احکام طلاق

احکام طلاق


(مسأله2498) مردی که زن خود را طلاق می دهد، باید عاقل و بنابراحتیاط واجب بالغ باشد1 و به اختیار خود طلاق دهد. و اگر او را مجبور کنند که زنش را طلاق دهد، طلاق باطل است؛ و نیز باید قصد طلاق داشته باشد، پس اگر صیغه طلاق را به شوخی2 بگوید صحیح نیست.

1- اراکی: کسی که زن خود را طلاق می دهد، باید عاقل و بنابراحتیاط واجب بالغ باشد (ولی اگر بچه ده ساله ممیّز، زن خود را طلاق دهد، احتیاط باید مراعات شود)...

گلپایگانی، خوئی، تبریزی، صافی، نوری، سیستانی، سبحانی: مردی که زن خود را طلاق می دهد، باید بالغ و عاقل باشد (سیستانی: ولی اگر بچه ده ساله زن خود را طلاق دهد، باید مراعات احتیاط در مورد آن ترک نشود)....

وحید: مردی که زن خودرا طلاق می دهد باید بالغ باشد ـ هر چند صحّت طلاق پسر ده ساله خالی از وجه نیست ولی باید مراعات احتیاط شود ـ و عاقل باشد...

مظاهری: مردی که زن خود را طلاق می دهد باید رشید باشد...

2- خوئی، سیستانی، تبریزی: مثلاً به شوخی (سیستانی: یا در حال مستی)...

*****

بهجت: مسأله- مرد باید با شرایط ذیل می تواند زن خود را طلاق دهد:

1- بالغ باشد. 2- عاقل باشد. 3) مجبور نباشد.

4- قصد طلاق داشته باشد، پس اگر صیغه طلاق را به شوخی بگوید طلاق صحیح نیست. طلاق دادن بچه ممیّزی که ده سال او تمام شده بنابر أظهر صحیح است ولی خلاف احتیاط می باشد و بهتر است او را طلاق ندهد. اگر مرد را مجبور کنند که زنش را طلاق دهد، طلاق باطل است و بنابرأظهر در تحقّق اجبار همین قدر کافی است که اگر مثلاً طلاق ندهد، مالی را که به آن نیاز دارد و اگر از او بگیرند به حالش ضرر دارد به ناحقّ از او بگیرند، ولی اگر می تواند توریه کند و با توجه و التفات در حین طلاق توریه نکرد بنابر أظهر طلاق صحیح است.

زنجانی: مسأله- کسی که زن خود را طلاق می دهد باید عاقل بوده و کمتر از ده سال نداشته باشد و طلاق بچه نابالغ ممیّز که کمتر از ده سال نداشته باشد صحیح است و نیز باید انسان واقعاً طلاق شرعی و جدا شدن زن از زوجیّت خود را قصد کرده باشد و مجرد مجبور بودن طلاق دهنده سبب باطل شدن طلاق نمی گردد. البتّه در غالب موارد اجبار، شخص اجبار شده، وقوع طلاق شرعی را واقعاً قصد نمی کند بلکه تنها اجراء صیغه طلاق را قصد می کند که در این صورت طلاق واقع نمی گردد، ولی اگر به سبب اجبار، مرد واقعاً قصد طلاق شرعی زنش را داشته باشد طلاق صحیح خواهد بود.

مظاهری: مسأله- مردی که زن خود را طلاق می‏دهد باید رشید باشد و به اختیار خود طلاق دهد، و اگر او را مجبور کنند که زنش را طلاق دهد طلاق باطل است و نیز بایدقصد طلاق داشته باشد، پس اگر صیغه طلاق را به شوخی بگوید صحیح نیست.

(مسأله 2499) زن باید در وقت طلاق از خون حیض و نفاس پاک باشد1 و شوهرش در آن پاکی (یا در حال نفاس یا حیض که پیش از این پاکی بوده2) با او نزدیکی نکرده باشد3 و تفصیل این دو شرط در مسائل آینده گفته می شود.

1-مظاهری: و شوهرش در آن پاکی با او نزدیکی نکرده باشد.

2- [قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: گلپایگانی، خوئی، تبریزی، وحید،سیستانی و صافی نیست]

3- مکارم: و اگر در حال نفاس یا حیض که پیش از این پاکی بوده با او نزدیکی نموده باشد بنابراحتیاط طلاق کافی نیست، بلکه باید دوباره عادت شود و پاک گردد...

*****

فاضل: مسأله- شرایط صحّت طلاق عبارت است از : 1- زن باید هنگام طلاق، از خون حیض و نفاس پاک باشد. 2- از هنگام حیض شدن قبل، تا زمان طلاق گرفتن، در حال پاکی با شوهر خود همبستر نشده باشد. 3- طلاق در حضور دو مرد عادل جاری شود.

مسأله اختصاصی

فاضل: مسأله 2625- اگر زن دروغ بگوید یا اشتباه کند و در حالی که حیض است طلاق بگیرد، طلاق او باطل است، حتی اگر بعداً متوجه شود که هنگام طلاق حائض بوده است، طلاق مذکور باطل است، و اگر خیال کند که حائض است، امّا بگوید پاک هستم و طلاق بگیرد و بعد معلوم شود که حیض نبوده، طلاقش صحیح است.

(مسأله 2500) طلاق دادن زن در حال حیض یا نفاس در سه صورت صحیح است: اوّل: آن که شوهرش بعد از ازدواج با او 1نزدیکی نکرده باشد. دوم: آبستن باشد2، و اگر معلوم نباشد که آبستن است و شوهر در حال حیض طلاقش بدهد، بعد بفهمد آبستن بوده3، اشکال ندارد. سوم: مرد بواسطه غایب بودن نتواند یا برایش مشکل باشد که پاک بودن زن را بفهمد4.

1- تبریزی: قُبُلاً و دُبُراً [ازجلو و عقب]...

2- مکارم: [پایان صورت دوم].

خوئی، گلپایگانی، صافی، تبریزی، سیستانی، زنجانی، وحید: دوم:معلوم باشد آبستن است...

3- اراکی، خوئی، زنجانی، وحید: احتیاط واجب آن است که دوباره او را طلاق دهد (زنجانی: و تا او را طلاق مجدّد نداده، معامله زن و شوهری ننماید) .[پایان صورت دوم]

گلپایگانی، صافی، تبریزی: احتیاط مستحبّ آن است که دوباره او را طلاق دهد (گلپایگانی، صافی: ولی قبل از طلاق دوم، با او معامله زن و شوهری ننماید).[پایان صورت دوم]

سیستانی: آن طلاق باطل است، هر چند بهتر است رعایت احتیاط شود، گر چه با تجدید طلاق باشد. [پایان صورت دوم]

4- بهجت: ولی احتیاط مستحبّ در این است که در این صورت یک ماه صبر کند و بعد طلاق بدهد.

اراکی، خوئی، گلپایگانی، صافی، تبریزی، وحید: سوم: مرد بواسطه غائب بودن (خوئی، تبریزی: یا حبس بودن) نتواند بفهمد که زن از خون حیض یا نفاس پاک است یا نه.

فاضل: سوم: مرد بواسطه غایب بودن و مانند آن نتواند پاک بودن زن را بفهمد.

مکارم: 3- زن غائب باشد و مرد نتواند یا برایش مشکل باشد که پاک بودن زن را بفهمد.

نوری، مظاهری: سوم: مرد بواسطه غائب بودن یا مشقّت داشتن تحقیق نتواند یا برایش مشکل باشد که پاک بودن زن را بفهمد.

سیستانی: سوم: مرد بواسطه غائب بودن یا هر سببی، هر چند کتمان زن باشد نتواند بفهمد که زن از خون حیض و نفاس پاک است یا نه، ولی در این صورت بنابر احتیاط واجب باید مرد صبر کند تا حداقل یک ماه از جدا شدنش از زن بگذرد و بعد او را طلاق دهد.

زنجانی، سبحانی: سوم: مرد به واسطه غایب بودن یا(زنجانی: جهتی دیگر همچون) محبوس بودن نتواند یا برایش مشکل باشد که پاک بودن زن را بفهمد.

مظاهری:سوّم: مرد به واسطه غایب بودن یا مشقّت داشتن تحقیق، نتواند یا برایش مشکل باشد که پاک بودن زن را بفهمد.

(مسأله 2501) اگر زن را از خون حیض1 پاک بداند2 و طلاقش دهد3 بعد معلوم شود که موقع طلاق در حال حیض 4بوده، طلاق او باطل است5 و اگر او را در حیض6 بداند و طلاقش دهد7 بعد معلوم شود پاک بوده، طلاق او صحیح است.

1- وحید: و نفاس...

2- زنجانی: در جایی که پاک بودن زن از خون حیض شرط است اگر زن را از خون حیض و نفاس پاک بداند...

3- بهجت: اگر با اعتقاد به اینکه زن از خون حیض پاک است طلاقش دهد...

4- وحید: یا نفاس...

5- سیستانی: مگر در فرض مذکور...

6- وحید: یا نفاس...

7- بهجت: اگر با اعتقاد به اینکه در حال حیض است طلاقش دهد،...

سبحانی: جداً او را طلاق دهد...

(مسأله 2502) کسی که می داند زنش در حال حیض یا نفاس است، اگر غایب شود، مثلاً مسافرت کند و بخواهد او را طلاق دهد1، باید تا مدتی که معمولاً زنها از حیض یا نفاس پاک می شوند صبر کند2.

1- فاضل، مکارم: و نتواند از حالش با خبر شود...

وحید: و متمکن از اطلاع بر حالش نباشد...

سبحانی: اگر استعلام ممکن نباشد...

2- گلپایگانی، خوئی، تبریزی، صافی: و بعد طلاق دهد.

بهجت: تا یقین کند که او پاک شده است.

زنجانی: باید تا مدتی که شرعا زن محکوم به حیض یا نفاس است صبر کند و بعدا او را طلاق دهد.

وحید: باید تا وقتی که یقین یا اطمینان به پاکی او پیدا می کند صبر کند و بعد او را طلاق بدهد.

سیستانی: باید تا مدتی که یقین یا اطمینان پیدا کند که زن از آن حیض یا نفاس پاک شده صبر نماید و بعداً چنانچه بداند که او در حالت پاکی است، می تواند او را طلاق دهد و همچنین است اگر شک داشته باشد، در صورتی که آنچه را در کیفیت طلاق غائب در مسأله [2500] گذشت مراعات کند.

(مسأله 2503) اگر مردی که غائب است1 بخواهد زن خود را طلاق دهد چنانچه بتواند اطلاع پیدا کند که زن او درحال حیض یا نفاس است یا نه2 اگر چه3 اطلاع او از روی عادت حیض زن، یا نشانه های دیگری باشد که در شرع معین شده4 باید تا مدتی که معمولاً زنها از حیض یا نفاس پاک می شوند صبر کند.

این مسأله دررساله آیات عظام: مکارم و مظاهری نیست.

1- سیستانی: اگر مردی که از زن خود جدا شده...

2- بهجت: باید تحقیق کند....

اراکی: باید صبرکند و چنانچه نتواند اطلاع پیدا کند، می تواند زن خود را طلاق دهد و در هر صورت اگر بعداً معلوم شود که طلاق در حال حیض یا نفاس بوده و یا در پاکی که با او نزدیکی کرده است انجام گرفته، صحیح است.

وحید: باید به هر وسیله ای که موجب یقین یا اطمینان می شود استعلام کند ، و چنانچه نتوانست بعد از یک ماه از مدّت غیبت می تواند او را طلاق دهد.

3- بهجت: ولی اگر...

4- فاضل: باید حال او را استعلام کند و اگر نتواند باید تا مدتی که معمولاً زنها از حیض یا نفاس پاک می شوند صبر کند و احتیاط مستحبّ آن است که تا یک ماه صبر کند.

سیستانی: اگر او را طلاق دهد و بعداً معلوم شود که در حال حیض یا نفاس بوده، طلاق او صحیح نیست.

*****

زنجانی: مسأله- اگر مردی که غایب است بدون مشقّت بتواند اطلاع پیدا کند که زن او در حال حیض یا نفاس است یا نه، چنانچه بخواهد بدون اطلاع گرفتن از وضعیت زن، او را طلاق دهد، باید تا زمانی صبر کند که اطمینان پیدا شود که زن از حیض یا نفاس پاک شده است یا به خاطر نشانه هایی که شرع معین کرده همچون عادت زن، حکم به پاکی زن از حیض و نفاس گردد.

(مسأله 2504) اگر با عیالش که از خون حیض و نفاس پاک است نزدیکی کند و بخواهد طلاقش دهد، باید صبر کند تا دوباره حیض ببنید و پاک شود1، ولی زنی را که نه سالش تمام نشده، یا آبستن است2، اگر بعد از نزدیکی طلاق دهند، اشکال ندارد و همچنین است اگر یائسه باشد3 یعنی اگر سیّده است بیشتر از شصت سال4 و اگر سیّده نیست بیشتر از پنجاه سال5 داشته باشد.

این مسأله در رساله آیت الله مظاهری نیست.

1- گلپایگانی، فاضل، صافی: و همچنین است اگر در حال حیض یا نفاس با او نزدیکی کند، نمی تواند در پاکی بعد از آن حیض یا نفاس او را طلاق دهد اگر چه در آن پاکی با او نزدیکی نکرده باشد...

زنجانی: ولی زنی را که نه سالش تمام نشده یا آبستن بودن او معلوم باشد، اگر بعد از نزدیکی طلاق دهند، صحیح است و همچنین است اگر یائسه باشد یعنی اگر قرشیه است (زن سیّده یکی از اقسام زن قرشیه است) بیشتر از شصت سال قمری و اگر قرشیه نیست بیشتر از پنجاه سال قمری داشته باشد.

2- گلپایگانی، صافی: یا اینکه یائسه شده، اگر بعد از نزدیکی طلاق دهند، اشکال ندارد. [پایان مسأله]

اراکی: زنی را که نه سالش تمام نشده یا آبستن بودن او معلوم باشد...

3- بهجت: [پایان مسأله]

خوئی، نوری، تبریزی، وحید: (معنای یائسه در مسأله [435] گذشت).

4- فاضل: شصت سال قمری...

5- فاضل: پنجاه سال قمری...

*****

سیستانی: مسأله- اگر با همسرش نزدیکی کند چه پاک باشد و چه درحال حیض باشد و بخواهد طلاقش دهد، باید صبر کند تا دوباره حیض ببیند و پاک شود، ولی زنی را که نه سالش تمام نشده، یا معلوم است که آبستن است، اگر بعد از نزدیکی طلاق دهند اشکال ندارد و همچنین است اگر یائسه باشد (معنای یائسه در مسأله [2448] گذشت).

مکارم: مسأله- هرگاه با همسرش نزدیکی کرده و بخواهد طلاقش بدهد باید صبر کند حیض ببیند و پاک شود، ولی اگر باردار باشد می تواند بعد از نزدیکی کردن بلافاصله او را طلاق دهد، همچنین اگر یائسه باشد، یعنی بیشتر از پنجاه سال داشته باشد.

(مسأله 2505) هرگاه با زنی که ازخون حیض و نفاس پاک است نزدیکی کند و در همان پاکی طلاقش دهد 1اگر بعد معلوم شود که موقع طلاق آبستن بوده اشکال ندارد2.

این مسأله دررساله آیت الله مکارم نیست.

1- سبحانی: جداً طلاقش دهد...

اراکی، خوئی، زنجانی: اگر بعد معلوم شود که موقع طلاق آبستن بوده، بنابراحتیاط واجب باید دوباره او را طلاق دهد (زنجانی: و تا او را دوباره طلاق نداده، معامله زن و شوهری نکنند).

گلپایگانی، تبریزی، صافی: چنانچه بعد معلوم شود که موقع طلاق آبستن بوده، بنابراحتیاط مستحبّ دوباره او را طلاق دهد.

سیستانی: چنانچه بعد معلوم شود که موقع طلاق آبستن بوده، آن طلاق باطل است ولی رعایت احتیاط بهتر است هرچند با تجدید طلاق باشد.

بهجت: بنابر أظهر طلاق صحیح است.

وحید: بنابر احتیاط واجب دوباره او را طلاق دهد.

(مسأله 2506) اگر با زنی که از خون حیض ونفاس پاک است نزدیکی کندو مسافرت نماید1 ، چنانچه بخواهد در سفر طلاقش دهد2، باید به قدری که زن معمولاً بعد از آن پاکی، خون می بیند و دوباره پاک می شود صبر کند3.

1- مکارم: و راهی برای تحقیق از حال زن نباشد...

2- فاضل: و نتواند حال او را در سفر استعلام کند...

وحید: و نتواند از حال او اطّلاع پیدا کند ، باید تا یک ماه صبر نماید.

سبحانی: اگر استعلام ممکن نباشد...

3- خوئی، تبریزی: و احتیاط واجب آن است که آن مدّت کمتر از یک ماه نباشد.

فاضل: و احتیاط مستحبّ آن است که آن مدّت کمتر از یک ماه نباشد.

سبحانی: بهتر این است که یک ماه صبر نماید.

مکارم: احتیاط واجب آن است که حداقل یک ماه صبر کند و بعد طلاق دهد.

*****

سیستانی: مسأله- اگر با زنی که از خون حیض و نفاس پاک است نزدیکی کند و سپس از او جدا شود مثلاً مسافرت نماید چنانچه بخواهد در سفر طلاقش دهد و نتواند از حالش اطلاق پیدا کند، باید به قدری که زن بعد از آن پاکی خون می بیند و دوباره پاک می شود، صبر کند و احتیاط واجب آن است که آن مدّت کمتر از یک ماه نباشد، و اگر با رعایت آنچه گفته شد طلاق دهد و سپس معلوم شود طلاق در همان پاکی اوّل واقع شده است، اشکال ندارد.

زنجانی: مسأله- اگر با زنی که از خون حیض و نفاس پاک است نزدیکی کند و غایب شود مثلاً مسافرت نماید، چنانچه احتمال دهد که هنوز از پاکی بیرون نرفته و بخواهد در سفر طلاقش دهد باید یک ماه صبر کند و بعد طلاقش دهد، و اگر بعد از یک ماه صبر کردن طلاقش دهد، طلاق وی صحیح است هر چند بعداً معلوم شود که هنوز از آن پاکی بیرون نرفته یا در هنگام طلاق، در حال حیض یا نفاس بوده است، و اگر شخص غایب یقین داشته باشد که زنش از خون حیض یا نفاس پاک است و در آن پاکی با وی نزدیکی نکرده است، یا به حکم شرع، زن وی در این حال به شمار آید چنانچه زنش را طلاق دهد طلاق او صحیح است، واگر بعداً هم معلوم شود که زن در زمان طلاق در پاکی زمان نزدیکی قرار داشته یا در حال حیض یا نفاس بوده است طلاق صحیح است .

(مسأله 2507) اگر مرد بخواهد زن خود را که بواسطه مرضی1 حیض نمی بیند2 طلاق دهد، باید از وقتی که با او نزدیکی کرده تا سه ماه از جماع با او خودداری نماید و بعد او راطلاق دهد.

1- اراکی: بواسطه مرضی یا نقص در خلقت ...

خوئی، تبریزی،: بواسطه اصل خلقت یا مرضی ...

مکارم: بواسطه بیماری یا غیر آن...

فاضل: بواسطه اصل خلقتش یا مرض یا بواسطه خوردن قرص –که زنان برای جلوگیری از خون حیض می خورند-...

2- سبحانی: یا در آفرینش چنین است...

*****

سیستانی: مسأله- اگر مرد بخواهد زن خود را که بواسطه اصل خلقت یا مرضی یا شیر دادن یا مصرف دارو یا هر سببی دیگر حیض نمی بیند و زنهای در سنّ او حیض می بینند طلاق دهد، باید از وقتی که با او نزدیکی کرده تا سه ماه بگذرد که نزدیکی نکرده باشد سپس او را طلاق دهد.

زنجانی: مسأله- اگر مرد بخواهد زن خود را که نه سالش تمام گشته و به سن یائسگی نرسیده ولی طبق معمول حیض نمی بیند طلاق دهد، باید از وقتی که با او نزدیکی کرده تا سه ماه قمری از جماع با او خودداری نمایدو بعد او را طلاق دهد.

وحید: مسأله- اگر مرد بخواهد زن خودرا که حیض نمی بیند ـ چه از اصل خلقت و چه به واسطه امر عارضی ـ طلاق بدهد ، باید از وقتی که با او نزدیکی کرده تا سه ماه از نزدیکی با او خودداری کند ، و بعد او را طلاق دهد.

(مسأله 2508) طلاق باید به صیغه عربی صحیح1 خوانده شود و دو مرد عادل آن را بشنوند2 و اگر خود شوهر بخواهد صیغه طلاق را بخواند و اسم زن او مثلاً فاطمه باشد باید بگوید: «زوجتی فاطمة طالق» زن من فاطمه رها است و اگر دیگری را وکیل کند، آن وکیل باید بگوید «زوجة موکّلی فاطمة طالق»3.

1- خوئی، تبریزی، فاضل، سیستانی، وحید: و به کلمه «طالق»...

2- مکارم: بنابراحتیاط واجب باید صیغه طلاق به عربی صحیح خوانده شود و واجب است دو مرد عادل آن را بشنوند...

بهجت: طلاق باید به صیغه عربی صحیح خوانده شود و اگر خواندن به عربی صحیح ممکن نبود، با سایر زبانها به صورت صحیح باید خوانده شود، و اگر به عربی می تواند بخواند ولی عربی صحیح را نمی داند، احتیاط در این است که هم به عربی غیر صحیح و هم به لغت صحیح کسی که صیغه طلاق را می خواند خوانده شود، و باید دو مرد عادل صیغه طلاق را بشنوند...

3- خوئی، تبریزی، سیستانی، وحید: و در صورتی که زن معیّن باشد ذکر نام او لازم نیست. (سیستانی: و اگر حاضر باشد کافی است بگوید: «هذه طالق» و به او اشاره کند یا بگوید «أنت طالق» و او را مخاطب قرار دهد و چنانچه مرد نتواند طلاق را به صیغه عربی بیاورد و نتواند وکیل بگیرد، به هر لفظی که مرادف صیغه عربی آن است از هر لغتی باشد می تواند طلاق دهد).

مکارم: یعنی: همسر موکّل من رها است.

*****

زنجانی: مسأله- طلاق باید به صیغه صحیح وبا کلمه طالق و بنابر مشهور به صیغه عربی خوانده شود و دو مرد عادل آن را بشنوند و در صورتی که زن معیّن نباشد به گونه ای او را معیّن کند، بنابراین اگر خود شوهر بخواهد صیغه طلاق را بخواند و اسم زن او مثلاً فاطمه است ، می گوید: «زوجتی فاطمة طالق» و اگر دیگری را وکیل کند آن وکیل می گوید: «زوجة موکّلی فاطمة طالق».

مظاهری: مسأله- در تمام اقسام طلاق اگر خود شوهر بخواهد صیغه طلاق را بخواند باید بگوید: »زَوْجَتی طالِق« یعنی زن من رها است، و اگر دیگری را وکیل کند باید بگوید »زَوْجَةُ مَوَکِّلی طالِق«، و کلّیه شرایطی که در صیغه نکاح گفته شد اینجا هم باید باشد به اضافه اینکه طلاق باید در محضر دو مرد عادل باشد.

مسائل اختصاصی

بهجت: مسأله 2002- کسی که قدرت خواندن صیغه طلاق ندارد، مثل گنگ و لال، همین که اشاره و یقیناً به طلاق باشد کافی است، و همچنین است نوشته ای که مقصود از آن انشاء طلاق باشد.

بهجت: مسأله 2003- طلاق دادن مکروه است، و طلاق دادن زنی که در حال بیماری است، کراهتش شدید تر است.

(مسأله 2509) زنی که صیغه شده، مثلاً یک ماه یا یک ساله او را عقد کرده اند، طلاق ندارد و رها شدن او به این است که مدتش تمام شود، یا مرد مدّت او را ببخشد1، به این ترتیب که بگوید: مدّت را به تو بخشیدم2 و شاهد گرفتن و پاک بودن زن از حیض لازم نیست.

1- مظاهری: و شاهد گرفتن و پاک بودن زن از حیض لازم نیست.

زنجانی: یا مرد مدّت او را ببخشد، یا عقد او به واسطه شیر خوردن و مانند آن منفسخ شود...

*****

مکارم: مسأله- ازدواج موقّت طلاق ندارد، هر زمان مدّتش تمام شود یا مرد مدّت او را ببخشد از قید همسری او رها می شود و پاک بودن از عادت ماهانه و همچنین شاهد گرفتن لازم نیست.

سیستانی: مسأله- ازدواج موقّت طلاق ندارد، و رها شدن به این است که مدتش تمام شود یا مرد مدّت را به او ببخشد، مثلاً بگوید: مدّت را به تو بخشیدم، و شاهد گرفتن و پاک بودن زن از حیض لازم نیست.

بهجت: مسأله- متعه یعنی عقد غیر دائم، طلاق ندارد بنابراین شاهد گرفتن و پاک بودن زن از حیض لازم نیست و جدایی آن بدین صورت است که مدّت عقد تمام شود یا مرد بگوید باقی مدّت عقد را بخشیدم

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین