برای سعید معروف کسب عنوان ارزشمندترین بازیکن آسیا آنقدر بزرگ و مهم است که خودش عنوان میکند دیگر چنین عنوانی را به دست نخواهد آورد. پاسور باارزش والیبال ایران که به گفته پارک کی وون کرهای تمام شرقیها آرزوی داشتن پنجههای طلایی این بازیکن را در سر میپرورانند.
در جام ملتهای آسیا از ارکان درخشش تیم ملی و صعود به فینال این دوره از بازیها بوده است. معروف جوان که حالا کاملاً باتجربه شده است سبکی بیشباهت به سبک و سیاق پاسورهای شرقی هم ندارد. او برخلاف پاسورهای ایرانی که به استفاده از بازیکنان قدرتی علاقهمند هستند همواره تلاش کرد تا در نامتعادلترین شرایط هم یاران سرعتی را به راه اندازد و این وجه تمایز او با سایرین است. والیبالیست خوب کشورمان حسنهای دیگری هم دارد که خیلیها از آن بیبهرهاند.
او وقتی در خط سرویس میایستد همگان انتظار کسب چندین امتیاز متوالی را دارند چرا که سرویسهای پرشی موجی او هر دریافتکنندهای را به دردسر میاندازد. معروف مدافع خوبی هم روی تور است و با آن قامت خوبش هماهنگی خوبی با مدافعان میانی تیم ملی دارد. ارزشمندترین بازیکن آسیا در گفتوگو با ایران از جام ملتها و برنامههای آینده گفته است.
عنوان باارزشترین بازیکن جام ملتهای آسیا ظاهراً خیلی غیرمنتظره بود. از نوع خوشحالیات کاملاً این موضوع پیدا بود.
بله. با توجه به مراحلی که طی کردهام برایم عالی بود. خیلی کم اتفاق میافتد که به پاسور عنوان ارزشمندترین بازیکن آسیا را بدهند. من به کاپ پاسوری آسیا فکر میکردم. انتظار این عنوان را اصلاً نداشتم. بدون تعارف میگویم شاید تا آخر عمرم هم دیگر چنین عنوانی نگیرم. اصلاً تا لحظه آخر نمیدانستم که این اتفاق رخ داده است. در لحظه آخر که اعلام کردند اول اسم ایران را خواندند بعد هم شماره پیراهن بازیکن را من فکر میکردم محمد کاظم برنده این عنوان شده است. چون اصلاً انتظار این عنوان را نداشتم به محمد کاظم تبریک گفتم که یک دفعه دیدم بچهها میگویند این عنوان به من رسیده است.
تیم ایران نایب قهرمان جام ملتهای آسیا شده است اما از جمع نفرات این تیم فقط دو نفر را برای کسب جام معرفی کردند، آیا بازیکنان بیشتری از تیم ملی نمیتوانستند در جمع بهترینها قرار گیرند؟
اتفاقاً جای داشت نفرات بیشتری از ایران انتخاب میشدند. فکر میکنم باختمان در فینال یک مقدار روی انتخابها تأثیر گذاشت. ما اگر ژاپن را میبردیم تردید نداشته باشید وضعیت فرق میکرد. به عقیده من حق محمد کاظم بود که انتخاب میشد. محمدکاظم مقابل کره استثنایی بازی کرد. یک تنه کره را شکست داد. نمیدانم چرا انتخابش نکردند چون که در تمام بازیها جزو بهترینها بود. خودم فکر میکنم حق تیم ما بیشتر از این بود. باید کاپهای بیشتری به ایران تعلق میگرفت. متأسفانه فینال را باختیم و مسئولان برگزاری بازیها هم فقط دو نفر را از تیم ما برگزیدند. البته این را از ته دل بگویم که هر 12 نفری که در این دوره حضور داشتند با تمام وجود تلاش کردند. اگر یک نفر کم کاری میکرد تیم نتیجه نمیگرفت. همیشه کارگروهی چین، ژاپن و کره زبانزد بوده ولی این سری تیم ایران فوقالعاده بود. آنقدر تیمتر از آنها بازی کردیم که به فینال رسیدیم. خود من یا موسوی اگر این عناوین را به دست آوردیم حاصل تلاش گروهی همه بچهها بود.
به نکته جالبی اشاره کردی. اینکه گفتی تیمتر شدیم. واقعاً چه اتفاقی افتاد که کار تیمی ما اینقدر پیشرفت کرده است. چرا نسلهای قبلی نتوانستند چنین کاری انجام بدهند؟
نسل قبلی هم در مقاطعی مقامهایی کسب کرد. ببینید یک حسنی که مربی خارجی دارد این است که تا به ایران میآید دنبال کار گروهی است. اصلاً در تمام رشتههای گروهی ما این یک ضعف است. وقتی گاییچ برای والیبال ایران آمد این حس را به همه القا کرد که باید برای تیم کار کنند. بچهها پذیرفتند که باید برای دیگری کار کنند. آقای معدنی هم در این دو ساله اکثراً روی همین موضوع تمرکز کرد.
بازیکنها اگر برای همدیگر باشند تیم راحتتر نتیجه میگیرد. در واقع معدنی هم راه گاییچ را ادامه داد ولی زودتر به نتیجه رسید. گاییچ میخواست سه، چهار ساله به نتیجه برسد که اینطور نشد.
یک نکته جالبی که در جام ملتها به چشم آمد این بود که شیمیزو ژاپنی جایی در بین بهترینها نداشت و در عوض کره که سوم شد اکثر عناوین را درو کرد.
معمولاً در انتخاب بازیکنها بالا و پائین زیاد میشود. در دور قبلی مثلاً بهترین پاسور را دادند به یک اندونزیایی. این دوره ظاهراً طبق آمار کار کردند. البته خودم انتظار داشتم که شیمیزو انتخاب بشود چون که کلاس بازیاش فوقالعاده است. من دو سه تا بازی سنگین دیگر ژاپن را دیدم. در اکثر بازیها شیمیزو یک تنه کار را پیش می برد ولی نمیدانم چرا انتخابش نکردند. خیلی هم عجیب بود. مثلاً خودم فکر میکردم رقابت پاسورها هم مثل چند سال گذشته بین من و بازیکن ژاپن باشد اما این عنوان را به کرهای دادند. کرهایها پاسور قبلی خود را کنار گذاشتند و یک پاسور جوانتر آوردند. کارش بد نیست. کلاً پاسورهای چین، ژاپن و کره خوب هستند. جالب اینجاست که آنها چندین و چند سال فقط با یک پاسور کار میکنند.
خیلیها کار تو را با پاسورهای شرقی مقایسه میکنند چون که مثل سنت قبلی ایرانیها کار نمیکنی و فقط دنبال پاسهای بلند و قدرتی نیستی.
الآن شرایط فرق کرده است. همه چیز با آنالیز پیش میرود. هر بازی سبک خاص خودش را دارد. اگر حریف قد کوتاه باشد سرعتی کار میکنم. اگر هم قدبلند باشد سرعت کمتر میشود چون که دفاع بهتری دارند. خودم البته بیشتر دوست دارم از پاسهای سرعتی استفاده کنم.
کره همیشه گربه سیاه والیبال ایران بود اما در عرض کمتر از دو ماه این تیم را دوبار شکست دادیم. سال گذشته هم آنها را در جام کنفدراسیون آسیا شکست دادیم.
نمیشود گفت کره افت کرده است، این تیم هنوز در لیگ جهانی بازی میکند. والیبال ایران آنقدر پیشرفت کرده که همه روی آن حساب باز میکنند. دیگر آن دوران که چین، ژاپن و کره چشم بسته ما را میبردند، گذشت. به نظر من کره یک تیم خاص است. این تیم اگر از حریف خود جلو بیفتد در حد اروپا کار را ادامه میدهد ولی اگر عقب بیفتد خیلی با ترس و استرس ادامه میدهد. ما با این شناخت سعی میکردیم کره را دنبال خودمان بکشیم. آنها مقابل ما خیلی استرس داشتند. دقیقاً وقتی کار به ست پنجم کشید کارمان راحتتر هم شد.
در عوض دو بار به ژاپن باختیم.
بازی با این تیم در خاک ژاپن واقعاً سخت است، این سری که در فیلیپین بودیم خیلی فکر میکردیم آنها را ببریم ولی نشد. به نظر من ژاپن را میشود برد فقط اگر اوضاع عادی باشد. ما هشت بازی پشت سر هم انجام داده بودیم، بچهها خیلی خسته بودند. نمیگویم اگر استراحت میکردیم حتماً آنها را میبردیم اما راحتتر بازی میکردیم. حالا اواخر آبانماه باز هم باید در توکیو با آنها بازی کنیم. فکر میکنم این دفعه بهتر کار کنیم.
