اگر ساختار درست پیشرفت در فوتبال آلمان از «بکن‌باوئر» فوتبالیست، مدیری بین‌المللی می‌سازد، علی دایی می‌توانست با تکیه بر «آگاهی» و البته توانایی‌هایش، جایگاه بزرگی برای خودش بسازد. بکن‌باوئر از مشاوران بزرگ و تجربیاتشان سود برد اما دایی اجازه نزدیک‌شدن افراد توانمند را نداد یا آنها را محدود کرد.
1- لجوج و مغرور. شاید این کلمات دقیق‌ترین تعریف از ضعف‌های شخصیتی علی دایی باشد که او را از بسیاری از موفقیت‌ها در دوران سرمربیگری تیم‌ملی محروم کرد.
به نوشته وطن امروز؛ مردی که روی نیمکت می‌نشست تا صدای نفس‌کشیدن هیچکس را نشنود یا با پوزخند به ایده‌های آنان واکنش نشان دهد.
علی دایی در حق خودش خیانت کرد تا ما را از چهره‌ای تاثیرگذار در آسیا و جهان محروم کند و البته اطرافیانش خیانت بیشتری کردند تا در مقابل این رفتارش فقط سکوت کنند و مجیزش را بگویند.
2- صبح روزهای ابتدایی همکاری با دایی نیم ساعت برایش حرف می‌زند و از برنامه‌های تمرینی می‌گوید اما واکنش دایی با بی‌حوصلگی این است: «ساعت 3بیا اتاقم درباره‌اش حرف بزنیم». سر ساعت به اتاقش می‌رود و با صحنه جالبی روبه‌رو می‌شود، سلطان روی تختش خوابیده و عین خیالش هم نیست.
جلسه تمرین ساعت 5 بعدازظهر است و طرف کمی زودتر می‌آید و نسبت به طراحی تمرین، قیف‌ها را می‌کارد، زاویه علمک‌ها را تنظیم می‌کند.
سرمربی که می‌رسد اخمی می‌کند و می‌پرسد: «چکار می‌کنی؟» توضیح می‌دهد و برگه‌ها را نشان می‌دهد، دایی با حالتی زننده کاغذها را کنار می‌گذارد و می‌گوید اینجا او سرمربی است، خودش به وسط زمین می‌رود و حالت قیف‌ها را بهم می‌زند. آن مرد همان روز به خودش گفت این تیم موفق نمی‌شود.
3- روته‌مولر اعترافات جالبی می‌کند، او خنثی‌ترین مربی تاریخ فوتبال ایران است، حتی از فرکی! او شخصیت دایی را مردی ترسیم می‌کند که اصلا دنبال نظرخواهی از دیگران نیست، خودش هم به‌عنوان کمک‌مربی تیم‌ملی تا وقتی از او چیزی نمی‌پرسیدند، حرفی نمی‌زد.
در مقابل هر رفتار دایی تنها سکوت را در دستور کار قرار می‌داد و آنها اینگونه سرنوشت تیم‌ملی را به سقوط گره زدند. خیانت دستیاران دایی در حق سرمربی تیم‌ملی کمتر از خود دایی در حق خودش نیست، آنها با سکوتشان عملکرد دایی را مورد تایید قرار می‌دادند و البته منافع خودشان را بر منافع فوتبال کشور ارجحیت می‌دادند. فوتبال اسیر همین منافع‌هاست!
4- هر چند ساختار فرسوده پیشرفت در فوتبال ایران مانع توسعه چهره‌ها می‌شود اما علی دایی می‌توانست استثنا باشد. مردی که پله‌های ترقی را با تکیه بر «خود» پیمود و البته فرمولش در دوران بازیگری جواب داد اما دوران پس از خداحافظی از تیم‌ملی چندان برای او خوش‌یمن نبود.
اگر ساختار درست پیشرفت در فوتبال آلمان از «بکن‌باوئر» فوتبالیست، مدیری بین‌المللی می‌سازد، علی دایی می‌توانست با تکیه بر «آگاهی» و البته توانایی‌هایش، جایگاه بزرگی برای خودش بسازد. بکن‌باوئر از مشاوران بزرگ و تجربیاتشان سود برد اما دایی اجازه نزدیک‌شدن افراد توانمند را نداد یا آنها را محدود کرد.
امروز علی دایی می‌توانست صاحب کرسی‌‌های ارزنده در‌AFC شود اما او نه مشاوران خوبی دارد و نه اجازه می‌دهد افراد توانمند در کنارش بنشینند. مشکل دایی بیشتر از آنکه ساختار ورزش ایران باشد، «خودش» است، او هنوز گیرهایی با «خودش» دارد که برای بسیاری حل شده است. دایی سرمربی یا مدیر هیچوقت اینگونه «بزرگ» نمی‌شود.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1388/07/16
پاسخ

مشکل اینها با آقای دایی این چیزهایی نیست که نوشته بلکه اصل قضیه انتقام گیری از ایشان به خاطر عدم حمایت از ا.ن در انتخابات است.

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین