(مسأله 2124) حقّ به هم زدن معامله را «خیار» می گویند و خریدار و فروشنده در یازده صورت1 می توانند معامله را به هم بزنند:
اوّل: آن که از مجلس معامله متفرّق نشده باشند2 و این خیار را «خیار مجلس» می گویند.
دوم: آن که مغبون شده باشند «خیار غَبْن»3.
1- گلپایگانی، صافی، زنجانی: دوازده صورت...
2- سیستانی: اوّل: آن که از هم جدا نشده باشند، هر چند مجلس معامله را ترک گفته باشند...
وحید: (اوّل) آن که خریدار و فروشنده بعد از معامله از یکدیگر جدا نشده باشند ، هر چند از مجلس عقد بیرون آمده باشند ، و این خیار را «خیار مجلس» می گویند...
3- خوئی، فاضل، تبریزی، سیستانی، نوری: دوم: آن که مشتری یا فروشنده در بیع، یا یکی از دو طرف معامله در معاملات دیگر، مغبون شده باشند که آن را «خیار غبن» گویند. (سیستانی: و منشأ ثبوت این نحو از خیار «شرط ارتکازی» در عرف عام می باشد، یعنی در هر معامله ای در ذهن دو طرف معامله این شرط مرتکز است که مالی را که می گیرد از جهت مالیّت به مقدار فاحش کمتر از مالی که می پردازد نباشد، و اگر باشد، حقّ به هم زدن معامله را داشته باشد، ولی چنانچه در مواردی در عرف خاصّ شرط ارتکازی طور دیگری باشد مثلاً شرط این باشد که اگر مالی را که گرفته از جهت مالیّت کمتر از مالی که پرداخته، باشد، بتواند ما به التفاوت میان آن دو را از طرف مطالبه کند، و اگر ممکن نشد معامله را بهم بزند، باید همان عرف خاص در این چنین موارد رعایت شود).
وحید: دوم: آن که طرف معامله ـ در بیع یا غیر آن ـ مغبون شده باشد ، و این خیار را « خیار غبن » گویند.
زنجانی: دوم: آن که معامله کننده مغبون شده باشد که به آن «خیار غبن» می گویند.
سوم: در معامله قرارداد کنند که تا مدّت معیّی هر دو یا یکی از آنان1 بتوانند معامله را به هم بزنند «خیار شرط».
1- زنجانی: یا شخص ثالثی...
چهارم: فروشنده یا خریدار، مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد و طوری کند1 که قیمت مال در نظر مردم2 زیاد شود «خیار تدلیس».
1- نوری: طوری وانمود کند...
2- بهجت: در نظر طرف مقابل...
*****
خوئی، تبریزی: چهارم: یکی از دو طرف معامله مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد و طوری کند که قیمت مال در نظر مردم زیاد شود. که آن را «خیار تدلیس» گویند.
. سیستانی: طوری کند که طرف در آن رغبت کند یا رغبت او به آن زیادتر شود...
مکارم:4- «خیار تدلیس».در صورتی که خریدار یا فروشنده تقلب کند و مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد
پنجم: فروشنده یا خریدار شرط که که کاری انجام دهد، یا شرط کند مالی را که می دهد طور مخصوصی باشد و به آن شرط عمل نکند1 که در این صورت، دیگری می تواند معامله را به هم بزند «خیار تخلّف شرط».
1- اراکی: و اجبار او هم ممکن نباشد.
سبحانی: و آن مال به طور مخصوصی نباشد...
*****
خوئی، تبریزی، سیستانی: پنجم: یکی از دو طرف معامله با دیگری شرط کند که کاری را انجام دهد و به آن شرط عمل نشود یا شرط کند مالی را (سیستانی: مال معیّنی را) که می دهد به طور مخصوصی باشد و آن مال دارای آن خصوصیت نباشد؛ که در این صورت شرط کننده می تواند معامله را به هم بزند و آن را «خیار تخلّف شرط» گویند.
وحید: پنجم: آن که یکی از دو طرف معامله با دیگری شرط کند که کاری را انجام دهد و به آن شرط عمل نشود ، یا شرط کند مالی را که در خارج است و نه در ذمّه ، دارای خصوصیتی باشد و آن مال دارای آن خصوصیت نباشد ، که در این دو صورت شرط کننده می تواند معامله را به هم بزند ، و آن را «خیار تخلّف شرط» گویند.
ششم: در جنس یا عوض آن عیبی باشد1 «خیار عیب».
1- فاضل: و قبلاً اطلاع نداشته باشد...
*****
مکارم: 6- «خیار عیب» در صورتی که یکی از دو جنس یا هر دو معیوب باشند و قبلاً اطلاع نداشته باشند .
هفتم: معلوم شود مقداری از جنسی را که فروخته اند، مال دیگری است، که اگر صاحب آن به معامله راضی نشود، خریدار می تواند معامله را به هم بزند1 یا پول آن مقدار را از فروشنده بگیرد و نیز اگر معلوم شود مقداری از چیزی را که خریدار عوض قرار داده، مال دیگری است و صاحب آن راضی نشود2، فروشنده می تواند معامله را به هم بزند3، یا عوض آن مقدار را از خریدار بگیرد4 «خیار شرکت5».
1- مکارم: یا معامله را در مقداری که مال فروشنده بوده، قبول کند و پول بقیّه را پس بگیرد «خیار شرکت یا خیار تَبَعُّض صَفْقَه».
بهجت: می تواند تمام معامله را به هم بزند...
2- فاضل: معامله نسبت به آن قسمت باطل است و در قسمتی که مال خودش بوده صحیح است ولی ...
3- بهجت: می تواند تمام معامله را به هم بزند...
4- اراکی: که اگر مال دیگری با مال او ممزوج شده باشد به نحوی که اشاعه حاصل شده باشد «خیار شرکت» و اگر مال دیگری جدا بوده «خیار تبعّض صفقه».
زنجانی: همچنین اگر قسمتی از جنسی را که فروخته اند یا قسمتی از چیزی را که عوض قرار داده اند، از چیزهایی باشد که معامله با آن صحیح نیست، مثلاً کسی گوسفند و خوک را در یک معامله فروخته باشد، در این صورت کسی که مال به صورت کامل به دستش نمی رسد، می تواند معامله را به هم بزند. خیاردر این صورتها «خیار تبعّض صفقه» نام دارد، در خیار «تبعّض صفقه» لازم نیست قسمتی که مال دیگری در می آید، تفکیک شده باشد، بلکه اگر بصورت مشاع هم باشد این خیار ثابت می باشد. هشتم: آن که پس از انجام معامله و قبل از تحویل، جنسی را که فروخته اند یا چیزی را که عوض قرار می دهند بطوری با چیز دیگر مخلوط شود که شرکت پدید آید، که کسی که مال وی به صورت مشترک در آمده، می تواند معامله را به هم بزند، این خیار «خیار شرکت» نامیده می شود.
5- فاضل: «خیار تَبَعُّض صَفقَه»
سبحانی: «خیار شرکت در صورت امتزاج، یا تبعض صفقه در غیر این صورت»...
*****
خوئی، تبریزی، سیستانی: هفتم: معلوم شود مقداری از جنسی را که معامله نموده اند، مال دیگری است که اگر صاحب آن به معامله راضی نشود، گیرنده می تواند معامله را به هم بزند .یا عوض آن مقدار را چنانچه پرداخته باشد از طرف خود بگیرد و آن را «خیار شرکت» گویند.
. وحید: یا عوض آن را چنانچه پرداخته باشد پس بگیرد ، و این دو صورت دارد:
۱ ـ آن که آن مقدار کسر مشاع باشد ، و این صورت مورد «خیار شرکت» است.
۲ ـ آن که آن مقدار مفروز (جدا) باشد ، و این صورت مورد «خیار تبعّض صفقه» است.
گلپایگانی، صافی، نوری: هفتم: معلوم شود جنسی که فروخته شده، میان فروشنده و دیگری به طور مشاع مشترک بوده، خواه فروشنده مال غیر را هم فروخته باشد یا فقط مال خودش را فروخته باشد و نگفته باشد با دیگری مشاع است و در این صورت خریدار اگر به معامله راضی نشد می تواند معامله را به هم بزند «خیار شرکت».
مسأله اختصاصی
گلپایگانی، صافی: هشتم: اگر فروشنده مال خود را که جدا است با مال شخص دیگر بفروشد و آن شخص رد کند، خریدار می تواند پول آن را از فروشنده پس بگیرد یا اصل معامله را فسخ نماید «خیار تَبَعُّض صَفقَه».
هشتم1: فروشنده خصوصیات جنس معینی را که مشتری ندیده به او بگوید، بعد معلوم شود طوری که گفته نبوده است2، که در این صورت مشتری می تواند معامله را به هم بزند و نیز اگر مشتری خصوصیات عوض معینی را که می دهد بگوید، بعد معلوم شود طوری که گفته نبوده است، فروشنده می تواند معامله را به هم بزند3 «خیار رؤیت».
1- گلپایگانی، صافی، زنجانی: نهم...
2- گلپایگانی، صافی: یعنی ناقص تر است...
3- گلپایگانی، فاضل، صافی: و همچنین است اگر با رؤیت سابقه معامله شود و بعد معلوم گردد که جنس یا عوض آن تغییر به نقص نموده که در صورت اوّل خریدار و در صورت دوم فروشنده میتواند معامله را به هم بزند «خیار رؤیت»
*****
خوئی، تبریزی، سیستانی: هشتم: صاحب مال خصوصیات جنس معینی را که طرف ندیده به او بگوید بعد معلوم شود طوری که گفته نبوده است (سیستانی: یا آن که طرف جنس را سابقاً دیده بوده و خیال می کرده است که فعلاً دارای خصوصیاتی است که در گذشته در آن دیده، بعد معلوم شود که آن خصوصیات در آن باقی نمانده است) که در این صورت طرف می تواند معامله را به هم بزند و آن را «خیار رؤیت» گویند.
وحید: هشتم: آن که صاحب مال خصوصیات مالی را که در خارج است نه در ذمّه و طرف ندیده به او بگوید ، و بعد معلوم شود طوری که گفته نبوده است ، که در این صورت طرف می تواند معامله را به هم بزند ، و آن را «خیار رؤیت» گویند.
نهم1: مشتری پول جنسی را که نقد خریده، تا سه روز ندهد و فروشنده هم جنس را تحویل ندهد که اگر مشتری شرط نکرده باشد که دادن پول را تأخیر بیندازد (و شرط تأخیر جنس هم نشده باشد2) ، فروشنده می تواند معامله را به هم بزند ولی اگر جنسی را که خریده مثل بعضی از میوه ها باشد که اگر یک روز بماند ضایع می شود3، چنانچه تا شب پول آن را ندهد و شرط نکرده باشد که دادن پول را تأخیر بیندازد (و شرط تأخیر جنس هم نشده باشد4)، فروشنده می تواند معامله را به هم بزند «خیار تأخیر».
1- گلپایگانی، صافی، زنجانی: دهم:...
2- فاضل: فروشنده هم جنس را تحویل نداده باشد در صورتی که شرط تأخیر برای بایع یا مشتری نسبت به ثمن و مثمن نشده باشد...
[قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: گلپایگانی، زنجانی ، سبحانی و صافی نیست]
3- بهجت: فاسد می شود...
4- [قسمت داخل پرانتز در رساله آیت عظام: گلپایگانی، زنجانی، سبحانی و صافی نیست]
*****
خوئی، تبریزی: نهم: اگر مشتری پول جنسی را که خریده و شرط نکرده که در پرداخت پول تأخیر کند تا سه روز ندهد، اگر فروشنده جنس را تحویل نداده باشد می تواند معامله را به هم بزند. ولی اگر جنسی را که خریده مثل بعضی از میوه ها باشد که اگر یک روز بماند ضایع می شود، چنانچه تا شب پول آن را ندهد و شرط نکرده باشد که دادن پول را تأخیر بیندازد فروشنده می تواند معامله را به هم بزند و آن را «خیار تأخیر» گویند.
سیستانی: نهم- اگر مشتری پول جنسی را که خریده تا سه روز ندهد و فروشنده هم جنس را تحویل نداده باشد، فروشنده می تواند معامله را به هم بزند، ولی این در صورتی است که فروشنده خریدار را در پرداخت پول مهلت داده باشد، ولی تعیین مدت نکرده باشد؛ و امّا اگر او را اصلاً مهلت نداده باشد، می تواند با اندکی تأخیر در پرداخت پول، معامله را به هم بزند، و اگر بیش از سه روز مهلت داده باشد، نمی تواند تا تمام شدن مدّت، معامله را به هم بزند، و اگر جنسی را که فروخته از قبیل سبزیها یا میوه ها باشد که زودتر از سه روز فاسد می شود، مهلت آن کمتر خواهد بود؛ و این خیار را «خیار تأخیر» گویند.
وحید: نهم: آن که اگر مشتری ثمن جنسی را که خریده و شرط نکرده که در پرداخت آن تأخیر کند ، تا سه روز ندهد ، که در این صورت چنانچه فروشنده جنس را تحویل نداده باشد ، می تواند معامله را به هم بزند ، ولی اگر جنسی را که خریده مثل بعضی از میوه ها باشد که اگر یک روز بماند ضایع می شود ، در صورتی که تا شب ثمن آن را ندهد و شرط نکرده باشد که دادن آن را تأخیر بیندازد، فروشنده می تواند معامله را به هم بزند، و آن را «خیار تأخیر» گویند.
مکارم: 9- خیار تأخیر: در صورتی که مشتری پول جنسی را که نقداً خریده تا «سه روز» ندهد و فروشنده هم جنس را تحویل نداده باشد، فروشنده می تواند معامله را بهم بزند (مگر اینکه مشتری شرط کرده باشد دادن پول را تا مدّت معینی تأخیر بیندازد) و اگر جنسی که فروخته شده مثل بعضی از میوه ها و سبزیها باشد که اگر یک روز بر آن بگذرد ضایع می شود چنانچه تا شب پول آن را ندهد فروشنده می تواند معامله را بهم بزند .
مظاهری: نهم:چنانچه مشتری پول جنسی را که نقد خریده تا سه روز ندهد، فروشنده میتواند معامله را به هم بزند و همچنین اگر فروشنده جنس را تا سه روز تحویل ندهد مشتری میتواند معامله را به هم بزند ولی اگر جنسی را که خریده مثل بعضی از میوهها باشد که اگر یک روز بماند ضایع میشود چنانچه مشتری تا شب پول آن را ندهد فروشنده میتواند معامله را به هم بزند و همچنین است در هر معاملهای که با ندادن پول تا شب ضرر کلّی به فروشنده بخورد، فروشنده میتواند معامله را به هم بزند (خیار تأخیر).
دهم1: حیوانی را خریده باشد، که خریدار تا سه روز می تواند معامله را به هم بزند2 «خیار حیوان».
1- گلپایگانی، صافی، زنجانی: یازدهم ...
2- گلپایگانی، اراکی، صافی: و اگر در عوض حیوانی که خریده، حیوان دیگری داده باشد، فروشنده هم تا سه روز می تواند معامله را به هم بزند «خیار حیوان».
خوئی، تبریزی، سیستانی، زنجانی،وحید: و اگر در عوض چیزی که فروخته حیوانی گرفته باشد، فروشنده تا سه روز می تواند معامله را به هم بزند و آن را «خیار حیوان» گویند.
یازدهم1: فروشنده می تواند جنسی را که فروخته تحویل دهد، مثلاً اسبی را که فروخته فرار نماید که در این صورت مشتری می تواند معامله را به هم بزند «خیار تعذّر تسلیم»2. و احکام اینها در مسائل آینده گفته خواهد شد.
1- گلپایگانی، صافی، زنجانی: دوازدهم:...
2- مکارم: [پایان مسأله]
زنجانی: و این خیار در جایی است که در هنگام معامله فروشنده توانایی تحویل جنس را داشته یا خریدار بتواند جنس را تحویل بگیرد و ناتوانی پس از انجام معامله پدید آید، و اگر در هنگام معامله توانایی وجود نداشته باشد، معامله از اساس باطل است. احکام خیارها در مسائل آینده گفته خواهد شد.
*****
سیستانی: مسأله- اگر فروشنده نتواند جنسی را که فروخته است تحویل دهد، مثلاً اسبی را که فروخته است فرار نماید، دراین صورت معامله باطل می شود و مشتری می تواند پول خود را مطالبه نماید.
مظاهری: یازدهم: فروشنده یا خریدار نتوانند جنس یا پول را تحویل دهند (خیار تعذّر تسلیم).
(مسأله 2125) اگر خریدار قیمت جنس را نداند، یا درموقع معامله غفلت کند و جنس را گرانتر از قیمت معمولی آن بخرد، چنانچه به قدری گران خریده که مردم او را مغبون می دانند1 و به کمی و زیادی آن اهمیت می دهند2، می تواند معامله را به هم بزند و نیز اگر فروشنده قیمت جنس را نداند، یا در موقع معامله غفلت کند و جنس را ارزانتر از قیمت آن بفروشد در صورتی که مردم به مقداری که ارزان فروخته اهمیّت بدهند و او را مغبون بدانند، می تواند معامله را به هم بزند3.
1- سیستانی: چنانچه به مقدار قابل توجهی گرانتر خریده باشد، می تواند معامله را به هم بزند، البتّه به شرط آن که در وقت به هم زدن معامله هم غبن باقی باشد و گرنه حقّ خیار محلّ اشکال است؛ و نیز اگر فروشنده قیمت جنس را نداند، یا درموقع معامله غفلت کند و جنس را ارزانتر از قیمت آن بفروشد، در صورتی که به مقدار قابل توجهی ارزانتر فروخته باشد، می تواند به شرط گذشته معامله را به هم بزند.
مکارم،سبحانی: می تواند معامله را فسخ کند، این حکم در صورتی که فروشنده قیمت جنس را نداند و مغبون شود نیز جاری است.
2- اراکی، گلپایگانی، خوئی، تبریزی، صافی، زنجانی،وحید: چنانچه به قدری گران خریده که مردم به آن اهمیّت می دهند(وحید:ومسامحه نکنند)...
3- اراکی، گلپایگانی، خوئی، زنجانی، تبریزی، صافی،وحید: در صورتی که مردم به مقداری که ارزان فروخته اهمیّت بدهند (وحید:ومسامحه نکنند)، می تواند معامله را به هم بزند.
(مسأله 2126) درمعامله بیع شرط، که مثلاً خانه هزار تومانی را به دویست تومان می فروشند و قرار می گذارند که اگر فروشنده سر مدّت، پول را بدهد1 بتواند معامله را به هم بزند، در صورتی که خریدار و فروشنده قصد خرید و فروش داشته باشند2 معامله صحیح است.
1- بهجت: درمعامله« بیع شرط»، که مثلاً جنس هزار تومانی را به هزار تومان یا کمتر می فروشند و قرار می گذارند که اگر فروشنده تا مدّت معینی پول را بدهد...
2- سیستانی: قصد خرید و فروش واقعی داشته باشند...
*****
مکارم،سبحانی: مسأله- در معامله بیع شرط که مثلاً خانه صد هزار تومانی را با علم و آگاهی به پنجاه هزار تومان می فروشنده و قرار می گذارند اگر فروشنده در موعد مقرّر پول را بدهد می تواند معامله را فسخ کند، معامله اشکالی ندارد به شرط این که طرفین واقعاً قصد خرید و فروش داشته باشند و اگر در موعد مقرّر پول را ندهد جنس از آن خریدار خواهد بود.
فاضل: مسأله- اگر دربیع، طرفین با هم شرط کنند که اگر فروشنده در تاریخ معیّنی پول مشتری را پس بدهد جنس فروخته شده مال خودش باشد صحیح و لازم الوفاء است و این را «بیع شرط» می گویند در معامله ای که به این صورت واقع می شود جنس فروخته شده تا تاریخ مذکور ملک مشتری است و در هر نوع استفاده از آن آزاد است و حتی می تواند به خود فروشنده اجاره دهد و اگر فروشنده رأس تاریخ مقرر پول را پس بدهد صاحب ملک خود می شود ولی اگر پول را ندهد دیگر حقّ رجوع ندارد و جنس فروخته شده ملک مشتری باقی می ماند در این نوع معامله هم مثل سایر معاملات باید قصد جدّی نسبت به بیع وجود داشته باشد لذا معامله صوری به این نحو برای فرار از ربا باطل است و اگر فروشنده مطمئن باشد که پول را مقداری دیرتر از موعد مقرّر هم بدهد باز خریدار جنس را به او پس می دهد می تواند «بیع شرط» کند و این معنا ضرری به بیع نمی زند.
(مسأله 2127) در معامله بیع شرط اگر چه فروشنده اطمینان داشته باشد که هرگاه سر مدّت پول را ندهد، خریدار ملک را به او می دهد معامله صحیح است، ولی اگر سر مدّت پول را ندهد، حقّ ندارد ملک را از خریدار مطالبه کند1 و اگر خریدار بمیرد2، نمی تواند ملک را از ورثه او مطالبه نماید.
این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.
1- گلپایگانی، صافی: [پایان مسأله]
مظاهری:[و] در معامله بیع شرط، خیار، منتقل به ورثه میشود بنابراین اگر خریدار بمیرد فروشنده میتواند ملک را از ورثه او مطالبه نماید.
2- اراکی: و پول را سر مدّت ندهد...
تبریزی: تا پول را نداده...
وحید:اگرخریداربعدازرسیدن مدت بمیرد...
فاضل،مکارم ،سبحانی: رجوع کنید به ذیل مسأله 2126.
(مسأله 2128) اگر1 چای اعلا را با چای پست مخلوط کند و به اسم چای اعلا بفروشد2، مشتری می تواند معامله را به هم بزند.
1- مکارم:هرگاه درجنس تقلب کند ومثلا...
2-اراکی: در صورتی که هنگام معامله مشتری نمی دانسته و بعداً بفهمد، می تواند معامله را به هم بزند.
گلپایگانی، صافی: و مشتری نفهمد، بعد که دانست می تواند معامله را به هم بزند.
فاضل: و مشتری خبر نداشته باشد، وقتی که متوجه شود می تواند معامله را به هم بزند.
(مسأله 2129) اگر خریدار بفهمد1 مالی را که گرفته عیبی دارد2 مثلاً حیوانی را بخرد و بفهمد که یک چشم آن کور است، چنانچه آن عیب پیش از معامله در مال بوده و او نمی دانسته3، می تواند معامله را به هم بزند4، یا فرق قیمت سالم و معیوب آن را معین کند5 و به نسبت تفاوت قیمت سالم و معیوب از پولی که به فروشنده داده پس بگیرد مثلاً مالی را که به چهار تومان خریده، اگر بفهمد معیوب است، در صورتی که قیمت سالم آن هشت تومان و قیمیت معیوب آن شش تومان باشد، چون فرق قیمت سالم، و معیوب یک چهارم می باشد، می تواند یک چهارم پولی را که داده یعنی یک تومان از فروشنده بگیرد.
1- گلپایگانی، صافی: اگر معامله به مال مشخصی واقع شده باشد و خریدار بفهمد...
2- اراکی: و معامله به شخص آن مال واقع شده باشد نه به طور کلّی...
خوئی، تبریزی، سیستانی: اگر خریدار بفهمد مالی (سیستانی: مال معیّنی) را که خریده عیبی دارد...
وحید: اگر معامله بر مالی که در خارج است نه در ذمه ،واقع شود وخریدار بفهمد که آن مال عیبی دارد ...
3- زنجانی: و مال به همان شکل اوّلیه خود باقی مانده است، می تواند معامله را به هم زده و آن مال را به فروشنده برگرداند، و اگر مال را تغییر داده باشد، مثلاً پارچه ای را بریده یا دوخته یا رنگ کرده است، یا اینگونه تغییرات بدون دخالت فروشنده در مال ایجاد شده باشد، می تواند به خاطر عیبی که پیش از معامله در مال بوده و او نمی دانسته، به نسبت تفاوت قیمت سالم و معیوب از پولی که به فروشنده داده، پس بگیرد، مثلاً مالی را که به چهار هزار تومان خریده اگر بفهمد معیوب است، در صورتی که قیمت سالم آن هشت هزار تومان و قیمت معیوب آن شش هزار تومان باشد، چون فرق سالم و معیوب یک چهارم است، می تواند یک چهارم پولی را که داده یعنی هزار تومان از فروشنده بگیرد. و بنابر احتیاط واجب در صورتی که مال تغییر نکرده، نمی تواند تفاوت قیمت بگیرد، بلکه تنها می تواند معامله را به هم بزند.
4- بهجت: یا ما به التفاوت قیمت سالم و معیوب آن را بگیرد. [پایان مسأله]
5- خوئی، تبریزی،وحید، سیستانی: می تواند معامله را به هم زده و آن مال را به فروشنده برگرداند و چنانچه برگرداندن ممکن نباشد؛ مثلاً در آن مال تغییری حاصل شده (سیستانی: مانند اینکه عیبی حادث شده باشد) یا تصرفی که مانع از رد است نموده باشد، (سیستانی: مانند اینکه آن را فروخته یا اجاره داده باشد یا پارچه ای را بریده یا دوخته باشد) در این صورت فرق قیمت سالم و معیوب آن را معین کند...
صافی: می تواند معامله را به هم بزند و آن مال را به فروشنده برگرداند و احتیاط واجب این است که با امکان برگرداندن آن به فروشنده و به هم زدن معامله به آن اکتفا کند و اگر برگرداندن آن به فروشنده بواسطه تغییری که در آن حاصل شده یا تصرفی که مانع از ردّ باشد در آن کرده باشد در این صورت فرق قیمت سالم و معیوب آن را معین کند...
*****
مکارم،سبحانی: مسأله- هرگاه خریدار بفهمد جنسی را که گرفته معیوب است، مثلاً پارچه یا فرشی را که خریده پوسیدگی یا پارگی دارد چنانچه آن عیب پیش از معامله در مال بوده و او نمی دانسته، می تواند معامله را فسخ کند، یا تفاوت قیمت سالم و معیوب را معین کند و به همان نسبت از پولی که به فروشنده داده پس بگیرد، مثلاً جنسی را به صد تومان خریده، هرگاه بفهمند معیوب است و تفاوت سالم و معیوب آن در بازار یک چهارم است، می تواند یک چهارم پولی را که داده یعنی بیست و پنج تومان از فروشنده بگیرد.، ولی احتیاط واجب آن است که این کار با رضایت طرف مقابل انجام گیرد، همین حکم در صورتی که عیبی در عوض باشد نیز جاری است.
.سبحانی: ولی احتیاط واجب آن است که انتخاب دومی با رضایت طرف مقابل انجام گیرد، چه بسا ممکن است این کار مایه ضرر فروشنده باشد همین حکم در صورتی که عیبی در عوض باشد نیز جاری است.
مظاهری:مساله- اگر خریدار بفهمد مالی را که خریده عیبی دارد خواه آن عیب پیش از معامله در مال بوده و خواه بعد از معامله و پیش از تحویل گرفتن مال عیبی در آن پیدا شده باشد میتواند معامله را به هم بزند یا تفاوت قیمت سالم و معیوب آن را بگیرد، و همین حکم در صورتی کهعیبی در عوض باشد جاری است.
(مسأله 2130) اگر فروشنده بفهمد در عوضی که گرفته عیبی هست1 چنانچه آن عیب پیش از معامله در عوض بوده و او نمی دانسته می تواند معامله را به هم بزند، یا 2 تفاوت قیمت سالم و معیوب را بدستوری که درمسأله پیش گفته شد بگیرد.
1- اراکی، گلپایگانی، صافی: و معامله به شخص آن عوض واقع شده باشد نه به کلّی آن...
فاضل: پس اگر معامله به عوض کلّی بوده می تواند آن را پس بدهد و عوض سالم را مطالبه نماید و اگر به عوض مشخص بوده پس...
2- بهجت: یا ما به التفاوت قیمت سالم و معیوب را بگیرد.
فاضل: یا نسبت...
مکارم،سبحانی ،مظاهری: رجوع کنید به ذیل مسأله 2129.
*****
خوئی، تبریزی: مسأله- اگر فروشنده بفهمد در عوضی. که مالش را به آن فروخته عیبی هست، چنانچه آن عیب پیش از معامله در عوض بوده و او نمی دانسته می تواند معامله را به هم زده و آن عوض را به صاحبش برگرداند* و چنانچه از جهت تغییر یا تصرّف . نتواند برگرداند می تواند تفاوت قیمت سالم و معیوب را به دستوری که در مسأله پیش گفته شد بگیرد.
. سیستانی: در عوض معیّنی...
.وحید:در عوض مشخّص خارجی...
* زنجانی: مگر در عوض، تغییری بدون دخالت خریدار صورت گرفته باشد که تنها می تواند تفاوت قیمت سالم و معیوب را به دستوری که درمسأله پیش گفته شد، بگیرد. و در صورتی که عوض تغییر نکرده ،بنابر احتیاط واجب ، نمی تواند تفاوت قیمت بگیرد، بلکه تنها می تواند معامله را به هم بزند.
.وحید:تصرف مانع از ردّ...
(مسأله 2131) اگر بعد از معامله و پیش از تحویل گرفتن1 مال عیبی در آن پیدا شود2، خریدار می تواند معامله را به هم بزند3 و نیز اگر در عوض مال بعد از معامله و پیش از تحویل گرفتن4، عیبی پیدا شود، فروشنده می تواند معامله را به هم بزند، ولی اگر بخواهد تفاوت قیمت بگیرند اشکال دارد5.
1- خوئی، تبریزی، سیستانی: تحویل دادن...
2- صافی: و یا در عوض مال، بعد از معامله و پیش از تحویل گرفتن، عیبی پیدا شود، فروشنده یا خریدار می توانند به دستوری که در مسأله [2129] گفته شد عمل نمایند.
3-سبحانی: ونیز می تواند تفاوت قیمت سالم ومعیوب را دریافت کند ...
4-خوئی، سیستانی، تبریزی: تحویل دادن...
5- گلپایگانی: اگر بخواهد می توانند تفاوت قیمت بگیرند.
خوئی، تبریزی،وحید: اگر بخواهند تفاوت قیمت بگیرند، جایز نیست.
سیستانی: اگر بخواهند تفاوت قیمت را بگیرند، در صورت عدم امکان ردّ ،جایز است.
مظاهری:رجوع کنید به ذیل مسأله 2129.
*****
مکارم: مسأله – هر گاه بعد از معامله و پیش از تحویل گرفتن جنس عیبی در آن پیدا شود مشتری می تواند معامله را فسخ کند ، همچنین اگر در عوض آن جنس بعد از معامله و پیش از تحویل گرفتن عیبی پیدا شود فروشنده می تواند معامله را به هم بزند.
زنجانی: مسأله- اگر بعد از معامله و پیش از تحویل دادن مال، عیبی بدون دخالت خریدار در آن پیدا شود، خریدار می تواند معامله را به هم بزندولی نمی تواند تفاوت قیمت بگیرد و نیز اگر در عوض مال بعد از معامله و پیش از تحویل دادن، عیبی بدون دخالت فروشنده پیدا شود، فروشنده می تواند معامله را به هم بزند، ولی نمی تواند تفاوت قیمت بگیرد.
(مسأله 2132) اگر بعد از معامله عیب مال را بفهمد و فوراً معامله را به هم نزند، دیگر حقّ به هم زدن معامله را ندارد1.
1- گلپایگانی، صافی: مگر آنکه جاهل به مسأله باشد، که وقتی فهمید، می تواند معامله را به هم بزند. (صافی: و اگر بعد از حصول مانع از ردّ مال به فروشنده، ملتفت عیب شود، اگر فوراً تفاوت قیمت صحیح و معیوب را مطالبه نکرد حقّ مطالبه او ساقط نمی شود).
بهجت: و برای فسخ معامله کافی است که به طرف مقابل اطلاع دهد و یا اگر ممکن نیست به دیگران اطلاع دهد که معامله را فسخ کرده است.
مکارم،سبحانی: بنابر احتیاط حقّ او ساقط می شود، ولی مقداری تأخیر برای فکر کردن مانعی ندارد و شرط نیست که فروشنده موقع فسخ حاضر باشد.
فاضل: بنابر احتیاط واجب دیگر حقّ بهم زدن معامله را ندارد، مگر آن که جاهل به مسأله باشد، که وقتی فهمید می تواند معامله را به هم بزند، ولی مقداری تأخیر برای فکر کردن مانعی ندارد.
مظاهری: ولی مقداری تأخیر برای فکر کردن یا مشورت کردن و مانند آن مانعی ندارد.
*****
خوئی، تبریزی: مسأله- اگر بعد از معامله عیب مال را بفهمد لازم نیست فوراً معامله را به هم بزند و بعداً هم حقّ به هم زدن معامله را دارد. و همچنین است حکم در سایر خیارات.
. وحید: اگر چه احوط عدم تأخیر است.
سیستانی: مسأله- اگر بعد از معامله عیب مال را بفهمد چنانچه بخواهد باید فوراً معامله را به هم بزند، و اگر بیش از مقدار معمول –با در نظر گرفتن اختلاف موارد- تأخیر بیندازد دیگر نمی تواند معامله را به هم بزند.
زنجانی: مسأله- حقّ به هم زدن معامله در موارد خیار، فوری نیست؛ بنابراین اگر بعد از معامله عیب مال را بفهمد، لازم نیست معامله را فوراً به هم بزند، بلکه بعداً هم حقّ به هم زدن معامله را دارد و همینطور در دیگر خیارها.
(مسأله 2133) هرگاه بعد از خریدن جنس عیب آن را بفهمد، اگر چه فروشنده حاضر نباشد، می تواند معامله را به هم بزند1.
1- خوئی، تبریزی، سیستانی،وحید: و همچنین است حکم در سایر خیارات.
مکارم،سبحانی: رجوع کنید به ذیل مسأله 2132.
(مسأله 2134) در چهار صورت اگر خریدار بفهمد مال عیبی دارد1 نمی تواند معامله را به هم بزند2، یا تفاوت قیمت بگیرد: اوّل: آن که موقع خریدن، عیب مال را بداند. دوم: به عیب مال راضی شود3. سوم: در وقت معامله بگوید: اگر مال عیبی داشته باشد، پس نمی دهم و تفاوت قیمت هم نمی گیرم4. چهارم5: فروشنده در وقت معامله بگوید: این مال را با هر عیبی که دارد می فروشم، ولی اگر عیبی را معین کند و بگوید مال را با این عیب می فروشم و معلوم شود عیب دیگری هم دارد، خریدار می تواند برای عیبی که فروشنده معین نکرده مال را پس دهد6، یا تفاوت بگیرد7.
1- گلپایگانی، خوئی، تبریزی، صافی،وحید: در چهار صورت خریدار بواسطه عیبی که در مال است...
سیستانی: در دو صورت خریدار بواسطه عیبی که در مال است...
2- مکارم: در چند صورت با وجود عیب نمی تواند معامله را فسخ کند...
3و 4: [صورت دوم و سوم در رساله آیت الله سیستانی نیست]
5- سیستانی: دوم...
6- خوئی، تبریزی، سیستانی،وحید: و در صورتی که نتواند پس دهد تفاوت قیمت بگیرد.
صافی: و اگر پس دادن آن ممکن نیست، تفاوت قیمت بگیرد.
7-زنجانی: مال راپس دهد ودرصورت تغییرتفاوت قیمت بگیرد.
*****
سبحانی:مساله- در چهار صورت با وجود عیب نمی تواند معامله را فسخ کند یا تفاوت قیمت را بگیرد:
1- در صورتی که موقع خریدن عیب مال را بداند.
2- در صورتی که بعداً راضی شود.
3- فروشنده موقع معامله بگوید این مال را با هر عیبی که دارد می فروشم، ولی اگر عیب معیّنی را ذکر کند و بگوید با این عیب می فروشم بعد معلوم شود عیب دیگری دارد خریدار می تواند معامله را فسخ کند.
4- خریدار در موقع معامله بگوید اگر مال عیبی داشته باشد فسخ نمی کنم و تفاوت قیمت هم نمی گیرم.
