دادکان چنین روزی را دیده بود؛
فدراسیونی که مدیرانش مانند دادکان نمی توانند حق را بگویند و از واقعیت دفاع کنند، حاضر می شوند زیر پرچم مدیر عامل یک باشگاه کار کنند و همان استقلال عملی را که روزی سازمان مدعی بود برای فدراسیون وجود ندارد، زیرپا بگذارند!
فضای اتاقهای آخرین طبقه باشگاه پرسپولیس آن قدر سنگین است که حتی موقتی ترین مردان حاضر در این طبقه هم تحمل باقی ماندن در آن را نداشته باشند.
به نوشته قدس؛ پرسپولیس در «استندبای» قرار گرفته و انگار تا اطلاع ثانوی که همان زمان بازگشت مدیرعامل باشگاه استقلال است هم نمی توان از این فضای سنگین خارج شد!
اتفاق عجیبی است. باشگاه پرسپولیس، برای فرار از بحران مدیریتی کنونی اش باید چشم انتظار بازگشت مردی باشد که در حقیقت از نگاه جامعه و در تلقی کلونی مردمی که شخصیتها را براساس اصلی ترین نقشی که در زندگی شان بازی کرده اند، می شناسند، مدیرعامل باشگاه رقیب به شمار می آید!
پرسپولیس باید چشم به فرودگاه مهرآباد بدوزد و ثانیه هایی را بشمارد که به بازگشت واعظ آشتیانی ختم می شود. بعد وقتی مدیرعامل استقلال وارد تهران شد، حبیب کاشانی با او تماس بگیرد، وقتی را طلب کند و اگر میهمانی و ولیمه واعظ آشتیانی و دغدغه های ریز و درشت او در صدور بیانیه های ریز و درشت، این اجازه را به وی داد که فرصتی هم برای رسیدگی به وضعیت پرسپولیس کنار بگذارد، به خدمت مدیرعامل باشگاه استقلال برسد و در مورد آینده این باشگاه تصمیم گیری کنند!
محمد دادکان محق بود که حرفهایش را به صراحت در برنامه ورزشی شبکه دوم سیما به زبان آورد. اویی که به واسطه زبان تند و نقدهای بی پروایش طی چهار سال گذشته فرصتی برای مدیریت در ورزش پیدا نکرد، وقتی با میل وافر سیاسیون سازمان برای بازگشت به فوتبال روبه رو شد، هم آزادگی اش را در قبال به دست آوردن پستهای کلان نشان داد و هم آنچه را بدان معتقد بود، به زبان آورد.
دادکان بود که اولین بار چنین جملاتی را به زبان آورد: این چه انتخابی است؟ آقای سعیدلو برای آقای واعظ آشتیانی حکم زده و او را معاون خود کرده است. یعنی مدیرعامل باشگاه پرسپولیس باید برای انجام امورش پشت در اتاق معاون سازمان که همان مدیر عامل استقلال است، بنشیند! همین اتفاق برای فدراسیون هم می افتد... یعنی آقای رئیس فدراسیون می شود زیردست مدیرعامل باشگاه استقلال!
ادله دادکان کامل بود و بی نقص... آن قدر کامل بود که نتوان بر آن خدشه ای وارد کرد. همین صریح گویی اش هم او را بار دیگر از ساختمان فدراسیون فوتبال دور کرد.
فدراسیونی که مدیرانش مانند دادکان نمی توانند حق را بگویند و از واقعیت دفاع کنند، حاضر می شوند زیر پرچم مدیر عامل یک باشگاه کار کنند و همان استقلال عملی را که روزی سازمان مدعی بود برای فدراسیون وجود ندارد، زیرپا بگذارند!
پرسپولیس حالا منتظر و چشم به راه بازگشت واعظ آشتیانی نشسته تا تکلیف نهایی خود را بشناسد. تکلیف نهایی اش در دست نوشته هایی است که حبیب کاشانی آماده کرده و به دستور علی سعیدلو باید تحویل معاون اول رئیس سازمان تربیت بدنی شود، اما معاون مدیرعامل باشگاهی است که از سالها قبل پیش درجه اول پرسپولیس محسوب می شد. حالا تصور کنید در این ورزش، مدیر عامل استقلال باید سند خوشبختی و رهایی تیمی را امضا کند که جدی ترین رقیب تیمش است! این چنین سلسله مراتبی برای شما جذاب نیست؟
*****
پرسپولیس در همان آچمز باقی می ماند و تردید نداشته باشید تا روزی که مدیرعامل باشگاه استقلال به این اطمینان نرسد که پرسپولیس دیگر رقیب درجه اولی برای آنها در راه قهرمانی محسوب نمی شود، حکم مدیرعامل جدید و هیأت مدیره تازه وارد نه آماده می شود و نه امضا!
این حقیقتی است که پیش روی ما قرار گرفته و می توان آن را به وضوح لمس کرد. اما آنچه به صورت روشن برایمان خودنمایی می کند، جنس مردانی است که می توانند در این سیستم مدیریتی ورزش به راه خود ادامه دهند.
مردانی مانند دادکان می روند و البته جایشان را مدیرانی می گیرند که حاضر می شوند برای ریاست و یا حتی داشتن مقام نایب رئیسی فدراسیون، شأن پست و مقام خود را تنزل دهند! مسلم است دادکان و دادکانها به روی صندلیهایی که پایه هایشان توسط این مدیران کوتاه قامت اره شده، برنمی گردند!

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار