گزارش حاضر، مروری اجمالی از مشاهدات خبرنگار «تابناک» است که دو روز پیش، سفری به شرق استان گیلان داشته است:
نبض فرهنگی ـ سیاسی شهرهای شرقی گیلان، کمرمق میتپد. زمستان از نیمه گذشته و تا بهار راهی نمانده، اما گرمای موجود را میتوان در روزمرگیهای فارغ از سیاست، در همین دادوستدهای روتین و دو تا کار اداری و صنفی و باقلاقاتوق و شورکولی و ترشتره سراغ گرفت که انگار هیچ چیز فعلا والاتر از محکم گرفتن کلاه نیست تا باد نبردش.
برخی از کاندیداهای انتخابات مجلس هشتم، همچنان در برزخ بین تأیید و ردصلاحیتند. به اندازهای که اگر از ایشان کمترین اطلاعاتی از فضای عمومی شرق گیلان بخواهی، آمادگی ندارند. چون نمیخواهند زودتر از موعد سخن بگویند که از آن معنای «تبلیغات» مستفاد شود.
تصادفی با یکی از کاندیداهای شرق گیلان، کاندیدای شهرهای رودسر، املش، کلاچای و چابکسر، صحبت میکنم. میگویم: گمان میکنید مردم این منطقه، رغبت اصولگراییشان بیشتر است یا اصلاحطلبانهشان؟ میگوید مردم، به ویژه بافت روستایی، زیاد به این دو جریان سیاسی کاری ندارند، بلکه تنها به اشخاصی که میشناسند و فامیلشان است و البته آدم خوبی باشد، رأی میدهند، چه اصولگرا باشد و چه اصلاحطلب. ویژگیهای اینجا با تهران متفاوت است. اگر در تهران، مردم حالا به «برنامه» رأی میدهند، اینجا مردم «شخصیتمحور» هستند.
از وی میخواهم تصویر روشنی از وضعیت اجتماعی، سیاسی شهرهای حوزه انتخابیهاش بدهد، اما نمیتواند. چرا؟ چون الان هرچه بگوید «علیه»ش استفاده میکنند. به ویژه که به زعم خود، آنان (یا آن فرد مورد نظر ـ رقیبش) نمیگذارند بالا بیاید. احساس یک جنگ تن به تن دارم که احتمالا در روزهای آتی شعلهور میشود.

در لنگرود اما از یک مرغفروش، از کاندیدای شهرش میپرسم، میگوید: میدانم. بله آقای ... دیروز ناهار مردم را به خانهاش دعوت کرد!
برای آنکه در بدنه اجتماعی، پاسخ محکمتر و جامعتری پیدا کنم، وارد یک مطبوعاتی در لنگرود شدم.
آقا سلام! میدانی کاندیداهای لنگرود چه کسانیاند؟ اما آن صاحب مغازه، با «نه» محکمش، کاملا اظهار بیخبری کرد.
ولی وقتی وارد شهر لاهیجان میشوم، میبینم که کمترین نشانههایی از آمادگی جامعه شهری و روستایی (یا به عبارتی دقیقتر، جامعه تلفیقی و ترکیبی شهر و روستا) برای ورود به روز موعود ندارند.
از یکی از کاندیداها که به تازگی تأییدصلاحیت شده میپرسم: آیا گمان میکنید در انتخابات مجلس هشتم، «تنوع نامزدها» وجود دارد؟
میگوید: نه، «تعدد نامزدها» داریم، اما تنوع نامزدها را نداریم. معتقدم چنانچه بخواهیم دمکراتیک به انتخابات نگاه کنیم، این سه ویژگی را باید داشته باشد: آزاد باشد، رقابتی باشد و سالم باشد.
پس از خداحافظی از این نگاه دمکرات کاندیدای لاهیجی، آنسوتر وارد یک نهاد علمی لاهیجان میشویم؛ دانشگاه آزاد این شهر به عنوان یک دانشگاه بسیار بزرگ در منطقه شمال کشور، مترصد برپایی یک همایش تاریخی علمی است.
به گفته سیدحجت مهدوی، رئیس این دانشگاه، قرار است در دوازدهم اسفند نخستین «همایش کاربرد سند در پژوهش تاریخ گیلان» برگزار شود.
مهدوی که پیشتر (در دوره خاتمی) مدیرکل ارشاد گیلان بوده و برگزاری همایش دیلمانشناسی را در پرونده فرهنگی هنری خود دارد، ترجیح داد به جای تبیین و ارایه تصویری از وضعیت اجتماعی ـ سیاسی شرق گیلان، پررنگتر به این همایش اشاره کند که این اقدام درواقع، گام نخست برای راهاندازی مرکز اسناد تاریخ گیلان است.
فرماندار سابق سیاهکل افزود: در این همایش، تاریخپژوهانی چون منوچهر ستوده، ابراهیم باستانی پاریزی، ایرج افشار و شاپور رواسانی حضور خواهند داشت.
کمی که از این خبر همایشی فاصله میگیرم و بار دیگر، نگاهی به این شهر خفته در باران (لاهیجان) میاندازم، معلوم میشود اینجا کاندیداها در حال رفتوآمد در عوالم تأیید، احراز و ردصلاحیتند، اما از سوی بدنه اجتماعی، «سیرواویج» و «کال کباب» (نوعی از غذاهای محلی) در کنار دیگر غذاهای امروزی، همچنان مورد اقبال است و جالب توجه.