تیم ملی یک ماه پیش برای رقابتهای انتخابی جام جهانی به مصر رفت و دو بار متوالی به این تیم باخت. ظاهراً مصریها میزبان خوبی نبودند اما آیا واقعاً اینقدر حواشی روی کادر فنی تیم ملی تأثیرگذار بود؟
ما شرایط غیرعادی داشتیم، از ژاپن برگشتیم. قرار بود مستقیم از دوبی به قاهره برویم که گفتند ویزا آماده نیست بعد برگشتیم تهران. 20ساعت بعد دوباره رفتیم دوبی و از آنجا هم قاهره. هشت ساعت ما را برای صدور ویزا در فرودگاه نگه داشتند. در هتل هم اوضاع اصلاً خوب نبود. موقع رفتن به سالن هم کلی اذیت کردند. دیگر کسی رمقی برای بازی کردن نداشت. البته مصر دو سه تا بازیکن در لیگ ایتالیا دارد و یک سرمربی ایتالیایی هم به کار گرفته. آنها در حالت عادی به ما میباختند اما شرایط این دفعه اصلاً خوب نبود. حتی رئیس فدراسیون جهانی هم گفت که عادلانه نبود. مصریها بعد از ما سر ژاپن را هم بریدند. آنها ناجوانمردانه عمل کردند.
به نظر میرسد تیم ملی هنوز در دریافتهای اول مشکلاتی دارد. با این دریافتها مقابل برزیل، امریکا، صربستان و لهستان در جام بزرگ قهرمانان به مشکل برنمیخوریم؟
نمی شود راجع به این بازیها الآن خیلی صحبت کرد. همین که تلاش میکنیم آبرومندانه بازی کنیم و برنده شویم خیلی مهم است. آنها بهترینهای دنیا هستند. ما باید با تمام وجود بازی کنیم تا دست و پا بسته نباشیم. فکر میکنم بازی با تیمی مثل برزیل برای همه یک افتخار است. من خودم پاسور برزیل را خیلی دوست داشتم اما مدتهاست که آسیب دیده و بازی نمیکند. به هر حال اگر همینطور ادامه بدهیم و خدا بخواهد فکر میکنم سال آینده لیگ جهانی باشیم. همین حالا هم از دو سه تیم حاضر در لیگ بهتریم.
مهمترین ضعف و قوتهای فنی تیم ایران در این شرایط کدامند؟
من که بازیکن هستم و نباید صحبت کنم. فقط میگویم هنوز هم باید تیمتر بشویم. هر کدام از بازیکنان ایران در تیمهای ژاپن، چین یا کره باشند بدون تردید فیکس خواهند بود چون شایستگی آن را دارند. الآن ما بیشترین رشد را در دفاع داریم. همیشه مقابل شرقیها که سرعتی هستند در دفاع مشکل داشتیم ولی الآن وضع فرق کرده است.
گاییچ و معدنی چقدر در این پیشرفت تأثیرگذار بودهاند؟
اولاً بگویم دیگر هیچ وقت در هیچ رشته ورزشی مربی در سطح گاییچ نخواهیم داشت. وی در مدت یک سال و نیمی که مربی ایران بود کلاً تفکرات والیبال ایران و زندگی حرفهای بازیکنان را تغییر داد و ما را به یک مسیر جدید برد. معدنی هم چون خودش پاسور بود و میگویند پاسورها خوشفکر هستند خیلی با هوش عمل کرده است. او اختلاف سنی زیادی با بچهها ندارد و شرایط آنها را بهتر درک میکند. معدنی کارش را خیلی دوست دارد و فقط دوست دارد رو به جلو گام بردارد. او به آینده و کارش فکر میکند و از همه چیز شناخت دارد. یکی از حسنهای معدنی این است که از اول شکلگیری این تیم در کنار گاییچ قرار داشت و با اهداف و تفکرات این مربی آشنایی کامل داشت. اینکه بچهها با معدنی رابطه خوبی دارند و به لحاظ فنی کاملاً او را پذیرفتهاند خیلی مهم است.
در چند سال اخیر بارها به عنوان بهترین پاسور آسیا و تورنمنتهای مختلف انتخاب شدی ولی هنوز نتوانستی به یک تیم خارجی بروی.
خب فعلاً پیشنهادی ندارم.
اما بعید است که نخواهی لژیونر شوی؟
فعلاً که در لیگ ایران هستم. نمیخواهم الآن فکرم را درگیر این موضوع بکنم. اگر خدا بخواهد یک سال دیگر برای رفتن تلاش خواهم کرد.
بعد از مسابقات جهانی ایتالیا؟
به هر حال این مسابقات فرصت بزرگی برای هر بازیکنی است.
در جام ملتهای آسیا از ارکان درخشش تیم ملی و صعود به فینال این دوره از بازیها بوده است. معروف جوان که حالا کاملاً باتجربه شده است سبکی بیشباهت به سبک و سیاق پاسورهای شرقی هم ندارد. او برخلاف پاسورهای ایرانی که به استفاده از بازیکنان قدرتی علاقهمند هستند همواره تلاش کرد تا در نامتعادلترین شرایط هم یاران سرعتی را به راه اندازد و این وجه تمایز او با سایرین است. والیبالیست خوب کشورمان حسنهای دیگری هم دارد که خیلیها از آن بیبهرهاند.
او وقتی در خط سرویس میایستد همگان انتظار کسب چندین امتیاز متوالی را دارند چرا که سرویسهای پرشی موجی او هر دریافتکنندهای را به دردسر میاندازد. معروف مدافع خوبی هم روی تور است و با آن قامت خوبش هماهنگی خوبی با مدافعان میانی تیم ملی دارد. ارزشمندترین بازیکن آسیا در گفتوگو با ایران از جام ملتها و برنامههای آینده گفته است.
عنوان باارزشترین بازیکن جام ملتهای آسیا ظاهراً خیلی غیرمنتظره بود. از نوع خوشحالیات کاملاً این موضوع پیدا بود.
بله. با توجه به مراحلی که طی کردهام برایم عالی بود. خیلی کم اتفاق میافتد که به پاسور عنوان ارزشمندترین بازیکن آسیا را بدهند. من به کاپ پاسوری آسیا فکر میکردم. انتظار این عنوان را اصلاً نداشتم. بدون تعارف میگویم شاید تا آخر عمرم هم دیگر چنین عنوانی نگیرم. اصلاً تا لحظه آخر نمیدانستم که این اتفاق رخ داده است. در لحظه آخر که اعلام کردند اول اسم ایران را خواندند بعد هم شماره پیراهن بازیکن را من فکر میکردم محمد کاظم برنده این عنوان شده است. چون اصلاً انتظار این عنوان را نداشتم به محمد کاظم تبریک گفتم که یک دفعه دیدم بچهها میگویند این عنوان به من رسیده است.
تیم ایران نایب قهرمان جام ملتهای آسیا شده است اما از جمع نفرات این تیم فقط دو نفر را برای کسب جام معرفی کردند، آیا بازیکنان بیشتری از تیم ملی نمیتوانستند در جمع بهترینها قرار گیرند؟
اتفاقاً جای داشت نفرات بیشتری از ایران انتخاب میشدند. فکر میکنم باختمان در فینال یک مقدار روی انتخابها تأثیر گذاشت. ما اگر ژاپن را میبردیم تردید نداشته باشید وضعیت فرق میکرد. به عقیده من حق محمد کاظم بود که انتخاب میشد. محمدکاظم مقابل کره استثنایی بازی کرد. یک تنه کره را شکست داد. نمیدانم چرا انتخابش نکردند چون که در تمام بازیها جزو بهترینها بود. خودم فکر میکنم حق تیم ما بیشتر از این بود. باید کاپهای بیشتری به ایران تعلق میگرفت. متأسفانه فینال را باختیم و مسئولان برگزاری بازیها هم فقط دو نفر را از تیم ما برگزیدند. البته این را از ته دل بگویم که هر 12 نفری که در این دوره حضور داشتند با تمام وجود تلاش کردند. اگر یک نفر کم کاری میکرد تیم نتیجه نمیگرفت. همیشه کارگروهی چین، ژاپن و کره زبانزد بوده ولی این سری تیم ایران فوقالعاده بود. آنقدر تیمتر از آنها بازی کردیم که به فینال رسیدیم. خود من یا موسوی اگر این عناوین را به دست آوردیم حاصل تلاش گروهی همه بچهها بود.
به نکته جالبی اشاره کردی. اینکه گفتی تیمتر شدیم. واقعاً چه اتفاقی افتاد که کار تیمی ما اینقدر پیشرفت کرده است. چرا نسلهای قبلی نتوانستند چنین کاری انجام بدهند؟
نسل قبلی هم در مقاطعی مقامهایی کسب کرد. ببینید یک حسنی که مربی خارجی دارد این است که تا به ایران میآید دنبال کار گروهی است. اصلاً در تمام رشتههای گروهی ما این یک ضعف است. وقتی گاییچ برای والیبال ایران آمد این حس را به همه القا کرد که باید برای تیم کار کنند. بچهها پذیرفتند که باید برای دیگری کار کنند. آقای معدنی هم در این دو ساله اکثراً روی همین موضوع تمرکز کرد.
بازیکنها اگر برای همدیگر باشند تیم راحتتر نتیجه میگیرد. در واقع معدنی هم راه گاییچ را ادامه داد ولی زودتر به نتیجه رسید. گاییچ میخواست سه، چهار ساله به نتیجه برسد که اینطور نشد.
یک نکته جالبی که در جام ملتها به چشم آمد این بود که شیمیزو ژاپنی جایی در بین بهترینها نداشت و در عوض کره که سوم شد اکثر عناوین را درو کرد.
معمولاً در انتخاب بازیکنها بالا و پائین زیاد میشود. در دور قبلی مثلاً بهترین پاسور را دادند به یک اندونزیایی. این دوره ظاهراً طبق آمار کار کردند. البته خودم انتظار داشتم که شیمیزو انتخاب بشود چون که کلاس بازیاش فوقالعاده است. من دو سه تا بازی سنگین دیگر ژاپن را دیدم. در اکثر بازیها شیمیزو یک تنه کار را پیش می برد ولی نمیدانم چرا انتخابش نکردند. خیلی هم عجیب بود. مثلاً خودم فکر میکردم رقابت پاسورها هم مثل چند سال گذشته بین من و بازیکن ژاپن باشد اما این عنوان را به کرهای دادند. کرهایها پاسور قبلی خود را کنار گذاشتند و یک پاسور جوانتر آوردند. کارش بد نیست. کلاً پاسورهای چین، ژاپن و کره خوب هستند. جالب اینجاست که آنها چندین و چند سال فقط با یک پاسور کار میکنند.
خیلیها کار تو را با پاسورهای شرقی مقایسه میکنند چون که مثل سنت قبلی ایرانیها کار نمیکنی و فقط دنبال پاسهای بلند و قدرتی نیستی.
الآن شرایط فرق کرده است. همه چیز با آنالیز پیش میرود. هر بازی سبک خاص خودش را دارد. اگر حریف قد کوتاه باشد سرعتی کار میکنم. اگر هم قدبلند باشد سرعت کمتر میشود چون که دفاع بهتری دارند. خودم البته بیشتر دوست دارم از پاسهای سرعتی استفاده کنم.
کره همیشه گربه سیاه والیبال ایران بود اما در عرض کمتر از دو ماه این تیم را دوبار شکست دادیم. سال گذشته هم آنها را در جام کنفدراسیون آسیا شکست دادیم.
نمیشود گفت کره افت کرده است، این تیم هنوز در لیگ جهانی بازی میکند. والیبال ایران آنقدر پیشرفت کرده که همه روی آن حساب باز میکنند. دیگر آن دوران که چین، ژاپن و کره چشم بسته ما را میبردند، گذشت. به نظر من کره یک تیم خاص است. این تیم اگر از حریف خود جلو بیفتد در حد اروپا کار را ادامه میدهد ولی اگر عقب بیفتد خیلی با ترس و استرس ادامه میدهد. ما با این شناخت سعی میکردیم کره را دنبال خودمان بکشیم. آنها مقابل ما خیلی استرس داشتند. دقیقاً وقتی کار به ست پنجم کشید کارمان راحتتر هم شد.
در عوض دو بار به ژاپن باختیم.
بازی با این تیم در خاک ژاپن واقعاً سخت است، این سری که در فیلیپین بودیم خیلی فکر میکردیم آنها را ببریم ولی نشد. به نظر من ژاپن را میشود برد فقط اگر اوضاع عادی باشد. ما هشت بازی پشت سر هم انجام داده بودیم، بچهها خیلی خسته بودند. نمیگویم اگر استراحت میکردیم حتماً آنها را میبردیم اما راحتتر بازی میکردیم. حالا اواخر آبانماه باز هم باید در توکیو با آنها بازی کنیم. فکر میکنم این دفعه بهتر کار کنیم.
تیم ملی یک ماه پیش برای رقابتهای انتخابی جام جهانی به مصر رفت و دو بار متوالی به این تیم باخت. ظاهراً مصریها میزبان خوبی نبودند اما آیا واقعاً اینقدر حواشی روی کادر فنی تیم ملی تأثیرگذار بود؟
ما شرایط غیرعادی داشتیم، از ژاپن برگشتیم. قرار بود مستقیم از دوبی به قاهره برویم که گفتند ویزا آماده نیست بعد برگشتیم تهران. 20ساعت بعد دوباره رفتیم دوبی و از آنجا هم قاهره. هشت ساعت ما را برای صدور ویزا در فرودگاه نگه داشتند. در هتل هم اوضاع اصلاً خوب نبود. موقع رفتن به سالن هم کلی اذیت کردند. دیگر کسی رمقی برای بازی کردن نداشت. البته مصر دو سه تا بازیکن در لیگ ایتالیا دارد و یک سرمربی ایتالیایی هم به کار گرفته. آنها در حالت عادی به ما میباختند اما شرایط این دفعه اصلاً خوب نبود. حتی رئیس فدراسیون جهانی هم گفت که عادلانه نبود. مصریها بعد از ما سر ژاپن را هم بریدند. آنها ناجوانمردانه عمل کردند.
به نظر میرسد تیم ملی هنوز در دریافتهای اول مشکلاتی دارد. با این دریافتها مقابل برزیل، امریکا، صربستان و لهستان در جام بزرگ قهرمانان به مشکل برنمیخوریم؟
نمی شود راجع به این بازیها الآن خیلی صحبت کرد. همین که تلاش میکنیم آبرومندانه بازی کنیم و برنده شویم خیلی مهم است. آنها بهترینهای دنیا هستند. ما باید با تمام وجود بازی کنیم تا دست و پا بسته نباشیم. فکر میکنم بازی با تیمی مثل برزیل برای همه یک افتخار است. من خودم پاسور برزیل را خیلی دوست داشتم اما مدتهاست که آسیب دیده و بازی نمیکند. به هر حال اگر همینطور ادامه بدهیم و خدا بخواهد فکر میکنم سال آینده لیگ جهانی باشیم. همین حالا هم از دو سه تیم حاضر در لیگ بهتریم.
مهمترین ضعف و قوتهای فنی تیم ایران در این شرایط کدامند؟
من که بازیکن هستم و نباید صحبت کنم. فقط میگویم هنوز هم باید تیمتر بشویم. هر کدام از بازیکنان ایران در تیمهای ژاپن، چین یا کره باشند بدون تردید فیکس خواهند بود چون شایستگی آن را دارند. الآن ما بیشترین رشد را در دفاع داریم. همیشه مقابل شرقیها که سرعتی هستند در دفاع مشکل داشتیم ولی الآن وضع فرق کرده است.
گاییچ و معدنی چقدر در این پیشرفت تأثیرگذار بودهاند؟
اولاً بگویم دیگر هیچ وقت در هیچ رشته ورزشی مربی در سطح گاییچ نخواهیم داشت. وی در مدت یک سال و نیمی که مربی ایران بود کلاً تفکرات والیبال ایران و زندگی حرفهای بازیکنان را تغییر داد و ما را به یک مسیر جدید برد. معدنی هم چون خودش پاسور بود و میگویند پاسورها خوشفکر هستند خیلی با هوش عمل کرده است. او اختلاف سنی زیادی با بچهها ندارد و شرایط آنها را بهتر درک میکند. معدنی کارش را خیلی دوست دارد و فقط دوست دارد رو به جلو گام بردارد. او به آینده و کارش فکر میکند و از همه چیز شناخت دارد. یکی از حسنهای معدنی این است که از اول شکلگیری این تیم در کنار گاییچ قرار داشت و با اهداف و تفکرات این مربی آشنایی کامل داشت. اینکه بچهها با معدنی رابطه خوبی دارند و به لحاظ فنی کاملاً او را پذیرفتهاند خیلی مهم است.
در چند سال اخیر بارها به عنوان بهترین پاسور آسیا و تورنمنتهای مختلف انتخاب شدی ولی هنوز نتوانستی به یک تیم خارجی بروی.
خب فعلاً پیشنهادی ندارم.
اما بعید است که نخواهی لژیونر شوی؟
فعلاً که در لیگ ایران هستم. نمیخواهم الآن فکرم را درگیر این موضوع بکنم. اگر خدا بخواهد یک سال دیگر برای رفتن تلاش خواهم کرد.
بعد از مسابقات جهانی ایتالیا؟
به هر حال این مسابقات فرصت بزرگی برای هر بازیکنی است.