دکتر محمدرضا جوادی یگانه*
تنبلی اجتماعی ایرانیان
نتایج تحقیق تطبیقی نشان می‌دهد که میزان تنبلی ایرانیان از متوسط جهانی بیشتر است و تنها کشورهای عربی و آفریقایی هستند که بیش از ایرانیان دچار تنبلی هستند.
در بُن بیشتر مشکلات ایرانیان و مشخصه‌هایی که کم و بیش، از آنها با عنوان آسیب‌های فرهنگی و یا اجتماعی یاد می‌کنند، خصوصیتی اخلاقی را مشاهده می‌کنیم که به اعتقاد برخی از صاحب‌نظران، بسیاری از ویژگی‌های نامطلوب ما بر روی آن سوار شده است و در فرهنگ و خصلت جمعی ما بسیار ریشه دارد. این خصوصیت اخلاقی، تنبلی اجتماعی است که بسیاری از عادات فرهنگی و صفات اجتماعی ما از آن مایه می‌گیرند و تغذیه می‌کنند. این مساله تا بدانجا مهم است که رهبر انقلاب در سخنرانی روز اول فروردین از «تنبلی اجتماعی» به عنوان «دشمن درونی ایرانیان» نام برده و تأکید کرده بودند: «تنبلی، نشاط کار نداشتن، ناامیدی، خودخواهی‌های افراطی، بدبین بودن به دیگران، بدبین بودن به آینده، نداشتن اعتماد به خود (به شخص خود و نه به ملت خود) بیماری است».
در همین راستا رئیس مجلس شورای اسلامی در روز شنبه ۲۹ اردیبهشت، در نطق پیش از دستور مجلس می‌گوید: «عده‌ای شب و روز درس می‌خوانند که بعداً مجبور نشوند کار کنند. ما از حیث فرهنگ کار در کشور مشکل داریم. در کشور ما فرهنگ یقه سفیدی پذیرفته شده است. این که آدم درس می‌خواند تا کار نکند و هر کسی درس نخواند کار کند... اتلاف وقت در فرهنگ ما یک امر عادی شده است و فرار کردن از کار و زحمت یک نوع زرنگی است، قبلاً به کسی زرنگ می‌گفتند که بیشتر کار کند، ولی الآن کسی از زیر کار در برود زرنگ است» (خبرگزاری مهر، 1386) این توجه رهبر انقلاب و دیگر مقامات کشور نسبت به خصایص اخلاقی منفی ایرانیان و مخصوصا «تنبلی اجتماعی» نشان از «مساله بودن» این امر در جامعه ما دارد.
آنچه روشن است «تنبلی اجتماعی» یکی از مهمترین ویژگی‌های رفتاری ناپسند ایرانیان است. این مساله بویژه در عدم تمایل به درس خواندن در مدارس و دانشگاه‌ها، و در کار اداری کارمندان، و در میزان بالای تماشای تلویزیون در ایران به جای کتابخوانی، و در تمایل زیاد به استخدام در دستگاه دولتی و عدم تمایل برای کسب تخصص و مهارت و کارآفرینی، در وجود تعطیلی فراوان سالانه، در پدیده‌ای به نام بین التعطیلین، و در موارد فراوان دیگر موجود است. همین شیوع و گستردگی آسیب‌های اجتماعی «تنبلی اجتماعی» نشان از اهمیت ریشه یابی و تبیین دقیق این خصلت فرهنگی ایرانیان است.
اهمیت مساله تنبلی اجتماعی و نیز فقدان تحقیقات قبلی در این باره، انجام پژوهشی مقدماتی در این باب را ضروری ساخت، تا بتوان مانند سایر خلقیات منفی، به بررسی یکپارچه آنها پرداخت. به همین منظور پژوهشی با عنوان تنبلی اجتماعی علل، پیامدها و راهکارها در کمیسیون اجتماعی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی مورد مطالعه قرار گرفت.
در این پژوهش به دنبال این بودیم که اولا میزان و نوع تنبلی اجتماعی را بدست آوریم، تا معین شود که در ایران با چه نوعی از تنبلی روبرو هستیم: تنبلی در سطح فردی و بر پایه دلایل شخصیتی، یا تنبلی در سطح فردی و بر پایه دلایل اجتماعی، و یا اینکه مساله اساسا در سطح ساختاری و کلان است و تنبلی بیش از آنکه فردی باشد اجتماعی قلمداد شود. ثانیا علل و عوامل موثر بر آن را شناسایی شود و در نهایت بر اساس یافته‌های دو بخش قبلی، راهکارهایی برای تخفیف این مساله در سطوح مختلف در ایران پیشنهاد شود.
پژوهش‌ها و تببین‌های فراوانی درباره علل پایین بودن میزان عام گرایی، فردگرایی افراطی، عدم مراعات حقوق شهروندی، تخلفات رانندگی، پایین بودن میزان بهره وری، عدم اقبال به تحصیل، گسترش بازاریابی‌های شبکه‌ای و... انجام شده است. همچنین موسسات و ارگان‌های مرتبط با حل این مسائل نیز بودجه‌های فراوانی برای حل هر یک از آنها اختصاص داده‌اند و تلاش فراوانی هم کرده‌اند. اما آنچه تاکنون از آن غفلت شده، همبستگی این آسیب‌ها و مسائل با هم است. یعنی این مسائل اجتماعی، جزیره‌هایی جدا از هم نیستند که بتوان برای هر کدام به تنهایی و مستقلا اقدامی کرد، بلکه مجموعه علل یکسانی بر بیشتر آنها تاثیر می‌گذارند و چنانچه بتوان به صورت اساسی و «هماهنگ» به آنها توجه کرد، احتمال موفقیت بیشتری وجود دارد.
شاهدی برای این مدعا، دوره‌هایی از تاریخ معاصر ایران است که وقتی «عزمی» عمومی برای پیشرفت موجود بوده، در دوران کوتاهی، این حرکت به جلو در «تمام» ارکان نظام اجتماعی به صورت محسوس مشاهده می‌شده است.
تنبلی اجتماعی، بر اساس کنشگر عاقل مندرج در نظریه انتخاب عقلانی، کسی است که یا به دنبال تمدید وضعیت موجود است، یا لذت آنی را بر نفع آنی خود ترجیح می‌دهد. تنبلی در این تحقیق، هم در سطح فردی دیده شده و هم در سطح اجتماعی به معنای برآیند تنبلی افراد دیده شده است و هم تعریف جدیدی از تنبلی شده است که بر اساس آن، تنبلی اجتماعی محصول ناهماهنگی در سطح سیستم اجتماعی است و تلاش افراد و دست اندرکاران نیز نمی‌تواند بهبود آن چندان کمکی کند، مگر آنکه آن موانع ساختاری برطرف شود.
عوامل موثر بر تنبلی در سطح فردی و ساختاری هر دو موثر هستند، ولی عوامل زیر در این تحقیق سنجیده شده است: بیگانگی اجتماعی، تقدیرگرایی، نوگرایی، توجه به آینده، تمایل به کارهای زودبازده و یکشبه، خودمداری، فردگرایی، فرار از مسئولیت بخاطر نفع فردی، بیگانگی شهروندان از حکومت، احساس بی قدرتی، و بی هنجاری. برای سنجش میزان تنبلی در تهران از پیمایش از 1328 نفر از شهروندان تهرانی با روش نمونه گیری pps استفاده شده است و نتایج تحقیق، وجود حداقل 20 درصد تنبلی در سطح شهروندان (در سطح زیاد و خیلی زیاد) را تایید کرد. نتایج تحلیل چند متغیره نیز تاثیر همزمان سه عامل تقدیرگرایی، خودمداری و بی‌قدرتی را در تبیین تنبلی موثر دیده است. بر اساس نتایج تحقیق، تلاش شد تا یک تیپ تنبل ساخته شود که در میان افراد با تحصیلات پایین‌تر، طبقات اجتماعی پایین‌تر و با آگاهی اجتماعی کمتر، بیشتر دیده می‌شود.
نتایج تحقیق تطبیقی نشان می‌دهد که میزان تنبلی ایرانیان از متوسط جهانی بیشتر است و تنها کشورهای عربی و آفریقایی هستند که بیش از ایرانیان دچار تنبلی هستند. تحلیل محتوای سفرنامه هو وجود برخی نشانه‌های تنبلی را از دیرباز در ایران تایید کرد.
* عضو کمیسیون اجتماعی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1388/09/24
پاسخ

ایرانیان تنبل نیستند فقط خیلی خسته هستند.

کاربر مهمان -> 1388/09/25
پاسخ

نتیجه افسردگی اجتماعی است

کاربر مهمان -> 1388/09/26
پاسخ

تا شایسته سالاری جاری نشود هیچ کس مریض نیست که کار کند و بهره اش را دیگری ببرد. و به همین دلیل معنی زرنگی می شود از زیر کار در رفتن.

کاربر مهمان -> 1388/09/27
پاسخ

چی بگم والا

کاربر مهمان -> 1388/09/28
پاسخ

اگر رابطه قدرت و موفقیت از بین برود یا حداقل تعدیل شود میتوان امیدوار بود وقتی قدرتمندان فاقد تلاش موفقترند این خود عامل تنبلی است دوم اینکه با هر نگرش نو مخالفت میشود و انرزی ذاتی جامعه کاهش مییابد . بپذیریم که تبلیغ مصلحت طلبی تنبلی میاورد و تبلیغ شجاعت و نو آوری توان وفعالیت و امید را افزایش میدهد قبول کنید تنبلی ما از ضعف روحیه و امیدواری ماست

کاربر مهمان -> 1388/09/28
پاسخ

تمام عوامل را به درون جامعه تاویل نمودن کمی بی انصافی است.تاریخ ما نشان میدهد که در پانصد سال گذشته معدود رهبران بزرگ در این ملک به وجود امده اند و اگر هم بوده اند جرقه ای در تاریکی بوده اند.که دلایل بیرونی و درونی را با هم دارد.

کاربر مهمان -> 1388/09/30
پاسخ

تنبلی و یا زرنگی و به عبارت دیگر بهره وری نیروی کار به نظام انگیزشی مرتبط است. همین نیروی کاری که به نظر می رسد تنبل است وقتی به ژاپن برای کار می رود و یا به کشورهای دیگر مهاجرت می مند دارای بهره وری بالایی می شود .ایرانی ها بسیار زرنگ هستند و به اصطلاح کلاه سرشان نمی رود و اگر مطمئن شوند که مطابق کارشان به آنها پرداخت می شود دیگر تنبلی نمی کنند.

کاربر مهمان -> 1388/09/30
پاسخ

یکی از عوامل تنبلی اجتماعی جاذبه نداشتن خود اجتماع نیست. مشکلات فرهنگی فرآیندی بوجود می آید و رفع آنها نیازمند فرآیند است. ما عادت کرده ایم که همه مشکلات را با دستور و نصیحت حل کنیم. مثلا همین مساله روشنایی شهرهای بزرگ را ببینید. چقدر بر مساله زیباسازی شهرها تکیه می کنند. شما روشنایی شهر تهران را با شهر استانبول مقایسه کنید ....

کاربر مهمان -> 1388/09/30
پاسخ

-به عنوان یک مثال خوب از فعالیت و وجدان کاری می توان به مردم ؤاپن اشاره کرد که بهد از جنگ جهانی یک کشور شکست خورده وبه چند شهر کاملا ویران شده را در مدت زمان کمی ساختخ و به یکی از قطبهای اقتصاد جهان تبدیل شدند. اما در ابتدا رهبران آنها لباسی برای خود دوختند که جیبهای ان لباس تنها برای قرار دادن 2 ین فضا داشت این نوع تفکر را با لباس مسولین ما و اندازه جیب آنها مقایسه کنید ،سوق یافتن تمام منابع مالی به سوی عده ای معدود امکان تفکر برای کار بیشتر از افراد عادی سلب می کند(تازه اگر کاری پیدا شود)

کاربر مهمان -> 1388/10/01
پاسخ

اکنون که نمود عملکرد مدیران در جامعه ایران آشکار شده است ، بی انصافی و ناجوانمردی است که آن را به پای ایران و ایرانی بگذاریم. تا دیر نشده به خود بیاییم و درست داوری کنیم! هنوز فاصله زیادی نیفتاده است که سایه گذشت زمان ما را از واقعیت ها دور کند و تلاش و سختکوشی پدرانمان را برای ساختن ایران به یاد داریم ولی افسوس!

کاربر مهمان -> 1388/10/02
پاسخ

هیچ کس تنبل نیست. فقط همه دچار روزمرگی و بی انگیزه هستند.

کاربر مهمان -> 1388/10/02
پاسخ

یکی از عوامل تنبلی ایرانیان هدر رفتن انرژی و توان افراد در داخل سیستمهای دولتی است. در واقع این سیستم است که ما را تنبل می کند. هر چه تنبل تر باشی موفق تر خواهی بود. ولی، هر چه پر تلاش تر و شاداب تر باشی: 1- مشکلات بیشتری را باید به تنهایی حل کنی 2- از ناحیه مدیران، انسان پر دردسرتری خواهی بود و همیشه در حال تنش با آنها. 3- و در نهایت چنانچه موفق شوی، نتیجه آن را کسان دیگری خواهند برد و تو در همین سطح و مسئولیت باقی خواهی ماند و شاهد نتایج به ثمر نشستن دسترنجت در موفقیت یک نفر دیگر خواهی بود. البته اگر خوش شانس باشی و اخراجت نکنند...

کاربر مهمان -> 1388/10/03
پاسخ

امید را از مردم نگیرید ، خواهید دید که چه خواهند کرد...

کاربر مهمان -> 1388/10/03
پاسخ

شکی در این نیست که ایرانیان تنبل هستند اما بنظر من این ربطی به مردم ندارد و کاملاً مربوط بیه سیستم است. شاهد این مدعا، خیل ایرانیان موفق و زرنگ (واقعی) در کشورهای غربی است. یک ایرانی در ایران تنبل است اما همین که از این مملکت بیرون می‌رود، زرنگ می‌شود. این غیر از ضعف سیستم است؟؟ خیلی از دوستان من که در ایران واقعاً از زیر کار در رو بودند هم‌اکنون در کشورهای کانادا و آمریکا زندگی می‌کنند با کار و تلاش نسبتاً زیاد و البته بسیار راضی ترند. سوء مدیریت، عدم شایسته سالاری، سرخوردگی اجتماعی، عدم رفاه اجتماعی، کار زیاد بدون راندمان و هزاران چیز دیگر قبل از آنکه مختص فرد ایرانی باشد، مختص جامعه، دولت و حکومت ایرانی است.

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین