بکام از روز اول حضور در گالکسی مسئولیتپذیر بود؛ چه آن هنگام که به هوادار هتاک لسآنجلس حمله کرد تا دیگر کوچکترین حرف زشتی درباره همسرش ویکتوریا نشنود و چه آن لحظه که به خاطر موفقیت تحصیلی بروکلین، برای فرزند ارشدش مرغوبترین هدایا را خرید.
به نوشته خراسان و به نقل از تایمز، او امروز یک مسئولیت بزرگ دارد و باید ثابت کند حتی اگر برای تفریح به ینگه دنیا آمده باشد، باز هم به لطف کاریزمای ذاتی میتواند یک تیم آمریکایی را بر قله MLS (لیگ حرفهای آمریکا) بنشاند. فینال امروز مقابل رئال سالت لیک، بکس را از اتهامها مبرا میکند. چه بخواهید و چه نخواهید او دیوید بکام است؛ گویی حتی وقتی دنیا را آب ببرد، او از خواب خوش ناشی از خستگی بابت خالکوبیهای فراوان بیدار نمیشود.
حالا بکس در هتل مجلل محل اقامت گالکسی به دومین جام دوران پس از منچستریونایتد میاندیشد. بکام در آمریکا، 2 سال و نیم روی ترن هوایی مدام بالا و پایین رفته اما دیگر مایل به تجربه فراز و فرود نیست و ثبات میخواهد. به هر حال او علاوهبر پایان خوش (بکام سال آینده به میلان بر میگردد) سودای توپ زدن در جام جهانی را در سر میپروراند.
بازیکن سابق رئالمادرید همین امروز را دارد، پس باید لیاقتهایش را به کاپلو ثابت کند. در توالی فراز و فرودهای ترن هوایی زندگی، بکام اوج را بیش از حضیض تجربه کرده است: «در زندگی همیشه لحظات دشواری وجود دارد. شخصا همواره با نهایت توان برای رسیدن به اهدافم تلاش کردهام. تصور میکنم این بهترین راه ممکن است. آرزوی پوشیدن پیراهن تیم ملی کشورم را دارم.»
هیچ کس نمیداند بکام به روی خودش نمیآورد اما در حقیقت پس از تبعات اخراج در بازی مرحله یک هشتم نهایی جام جهانی 1998 بین انگلیس و آرژانتین و دور ماندن از ترکیب رئالمادرید کاپلو (آنچه خداحافظی موقت با سه شیرها را درپی داشت)، سومین دوره تاریک دوران حرفهای را پشتسر میگذارد. نشانههای این عصر در همان روزهای ابتدایی بازگشت به آمریکا بارز بود. دیوید حضور در میلان را به همراهی گالکسی در 11 بازی ابتدایی فصل جاری ترجیح داد تا هواداران در روز اولین رقابت او در لباس گالکسی، بنرهایی با مضمون «خائن» و «بیتعصب» را در دست بگیرند.
بازی با میلان نقطه اوج درگیریها به حساب میآمد. زور او درون میدان هم گره از کار گالکسی گشود و تیمی که بدون بکس فقط در یکی از 13 رقابت طعم برد را چشیده بود، با ستاره انگلیس در نهایت رتبه اول کنفرانس شرق را به چنگ آورد.
کاپیتان سابق تیم ملی انگلیس هیچ زخمی را عمیقتر از خراشیدگی روزهای پس از پایان جام جهانی 1998 نمیداند: «ناکامی؟ آنچه در آمریکا کشیدم در مقایسه با اتفاقهای سال 1998 لذتی به اندازه قدم زدن در پارک داشت. کوچکترین آسیبی به خانوادهام نرسید. واقعا اگر قرار بود سال 1998 یکی از بچههایم به مدرسه برود، اتفاق بدی رخ میداد. باز هم میگویم چندان به دردسر نیفتادم. انتقادها در ذهنم لانه نمیکند و همیشه به آیندهای خوب میاندیشم. خودم تصمیم گرفتم بازگردم و خودم عواقب موجود را میپذیرم. بازی جلوی چشم هواداران وطنی لذتبخش است اما گاهی اوقات مجبورید در زمینی پر از نفرت بازی کنید. اینجا، قصه هیجانانگیز میشود. اکثر طرفداران فوتبال مرا دوست دارند. خب، عدهای نیز مایل نیستند کنارشان باشم.»
خانه 15 میلیون یورویی
وقتی داستان زندگی راستپای طلایی دنیای فوتبال را میخوانید، فکر میکنید او در برخی مقاطع فقط به خداوند نیاز داشته و بس. زندگی شاهانه بروکلین 10 ساله در عمارتی 15 میلیون یورویی آرزوی کودکان ثروتمند دنیا تلقی میشود. دیوید دوست دارد پسرش یک زندگی کاملا عادی داشته باشد: «یکی از اهداف من حضور طبیعی بروکلین در کلاسهای درس است. پسری به سن او آرامش و اشتیاق میخواهد. او فعلا باید فقط درس بخواند. فقط هنگام روخوانی از ما کمک میگیرد و من و مادرش قول دادهایم چنانچه استعدادش را در راه کسب نمرات مطلوب خرج کند، برای خرید یک هدیه درست و حسابی دست به جیب شویم.»
برنامه کاری بروکلین
مغضوب بزرگ جام جهانی 1998 برنامه کاری بروکلین را حفظ کرده تا ثابت کند چه پدر وظیفهشناسی است: «خانهای پر از حیوانات وحشی داریم. فرزند اول من در مدرسه خیلی خوب درس میخواند و یک ساعت و نیم از وقت روزانه خود را صرف انجام تکالیف میکند. او از آن جایی که وقت فوتبال بازی کردن را ندارد، سراغ بیسبال رفته؛ هرچند هنوز در هیچ تیمی حضور ندارد. مایلم بروکلین به فعالیتهای ورزشی ادامه دهد؛ به هر شکل ممکن.» بکام اخیرا همیشه در لیست کاپلو جای داشته اما برای تثبیت جایگاهش در جام جهانی به تجربه مجدد فضای فوتبال اروپا نیاز دارد.
... و رؤیای آفریقایی من
بکام اگر سودای تجربه چهارمین جام جهانی را نداشت، 6 ماه دوری از خانواده را تحمل نمیکرد: «قول میدهم این آخرین دوره دوری طولانی مدت من از خانوادهام باشد. فقط برای یافتن جایگاهی در جمع سهشیرها حاضر شدم به میلان برگردم.» ترجیح بازی حساس گالکسی در پلیآف لیگ آمریکا به بازی دوستانه انگلیس مقابل برزیل در رؤیای آقای خوشتیپ برای تبدیل شدن به ثابتقدمترین ملیپوش تاریخ فوتبال انگلیس خللی وارد نکرد. البته رسیدن به دستاورد شیلتون (125 بازی ملی) چندان آسان نیست.
به نوشته خراسان و به نقل از تایمز، او امروز یک مسئولیت بزرگ دارد و باید ثابت کند حتی اگر برای تفریح به ینگه دنیا آمده باشد، باز هم به لطف کاریزمای ذاتی میتواند یک تیم آمریکایی را بر قله MLS (لیگ حرفهای آمریکا) بنشاند. فینال امروز مقابل رئال سالت لیک، بکس را از اتهامها مبرا میکند. چه بخواهید و چه نخواهید او دیوید بکام است؛ گویی حتی وقتی دنیا را آب ببرد، او از خواب خوش ناشی از خستگی بابت خالکوبیهای فراوان بیدار نمیشود.
حالا بکس در هتل مجلل محل اقامت گالکسی به دومین جام دوران پس از منچستریونایتد میاندیشد. بکام در آمریکا، 2 سال و نیم روی ترن هوایی مدام بالا و پایین رفته اما دیگر مایل به تجربه فراز و فرود نیست و ثبات میخواهد. به هر حال او علاوهبر پایان خوش (بکام سال آینده به میلان بر میگردد) سودای توپ زدن در جام جهانی را در سر میپروراند.
بازیکن سابق رئالمادرید همین امروز را دارد، پس باید لیاقتهایش را به کاپلو ثابت کند. در توالی فراز و فرودهای ترن هوایی زندگی، بکام اوج را بیش از حضیض تجربه کرده است: «در زندگی همیشه لحظات دشواری وجود دارد. شخصا همواره با نهایت توان برای رسیدن به اهدافم تلاش کردهام. تصور میکنم این بهترین راه ممکن است. آرزوی پوشیدن پیراهن تیم ملی کشورم را دارم.»
هیچ کس نمیداند بکام به روی خودش نمیآورد اما در حقیقت پس از تبعات اخراج در بازی مرحله یک هشتم نهایی جام جهانی 1998 بین انگلیس و آرژانتین و دور ماندن از ترکیب رئالمادرید کاپلو (آنچه خداحافظی موقت با سه شیرها را درپی داشت)، سومین دوره تاریک دوران حرفهای را پشتسر میگذارد. نشانههای این عصر در همان روزهای ابتدایی بازگشت به آمریکا بارز بود. دیوید حضور در میلان را به همراهی گالکسی در 11 بازی ابتدایی فصل جاری ترجیح داد تا هواداران در روز اولین رقابت او در لباس گالکسی، بنرهایی با مضمون «خائن» و «بیتعصب» را در دست بگیرند.
بازی با میلان نقطه اوج درگیریها به حساب میآمد. زور او درون میدان هم گره از کار گالکسی گشود و تیمی که بدون بکس فقط در یکی از 13 رقابت طعم برد را چشیده بود، با ستاره انگلیس در نهایت رتبه اول کنفرانس شرق را به چنگ آورد.
کاپیتان سابق تیم ملی انگلیس هیچ زخمی را عمیقتر از خراشیدگی روزهای پس از پایان جام جهانی 1998 نمیداند: «ناکامی؟ آنچه در آمریکا کشیدم در مقایسه با اتفاقهای سال 1998 لذتی به اندازه قدم زدن در پارک داشت. کوچکترین آسیبی به خانوادهام نرسید. واقعا اگر قرار بود سال 1998 یکی از بچههایم به مدرسه برود، اتفاق بدی رخ میداد. باز هم میگویم چندان به دردسر نیفتادم. انتقادها در ذهنم لانه نمیکند و همیشه به آیندهای خوب میاندیشم. خودم تصمیم گرفتم بازگردم و خودم عواقب موجود را میپذیرم. بازی جلوی چشم هواداران وطنی لذتبخش است اما گاهی اوقات مجبورید در زمینی پر از نفرت بازی کنید. اینجا، قصه هیجانانگیز میشود. اکثر طرفداران فوتبال مرا دوست دارند. خب، عدهای نیز مایل نیستند کنارشان باشم.»
خانه 15 میلیون یورویی
وقتی داستان زندگی راستپای طلایی دنیای فوتبال را میخوانید، فکر میکنید او در برخی مقاطع فقط به خداوند نیاز داشته و بس. زندگی شاهانه بروکلین 10 ساله در عمارتی 15 میلیون یورویی آرزوی کودکان ثروتمند دنیا تلقی میشود. دیوید دوست دارد پسرش یک زندگی کاملا عادی داشته باشد: «یکی از اهداف من حضور طبیعی بروکلین در کلاسهای درس است. پسری به سن او آرامش و اشتیاق میخواهد. او فعلا باید فقط درس بخواند. فقط هنگام روخوانی از ما کمک میگیرد و من و مادرش قول دادهایم چنانچه استعدادش را در راه کسب نمرات مطلوب خرج کند، برای خرید یک هدیه درست و حسابی دست به جیب شویم.»
برنامه کاری بروکلین
مغضوب بزرگ جام جهانی 1998 برنامه کاری بروکلین را حفظ کرده تا ثابت کند چه پدر وظیفهشناسی است: «خانهای پر از حیوانات وحشی داریم. فرزند اول من در مدرسه خیلی خوب درس میخواند و یک ساعت و نیم از وقت روزانه خود را صرف انجام تکالیف میکند. او از آن جایی که وقت فوتبال بازی کردن را ندارد، سراغ بیسبال رفته؛ هرچند هنوز در هیچ تیمی حضور ندارد. مایلم بروکلین به فعالیتهای ورزشی ادامه دهد؛ به هر شکل ممکن.» بکام اخیرا همیشه در لیست کاپلو جای داشته اما برای تثبیت جایگاهش در جام جهانی به تجربه مجدد فضای فوتبال اروپا نیاز دارد.
... و رؤیای آفریقایی من
بکام اگر سودای تجربه چهارمین جام جهانی را نداشت، 6 ماه دوری از خانواده را تحمل نمیکرد: «قول میدهم این آخرین دوره دوری طولانی مدت من از خانوادهام باشد. فقط برای یافتن جایگاهی در جمع سهشیرها حاضر شدم به میلان برگردم.» ترجیح بازی حساس گالکسی در پلیآف لیگ آمریکا به بازی دوستانه انگلیس مقابل برزیل در رؤیای آقای خوشتیپ برای تبدیل شدن به ثابتقدمترین ملیپوش تاریخ فوتبال انگلیس خللی وارد نکرد. البته رسیدن به دستاورد شیلتون (125 بازی ملی) چندان آسان نیست.