دایی برای ما موجودی عجیب است. انسانی با مختصات منحصر به فرد با سر و شکلی متفاوت و سرنوشتی عبرت انگیز. علی دایی- علی دایی است و هیچکس دیگر در حوالی نقطه ای که او ایستاده است دیده نمی شود. طول و عرض جغرافیایی این نقطه چنان سند زده شده که آن را به دست هر کر و کوری بدهید شما را درست به در خانه علی دایی خواهد برد.
به نوشته قدس؛ علی دایی، رفتار و کلامش دستخوش نقدهای بسیار بوده است و تار و پود این نام با مطالب نسلی از ورزشی نویسان ایران به هم تنیده شده است. او هر از چند گاهی همچون لخته ای از گوشت لای چرخ دنده های قلمی بی رحم قطعه قطعه شد. و روزی دیگر همان قلم به احترام این جناب ایستاده و کف مرتبی زده است.
علی دایی اجازه نمی دهد تکلیفش با منتقدانش روشن باشد. می خواهد در نقطه ای بایستد که همیشه محل دعوای موافقان و مخالفان باشد. او بین بخش خوب و بد ذهن مخاطبانش مدام بند بازی می کند و هرگز اجازه نمی دهد تصویری مطلق از او در اذهان شکل بگیرد.
این گونه است که گاهی چنان منفور می شود که به میان جوکها و پیامکهای فکاهی راه می یابد و زمانی دیگر به اسطوره ای رشک برانگیز. او همین گونه است که هست. گاهی شانه هایش از در دروازه ای به چه بزرگی رد نمی شود و زمانی دیگر از سوراخ سوزن عبور می کند.
و امروز علی دایی دوباره برگشته. نه آن مرد لجباز و اخمو و از خود متشکر. فریادهای او در کنار نیمکت پرسپولیس، مشتهای گره کرده اش، صورت برافروخته اش و رگهای قلمبه گردن که بیرون زده خبر از این بازگشت می دهد.
می گوید یک بار دیگر خدا را در کنار خود احساس کرده است. راست می گوید: بر این نکته که او توجه بیشتری را همیشه با خود همراه داشته و همین توجه از او چهره ای ممتاز ساخته است باید صحه گذاشت که اگر غیر این بود این فوتبال زهوار دررفته یکی دیگر لنگه «علی دایی» می زایید!
علی دایی برگشته است. همان که با شعار حیا کن رها کن بدرقه شده بود. هنوز رحل اقامت را دوباره پهن نکرده به محبوب قلب قرمزها تبدیل شد. برای سنت شکنی در داربی، آن شوت سهمگین کریم باقری فقط یک وسیله بود و هدف علی دایی.
وجه تمایز این داربی با تمام داربی های اخیر هم او بود و اگر نه کریم باقری و شوتهایش سالهای سال است که در کنار پرسپولیس هستند. این داربی «علی دایی» را در کنار خود داشت که نمی بازد. نمی خواهد که ببازد. شکست در مرامش نیست. و هر بار که باخت رفت و محکمتر و با صلابت تر از قبل بازگشت.
زیر بار شکستهایی رفت که هر کس دیگر را می توانست له و محو کند اما علی دایی جان سخت تر از آن است که این گونه تن به فناشدن بسپارد. او برگشته و زمین فوتبال زیر پایش می لرزد. او آمده تا دوباره خود را به اثبات برساند و جنگ او با سرنوشت تنور فوتبال را برای مخاطبانش داغ و داغ تر می کند.
به نوشته قدس؛ علی دایی، رفتار و کلامش دستخوش نقدهای بسیار بوده است و تار و پود این نام با مطالب نسلی از ورزشی نویسان ایران به هم تنیده شده است. او هر از چند گاهی همچون لخته ای از گوشت لای چرخ دنده های قلمی بی رحم قطعه قطعه شد. و روزی دیگر همان قلم به احترام این جناب ایستاده و کف مرتبی زده است.
علی دایی اجازه نمی دهد تکلیفش با منتقدانش روشن باشد. می خواهد در نقطه ای بایستد که همیشه محل دعوای موافقان و مخالفان باشد. او بین بخش خوب و بد ذهن مخاطبانش مدام بند بازی می کند و هرگز اجازه نمی دهد تصویری مطلق از او در اذهان شکل بگیرد.
این گونه است که گاهی چنان منفور می شود که به میان جوکها و پیامکهای فکاهی راه می یابد و زمانی دیگر به اسطوره ای رشک برانگیز. او همین گونه است که هست. گاهی شانه هایش از در دروازه ای به چه بزرگی رد نمی شود و زمانی دیگر از سوراخ سوزن عبور می کند.
و امروز علی دایی دوباره برگشته. نه آن مرد لجباز و اخمو و از خود متشکر. فریادهای او در کنار نیمکت پرسپولیس، مشتهای گره کرده اش، صورت برافروخته اش و رگهای قلمبه گردن که بیرون زده خبر از این بازگشت می دهد.
می گوید یک بار دیگر خدا را در کنار خود احساس کرده است. راست می گوید: بر این نکته که او توجه بیشتری را همیشه با خود همراه داشته و همین توجه از او چهره ای ممتاز ساخته است باید صحه گذاشت که اگر غیر این بود این فوتبال زهوار دررفته یکی دیگر لنگه «علی دایی» می زایید!
علی دایی برگشته است. همان که با شعار حیا کن رها کن بدرقه شده بود. هنوز رحل اقامت را دوباره پهن نکرده به محبوب قلب قرمزها تبدیل شد. برای سنت شکنی در داربی، آن شوت سهمگین کریم باقری فقط یک وسیله بود و هدف علی دایی.
وجه تمایز این داربی با تمام داربی های اخیر هم او بود و اگر نه کریم باقری و شوتهایش سالهای سال است که در کنار پرسپولیس هستند. این داربی «علی دایی» را در کنار خود داشت که نمی بازد. نمی خواهد که ببازد. شکست در مرامش نیست. و هر بار که باخت رفت و محکمتر و با صلابت تر از قبل بازگشت.
زیر بار شکستهایی رفت که هر کس دیگر را می توانست له و محو کند اما علی دایی جان سخت تر از آن است که این گونه تن به فناشدن بسپارد. او برگشته و زمین فوتبال زیر پایش می لرزد. او آمده تا دوباره خود را به اثبات برساند و جنگ او با سرنوشت تنور فوتبال را برای مخاطبانش داغ و داغ تر می کند.