(مسأله 2135) در سه صورت1 اگر خریدار بفهمد مال عیبی دارد، نمی تواند معامله را به هم بزند، ولی می تواند تفاوت قیمت بگیرد2: اوّل: آن که بعد از معامله تغییری در مال بدهد که مردم بگویند: به طوری که خریداری و تحویل داده شده باقی نمانده است3. دوم: بعد از معامله بفهمد مال عیب دارد و فقط حقّ برگرداندن آن را ساقط کند4. سوم: بعد از تحویل گرفتن مال، عیب دیگری در آن پیدا شود5. ولی اگر حیوان معیوبی را بخرد و پیش از گذشتن سه روز6، عیب دیگری پیدا کند، اگر چه آن را تحویل گرفته باشد باز هم می تواند آن را پس دهد7. و نیز اگر فقط خریدار تا مدّتی حقّ به هم زدن معامله را داشته باشد و در آن مدّت، مال عیب دیگری پیدا کند، اگر چه آن را تحویل گرفته باشد8، می تواند معامله را به هم بزند.
1- مکارم: درچند صورت...
2- فاضل: می تواند نسبت تفاوت قیمت سالم و معیوب را بگیرد...
3- فاضل: مثل آن که پارچه را برای دوختن بریده و یا گندم را آرد کرده باشد...
گلپایگانی: اوّل: آن که بعد از معامله در مال تصرّف کند به طوری که مال به حال اوّل نباشد و تغییر کرده باشد مثل آن که جامه را ببرد یا گندم را آرد کند...
اراکی: اوّل: آن که بعد از معامله در مال تصرّف کند که یک نوع تغییری در آن پیدا شود...
4- فاضل: دوم: فقط حقّ فسخ را ساقط کرده باشد...
5-سبحانی:[پایان مساله]
6-فاضل: بدون تفریط مشتری...
7- مظاهری:واگرعیب از طرف مشتری نباشد...
8- مظاهری: وعیب از طرف مشتری نباشد، می تواند معامله را به هم بزند ولی اگر عیب دوّم در هر دو صورت از طرف مشتری باشد فقط میتواند به خاطر عیب اوّل تفاوت قیمت بگیرد.
*****
خوئی،تبریزی، سیستانی، زنجانی: مسأله- اگر خریدار بفهمد مال عیبی دارد و پس از تحویل گرفتن مال عیب دیگری (زنجانی: از ناحیه غیر فروشنده) در آن پیدا شود، نمی تواند معامله را به هم بزند ولی می تواند تفاوت قیمت سالم و معیوب را بگیرد ولی اگرحیوان معیوبی را بخرد و پیش از گذشتن زمان خیار که سه روز است عیب دیگری پیدا کند. اگر چه آن را تحویل گرفته باشد باز هم می تواند آن را پس دهد و نیز اگر فقط خریدار تا مدّتی حقّ به هم زدن معامله را داشته باشد و در آن مدّت، مال عیب دیگری پیدا کند، اگر چه آن را تحویل گرفته باشد، می تواند معامله را به هم بزند.
. صافی: اگر خریدار در مال تصرّف کند به طوری که مال به حال اوّل نباشد و تغییر کند مثل آن که جامه را ببرد یا گندم را آرد کند، بعد بفهمد مال، عیبی دارد، نمی تواند معامله را به هم بزند ولی می تواند تفاوت قیمت بگیرد و همچنین اگر بعد از تحویل گرفتن مال، عیب دیگری در آن پیدا شود ولی اگر حیوان معیوبی را بخرد و پیش از گذشتن سه روز عیب دیگری پیدا کند...
وحید:مساله- در چند صورت کسی که مال معیوب به او منتقل شده نمی تواند معامله را به عیب فسخ کند و فقط می تواند تفاوت قیمت را مطالبه کند:
(اوّل) در صورتی که عین تلف شده باشد.
(دوم) در صورتی که از ملک او خارج شده باشد ، مثل این که به دیگری فروخته یا بخشیده باشد ، و مانند آن.
(سوم) در صورتی که در مال تغییری حاصل شده باشد ، مثل این که پارچه ای را که خریده بریده یا رنگ کرده باشد.
(چهارم) در صورتی که آن مال هر چند از ملک او خارج نشده ، ولی معامله ای بر آن انجام داده باشد ، مثل این که آن را به اجاره یا به گرو داده باشد.
(پنجم) در صورتی که بعد از تحویل گرفتن ، عیبی در آن پیدا شده باشد ، ولی اگر مورد معامله حیوان معیوبی باشد و پیش از گذشتن سه روز عیب دیگری پیدا کند ، اگر چه آن را تحویل گرفته باشد باز هم می تواند معامله را به حقّ فسخی که از جهت خیار حیوان دارد ، به هم بزند ، و همچنین است در صورتی که از جهت شرط ، حقّ فسخ داشته باشد.
(مسأله 2136) اگر انسان مالی داشته باشد که خودش آن را ندیده و دیگری خصوصیات آن را برای او گفته باشد، چنانچه او همان خصوصیات را به مشتری بگوید و آن را بفروشد و بعد از فروش بفهمد که بهتر از آن بوده می تواند معامله را به هم بزند.
این مسأله در رساله آیات عظام : مکارم، بهجت نیست