روزی که افشین قطبی به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شد، بسیاری وی را در حد این پست کلیدی در فوتبال ایران نمیدانستند اما اصرار علی کفاشیان و مهدی تاج باعث شد آقای آنالیزور ردای مربیگری تیم ملی ایران را بر قامت خود بیندازد و روی نیمکت تیم ملی جلوس کند. آن روز بسیاری از کارشناسان فوتبال مدعی شدند با قطبی به هیچ جا نمیرسیم اما مسئولان فدراسیون فوتبال که تشنه موفقیت در عرصه ملی بودند، با چشمانی بسته از قطبی حمایت کردند تا شاید از کنار موفقیت وی، جایگاه خود در فدراسیون فوتبال را محکم کنند.
به گزارش رجانیوز؛ قطبی که هیچگاه تصور نمیکرد روزی در این پست قرار گیرد، زمانی که ذوق و شوق مدیران فوتبال ایران را برای جذب خود مشاهده کرد، تصمیم گرفت با شیوهای تجربه شده، افکار عمومی را مدیریت کند تا کسی در این میان به ناتوانی وی در عرصه فنی پی نبرد. او با راهنمایی مشاورانش در بدو ورود به ایران گفت شیرهای ایرانی را به آفریقای جنوبی خواهد برد تا همگان به قدرت فوتبال ایران پیببرند.
قطبی که دلش میخواست همه از او به عنوان یک منجی نام ببرند با طرح جملاتی نظیر "من کرهجنوبی و شمالی را مثل کف دستم میشناسم و با استفاده از این مزیت ایران را به جام جهانی خواهم برد"، فضا را به گونهای فراهم کرد که اهالی فوتبال ایران تصور کنند بدون تردید با او مسافر جامجهانی آفریقای جنوبی خواهیم شد اما با برگزاری رقابتهای مقدماتی جامجهانی مشخص شد تیم ملی ایران با افشین قطبی هم حرفی برای گفتن ندارد، همانطور که با علی دایی و امیر قلعه نویی نتوانستیم از جایگاه فوتبال ایران در قاره آسیا دفاع کنیم.
ناکامی ایران در رقابتهای مقدماتی جامجهانی باعث ریزش عمده هواداران قطبی در ایران شد، اما این مساله برای مسئولان فدراسیون فوتبال به ویژه علیکفاشیان کوچکترین اهمیتی نداشت چون او نظر خود را به هیات رئیسه فدراسیون فوتبال تحمیل کرد تا قرارداد قطبی دوباره تمدید شود، اصرارهای کفاشیان به بار نشست و قطبی توانست با حمایت بی نظیر رئیس فدراسیون فوتبال دوباره روی نیمکت تیم ملی جلوس کند.
***
انتخاب مجدد آقای آنالیزور به عنوان سرمربی تیم ملی از سوی دست اندرکاران فدراسیون فوتبال اعتراض بسیاری از اهالی فوتبال را در برداشت، بهویژه زمانی که مشخص شد پشت پرده حضور افشین به چه شکلی رقم خورده و چه کسانی در ماجرای حضور وی نقش داشتند و چه اتفاقاتی در ماجرای استخدام وی بهوقوع پیوسته است.
هرچند که حامیان او در فدراسیون فوتبال به ویژه تاج و کفاشیان ماجرای استخدام وی توسط برخی واسطهها را به کلی رد کردند اما این سؤال هرگز از بین نرفت که قطبی بهواسطه حضور چه کسانی سرمربی تیم ملی ایران شد!
در شرایطی که این سؤال برای افکار عمومی بیپاسخ مانده بود، یک سؤال دیگر برای کارشناسان به وجود آمد که مدرک افشین قطبی در چه سطحی است؟ قطبی که گویا انتظار چنین سؤالی را از سوی منتقدانش نداشت، ادعا کرد مدرک مربیگری خود را به فدراسیون فوتبال ارائه داده اما مدرک مربیگری قطبی هیچ گاه برای رسانهها رونمایی نشد تا این سؤال با جدیت خاصی دنبال شود که آیا قطبی مدرک مربیگری دارد یا...؟
با افزایش اعتراض منتقدان، مشاوران ایرانی و خارجی قطبی به وی پیشنهاد دادند تا او چهرهای تدافعی به خود بگیرد تا شاید منتقدانش به واسطه این حرکت، قدری عقبنشینی کنند اما این حرکت قطبی نه تنها به داد او نرسید بلکه لای جان وی شد. منتقدان قطبی با پیش کشیدن مشکلات فنی، ناتوانی های پنهان وی را برملا کردند تا امپراتوری که همیشه مدعی بود یک جنتلمن واقعی است، رنگ عوض کند.
انتقاد کارشناسان کاملاً فنی بود، بازی تدارکاتی تیم قطبی با بوسنی، بحرین، ازبکستان، ایسلند، مقدونیه و اردن این فضا را به منتقدان داد تا آنها نسبت به عملکرد فنی تیم ملی انتقاداتی را مطرح کنند، انتقادها که تا قبل از بازی برگشت ایران با تیم ملی اردن محدود بود، با شکست تیم ملی در امان به اوج رسید تا جناب امپراتور با لحنی گستاخانه منتقدان خود را مورد خطاب قرار دهد و آنها را به عدم شناخت از فوتبال متهم کند.
*****
اما قطبی که گویی تمام حرفهای پرطمطراق خود را از یاد برده، صبح امروز با لحنی متفاوت به منتقدان خود حمله کرد تا با این حربه آنها را وادار به سکوت کند، او با طرح این مساله که منتقدانش با نقد او به دنبال مسائل سیاسی و غیرورزشی هستند، تلاش کرد دوباره محبوبیت از دست رفته خود را بازیابد، غافل از این که سخنان او دیگری اثری برای فوتبالدوستان ایرانی نداشت.
قطبی گفت منتقدانش باید خجالت بکشند چراکه مشکل فوتبال ایران با انتقاد از تیم ملی حل نمیشود. او حتی مدعی شد برخی سیاسیون و جبهههای سیاسی دست به دعا برمیدارند که تیم ملی ببازد تا آنها به منافع خود دست پیدا کنند در حالی که همه میدانند مردم ایران در تمام ادوار برای موفقیت تیم ملی خود دست به دعا برداشتند نه ناکامی آن!
افشین که در توهم شدید به سر می برد، مدعی شد: «متاسفانه مربیانی که انتقاد میکنند، تا بهحال در تمرینات ما حاضر نشدهاند. آنها نمیدانند که من و همکارانم روزی 20 ساعت کار میکنیم. میخواهم بگویم آنها بروند و رکوردی را که خودشان ثبت کردهاند، ببینند. کدامیک از تیمهای لیگ برتری توانسته در تمامی بازیهایش پیروز باشد و کدامیک از تیمهای ایرانی حاضر در لیگ قهرمانان آسیا سال گذشته به توفیقی دست یافته است؟ مشکل ما این است که به اندازه کافی فوتبال را نمیشناسیم. باید از انتقادهایی که میکنیم، خجالت بکشیم. بهتر است به خودمان نگاه کنیم تا در تیمی که مربیاش هستیم، موفق باشیم. من بازیهای بد بسیاری را در لیگ برتر دیدهام اما، آیا تا به حال یک بار هم انتقاد کردهام و گفتهام که بازیهای بدی برگزار میشود؟ همیشه احترام گذاشتهام چرا که معتقدم باید به یک مربی فرصت داد.»
از سخنان قطبی پیداست که وی دیگر قادر به مخفی کردن نقاط ضعف و ناتوانیهای فنیاش نیست، از این رو ترجیح میدهد از در دیگری وارد شود تا مشکلاتش را حل کند.
به نظر میرسد قطبی گذشته خود را فراموش کرده است به همین دلیل برای یادآوری این جمله حسین فرکی دستیار سابق برانکو ایونکوییچ را تکرار میکنیم که درباره قطبی میگفت: «باور کنید این آقا التماس می کرد به عنوان آنالیزور به تیم ملی ایران بیاید، من خودم بارها از دادکان و برانکو شنیدم که قطبی اعلام کرده بدون دریافت پول حاضرم به ایران بیایم تا در تیم ملی به عنوان آنالیزور کار کنم. حالا چه شده که این آقا این گونه برای مربیان ایرانی و فوتبال ایران خط و نشان میکشد!»
با مرور این جمله تنها میتوان گفت: "شب بخیر آقای امپراتور!"
به گزارش رجانیوز؛ قطبی که هیچگاه تصور نمیکرد روزی در این پست قرار گیرد، زمانی که ذوق و شوق مدیران فوتبال ایران را برای جذب خود مشاهده کرد، تصمیم گرفت با شیوهای تجربه شده، افکار عمومی را مدیریت کند تا کسی در این میان به ناتوانی وی در عرصه فنی پی نبرد. او با راهنمایی مشاورانش در بدو ورود به ایران گفت شیرهای ایرانی را به آفریقای جنوبی خواهد برد تا همگان به قدرت فوتبال ایران پیببرند.
قطبی که دلش میخواست همه از او به عنوان یک منجی نام ببرند با طرح جملاتی نظیر "من کرهجنوبی و شمالی را مثل کف دستم میشناسم و با استفاده از این مزیت ایران را به جام جهانی خواهم برد"، فضا را به گونهای فراهم کرد که اهالی فوتبال ایران تصور کنند بدون تردید با او مسافر جامجهانی آفریقای جنوبی خواهیم شد اما با برگزاری رقابتهای مقدماتی جامجهانی مشخص شد تیم ملی ایران با افشین قطبی هم حرفی برای گفتن ندارد، همانطور که با علی دایی و امیر قلعه نویی نتوانستیم از جایگاه فوتبال ایران در قاره آسیا دفاع کنیم.
ناکامی ایران در رقابتهای مقدماتی جامجهانی باعث ریزش عمده هواداران قطبی در ایران شد، اما این مساله برای مسئولان فدراسیون فوتبال به ویژه علیکفاشیان کوچکترین اهمیتی نداشت چون او نظر خود را به هیات رئیسه فدراسیون فوتبال تحمیل کرد تا قرارداد قطبی دوباره تمدید شود، اصرارهای کفاشیان به بار نشست و قطبی توانست با حمایت بی نظیر رئیس فدراسیون فوتبال دوباره روی نیمکت تیم ملی جلوس کند.
***
انتخاب مجدد آقای آنالیزور به عنوان سرمربی تیم ملی از سوی دست اندرکاران فدراسیون فوتبال اعتراض بسیاری از اهالی فوتبال را در برداشت، بهویژه زمانی که مشخص شد پشت پرده حضور افشین به چه شکلی رقم خورده و چه کسانی در ماجرای حضور وی نقش داشتند و چه اتفاقاتی در ماجرای استخدام وی بهوقوع پیوسته است.
هرچند که حامیان او در فدراسیون فوتبال به ویژه تاج و کفاشیان ماجرای استخدام وی توسط برخی واسطهها را به کلی رد کردند اما این سؤال هرگز از بین نرفت که قطبی بهواسطه حضور چه کسانی سرمربی تیم ملی ایران شد!
در شرایطی که این سؤال برای افکار عمومی بیپاسخ مانده بود، یک سؤال دیگر برای کارشناسان به وجود آمد که مدرک افشین قطبی در چه سطحی است؟ قطبی که گویا انتظار چنین سؤالی را از سوی منتقدانش نداشت، ادعا کرد مدرک مربیگری خود را به فدراسیون فوتبال ارائه داده اما مدرک مربیگری قطبی هیچ گاه برای رسانهها رونمایی نشد تا این سؤال با جدیت خاصی دنبال شود که آیا قطبی مدرک مربیگری دارد یا...؟
با افزایش اعتراض منتقدان، مشاوران ایرانی و خارجی قطبی به وی پیشنهاد دادند تا او چهرهای تدافعی به خود بگیرد تا شاید منتقدانش به واسطه این حرکت، قدری عقبنشینی کنند اما این حرکت قطبی نه تنها به داد او نرسید بلکه لای جان وی شد. منتقدان قطبی با پیش کشیدن مشکلات فنی، ناتوانی های پنهان وی را برملا کردند تا امپراتوری که همیشه مدعی بود یک جنتلمن واقعی است، رنگ عوض کند.
انتقاد کارشناسان کاملاً فنی بود، بازی تدارکاتی تیم قطبی با بوسنی، بحرین، ازبکستان، ایسلند، مقدونیه و اردن این فضا را به منتقدان داد تا آنها نسبت به عملکرد فنی تیم ملی انتقاداتی را مطرح کنند، انتقادها که تا قبل از بازی برگشت ایران با تیم ملی اردن محدود بود، با شکست تیم ملی در امان به اوج رسید تا جناب امپراتور با لحنی گستاخانه منتقدان خود را مورد خطاب قرار دهد و آنها را به عدم شناخت از فوتبال متهم کند.
*****
اما قطبی که گویی تمام حرفهای پرطمطراق خود را از یاد برده، صبح امروز با لحنی متفاوت به منتقدان خود حمله کرد تا با این حربه آنها را وادار به سکوت کند، او با طرح این مساله که منتقدانش با نقد او به دنبال مسائل سیاسی و غیرورزشی هستند، تلاش کرد دوباره محبوبیت از دست رفته خود را بازیابد، غافل از این که سخنان او دیگری اثری برای فوتبالدوستان ایرانی نداشت.
قطبی گفت منتقدانش باید خجالت بکشند چراکه مشکل فوتبال ایران با انتقاد از تیم ملی حل نمیشود. او حتی مدعی شد برخی سیاسیون و جبهههای سیاسی دست به دعا برمیدارند که تیم ملی ببازد تا آنها به منافع خود دست پیدا کنند در حالی که همه میدانند مردم ایران در تمام ادوار برای موفقیت تیم ملی خود دست به دعا برداشتند نه ناکامی آن!
افشین که در توهم شدید به سر می برد، مدعی شد: «متاسفانه مربیانی که انتقاد میکنند، تا بهحال در تمرینات ما حاضر نشدهاند. آنها نمیدانند که من و همکارانم روزی 20 ساعت کار میکنیم. میخواهم بگویم آنها بروند و رکوردی را که خودشان ثبت کردهاند، ببینند. کدامیک از تیمهای لیگ برتری توانسته در تمامی بازیهایش پیروز باشد و کدامیک از تیمهای ایرانی حاضر در لیگ قهرمانان آسیا سال گذشته به توفیقی دست یافته است؟ مشکل ما این است که به اندازه کافی فوتبال را نمیشناسیم. باید از انتقادهایی که میکنیم، خجالت بکشیم. بهتر است به خودمان نگاه کنیم تا در تیمی که مربیاش هستیم، موفق باشیم. من بازیهای بد بسیاری را در لیگ برتر دیدهام اما، آیا تا به حال یک بار هم انتقاد کردهام و گفتهام که بازیهای بدی برگزار میشود؟ همیشه احترام گذاشتهام چرا که معتقدم باید به یک مربی فرصت داد.»
از سخنان قطبی پیداست که وی دیگر قادر به مخفی کردن نقاط ضعف و ناتوانیهای فنیاش نیست، از این رو ترجیح میدهد از در دیگری وارد شود تا مشکلاتش را حل کند.
به نظر میرسد قطبی گذشته خود را فراموش کرده است به همین دلیل برای یادآوری این جمله حسین فرکی دستیار سابق برانکو ایونکوییچ را تکرار میکنیم که درباره قطبی میگفت: «باور کنید این آقا التماس می کرد به عنوان آنالیزور به تیم ملی ایران بیاید، من خودم بارها از دادکان و برانکو شنیدم که قطبی اعلام کرده بدون دریافت پول حاضرم به ایران بیایم تا در تیم ملی به عنوان آنالیزور کار کنم. حالا چه شده که این آقا این گونه برای مربیان ایرانی و فوتبال ایران خط و نشان میکشد!»
با مرور این جمله تنها میتوان گفت: "شب بخیر آقای امپراتور!"