1- اولین صعود یک تیم ایرانی به مرحله بعد مسابقات فوتبال جامجهانی، نقطه عطفی در تاریخ فوتبال ایران به شمار میرود و بابت چنین اتفاق شگفتانگیزی به علی دوستی، کادر فنی و بازیکنان تیمملی نوجوانان تبریک میگویم.
به نوشته تهران امروز؛ صرفنظر از افتخار بزرگی که اکنون نصیب فوتبال ملی ایران شده، کنکاش در مورد تیمملی نوجوانان و آنالیز این تیم، گوشهای از زوایای پنهان فوتبال ایران را مورد اشاره قرار میدهد.
2- وجه شاخص تیمملی نوجوانان، فیزیک بدنی ایدهآل و دوندگی قابل اعتنای بازیکنان آن بود.
ظرافتهای تکنیکی و مهارتهای فنی البته حلقه مفقوده تیمملی نوجوانان بود. چنانکه ما در ترکیب تیمملی کلمبیا نمایش فوقالعاده بازیکنی را دیدیم که پنج بازیکن را مسحور دریبلهای تماشاییاش میکرد و در تیمملی اروگوئه هم بازیکنان شماره 9 و هفت این تیم سرنوشت بازی تیمشان را رقم میزدند.
فقدان چنین بازیکنانی که از نظر مهارتهای فردی چیزی برای عرضه کردن داشته باشند و به مدد آن بتوان گره بازیهای بزرگ را باز کرد، به شدت در تیمملی نوجوانان جلبنظر میکرد که این موضوع میتواند محور اصلی بحث برای رسیدن به پاسخ روشن در مورد چرایی حذف این تیم از مسابقات جامجهانی باشد.«تیم گلخانهای» بهترین واژه برای توصیف تیمملی نوجوانان است که طی چند سال گذشته اردوهای کوتاه و بلندمدت متعددی را سپری کرده است.
اشکالی ندارد کسی بتواند در زمستان گوجهفرنگی مرغوب برداشت کند اما با این پیششرط که به بوتههای گوجهفرنگی در تابستان هم رسیدگی شود و محصول تابستانی داشته باشد. در واقع اگر بوتهها را رها کنیم و وسط زمین لمیزرع یک گلخانه ایجاد کنیم کار درستی انجام ندادهایم و تیمملی نوجوانان درست در چنین شرایطی قرار دارد.
3- اگر 18 تیم لیگبرتری هر کدام یک تیم نوجوانان نه گلخانهای بلکه پرورش یافته در مزارع فوتبال داشته باشند و 28 تیم لیگ یکی و استانی هم تیمی در همین رده داشته باشند که همیشه درگیر مسابقات رسمی باشگاهی باشند، هر استان میتواند یک تیمملی نوجوانان داشته باشد.
در آلمان فوتبالیستها از سن چهار سالگی تمرین را آغاز میکنند و هر فصل حدود 30 مسابقه رسمی و دوستانه را پشت سر میگذارند. آنها وقتی هشت ساله میشوند 150 بازی انجام دادهاند و بازیکنان مستعد حتی چهار یا پنج گل در هر بازی میزنند. همین بازیکنان بعد از پنج فصل بالای 100 گل زدهاند.
آنها چنان به گل زدن عادت میکنند که پس از گل به خودی هم هورا میکشند و شادی میکنند. به این فوتبالیستهای کوچک که به سرعت مدارج پیشرفت را طی میکنند Bam bini (آهوی کوچک) میگویند. فوتبال ایران اما بدون زیر نظر گرفتن آهوهای کوچک و با یک فوتبال گلخانهای، هلند، مهد فوتبال پایه دنیا را برده است. تصور کنید اگر گلخانههای فوتبال ایران به مزارع تبدیل شود چه اتفاقی میافتد.
به نوشته تهران امروز؛ صرفنظر از افتخار بزرگی که اکنون نصیب فوتبال ملی ایران شده، کنکاش در مورد تیمملی نوجوانان و آنالیز این تیم، گوشهای از زوایای پنهان فوتبال ایران را مورد اشاره قرار میدهد.
2- وجه شاخص تیمملی نوجوانان، فیزیک بدنی ایدهآل و دوندگی قابل اعتنای بازیکنان آن بود.
ظرافتهای تکنیکی و مهارتهای فنی البته حلقه مفقوده تیمملی نوجوانان بود. چنانکه ما در ترکیب تیمملی کلمبیا نمایش فوقالعاده بازیکنی را دیدیم که پنج بازیکن را مسحور دریبلهای تماشاییاش میکرد و در تیمملی اروگوئه هم بازیکنان شماره 9 و هفت این تیم سرنوشت بازی تیمشان را رقم میزدند.
فقدان چنین بازیکنانی که از نظر مهارتهای فردی چیزی برای عرضه کردن داشته باشند و به مدد آن بتوان گره بازیهای بزرگ را باز کرد، به شدت در تیمملی نوجوانان جلبنظر میکرد که این موضوع میتواند محور اصلی بحث برای رسیدن به پاسخ روشن در مورد چرایی حذف این تیم از مسابقات جامجهانی باشد.«تیم گلخانهای» بهترین واژه برای توصیف تیمملی نوجوانان است که طی چند سال گذشته اردوهای کوتاه و بلندمدت متعددی را سپری کرده است.
اشکالی ندارد کسی بتواند در زمستان گوجهفرنگی مرغوب برداشت کند اما با این پیششرط که به بوتههای گوجهفرنگی در تابستان هم رسیدگی شود و محصول تابستانی داشته باشد. در واقع اگر بوتهها را رها کنیم و وسط زمین لمیزرع یک گلخانه ایجاد کنیم کار درستی انجام ندادهایم و تیمملی نوجوانان درست در چنین شرایطی قرار دارد.
3- اگر 18 تیم لیگبرتری هر کدام یک تیم نوجوانان نه گلخانهای بلکه پرورش یافته در مزارع فوتبال داشته باشند و 28 تیم لیگ یکی و استانی هم تیمی در همین رده داشته باشند که همیشه درگیر مسابقات رسمی باشگاهی باشند، هر استان میتواند یک تیمملی نوجوانان داشته باشد.
در آلمان فوتبالیستها از سن چهار سالگی تمرین را آغاز میکنند و هر فصل حدود 30 مسابقه رسمی و دوستانه را پشت سر میگذارند. آنها وقتی هشت ساله میشوند 150 بازی انجام دادهاند و بازیکنان مستعد حتی چهار یا پنج گل در هر بازی میزنند. همین بازیکنان بعد از پنج فصل بالای 100 گل زدهاند.
آنها چنان به گل زدن عادت میکنند که پس از گل به خودی هم هورا میکشند و شادی میکنند. به این فوتبالیستهای کوچک که به سرعت مدارج پیشرفت را طی میکنند Bam bini (آهوی کوچک) میگویند. فوتبال ایران اما بدون زیر نظر گرفتن آهوهای کوچک و با یک فوتبال گلخانهای، هلند، مهد فوتبال پایه دنیا را برده است. تصور کنید اگر گلخانههای فوتبال ایران به مزارع تبدیل شود چه اتفاقی میافتد.