترسیده بود. کسانی که او را ربوده بودند مدام به مرگ تهدیدش میکردند و او فکر میکرد به زودی تهدیدشان را عملی خواهند کرد.
اما فقط چند ساعت بعد وقتی با دست و پای بسته در اتاقی زندانی شده بود پلیس از راه رسید و او را نجات داد. او به خاطر اختلافات خانوادگی توسط دو برادر ربوده شده بود اما این آدمربایی هرگز به سرانجام نرسید.
صبح هشتم دی ماه زن و مرد میانسالی به کلانتری 26 رحمت شیراز رفتند و از ناپدید شدن پسر 24 سالهشان به نام علیرضا خبر دادند.
پدر علیرضا به مأموران گفت:«پسرمان صبح برای انجام کاری از خانه بیرون رفت و قرار بود خیلی سریع بازگردد اما بعد از چند ساعت از او خبری نشد.
هرچه با تلفن همراهش تماس گرفتیم پاسخمان را نداد. چشم به در دوخته بودیم تا از راه برسد اما در این هنگام بود که فردی با شمارهای ناشناس با من تماس گرفت و گفت پسرت را گروگان گرفتهایم و اگر از این ماجرا حرفی به پلیس بزنی او را میکشیم.
با شنیدن این جمله وحشت کردم. ابتدا قصد نداشتم ماجرا را به پلیس گزارش بدهم اما وقتی دیدم کاری از دستمان برنمیآید سرانجام تصمیم گرفتم موضوع را به پلیس گزارش بدهم و درخواست کمک کنم.»
با اظهارات والدین پسرجوان پروندهای در این خصوص تشکیل و تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی دست به کار شدند تا پرده از راز این آدمربایی بردارند.
اولین فرضیهی کارآگاهان این بود که آدمربایان برای اخاذی از خانوادهی پسر جوان دست به گروگانگیری زدهاند اما در ادامهی تحقیقات وقتی مشخص شد خانوادهی علیرضا از وضعیت اقتصادی خوبی برخوردار نیستند این فرضیه رنگ باخت.
فرضیهی بعدی که کارآگاهان به سراغ آن رفتند این بود که شاید پسرجوان قربانی یک کینهی خانوادگی شده باشد.
تحقیقات جدیدی در این خصوص آغاز شد و در روند رسیدگی به این پرونده و پرس وجو از خانوادهی پسرجوان، مأموران متوجه شدند که آنها با یکی از آشنایانشان از مدتی قبل دچار اختلاف خانوادگی بوده و چند بار از سوی آنها تهدید شدهاند.
در حالی که تحقیقات برای یافتن ردی از آدمربایان ادامه داشت، آنها چند بار دیگر هم با خانوادهی جوان ربوده شده تماس گرفتند و فقط آنها را تهدید میکردند.
به نظر میرسید قصد آنها ترساندن خانوادهی گروگان است و هربار که تماس میگرفتند، مدعی میشدند که اگر پای پلیس به میان بیاید دیگر پسرشان را نخواهند دید.
اینکه آنها در جریان تماسهایشان درخواست پول نکرده بودند فرضیهی اینکه پسر جوان با انگیزهی انتقامجویی ربوده شده را قوت میبخشید.
سردار احمدعلی گودرزی فرماندهی انتظامی استان فارس دراینباره به سرنخ میگوید: تماسهای تهدیدآمیز آدمربایان ادامه داشت و مأموران از خانوادهی گروگان خواستند که با آنها دربارهی پسرشان حرف بزنند و اعلام کنند میخواهند مطمئن شوند که او زنده است.
بررسیها ادامه داشت تا اینکه وقتی گروگانگیران برای آخرین بار با خانوادهی گروگان تماس گرفته بودند، کارآگاهان با اقدامات فنی خود و ردزنی تماسها متوجه شدند آدمربایان در شهرستان کوار به سر میبرند.
تحقیقات پلیسی ادامه یافت و در حالی که تنها چند ساعت از ربوده شدن علیرضا گذشته بود اطلاعاتی در اختیار پلیس قرار گرفت که نشان میداد آدمربایان او را به یک گاوداری در یکی از روستاهای شهرستان کوار منتقل کردهاند.
شناسایی مخفیگاه
سردار گودرزی ادامه میدهد:با توجه به تهدیدهای آدمربایان جان پسرجوان در خطر بود به همین خاطر کارآگاهان با حضور در روستای مورد نظر گاوداری را زیر نظر قرار گرفتند.
آنها متوجه رفت وآمدهای مشکوک دو پسرجوان به این مکان شدند که با شناسایی هویت دو پسرجوان به نامهای سعید 27 ساله و سجاد30 ساله مشخص شد که آنها اعضای همان خانوادهای هستند که از مدتی قبل با علیرضا و خانوادهاش اختلاف پیدا کرده بودند.
وقتی مأموران اطمینان کامل پیدا کردند که گروگان در این محل نگهداری میشود عملیات ضربتی برای آزادی او و دستگیری آدمربایان را شروع کردند.
دستگیری گروگانگیران
غروب هشتم دی ماه بود که کارآگاهان وارد گاوداری موردنظر شدند. آنها در ابتدا سعید برادرکوچکتر را غافلگیر و دستگیر کردند اما در بازرسی از مخفیگاه مشخص شد که سجاد برادر بزرگتر قبل از ورود پلیس از محل متواری شده است.
با دستگیری یکی از متهمان مأموران به جستوجو ادامه دادند تا اینکه سرانجام علیرضا را که با دست و پای بسته در یک اتاق کوچک زندانی شده بود پیدا و آزاد کردند.
با دستگیری سعید و آزاد شدن علیرضا پرونده به مراحل پایانی خود نزدیک شد.
سعید 27 ساله وقتی تحت بازجویی قرار گرفت به مأموران گفت: مدتی قبل علیرضا به خواستگاری خواهرمان آمد اما خانوادهی ما با این وصلت موافق نبودند و به آنها جواب منفی دادیم اما علیرضا پایش را در یک کفش کرده بود و مدام درخواستش را تکرار میکرد.
سماجت او باعث شده بود که آبروی خانوادهمان به خطر بیفتد و این مسئله دردسر زیادی برایمان به وجود آورده بود.
سرانجام کار به جایی رسید که با برادر بزرگترم تصمیم گرفتیم علیرضا را گروگان بگیریم تا کمی بترسد و پایش را از زندگیمان بیرون بکشد.صبح بود که با خودروی پژو 206 به مقابل خانهی علیرضا رفتیم و منتظر ماندیم تا از خانه خارج شود.
وقتی پایش را از خانه بیرون گذاشت من و برادرم به طرفش رفتیم و او را با زور به داخل ماشین کشاندیم و به گاوداری یکی از دوستانمان آوردیم.
قصد نداشتیم او را بکشیم یا اذیت کنیم و حتی فکرش را هم نمیکردیم پای پلیس به ماجرا باز شود تا اینکه چند ساعت بعد به محاصرهی پلیس درآمدیم و دستگیر شدیم.
سردار احمدعلی گودرزی رئیس پلیس استان فارس با اشاره به این نکته که تحقیقات برای دستگیری متهم دیگر این پرونده همچنان ادامه دارد افزود: والدین با کنترل فرزندان خود میتوانند از بروز این نوع اتفاقات جلوگیری کنند و با راهنمایی کردن و مشاوره دادن به آنها و همچنین انتخاب همسر مناسب زندگی آرامی را برای خود و دیگر اعضای خانوادهشان فراهم کنند