دکتر غلامعلی رجایی
gholamalirajaee@yahoo.com

سرانجام هرچه بود، بحمدالله انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی، به خیر و خوشی ـ به ویژه برای برخی! ـ تمام شد و مثل همیشه، ملت بزرگ ما از این آزمون حساس، سربلند و پیروز بیرون آمد و با حضور خود در پای صندوق‌های رأی، دیگر بار، علاقه‌مندی و وفاداری خود را به نظام مقدس جمهوری اسلامی ـ که برخاسته از خون مطهر شهیدان است ـ آشکار نمود.
تنها پیروز این صحنه و عرصه، ملت بزرگ ایران بود که امضا کرد چه کسانی به حساس‌ترین و کلیدی‌ترین مرکز کشور، یعنی مجلس راه یابند؛ مجلسی که گذرگاه‌های حساس تاریخ سیاسی پس از انقلاب و حوادثی مانند رای عدم کفایت بنی‌صدر از رئیس‌جمهوری با هوشمندی خاص خود پشت سر گذاشته است؛ مجلسی که جرأت و جسارت آن را داشت که درباره برکناری آیت‌الله منتظری از منصب قائم‌مقامی رهبری به امام امت نامه بنویسد، از امام تقاضای توضیح کند که از امام هم توضیح شنید؛ مجلسی که حضرت امام تصمیم درباره آزادی یا عدم آزادی گروگان‌های لانه جاسوسی آمریکا را به عهده آن نهادند و این کار خطیر را در عهده وکلا و نمایندگان مردم دانستند، هرچند این مجلس به تدریج از اندازه‌های خود کناره گرفت و از شأن و منزلت واقعی خود دور ماند تا جایی که شاید هم‌‌اکنون هرگز در مخیله نمایندگان آن ورود به چنین حوزه‌هایی که گفته شد، نگنجد و متأسفانه، بیشترین حد جسارت مجلس پیشین و مجلس کنونی خودنمایی و استفاده از اختیارات خود در حد پرسش از چند وزیر و استیضاح آنان، آن هم در سال‌های پیشین! ـ خلاصه شده است. چه رسد به این‌که بخواهد رؤسای جمهور را به مجلس بکشاند، البته با یکنواخت شدن نسبی تفکر سیاسی دو قوه مجریه و مقننه، نباید به چنین جسارت‌های ملت‌پسند و عدالت‌گرایانه و حق‌منشانه دل بست که این کمترین آفت، حاکمیت تک‌صدایی و یک‌صدایی در اداره امور کشور و نظام است.
امید که با شکسته شدن حاکمیت یک تفکر در مجلس ـ از هر گرایش که باشد ـ و ورود هرچه بیشتر نامزدهای مستقل به خانه ملت، مجلس بتواند دوباره در حد و اندازه‌های اولیه خود ظاهر شود و از رخوتی که در سالیان اخیر گریبانگیر آن شده و حتی صدای خود نمایندگان را هم درآورده است، به درآید و این امکان ندارد، مگر آن‌که مجلس در درون خود، به پالایش انقلابی دست زند و در گام نخست، حساب خود را از کسانی که مؤید‌الدوله‌اند و یا کاسب و مجلس را با محل کسب درآمد چند نسل پس از خود گرفته‌اند، جدا کند.
در سفر حج امسال، یکی از نمایندگان خوشنام پنج دوره مجلس که از قضا بر مشی استقلال از جناح‌ها حرکت می‌کند، از نماینده‌ای می‌گفت که حداکثر روزی یک ساعت، آن هم برای این‌که از مجلس به دلیل کثرت غیبت‌های خود اخراج نشود، در جلسات آن حضور پیدا می‌‌کند. همین چند روز پیش، همکاری می‌گفت، هر کاری می‌کند، فرزندانش راضی به رأی دادن نمی‌شوند، آن هم به این دلیل که یک نماینده که فامیل و همسایه اوست، زیر پای هر فرزندش یک خودرو آخرین سیستم شخصی گذاشته و خانه‌ای مجلل در ولنجک تهران می‌سازد. او می‌گفت فرزندانم می‌گویند برویم رأی بدهیم که امثال این آقا، پولشان از پارو بالا رود و فرزندانشان با تفاخر و اشرافی‌گری جلوی ما ویراژ بدهند! البته خدا را شکر که در مجلس هستند بسیار کسانی که هنوز بر سر پیمان‌های خود با امام مردم و شهیدان محکم و پابرجا ایستاده‌اند، اما مجلس از چنان جایگاه حساسی برخوردار است که حتی اگر دو نمونه گفته شده که متأسفانه این مصادیق منحصر به آنها نمی‌شود هم در آن دیده شود، باز قابل تحمل نیست.
نکته مهم دیگر در باب انتخابات مجلس و به ویژه در سطح تهران است. به نظر می‌رسد ادامه دادن به رسم و سنت‌های گذشته، گاه کار شایسته‌ای نباشد. هم‌اکنون جمعیت کشور نسبت به شرایط سال‌های اول پیروزی، از مرز دو برابر فراتر رفته است. تعداد نامزدهای داوطلب ورود به مجلس و شوراها، دوره به دوره افزونتر از پیش می‌شوند، اما قانون تبلیغ نامزدها کمتر از یک هفته است و این امر در کلان شهری مانند تهران که تنها مطالعه دقیق اسامی لیست‌های نصب ‌شده در حوزه‌های رأی‌گیری نیم ساعت طول می‌کشد، خنده‌آور است. به نظر می‌رسد در این باب باید تأمل جدی کرد و قانون و آیین‌نامه‌های موجود را تغییر داد.
یک نماینده چگونه می‌تواند در کلان‌شهری مانند تهران در کمتر از یک هفته در مراکز گوناگون اعم از مدارس، مساجد، حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها، مراکز غیردولتی، کارخانه‌ها ... حاضر شود و با مردم سخن بگوید و به پرسش‌های آنان پاسخ گوید و خود را معرفی کند، آن هم در شرایطی که نامزدها قانونا نمی‌توانند از رادیو و تلویزیون که تأثیر آن برای اطلاع‌رسانی به مخاطبان هرگز قابل مقایسه با رسانه‌های مکتوب نیست با افکار عمومی در ارتباط باشند و عجیب آن‌که این امر برای نمایندگان خبرگان که چند نفر بیشتر نیستند و باید با رأی مردم به چنان مرتبت والایی برسند که از سوی مردم بر رهبری و امور وابسته به ایشان نظارت کنند نیز یکسان است.
البته این امر ارتباط نزدیکی دارد با ملی بودن و دولتی بودن صداوسیما و اگر در کشورمان مثل خیلی از کشورهای دیگر اعم از مسلمان و نامسلمان یا شرقی و غربی رسانه خصوصی داشتیم، وضع این گونه نبود، اما چه می‌شود کرد که یکی از اصلی‌ترین شعارهای انقلاب یعنی «آزادی» البته در حد دین و قانون، هنوز در حد مطلوب جدی گرفته نشده و مترادف با واژه استقلال به معنای رهایی از حاکمیت خارج و بیگانه دیده شده و سرانجام چیزی در حد و اندازه‌ رهایی از استبداد ستمشاهی که برای همیشه به قبرستان تاریخ سپرده شده، معنا گردیده است. حال آن‌که معنای آزادی این نیست و به نظر این کمترین ظرفیت‌های معطله و استفاده نشده از این شعار کلیدی و محوری، هنوز فراوانند که آزادی جریان اطلاع‌رسانی درست و مفید فارغ از حاکمیت دولت و نهادهای رسمی تصمیم‌گیرنده نظام و البته در چهارچوب قانون و شرع مقدس، از ابتدایی‌ترین آنهاست.
کمترین ضرر در روند کنونی در انتخابات آن است که مردم اولا به دلیل کثرت نامزدها و ثانیا به دلیل فرصت بسیار کم تبلیغ و شناخت آنها، تن به انتخاب لیستی یکپارچه می‌دهند، چون به انداز‌‌ه‌ای در امر انتخابات و شناخت نامزدهای شایسته دچار تنگنا و محدودیت شناخت هستند که راهی جز این امر برایشان باقی نمی‌ماند و هم از این رهگذر است که از آغاز تاکنون در کلان شهری مانند تهران، غالبا لیست‌های یکی از دو جناح، حاکمیت مطلق داشته‌اند.

در حاکمیت لیستی، مردم به افرادی رأی می‌دهند که بعضا نام، سابقه و چهره آنان برایشان ناشناخته است؛ افرادی که تا پیش از چاپ پوسترها و تراکت‌های تبلیغاتی حتی همسایگانشان نیز آنها را نمی‌شناختند.
نکته مهم دیگر در باب انتخابات مجلس تهران که به گونه‌ای به انتخابات شوراها هم مرتبط می‌شود، این است که کلان شهر تهران یک شهر واحد دیده می‌شود، حال آن‌که همه می‌دانند این شهر به تنهایی با ظرفیت چند استان برابری می‌کند. چه لزومی دارد کل تهران، یک شهر دیده شود، در حالی که به راحتی مانند منطقه‌بندی‌های رایج در شهرداری‌ها و آموزش‌وپرورش می‌توان حوزه‌های انتخاباتی را منطقه‌بندی کرد؟ در این صورت، چه بسا دیگر شاهد پدیده‌ای به نام کشیده شدن انتخابات به دور دوم که معمولا در انتخابات تهران و غیر آن شاهدیم و هزینه کردن صدها میلیون تومانی نخواهیم بود.
به راستی، چه دلیل منطقی هست که شهر ری، اسلام‌شهر، شمیرانات و شهرهای کوچک و بزرگ دیگر، همه در تهران هضم شوند و شهروندان آن تن به انتخاب کسانی دهند که در چهار سال نمایندگی‌شان شاید به تعداد انگشتان دست هم آنها را در محل خود نمی‌بینند؟ می‌گویند در پاریس که به لحاظ وسعت با تهران ما قابل مقایسه نیست، به جای یک شورا، مردم شوراهای متعددی برمی‌گزینند و هر کس با شناخت کاملی که از نامزدهای محلی و منطقه‌ای دارد، به فرد یا افراد مورد نظر خود رأی می‌دهد. پس چرا ما از این تجارب مفید بین‌المللی بهره نبریم؟ آیا صرفا به این دلیل که از آغاز انقلاب، وضع به همین شکل بوده، می توان همین روند را ادامه داد؟ قطعا این طور نیست.
امید که حالا که آبها از آسیاب افتاده است، شاهد طرح این گونه مباحث کارشناسی که دقیقا در محتوا و نتایج انتخابات و حضور مردم در آن دخالت آشکار و مفید و جدی دارد، در رسانه‌های جمعی از جمله صداوسیما باشیم.
به نمایندگان قدیم و جدیدی که توفیق خدمت به این ملت بزرگ و شریف را داشته‌اند، خسته نباشید می‌گویم و به نمایندگان راه‌یافته به مجلس تبریک عرض می‌کنم؛‌ حقیقتا نمایندگی این ملت تبریک دارد.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1386/12/26
پاسخ

آقای عزیز در سراسر دنیا حزبها نماینده معرفی می کنند در کشور ما عضو حزب نبودن افتخار است .

کاربر مهمان -> 1386/12/27
پاسخ

با سپاس از برادر گرامی دکتر رجایی نکته حائز اهمیت پرداختن به طرح تقسیم بندی تهران بزرگ و شهرها و یا شهرک های حاشیه تهران است . این طرح گرچه در همه دوره ها مطرح بوده ولی کسی جسارت اقدام نداشته است . طراحی واجراء این طرح محتاج درایت و جسارت است.

کاربر مهمان -> 1386/12/27
پاسخ

با سلام و تشکر از مقاله بسیار خوبتان؛ در خصوص پیشنهادات شما در رابطه با بزرگی شهر تهران و ایجاد امکان انتخابات منطقه ای بسیار موافقم اما با توجه به اینکه در چند سال قبل به دنبال انجام چنین کاری برای اسلامشهر بودیم بنظر میرسد همچنان این روند ادامه داشته باشد. باتشکر

کاربر مهمان -> 1386/12/27
پاسخ

کمبود زمان برای تبلیغات امسال خود را بیش از گذشته آشکار نمود خصوصا با عدم تبلیغ شخصیت و سابقه نامزدها حتی نامزدهای گروه ها. هنوز در خاطر داریم که در دوره های قبل گروههای مختلف در سطح وسیع نسبت به چاپ بروشورهای تبلیغاتی جهت معرفی نامزدهای خود مینمودند ولی امسال (حداقل در محله و منطقه ما در شرق تهران) خبری از این نوع تبلیغات نبود و فقط لیست کوچکی شامل نامزد گروهها را شاهد بودیم. باشد که اصلاح شود!

کاربر مهمان -> 1386/12/27
پاسخ

با این نظر کاملا موافقم: به راستی، چه دلیل منطقی هست که شهر ری، اسلام‌شهر، شمیرانات و شهرهای کوچک و بزرگ دیگر، همه در تهران هضم شوند و شهروندان آن تن به انتخاب کسانی دهند که در چهار سال نمایندگی‌شان شاید به تعداد انگشتان دست هم آنها را در محل خود نمی‌بینند؟

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین