فدراسیون فوتبال باز هم تکذیب کرد. انتشار اخبار مربوط به برخی از کمبودهای مدیریتی و پشتیبانی تیمملی نوجوانان ایران در جامجهانی نیجریه، واکنش قابل انتظار فدراسیوننشینها را به دنبال داشت و این بار مهدی تاج با ادبیاتی تحقیرآمیز خبرنگار خبرگزاری مهر را کج فهم و دروغپرداز لقب داد.
به نوشته تهران امروز؛ ماجرای تکذیبهای فوتبال ایران ریشهای کهنسال و قطور دارد و کسی که برای اولین بار واژه «تکذیب»را وارد لغتنامه فوتبال کرد، لطف بزرگی را در حق پشتمیزنشینها مرتکب شد. باور ادعاهای مهدی تاج با آن ژست خاص و ادبیات سیاستمدارانهاش دشوار است.
به تاخیر انداختن پاداشها، استقبال ضعیف از تیمهای موفق و ضعف مفرط در فراهم کردن امکانات اولیه، اتفاقی نیست که ساکنان جزیره فوتبال ایران با آن بیگانه باشند. گناه خبرنگار خبرگزاری مهر این است که حقیقت را آنطور که دیده براساس وظیفهاش توصیف کرده و با پول توجیبی فدراسیون و بلیت رفت و برگشت به نیجریه و رودربایستی این و آن قرار نگرفته.
او طبیعتا باید اینطور فکر میکرد که اگر حقایق را بنویسد از سفرها و امتیازات بعدی محروم خواهد شد، پس بهتر است برای خوشامد مدیران فدراسیون مشاهدات سفر را در ذهن خود بایگانی میکرد یا حداقل اینکه آنها را در دفترچه خاطرات شخصیاش به ثبت میرساند.
درست مشابه همان عملی که سایر خبرنگاران حاضر در نیجریه انجام دادند و بیتردید آنها در تورنمنتهای بعدی از امتیازات ویژهای برخوردار خواهند شد. دروغنویسی و وارونه جلوه دادن واقعیت در فضای رسانههای ورزشی ایران وجود دارد اما در شکلگیری این عادت دردناک بیش از همه مدیران مقصرند که تلاش میکنند با سوءاستفاده از موقعیت ویژه خود و جایگاه ضعیف و آسیبپذیر خبرنگاران، آنها را به سوی خود جلب کنند و تریبونی برای انعکاس شایستگیهای غیرواقعی خود به وجود بیاورند.
آنها تا زمانی که به رسانه احتیاج دارند، رفتار متفاوتی را بروز میدهند و وقتی به هدف خود میرسند بخشی از آنچه به توصیه خودشان انعکاس یافته است را تکذیب میکنند. خبرنگار کج فهم و فاسد از کنار مدیر جاهل و ناسالم متولد میشود و در طول تاریخ اغنیای فاسد اما پولدار فوجی از طبقه متوسط و ضعیف را به دنبال خود کشاندهاند. باید باور کنیم که «دروغگویی» در ادبیات فوتبال ایران
«به تکذیب» شهرت پیدا کرده و به خصیصه لاینفک مدیران فوتبال تبدیل شده است.
چندی قبل علی فتحاللهزاده در یک برنامه تلویزیونی صبحگاهی حتی وقتی بحث محیطزیست مطرح بود از عادت صنفی خود دست نکشید و مدعی شد از یک لاکپشت غولپیکر در آذربایجان با تلفن همراه شخصیاش فیلمبرداری کرده است.
دروغی که در همان برنامه با تماس تلفنی مدیرکل محیطزیست آذربایجان غربی لو رفت. از دروغ بزرگ عبدالرضا برهانینژادکه آن هم در یک برنامه تلویزیونی اتفاق افتاد هم قریب به یک هفته میگذرد. او مصاحبهاش با یک خبرگزاری را تکذیب کرد در حالیکه صبح فردا فایل صوتی روی خروجی خبرگزاری بود و آقای مدیرعامل تلفن همراهش را جواب نمیداد. دروغ آخر را از زبان مهدی تاج میشنویم، او در عین حال پا را فراتر میگذارد و خبرنگاران را به کجفهمی متهم میکند. این هم البته در جزیره ناشناخته فوتبال ایران اتفاق عجیبی نیست.
به نوشته تهران امروز؛ ماجرای تکذیبهای فوتبال ایران ریشهای کهنسال و قطور دارد و کسی که برای اولین بار واژه «تکذیب»را وارد لغتنامه فوتبال کرد، لطف بزرگی را در حق پشتمیزنشینها مرتکب شد. باور ادعاهای مهدی تاج با آن ژست خاص و ادبیات سیاستمدارانهاش دشوار است.
به تاخیر انداختن پاداشها، استقبال ضعیف از تیمهای موفق و ضعف مفرط در فراهم کردن امکانات اولیه، اتفاقی نیست که ساکنان جزیره فوتبال ایران با آن بیگانه باشند. گناه خبرنگار خبرگزاری مهر این است که حقیقت را آنطور که دیده براساس وظیفهاش توصیف کرده و با پول توجیبی فدراسیون و بلیت رفت و برگشت به نیجریه و رودربایستی این و آن قرار نگرفته.
او طبیعتا باید اینطور فکر میکرد که اگر حقایق را بنویسد از سفرها و امتیازات بعدی محروم خواهد شد، پس بهتر است برای خوشامد مدیران فدراسیون مشاهدات سفر را در ذهن خود بایگانی میکرد یا حداقل اینکه آنها را در دفترچه خاطرات شخصیاش به ثبت میرساند.
درست مشابه همان عملی که سایر خبرنگاران حاضر در نیجریه انجام دادند و بیتردید آنها در تورنمنتهای بعدی از امتیازات ویژهای برخوردار خواهند شد. دروغنویسی و وارونه جلوه دادن واقعیت در فضای رسانههای ورزشی ایران وجود دارد اما در شکلگیری این عادت دردناک بیش از همه مدیران مقصرند که تلاش میکنند با سوءاستفاده از موقعیت ویژه خود و جایگاه ضعیف و آسیبپذیر خبرنگاران، آنها را به سوی خود جلب کنند و تریبونی برای انعکاس شایستگیهای غیرواقعی خود به وجود بیاورند.
آنها تا زمانی که به رسانه احتیاج دارند، رفتار متفاوتی را بروز میدهند و وقتی به هدف خود میرسند بخشی از آنچه به توصیه خودشان انعکاس یافته است را تکذیب میکنند. خبرنگار کج فهم و فاسد از کنار مدیر جاهل و ناسالم متولد میشود و در طول تاریخ اغنیای فاسد اما پولدار فوجی از طبقه متوسط و ضعیف را به دنبال خود کشاندهاند. باید باور کنیم که «دروغگویی» در ادبیات فوتبال ایران
«به تکذیب» شهرت پیدا کرده و به خصیصه لاینفک مدیران فوتبال تبدیل شده است.
چندی قبل علی فتحاللهزاده در یک برنامه تلویزیونی صبحگاهی حتی وقتی بحث محیطزیست مطرح بود از عادت صنفی خود دست نکشید و مدعی شد از یک لاکپشت غولپیکر در آذربایجان با تلفن همراه شخصیاش فیلمبرداری کرده است.
دروغی که در همان برنامه با تماس تلفنی مدیرکل محیطزیست آذربایجان غربی لو رفت. از دروغ بزرگ عبدالرضا برهانینژادکه آن هم در یک برنامه تلویزیونی اتفاق افتاد هم قریب به یک هفته میگذرد. او مصاحبهاش با یک خبرگزاری را تکذیب کرد در حالیکه صبح فردا فایل صوتی روی خروجی خبرگزاری بود و آقای مدیرعامل تلفن همراهش را جواب نمیداد. دروغ آخر را از زبان مهدی تاج میشنویم، او در عین حال پا را فراتر میگذارد و خبرنگاران را به کجفهمی متهم میکند. این هم البته در جزیره ناشناخته فوتبال ایران اتفاق عجیبی نیست.