تیمهای پیروزی و استقلال از دیرباز همواره رقیب جدی و سرسخت یکدیگر در تمامی میادین ورزشی وغیرورزشی بوده و هستند. از هوادار تا جذب بازیکن، از امتیاز تا تفاضل گل زده و خورده، از لیدر باشگاهی تا بودجه تخصیصی، از مقایسه قرارداد بازیکن ستاره تا قرارداد فلان مربی داخلی یا خارجی دیگر، از........تا الخ
به گزارش ایپنا؛ روز جمعه یک بار دیگر این 2 تیم در شرایطی انشاءالله برابر به مصاف هم میروند از تیمهایی که چند هفتهای از ترکیب آنها و بروز و ظهور تاکتیک و راهبردهای تیمی آنها نمیگذرد انتظار داریم یک بازی رقابتی، جدی و سرسختانه را از خود نشان دهند.
بازیکنی که در طی هفتههای اخیر آماج هرگونه فشار، تهمت و...مبنی بر کمکاری و ...قرار گرفته تا سرمربی که این دیدار را آخرین تیر ترکش خود میداند و ضربالعجل تعیینی برای او که نمیدانم چقدر میتواند برایش آرامش به ارمغان بیاورد.همه وهمه بسته پیشنهادی دولت و سازمان تربیت بدنی به مدیران این تیم بوده، البته بدون حق انتخاب.
این بازی کما فیالسابق نیز با نتیجه مساوی یا برد یک تیم به پایان میرسد اما سئوال اصلی اینجاست که آیا در شکلگیری این حاصل کار گروهی، چه برد و چه باخت تنها بازیکنان، مربیان و کادر مدیریتی تیم سهیمند یا عامل و عوامل بیرونی عامل اصلی آن میباشند. اساسا تا چه میزان مدیریت داخلی این 2 تیم از عابدینی تا غمخوار از فتحاللهزاده تا واعظی آشتیانی و... عامل اصلی برد و باخت این 2 تیم بودهاند.
نگارنده معتقد است آنچه به عنوان نتیجه، عاید این 2 باشگاه از گذشته تاکنون گردیده تنها حاصل کار تیمی و مدیریتی داخلی این 2 باشگاه بوده و بس. اهتمام تیمی، غیرت فردی، توان تحلیلی و...یکی از مهمترین دلایل اصلی این برداشت نگارنده است که اگر بوده حاصلی بس مطلوب و گر نبوده....
این در حالیست که سهم دولت و سهم سازمان تربیت بدنی از نتایج به دست آمده بیشتر از سرمایه و پشتیبانی انجام شده از این 2 تیم بوده؛ دولت آنچنان که از موفقیتها و بردها بهرهبرداری کرده در ازای آن بسیار اندک سرمایهگذاری و نظارت نموده در حالیکه باختها و نتایج ضعیف و منفی بدست آمده همواره گریبان مدیران داخلی این 2 باشگاه را گرفته است.
واعظی آشتیانی که عاقبت به خیر شد و انصاریفرد نیز در صورت نتیجه نگرفتن به عاقبت اسلاف خویش گرفتار خواهد شد و نامه نوشته صدبار خوانده شده دوباره دیکته خواهد شد واین بار شاید به زبان نه فارسی که شاید میخی تدوین و تجویز گردد.
مخلص کلام اینکه همواره سهم دولت در انتخاب و انتصاب نفرات انحصاری بوده و تاوان شکست سهامی عام. کافیست به دور از هیاهوی برد و باخت و حاشیههای این دو تیم میزان، نحوه و چگونگی حمایت و سرمایهگذاری دولت (البته بدون اعمال نظر) را مورد تحلیل و ارزیابی قرارداده و بعد به خوبی در خواهید یافت که ما را به خیر تو امیدی نیست، شر مرسان.
به گزارش ایپنا؛ روز جمعه یک بار دیگر این 2 تیم در شرایطی انشاءالله برابر به مصاف هم میروند از تیمهایی که چند هفتهای از ترکیب آنها و بروز و ظهور تاکتیک و راهبردهای تیمی آنها نمیگذرد انتظار داریم یک بازی رقابتی، جدی و سرسختانه را از خود نشان دهند.
بازیکنی که در طی هفتههای اخیر آماج هرگونه فشار، تهمت و...مبنی بر کمکاری و ...قرار گرفته تا سرمربی که این دیدار را آخرین تیر ترکش خود میداند و ضربالعجل تعیینی برای او که نمیدانم چقدر میتواند برایش آرامش به ارمغان بیاورد.همه وهمه بسته پیشنهادی دولت و سازمان تربیت بدنی به مدیران این تیم بوده، البته بدون حق انتخاب.
این بازی کما فیالسابق نیز با نتیجه مساوی یا برد یک تیم به پایان میرسد اما سئوال اصلی اینجاست که آیا در شکلگیری این حاصل کار گروهی، چه برد و چه باخت تنها بازیکنان، مربیان و کادر مدیریتی تیم سهیمند یا عامل و عوامل بیرونی عامل اصلی آن میباشند. اساسا تا چه میزان مدیریت داخلی این 2 تیم از عابدینی تا غمخوار از فتحاللهزاده تا واعظی آشتیانی و... عامل اصلی برد و باخت این 2 تیم بودهاند.
نگارنده معتقد است آنچه به عنوان نتیجه، عاید این 2 باشگاه از گذشته تاکنون گردیده تنها حاصل کار تیمی و مدیریتی داخلی این 2 باشگاه بوده و بس. اهتمام تیمی، غیرت فردی، توان تحلیلی و...یکی از مهمترین دلایل اصلی این برداشت نگارنده است که اگر بوده حاصلی بس مطلوب و گر نبوده....
این در حالیست که سهم دولت و سهم سازمان تربیت بدنی از نتایج به دست آمده بیشتر از سرمایه و پشتیبانی انجام شده از این 2 تیم بوده؛ دولت آنچنان که از موفقیتها و بردها بهرهبرداری کرده در ازای آن بسیار اندک سرمایهگذاری و نظارت نموده در حالیکه باختها و نتایج ضعیف و منفی بدست آمده همواره گریبان مدیران داخلی این 2 باشگاه را گرفته است.
واعظی آشتیانی که عاقبت به خیر شد و انصاریفرد نیز در صورت نتیجه نگرفتن به عاقبت اسلاف خویش گرفتار خواهد شد و نامه نوشته صدبار خوانده شده دوباره دیکته خواهد شد واین بار شاید به زبان نه فارسی که شاید میخی تدوین و تجویز گردد.
مخلص کلام اینکه همواره سهم دولت در انتخاب و انتصاب نفرات انحصاری بوده و تاوان شکست سهامی عام. کافیست به دور از هیاهوی برد و باخت و حاشیههای این دو تیم میزان، نحوه و چگونگی حمایت و سرمایهگذاری دولت (البته بدون اعمال نظر) را مورد تحلیل و ارزیابی قرارداده و بعد به خوبی در خواهید یافت که ما را به خیر تو امیدی نیست، شر مرسان.