مشی شایستهسالاری در اندیشه و سیره حضرت رسول اکرم(ص)
ملاحظه شایستگیها در انتخاب افراد و واگذاری کارها از مهمترین مسائل در اداره امور است؛ یعنی کسی که قرار است مسئولیت کاری را عهدهدار شود و در مسندی قرار گیرد، باید شایستگیهای لازم را برای آن مسئولیت دارا باشد زیرا آنچه سبب گردش درست امور و سلامت و صلابت کارها میشود و زمینه دسترسی به اهداف را فراهم میکند، آن است که مناصب و مسئولیتها امانت تلقی و به شایستگان سپرده شود. خداوند فرمان داده است که امانتها به اهلش یعنی شایستگانش سپرده شود:
إِنَّالله یأْمُرُکمْ أَنْ تُؤدُّوا الاَمَانَاتِ إِلَی اَهْلِهَا وَ إِذَا حَکمْتُمْ بَینَ النَّاسِ اَنْ تَحْکمُوا بِالْعَدْلِ(نساء/ 58) «خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به اهلش بسپارید و چون میان مردم داوری کنید به داد داوری کنید.»
برخی در شأن نزول این آیه نوشتهاند که وقتی رسول خدا(ص) با پیروزی کامل وارد مکه شد، عثمانبن طلحه را که کلیددار خانه کعبه بود احضار کرد و کلید را از وی گرفت تا درون خانه را از بتها پاک سازد. پس از انجام دادن این کار، عباس عموی پیامبر نزد آن حضرت آمد و تقاضا کرد که منصب کلیدداری خانه کعبه به او سپرده شود ولی پیامبر اکرم(ص) در حالی که این آیه را تلاوت میکرد، کلید را به عثمانبن طلحه سپرد. (جامعالبیان، طبری، ج 5، ص 92؛ التبیان، طوسی، ج 3، ص 234)
از ظاهر آیه مورد بحث برمیآید که مفهوم «الأمانات» در آیه مفهومی عام است که مشتمل بر همه امانتها است؛ اعم از امانتهای مالی و غیرمالی میان مردم و امانتهای خداوند بر بندگانش و در این میان، امانت مدیریت و رهبری از اهمیتی ویژه برخوردار است زیرا همه امور زندگی مردم را تحتتأثیر قرار میدهد.
آنان که بدون داشتن شایستگیهای لازم، خود را بر مصدر امور قرار میدهند و بدون ویژگیهای اساسی برای اداره امور یعنی «درایت»، «معرفت»، «عدالت»، «سلامت» و «قوت» دست به کاری میزنند، آنچه را تباه میکنند بیشتر از آن چیزی است که اصلاح میکنند. از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود رسول خدا(ص) فرموده است:
مَنْ عَمِلَ عَلَی غَیرِ عِلْمٍ کانَ مَا یفْسِدُ اَکثَرَ مِمَّا یصْلِحُ.(الکافی، کلینی، ج 1، ص 44) «آنکه بدون علم کاری را انجام دهد، آنچه تباه میکند بیشتر از آن چیزی است که اصلاح میکند.»
به همین سبب، انسان برای حفظ خود و کارها از تباهی، باید از تصدی امور بدون شایستگیهای لازم بپرهیزد. رسول خدا(ص) به هشداری جدی در این باره تأکید کرده و در این زمینه فرموده است:
إِنَّ الرِّئَاسَه لاَ تَصْلُحُ إِلاَّ لاَهْلِهَا، فَمَنْ دَعَا النَّاسَ إِلَی نَفْسِهِ وَ فِیهِمْ مَنْ هُوَ اَعْلَمُ مِنْهُ لَمْ ینْظُرِالله إِلَیهِ یوْمَ الْقِیامَه. (الاختصاص، مفید، ص 251) «ریاست، شایسته نیست مگر برای شایستهاش؛ پس هر کس مردم را به خود بخواند و در میان مردم، داناتر از او وجود داشته باشد، خداوند در روز قیامت به وی نظر نخواهد افکند.»
چنین افرادی که خود را به پستی و سقوط کشاندهاند، سبب میشوند که کار مردم و اموری که تصدی کردهاند به پستی و سقوط کشانده شود. از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که فرمود:
مَنْام قَوْمًا وَ فِیهِمْ اَعْلَمُ مِنْهُ اَوْ اَفْقَهُ مِنْهُ لَمْ یزَلْ اَمْرُهُمْ فِی سِفَالٍ إِلَی یوْمِ الْقِیامَه. (المحاسن، برقی، ج 1، ص 93) «هر که رهبری جماعتی را به عهده گیرد و در میان ایشان داناتر، فهیمتر و فقیهتر از وی باشد، پیوسته کارشان تا روز قیامت در پستی و سقوط است.»
از عمدهترین ضعفهای مدیریت، ناتوانی در سپردن امور به شایستهترین افراد و قرار دادن ایشان در مناسبترین جایگاه است. این عمل ممکن است آگاهانه یا ناآگاهانه صورت گیرد. از جمله علل پدیدن آمدن چنین امری «جهالت»، «رقابت»، «حسادت»، «حقارت»، «خصومت» و «خیانت» است. ناتوانی در شناخت شایستهترین افراد و به کارگرفتن ایشان، سبب بر سر کار آمدن افرادی میشود که نمیتوانند حق اداره امور را ادا کنند.
البته رقابتهای نادرست نیز از جمله عواملی است که سبب کنار زده شدن شایستهترین افراد برای اداره امور میشود. گاهی نیز حسادتهای زمامداران و مسئولان است که توان دیدن شایستهترین افراد را ندارند و از سر نفسانیت خویش بهترینها را کنار میزنند. این پدیده مذموم و مخرب گاهی نیز از آن رو است که افراد ناتوانی بر سر کار قرار میگیرند و زمام امور به ایشان سپرده میشود و آنان از سر کار آمدن انسانهای تواناتر از خود بیم دارند. حقارت نفسانی ایشان، مانع سپرده شدن امور به شایستهترین افراد میگردد. چنین مدیرانی تنها کسانی را میپسندند که ضعیف و مطیع باشند تا حقارت نفسانی ایشان ظهور نیابد.
همچنین خصومتها و دشمنیها سبب میشود که شایستهترین مدیران کنار زده شوند و اداره امور بازیچه دست قدرتطلبی شود. البته مناسبات ناسالم اجتماعی و سیاسی و روابط نادرست مدیریتی، خود سبب میشود که شایستهترین افراد از کار کنارهگیری کنند.
نفوذ فرصتطلبان و میدان یافتن ایشان نیز خود از علل کنار رفتن شایستگان است. زمامداران و مدیرانی که با علم به وجود افراد شایستهتر، جز ایشان را به کار میگمارند، باب خیانتی خانمانبرانداز را بر خود و مردم خویش میگشایند. از رسول خدا(ص) روایت شده است که فرمود:
مَنِ اسْتَعْمَلَ عَامِلاً مِنَ الْمُسْلِمِینَ وَ هُوَ یعْلَمُ اَنَّ فِیهِمْ اَوْلَی بِذلِک مِنْهُ وَ اَعْلَمَ بِکتَابِالله وَ سُنَّه نَبِیهِ فَقَدْ خَانَالله وَ رَسُولَهُ وَ جَمِیعَ الْمُسْلِمِینَ. (السنن الکبری، بیهقی، ج 10، ص 18) «هر که کارگزاری از مسلمانان را به کار گمارد و بداند که در میان ایشان شایستهتر از او و داناتر از او به کتاب خدا و سنت پیامبرش هست، به خدا و پیامبرش و به همه مسلمانان خیانت کرده است.»
این مسأله آنقدر با اهمیت است که عدم رعایتش در محدودترین کارها و اداره کوچکترین واحدها نیز فاجعهآمیز است. از رسول خدا(ص) نقل کردهاند که فرمود:
اَیمَا رَجُلٍ اسْتَعْمَلَ رَجُلاً عَلَی عَشَرَه اَنْفُسٍ عَلِمَ اََنَّ فِی الْعَشَرَه اََفْضَلُ مِمَّنِ اسْتَعْمَلَ فَقَدْ غَشَّالله وَ غَشَّ رَسُولَهُ وَ غَشَّ جَمَاعَه الْمُسْلِمِینَ. (کنزالعمّال، متّقی هندی، ج 6، ص 19) «هر که فردی را{بهعنوان مسئول}بر ده تن بگمارد و بداند در میان ایشان فردی شایستهتر از او هست، بیگمان به خدا و پیامبرش و همه مسلمانان خیانت کرده است.»
این خیانت به منزله فراهم کردن زمینههای انواع تباهیها و در نتیجه هلاکت و نابودی است؛ چنانکه در سخنی شگفت از پیامبر اکرم(ص) آمده است:
إِذَا وُسِّدَ الاَمْرُ إِلَی غَیرِ أَهْلِهِ فَانْتَظِرُوا السَّاعَه. (تفسیر المنار، رشید رضا، ج 5، ص 168) «آنگاه که کار به دست نااهل سپرده شود منتظر قیامت و هلاکت باشید.»
شیخ محمدعبده – مفتی گرانقدر الأزهر و مصلح بزرگ معاصر در گذشته به سال 1323 هجری قمری – در توضیح این حدیث یادآور شده است که این سخن بدین معنا است که وقتی زمام امور به دست ناشایستگان سپرده میشود زمان قیامت و هلاکت آن جامعه فرا میرسد زیرا برای هر جامعهای قیامتی است، که مراد زمانی است که در آن زمان هلاک میشوند یا استقلالشان از بین میرود و وابسته میشوند. (همان، ص 173)
در اداره درست کارها، هیچ امری به اندازه «رعایت شایستگیها» ضروری نیست. مسئولیت اداره هر کاری، از بالاترین امور تا پایینترین کارها، باید بر اساس رعایت شایستگیها باشد و چنانچه این اصل اصیل، زیرپا گذارده شود، شیرازه امور ازهم میپاشد و هیچ کاری به مقصد نمیرسد.
هر فسادی که در عالم روی داده، از آنجا پیدا شده است که کسی در جایی قرار گرفته که شایستگی و صلاحیت لازم برای آنجا را نداشته است. آنکه در مسندی قرار میگیرد که شایستگیهای لازم برای آن را ندارد، هم موجب تباهی خود میشود و هم آن کار را به تباهی میکشاند. اگر در این میان پای دین هم در وسط باشد، دین نیز بیآبرو میشود. شیخ اجل، سعدی شیرازی گوید:
«ناخوش آوازی به بانگ بلند قرآن همی خواند، صاحبدلی بر او بگذشت. گفت: تو را مشاعره چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس زحمت خود چندین چرا همی دهی؟ گفت: از بهر خدا میخوانم! گفت: از بهر خدا مخوان!»
گر تو قرآن برین نَمَط خوانی
ببری رونق مسلمانی (گلستان، ص 156)
مشکلات و تباهیهای جوامع به طور عمده از اینجا ناشی میشود که افرادی بر سر کار میآیند که شایستگی، توان و کفایت لازم را ندارند و شایستگان کنار زده میشوند و ناشایستگان خود را بر مناصب تحمیل میکنند. به بیان ابن خالَوَیه، از فضلا و ادبای برجسته امامیه، درگذشته به سال 370 هجری:
«زمانی که در صدر مجلسها سید و بزرگی نباشد، پس خیری در وجود آن کسی که مجلسها او را در صدر خود جای دادهاند نیست.چه بسا گویندهای{به من میگوید}چرا تو را پیاده میبینم؟ و من به او میگویم: برای این است که تو سوار شدهای.»
رسول خدا(ص) در انتخاب افراد و سپردن مسئولیت به آنان، رعایت اهلیت و شایستگی افراد را میکرد و نه چنانکه مرسوم و معمول بوده است رعایت خویشاوندی یا بزرگی سن یا قدرت مالی یا سفارشهای خاص را؛ و همین امر موجب اعتراضهایی به آن حضرت از جانب کسانی میشد که هنوز پایبند سنتهای پیشین بودند. چنانکه به فرماندهی اسامه بن زیدِ جوان بر سپاهی که بزرگان مهاجر و انصار در آن بودند اعتراض کردند، همانگونه که به فرماندهی پدرش زید بن حارثه بهعنوان یکی از سه فرمانده سریه مُؤْته اعتراض کرده بودند. آنان در حرکت سپاه اسامه کارشکنی کردند و بهانه آوردند که چرا رسول خدا(ص) جوانی نورس را بر بزرگان مهاجر و انصار فرمانده ساخته است و همراه وی نرفتند. پیامبر اکرم(ص) از این نافرمانی به خشم آمد و در حال بیماری آهنگ مسجد کرد و به منبر رفت و پس از حمد خدا و ثنای الهی فرمود: «مردم، فرماندهی اسامه را بپذیرید و سپاه را حرکت دهید که به جان خودم سوگند اگر درباره فرماندهی او سخن میگویید، پیش از این درباره فرماندهی پدرش هم سخنها گفتید ولی او شایسته فرماندهی است چنانکه پدرش نیز در خور آن بود.» (السیره النبی، ابن هشام، ج 4، ص 328)
آن حضرت در سپردن همه امور تنها شایستگیهای افراد را ملاحظه میکرد و خلاف رسم و رسوم زمانه خویش جوانان شایسته را در مناصب و مسئولیتهای مهم قرار میداد. چنانکه عمرو بن حزم را در حالی که جوانی هفده ساله بود به فرمانداری نجران در یمن منصوب کرد. (اسد الغابه، ابن اثیر، ج 3، ص 711)
همچنین عَتّاب بن اُسَید را که جوانی بیست و چند ساله و در نهایت زهد و پرواداری و دارای تواناییهای لازم برای اداره امور بود، فرماندار مکه قرار داد که از نظر سیاسی پس از مدینه مهمترین پایگاه محسوب میشد و او نخستین «امیر الحاج» مکه بود. (سیره النبی، ابن هشام، ج 4، ص 69، 148 – 149)
تکیه بر شایستگان در اداره امور از عمدهترین ویژگیهای یک مدیریت موفق است. سیری در سَریههای انجام یافته، در ده سال دوران مدینه و دقت در نتایج موفقیتآمیز غالب این سریهها حاکی از آن است که پیامبر اکرم(ص) چگونه بر اساس شایستهسالاری، مسئولیتها را واگذار و امور را اداره کرده است. از عوامل مهم در توفیق این سریهها انتخاب افراد مناسب برای فرماندهی بوده که به بهترین نحو انجام شده است. همچنین نگاهی به آمار غزوههای پیامبر اکرم(ص) و افرادی که بهعنوان جانشین خود در مدینه تعیین کرده، حاکی از رعایت همین اصل است. انتخاب فرد مناسب راهگشای امور است و تا زمانی که در مدیریتها شایستهسالاری به معنای دقیق آن پاس داشته نشود، هیچ مدیریتی به سامان درست نمیرسد.
* مدیر گروه نهجالبلاغه دانشگاه قرآن و حدیث پردیس تهران
این مطلب نخستین بار در روزنامه ایران منتشر شده است.
