چرا «ماجرای نیمروز» در سینمای ایران یک اتفاق مهم است؟
«ماجرای نیمروز» به نوعی یک وسترن است که کارگردان نیز با آگاهی و در تلاش برای خلق یک وسترن مدرن، نام وسترن «ماجرا نیمروز» به کارگردانی فرد زینهمان را برای عنوان فیلمش وام گرفته و فیلمش را در مسیری پیش برده که یک روایت تاریخی در بستر وسترن مدرن روایت شود. پاداش سطح بالایی از وسواس در جزئیات این اثر، خلق یکی از بهترین فیلم های تاریخی درباره دهه شصت ایران بوده است.

اکران «ماجرای نیمروز» در
حالی ادامه دارد که به نظر می رسد این اثر جزو معدود آثار سینمایی سال 1396
محسوب می شود که باید بر روی پرده بزرگ به تماشا کرد و به همین دلیل ضرورت
تکیه بر صندلی سینما برای درک این اثر سینمایی قابل ملاحظه است و نباید به
سادگی از کنار ماجرای نیمروز گذر کرد و تجربه تماشایش را به زمان انتشار
نسخه دی وی دی موکول نمود.
به
گزارش «تابناک»؛ ژانر وسترن ویژگی هایی دارد که در وسترهای کلاسیک عمدتاً
محدود به همان فیلم های وسترنی می شود که می شناسیم؛ گاوچرانها، جایزه
بگیران و تفنگداران در دشت برای نزاع هایی می پردازند که گاهی برای عدالت،
گاهی برای منفعت و گاهی به قصد انتقام، برقراری آرامش و البته در مواردی
برای مردانگی و شرف انجام می شود. با این حال وسترن های مدرن ساختارهای
متفاوتی دارند و با وام گرفتن از برخی درونمایه های وسترن های کلاسیک،
تعریف تازه ای از وسترن ارائه کردند.
در
وسترن های مدرن نیز همچنان نبرد به خصوص با اسلحه نقش اساسی را ایفا می
کند و یکی از نشانه هایی که باعث می شود یک وسترن مدرن را با یک تریلر
(فیلم حادثه ای) یا اکشن اشتباه نگرفت، بوی باروت و برق خنجر است. در وسترن
مدرن همچنان نبرد بر سر عدالت، انتقام، کسب سود، حفظ آرامش و یا دفاع از
مردانگی و شرف است و این یکی دیگر از نشانه های مرسوم در اغلب آثار وسترن
(از کلاسیک تا اسپاگتی) محسوب می شود.
با
چنین تعریفی، «ماجرای نیمروز» اثر محمدحسین مهدویان به نوعی یک وسترن است
که کارگردان نیز با آگاهی و در تلاش برای خلق یک وسترن مدرن، نام وسترن
«ماجرا نیمروز» به کارگردانی فرد زینهمان را برای عنوان فیلمش وام گرفته و
فیلمش را در مسیری پیش برده که یک روایت تاریخی در بستر وسترن مدرن روایت
شود. تفنگداران در تعقیب جنایتکاران هستند تا عدالت را برقرار کنند و نظم و
آرامش را به شهر بازگردانند.
محمدحسین
مهدویان با تکیه بر تجربه موفق «ایستاده در غبار»، عملاً اولین فیلم
سینمایی اش را با قواعد تکنیکی متکی بر آثار پیشین پیش برده و توانسته یک
فرم روایی تاثیرگذار را خلق کند که تماشاگر را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.
«ماجرای نیمروز» به سادگی می توانست یک فیلم مفتضحانه نظیر «امکان مینا»
اثر کمال تبریزی شود اما به قدر «سیانور» تاثیرگذار است و بیش از سیانور
مخاطب را تحریک میکند تا درباره شخصیت های مورد اشاره در فیلم به جستجو و
کسب اطلاعات بپردازند.
یکی از ویژگی های غیرقابل انکار «ماجرای نیمروز»، قابهای سینمایی که برای
این اثر طراحی شده و در واقع این فیلم برای پرده عریض سینما فیلمبرداری
شده و جزئیات در پرده بزرگ به خوبی عیان می شود. با توسعه فیلمبرداری
دیجیتال، اساساً قاب بندی سینمایی کمرنگ شده و تفاوتی نمیکند که بسیاری از
فیلمهای ایرانی را در تلویزیونهای باکیفیت تماشا کرد یا در سالن سینما
تجربه کرد. به تعبیر دیگر، «ماجرای نیمروز» یکی از معدود فیلمهای رونمایی
شده در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر است که ارزش تماشا در سالن سینما را
دارد.
با تمرکز بر جزئیات صحنه های مختلف -به خصوص صحنه های خارجی- به خوبی میتوان به این حقیقت پی برد علاوه بر قابهای درست که در هر فراز از داستان به اندازه به سوژه ها نزدیک میشوند یا فاصله را حفظ میکنند، شاهد طراحی صحنه منحصر به فردی هستیم که در سینما بیشتر به چشم می آید و طبیعتاً در تلویزیون بخشی از این جزئیات کمتر مشهود است. پاداش این سطح از وسواس در جزئیات، خلق یکی از بهترین فیلم های تاریخی درباره دهه شصت ایران بوده است.
با این کیفیت انتظار
میرفت که «ماجرای نیمروز» در اکران نوروزی فروشی به مراتب بالاتر داشته
باشد اما به هر حال باید پذیرفت که فیلمهای جدی سیاسی پس از غیبت طولانی،
در چند سال اخیر حضور موثری در گیشه سینمای ایران داشته اند و به همین دلیل
تماشاگران هنوز مشتری ثابت این فیلم های سینمایی نشده اند. فعلاً اولویت
اول تماشاگران، فیلم های کمدی است و ژانرهای دیگر در اولویتهای بعدی قرار
دارند.
یک دلیل دیگر که باعث
می شود که شماری از تماشاگران ترجیح دهد بلیت فیلم هایی چون «ماجرای
نیمروز» «سیانور» و «ایستاده در غبار» را نخرند، اطمینان از اکران فیلم ها
در تلویزیون است. عموم مردم می دانند که ممکن است شماری از فیلم های کمدی
یا ملودرام های اجتماعی هیچ گاه در تلویزیون به نمایش در نیایند و حتی نسخه
شبکه نمایش خانگی شان نیز منتشر نشود و به همین دلیل، برای تماشای این
فیلم ها بلیت می خرند.
همین
گروه که جمعیت شان کم نیستند و انگیزه های اقتصادی در تصمیم گیری شان موثر
است، احتمال می دهند که فیلمی چون «ماجرای نیمروز» در قالب دی وی دی یا در
تلویزیون در دسترس قرار می گیرند؛ بنابراین صبوری می کنند تا بدون پرداخت
یک ریال این فیلم های باکیفیت را تماشا کنند اما این صبوری به قیمت از دست
دادن فرصت منحصر به فرد تماشای این فیلمها در سالن سینما تمام می شود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
کیهان وصدا سیمای میلی هم خوب تبلیغش میکنه
مخالفان فیلم خواهشا بجای قضاوت عجولانه و زدن برچسب سفارسی و... برید فیلم ببینید تا بفهمید تمام فکراتون مثل من اشتباه بوده . این فیلم شاهکاره . شاهکار
امکان مینا فیلم جالبی بود
من نشستم به دقت فیلم آقای فرهادی رو نگاه کردم ولی متوجه نشدم به چه دلیل این فیلم برنده ی اسکار شده. فروشنده!!! همه اش دیالوگ بود با یک تصویر خفن از ایران!
اما ماجرای نیمروز حتی اگر بهش اسکار هم ندهند ارزش دیدن داره.
خیلی عالی بود
خوب تبلیغ کنید اسکار اصغر فرهادی مهم نیست ولی فکرکنم ماجرای نیمروز خیلی باید مهم باه حتما میبنم
اسکار فرهادیکه گفت تابناک . ولی اگر راستش را بخوای اصلا مهم نیست . فیلمی که با پول حامی داعش یعنی قطر ساخته میشود برای گورستان نشون دادن ایران من و تو
خیلی فیلم ضعیفی بود، نمیدونم چطور این قدر بهش توجه شد!
«ماجرای نیمروز» به سادگی می توانست یک فیلم مفتضحانه نظیر «امکان مینا» اثر کمال تبریزی شود !!!!
..... این چه ادبیاتی است ؟ کمال تبریزی هر چه باشد تفکر سینمایی مفتضح ندارد .
لطفا در استخدام جملات دقت کنید .
لطفا از آدمها قدیس نسازید
آدم بزرگیه ولی آدمه و کارش قابل نقد
با این نقدت...
مهمترين علت ناديده گرفته شدن اين فيلمها دروغگويي انها است ، مثل سريال من در اوردي در مورد زندگي شاه
دلیل نفوذ ذهنی و روحی فوق العاده منافقین بر روی اعضای خود تنها و تنها به انتخاب افرادی با روحیات ضد اجتماعی برمیگردد؛ افرادی متنفر از جامعه و فرهنگ خود هر چند که ممکن است باهوش و تحصیلکرده باشند (اقتباسی شوم از شستشوی مغزی کمونیستها).
اینگونه افراد هرچه بیشتر دست به اقدامات جنایاتکارانه میزنند بیشتر به انجام آن تشویق و مطمئن میشوند.
در شرایط فعلی کشور، از یک سو تبعیض و فساد گسترده مردم را از حاکمیت ناامید میسازد و از سوی دیگر تبلیغات تاثیرگذار رسانه های بیگانه (ماهواره) مردم را از کشور و فرهنگ خود متنفر میکند؛ این یعنی شرایط رشد سرطان فکری منافقین هر روز بیشتر فراهم میگردد و شاید همین ظرفیت دلیل اصلی سرمایه گذاری آمریکا بر روی این جریان ضد مردمی است.
دلیل نفوذ ذهنی و روحی فوق العاده منافقین بر روی اعضای خود تنها و تنها به انتخاب افرادی با روحیات ضد اجتماعی برمیگردد؛
لایک
فوق العاده هست.
بی نظیره
دلیلی که برای نرفتن مردم به سینما و دیدن این دست فیلم ها آوردی تا حدودی درست است ولی دلیل اصلیش بر می گرده به نارضایتی مردم از وضع موجود و حاکم بر مملکت که عمده مسئله اش اقتصادی هستش یعنی مردم به پیش داوری رفته و ترجیح می دهند سیاست دیکته شده تو این جور آثار رو نبینن از بس که سریال ها و فیلم ها فاخر با بودجه های کلان بیت المال ضعیف عمل کرده اند. من خودم فیلم چ حاتمی کیارو دیدم و بسیار لذت بردم ولی همین فیلم و بهه خیلی ها گفتم و ندیدن
آیا فکر می کنید بار کج به مقصد می رسه؟
اگر معتقید که میرسه به کارهای خودتون ادامه بدید
آفرین، تبلیغ کنید براش! ما هم که خر!
پس شماکه تو این شرایط فیزکی قرار دارید سینما تشریف نیارید...باید اول از ژانر فیلم خوشت بیاید
واقعا ارزش رفتن به سینما رو داره
برا منی که متولد69هستم خیلی جالب بود..بازی،گریم،داستان،دکور و همه و همه عالی بود
خوب داری تبلیغ یه فیلم می کنید
فقط قبل از اینکه به دیدن این فیلم برید خواهش میکنم از افراد صاحب نظر و سن و سال دار از اون زمان ( سال 60 ) سوال کنید که در اون سال ها چه افرادی بودن و چه عملکردی داشتن مخصوصا تیپ های که در این فیلم بازی میکنند رو کامل بشناسید و به فیلم اکتفا نکنید ، تابناک خواهشا نظرات مردم رو هم انعکاس بده
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.