مرور صحنه های داوری بازی استقلال- صبا نشان داد علیرضا فغانی چه هنرمندانه قضاوت کرده است. در حدی که احتمالاً اگر این بازی داور نداشت و بدون داور برگزار می شد، کمتر در جریان آن اشتباهات تأثیرگذار رخ می داد. مثلاً اگر سوت را اول بازی به خود ضیایی یا مرفاوی هم می دادند، در آن صحنه ای که مرتضی کاشی با تکل خود فرصت تک به تک شدن را از برهانی گرفت، بی گمان با کارت زرد دوم مواجه می شد و باید از زمین بیرون می رفت، اما داور بازی در آن صحنه مدارا کرد و کارتی از جیبش خارج نشد.
به نوشته قدس؛ در عوض، برای کارت دوم فرهاد مجیدی هیچ مدارایی در کار نبود و به راحتی کارت قرمز را به او نشان داد، در حالی که اگر می خواست قضاوتش روی همان ریتم ادامه پیدا کند، باید کارتش را برای مجیدی هم در جیب نگه می داشت. چندین آفسایدی که به اشتباه اعلام شد هم در صورت تصمیم گیری درست می توانست نتیجه بازی را عوض کند.
داور کارش این است که مانع تأثیرگذاری حوادث در نتیجه شود و خطاهای فیزیکی و رفتاری را با جریمه متناسب همراه کند تا بازی به سمت سرنوشت طبیعی خود میل کند.
آنچه در بازی استقلال- صبا و چند مسابقه دیگر این هفته رخ داد، اما نشان داد ذات داوری زیر سؤال رفته است. صحنه شاهکار داوری این هفته در حافظیه رخ داد؛ جایی که مهاجم سپاسی از گلر پاس هم گذشت، اما با خطای او سرنگون شد تا داور پنالتی بگیرد. داور که باید کارت قرمز به گلر می داد، تنها یک کارت زرد از جیب خارج کرد تا پاس تاوان جلوگیری از یک گل صد در صد را ندهد. جالب اینکه پنالتی هم گل نشد تا تأثیرگذاری داور در سرنوشت بازی به بالاترین حد ممکن برسد، چه اینکه سپاسی هم یک گل مسلم را از دست داد و هم فرصت داشتن یک بازیکن بیشتر از حریف خطا را.
البته که قضاوتها در همه جای دنیا مسأله دار است و ضریب اشتباههای داوری حتی در لیگ انگلیس و ایتالیا هم پایین نیست، اما معمولاً تصمیمات اشتباه در شرایط پرفشار گرفته می شود مثل دقایق پایانی بازی لیورپول- یونایتد که داور به اشتباه مدافع لیورپول را از زمین اخراج نکرد.
داوری که در ورزشگاه تقریباً خالی حافظیه و در حداقل فشار روانی متوجه نمی شود که گلر با خطا روی بازیکن روبه رو شده با دروازه خالی، باید کارت قرمز از جیب بیرون بیاورد، احتمالاً تا ده سال دیگر هم داور نخواهد شد.
داوران هم مثل بازیکنان باید خود را برای سخت ترین شرایط ممکن در مسابقه آماده کنند تا بتوانند در فشار پایین یا متوسط، خوب از پس کار بربیایند، اما آستانه فشاری که آنها برای کارشان متصورند آن قدر پایین است که نمی توانند از پس بازی معمولی و کم فشار بربیایند.
در واقع مشکل تنها ضعف بدنی یا نا آمادگی فیزیکی نیست، بلکه از نظر روانی هم داوران ما آماده بازیها نیستند. این هفته حداقل دو بازی بود که اگر داور یکی از دو مربی طرفین بازی می شدند،تصمیمات اشتباه و تاثیرگذار در سرنوشت کار کمتر می شد. این خطرناک نیست؟
به نوشته قدس؛ در عوض، برای کارت دوم فرهاد مجیدی هیچ مدارایی در کار نبود و به راحتی کارت قرمز را به او نشان داد، در حالی که اگر می خواست قضاوتش روی همان ریتم ادامه پیدا کند، باید کارتش را برای مجیدی هم در جیب نگه می داشت. چندین آفسایدی که به اشتباه اعلام شد هم در صورت تصمیم گیری درست می توانست نتیجه بازی را عوض کند.
داور کارش این است که مانع تأثیرگذاری حوادث در نتیجه شود و خطاهای فیزیکی و رفتاری را با جریمه متناسب همراه کند تا بازی به سمت سرنوشت طبیعی خود میل کند.
آنچه در بازی استقلال- صبا و چند مسابقه دیگر این هفته رخ داد، اما نشان داد ذات داوری زیر سؤال رفته است. صحنه شاهکار داوری این هفته در حافظیه رخ داد؛ جایی که مهاجم سپاسی از گلر پاس هم گذشت، اما با خطای او سرنگون شد تا داور پنالتی بگیرد. داور که باید کارت قرمز به گلر می داد، تنها یک کارت زرد از جیب خارج کرد تا پاس تاوان جلوگیری از یک گل صد در صد را ندهد. جالب اینکه پنالتی هم گل نشد تا تأثیرگذاری داور در سرنوشت بازی به بالاترین حد ممکن برسد، چه اینکه سپاسی هم یک گل مسلم را از دست داد و هم فرصت داشتن یک بازیکن بیشتر از حریف خطا را.
البته که قضاوتها در همه جای دنیا مسأله دار است و ضریب اشتباههای داوری حتی در لیگ انگلیس و ایتالیا هم پایین نیست، اما معمولاً تصمیمات اشتباه در شرایط پرفشار گرفته می شود مثل دقایق پایانی بازی لیورپول- یونایتد که داور به اشتباه مدافع لیورپول را از زمین اخراج نکرد.
داوری که در ورزشگاه تقریباً خالی حافظیه و در حداقل فشار روانی متوجه نمی شود که گلر با خطا روی بازیکن روبه رو شده با دروازه خالی، باید کارت قرمز از جیب بیرون بیاورد، احتمالاً تا ده سال دیگر هم داور نخواهد شد.
داوران هم مثل بازیکنان باید خود را برای سخت ترین شرایط ممکن در مسابقه آماده کنند تا بتوانند در فشار پایین یا متوسط، خوب از پس کار بربیایند، اما آستانه فشاری که آنها برای کارشان متصورند آن قدر پایین است که نمی توانند از پس بازی معمولی و کم فشار بربیایند.
در واقع مشکل تنها ضعف بدنی یا نا آمادگی فیزیکی نیست، بلکه از نظر روانی هم داوران ما آماده بازیها نیستند. این هفته حداقل دو بازی بود که اگر داور یکی از دو مربی طرفین بازی می شدند،تصمیمات اشتباه و تاثیرگذار در سرنوشت کار کمتر می شد. این خطرناک نیست؟