اعتماد؛ وقتی در یک شب احتمالاً خنک فوریه، یک جدال خانوادگی با دست دادن ژوزه مورینیو و کارلو آنچلوتی شروع شود، روزگار دشوار مرد ایتالیایی به نقطه آغاز می رسد.
همان جا سوالی در ذهن سرمربی سابق آبی پوشان لندن و فعلی اینتر شکل می گیرد؛ «اگر آنچلوتی برای اولین بار چلسی را صاحب عنوان قهرمانی لیگ قهرمانان کند پس از سه مربی سرانجام جانشین خلف من نام می گیرد؟» بله چون در حقیقت هیچ یک از مربیان دوران اخیر نایب قهرمان فصل 2008- 2007 لیگ قهرمانان (گرانت، اسکولاری و هیدینک) نتوانستند دستاوردهای آقای خاص (دو جام لیگ برتر، قهرمانی در جام حذفی انگلیس، دو بار فتح جام اتحادیه و البته برتری در جام کامینویتی شیلد) را رقم بزنند.
با این حال حداقل در استمفوردبریج نمای درونی مورینیو به مراتب زیباتر از نمای بیرونی او است. درون میدان افتخاراتش را به یاد می آوریم و خارج از زمین مسابقه گزافه گویی هایش را، اما دلیلی برای ترس آنچلوتی از مورینیو وجود ندارد. حداقل اگر بحث مقایسه پیش کشیده شود، آنچلوتی در هیبت مربی و بازیکن چهار بار معتبرترین جام باشگاهی اروپا را بالای سر برده است.
در سوی مقابل سرمربی پرتغالی اینتر علاوه بر فتح لیگ قهرمانان در سه لیگ مختلف تاج قهرمانی بر سر گذاشته و از این نظر رکورد جالبی دارد. تنها ملاقات قبلی کارلو و ژوزه در سمت فعلی در تور پیش فصل شکل گرفت.
آنجا گل های لمپارد (از روی نقطه پنالتی) و دیدیه دروگبا برتری 2 بر صفر چلسی را به ارمغان آورد. تمام مچ اندازی های رسمی این دو مربی در فصل 2008- 2007 سری A رخ داد. تیم مورینیو در داربی دور رفت میلان یک بر صفر مغلوب ضربه سر رونالدینیو شد اما در جدال دور برگشت به لطف گل های استانکوویچ و آدریانو 2 بر صفر از سد رقیب دیرینه گذشت.
مربیگری در دو تیم همشهری تنها دلیل دشمنی طرفین تلقی نمی شود. تفاوت از دل دو سبک متفاوت به وجود می آید. آنچلوتی یک مربی سنتی و مقید به حفظ احترام همه دست اندرکاران فوتبال محسوب می شود. بی تفاوتی او در قبال شایعات و افتخاراتش، میلانی هایی را که در هیبت بازیکن تفاوت سنی چندانی با او نداشتند، عده یی فرمانبردار مطیع جلوه می داد.
علاوه بر اینها او در نقش محرک خریدهای سیلویو برلوسکونی هم وارد عمل می شد پس می توان مهاجمان پرتعداد میلان را نتیجه اعمال نفوذهای سومین مربی پرافتخار تاریخ لیگ قهرمانان دانست. در سوی مقابل انگلیسی ها از خیلی وقت پیش دلتنگ کرکری های مورینیو هستند.
آبراموویچ این الیگارش بزرگ بلافاصله پس از سرریز شدن کاسه صبرش آدمی مثل گرانت را جایگزین ژوزه کرد یعنی مورینیو نمی توانست 18 ماه پیش چلسی را به فینال لیگ قهرمانان برساند و در بدترین حالت سرنوشتی مانند جانشین خود را تجربه کند.
زمان گذشت.به محض پیدا شدن سرو کله مورینیو در فرودگاه میلان، اینتر از قهرمانی در سری A خسته شد، اصلاً موراتی سرمربی جنجالی را به مه آتزا آورد تا پس از تعویض 14 مربی در 14 سال دستاورد پدرش (قهرمانی در اروپا) را برای هواداران به ارمغان بیاورد، حالا موراتی و مورینیو روزهای حضور در انگلیس را قوی تر از این آقای نیمکت نشین ارزیابی می کنند.
اینتر و چلسی هرچند فعلاً با اختلاف 5 و 3 امتیاز در صدر جدول سری A و لیگ برتر قرار دارند اما بی عیب نیستند مثلاً چک در هشت بازی فصل جاری دروازه خود را بسته نگه داشته با این حال نه او نه سازمان دفاعی چلسی مانند گذشته خوب عمل نمی کنند.
البته اینتر می تواند روی شیرجه های سزار، شاهکارهای همیشگی زانتی و لوسیو در خط دفاعی، فرارهای اشنایدر در کناره ها و قدرت تمام کنندگی بالوتلی، اتوئو و میلیتو در خط حمله حساب کند تا آن زمان آنچلوتی و مورینیو در حصار آرزوهای روسای میلیاردر، رویاهایشان را مرور می کنند.
همان جا سوالی در ذهن سرمربی سابق آبی پوشان لندن و فعلی اینتر شکل می گیرد؛ «اگر آنچلوتی برای اولین بار چلسی را صاحب عنوان قهرمانی لیگ قهرمانان کند پس از سه مربی سرانجام جانشین خلف من نام می گیرد؟» بله چون در حقیقت هیچ یک از مربیان دوران اخیر نایب قهرمان فصل 2008- 2007 لیگ قهرمانان (گرانت، اسکولاری و هیدینک) نتوانستند دستاوردهای آقای خاص (دو جام لیگ برتر، قهرمانی در جام حذفی انگلیس، دو بار فتح جام اتحادیه و البته برتری در جام کامینویتی شیلد) را رقم بزنند.
با این حال حداقل در استمفوردبریج نمای درونی مورینیو به مراتب زیباتر از نمای بیرونی او است. درون میدان افتخاراتش را به یاد می آوریم و خارج از زمین مسابقه گزافه گویی هایش را، اما دلیلی برای ترس آنچلوتی از مورینیو وجود ندارد. حداقل اگر بحث مقایسه پیش کشیده شود، آنچلوتی در هیبت مربی و بازیکن چهار بار معتبرترین جام باشگاهی اروپا را بالای سر برده است.
در سوی مقابل سرمربی پرتغالی اینتر علاوه بر فتح لیگ قهرمانان در سه لیگ مختلف تاج قهرمانی بر سر گذاشته و از این نظر رکورد جالبی دارد. تنها ملاقات قبلی کارلو و ژوزه در سمت فعلی در تور پیش فصل شکل گرفت.
آنجا گل های لمپارد (از روی نقطه پنالتی) و دیدیه دروگبا برتری 2 بر صفر چلسی را به ارمغان آورد. تمام مچ اندازی های رسمی این دو مربی در فصل 2008- 2007 سری A رخ داد. تیم مورینیو در داربی دور رفت میلان یک بر صفر مغلوب ضربه سر رونالدینیو شد اما در جدال دور برگشت به لطف گل های استانکوویچ و آدریانو 2 بر صفر از سد رقیب دیرینه گذشت.
مربیگری در دو تیم همشهری تنها دلیل دشمنی طرفین تلقی نمی شود. تفاوت از دل دو سبک متفاوت به وجود می آید. آنچلوتی یک مربی سنتی و مقید به حفظ احترام همه دست اندرکاران فوتبال محسوب می شود. بی تفاوتی او در قبال شایعات و افتخاراتش، میلانی هایی را که در هیبت بازیکن تفاوت سنی چندانی با او نداشتند، عده یی فرمانبردار مطیع جلوه می داد.
علاوه بر اینها او در نقش محرک خریدهای سیلویو برلوسکونی هم وارد عمل می شد پس می توان مهاجمان پرتعداد میلان را نتیجه اعمال نفوذهای سومین مربی پرافتخار تاریخ لیگ قهرمانان دانست. در سوی مقابل انگلیسی ها از خیلی وقت پیش دلتنگ کرکری های مورینیو هستند.
آبراموویچ این الیگارش بزرگ بلافاصله پس از سرریز شدن کاسه صبرش آدمی مثل گرانت را جایگزین ژوزه کرد یعنی مورینیو نمی توانست 18 ماه پیش چلسی را به فینال لیگ قهرمانان برساند و در بدترین حالت سرنوشتی مانند جانشین خود را تجربه کند.
زمان گذشت.به محض پیدا شدن سرو کله مورینیو در فرودگاه میلان، اینتر از قهرمانی در سری A خسته شد، اصلاً موراتی سرمربی جنجالی را به مه آتزا آورد تا پس از تعویض 14 مربی در 14 سال دستاورد پدرش (قهرمانی در اروپا) را برای هواداران به ارمغان بیاورد، حالا موراتی و مورینیو روزهای حضور در انگلیس را قوی تر از این آقای نیمکت نشین ارزیابی می کنند.
اینتر و چلسی هرچند فعلاً با اختلاف 5 و 3 امتیاز در صدر جدول سری A و لیگ برتر قرار دارند اما بی عیب نیستند مثلاً چک در هشت بازی فصل جاری دروازه خود را بسته نگه داشته با این حال نه او نه سازمان دفاعی چلسی مانند گذشته خوب عمل نمی کنند.
البته اینتر می تواند روی شیرجه های سزار، شاهکارهای همیشگی زانتی و لوسیو در خط دفاعی، فرارهای اشنایدر در کناره ها و قدرت تمام کنندگی بالوتلی، اتوئو و میلیتو در خط حمله حساب کند تا آن زمان آنچلوتی و مورینیو در حصار آرزوهای روسای میلیاردر، رویاهایشان را مرور می کنند.