در دفاع از پرسپولیسی شدن دوباره کریمی؛
مرور همین وقایع، نشان می دهد همزیستی با جادوگر می تواند به کسب موفقیت های بزرگتر منجر شود، اگر کادر مدیریتی توانایی حفظ آرامش در مجموعه، باز کردن گره ها و رتق و فتق امور را داشته باشد و کادر فنی با به خرج دادن درایت، مقدمات درخشش کریمی و همبازیانش را فراهم کند؛ آنچه سال گذشته در باشگاه پرسپولیس وجود نداشت و نبودش، حتی تا همین دو هفته پیش هم آزاردهنده بود، اکنون اما، با تغییر شرایط، می توان به تکمیل شکوه زندگی پرسپولیس با کریمی به واسطه کسب عناوین ارزشمند تیمی امیدوارتر بود؛ چه اینکه گویا مدیران تازه از در تلاش برای بهبود اوضاع برآمده اند...
1 ) چرا لیونل مسی به منچسترسیتی نرفت؟ این یک سؤال ساده است که در عین حال، پاسخش می تواند بسیار مهم باشد. مالکان ثروتمند تیم دوم منچستر، اولین و شاید آخرین تیمی بودند که با پیشنهاد 300 میلیون دلاری خود، از مرز رقم فسخ قرارداد پسر آرژانتینی عبور کردند و برای استخدام او، پا پیش گذاشتند.
به نوشته قدس؛ «لئو» به راحتی می توانست با پاسخ مثبت به این پیشنهاد به چنان رکورد جاودانه ای دست یابد که هرگز هیچ کسی حتی فکر رقابت با او را نیز به سر خودش راه ندهد؛ اما این اتفاق نیفتاد. چرا؟ وفاداری، رضایت از زندگی در اسپانیا، دورخیز برای فتح عناوین تیمی بیشتر، جایگاه مطلوب در مجموعه باشگاه، موقعیت مناسب نزد هواداران و....البته می توان عناوین متعدد دیگری هم به مجموعه مدون دلایل ماندگاری مسی در بارسا افزود، اما فراموش نکنیم عامل دیگری در این فرایند وجود داشته که هرگز قابل چشم پوشی نیست؛ «بازیکن بزرگ، باید در تیم بزرگ بازی کند.»
این، بدون تردید از جمله مهم ترین دلایل رد پیشنهاد خیره کننده سیتی توسط مسی بوده است. بخش قابل توجهی از تمرکز عظیم رسانه ای موجود در اطراف این جوان آرژانتینی، به بزرگی بارسا مربوط می شود؛ آنچه از تیم اسپانیایی ویترین شایسته ای برای محافظت از گوهر وجود او ساخته است.
2 ) قرار است علی کریمی به پرسپولیس بر گردد. در واقع بازگشت جادوگر به تیم محبوبش، تصحیح یک اشتباه بزرگ است که کاملاً بی دلیل از سوی مدیریت سابق سرخپوشان رقم خورد. اکنون حبیب کاشانی که از یک سو تداوم محبوبیتش بین پرسپولیسی ها را می جوید و از سویی دیگر به هر چه فراهم تر کردن مقدمات موفقیت این تیم می اندیشد، در صدد برآمده شماره 8 معروف را به پرسپولیس بر گرداند.
این پروژه اما، مخالفانی هم دارد. در درجه اول مسؤولان و متولیان استیل آذین، بویژه کادر فنی این تیم حق مخالفت دارند، چون هیچ کسی حاضر نیست بهترین بازیکن فعلی کشور را از دست بدهد و از سوی دیگر برخی هافبکهای پرسپولیس می توانند موافق این اتفاق نباشند، چون طبیعتاً نگران جایگاه متزلزل خود هستند.
در این میانه اما، مخالفت هیچ کسی به اندازه برخی از کارشناسان و منتقدان آزاردهنده نیست؛ همانان که به آفتهای این نقل و انتقال توجه می کنند و گمان می برند روزهای دوری کریمی از پرسپولیس می تواند روزهای خوش تری باشد...
3 ) فینال فیلم پارسال پرسپولیس در حضور علی کریمی، سکانسی دلربا و شیرین نبود. سرخپوشان باوجود در اختیار داشتن 8 تاریخی خود، مسابقات گوناگون را دست خالی ترک کردند و حتی از راهیابی به لیگ قهرمانان آسیا محروم ماندند.
با این همه، بدون تردید همین پرسپولیس بحران زده پارسال هم چندین و چند تصویر طلایی داشت که رد پای علی کریمی در آنها به وضوح قابل مشاهده بود؛ حضور یکصد هزار تماشاگر برای دیدن بازی پرسپولیس و پگاه گیلان، گریز از شکست در دو داربی رفت و برگشت با جادوی او، صدرنشینی در گروه آسیایی و صعود به مرحله حذفی به عنوان تنها تیم ایرانی، تحمیل دو شکست پیاپی خانگی به گربه سیاه این سالها - سپاهان- و چندین و چند فراز تماشایی دیگر، جملگی خاطرات شیرین پرسپولیس از زندگی در کنار علی کریمی بود.
مرور همین وقایع، نشان می دهد همزیستی با جادوگر می تواند به کسب موفقیت های بزرگتر منجر شود، اگر کادر مدیریتی توانایی حفظ آرامش در مجموعه، باز کردن گره ها و رتق و فتق امور را داشته باشد و کادر فنی با به خرج دادن درایت، مقدمات درخشش کریمی و همبازیانش را فراهم کند؛ آنچه سال گذشته در باشگاه پرسپولیس وجود نداشت و نبودش، حتی تا همین دو هفته پیش هم آزاردهنده بود، اکنون اما، با تغییر شرایط، می توان به تکمیل شکوه زندگی پرسپولیس با کریمی به واسطه کسب عناوین ارزشمند تیمی امیدوارتر بود؛ چه اینکه گویا مدیران تازه از در تلاش برای بهبود اوضاع برآمده اند...
4 ) علی کریمی «باید» در تیمی به بزرگی پرسپولیس بازی کند، که دیده شود، جذابیت ببخشد، جاذبه باشد، به شاهرگ خشکیده این فوتبال خون برساند، هر مصاف ساده ای را به مسابقه ای با توانمندی جذب ده ها هزار تماشاگر تبدیل کند، تب فوتبال را در این سرزمین بالا ببرد و... مگر این «برهوت استعداد» چند علی کریمی دارد که تلف شدنش را در دستگردی ها و شیرودی ها ببینیم و تاب تحمل بیاوریم؟ این مروارید ارزشمند، باید در صدف سرخ باشد.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین