سیده کوثر آوینی
آوینی خوب، آوینی مرده!
پانزده سال پیش در چنین روزهایی، خبر شهادت سید مرتضی آوینی منتشر شد. در آن روزهای تلخ بهار سال هفتاد و دو، در اکثر بزرگداشت‌هایی که برگزار شد، صحبت از زندگی کوتاه، اما دشوار آن مرد بود. در فیلم «مرتضی و ما» که کیومرث پوراحمد در همان ایام ساخت، دوستان و همکاران مرتضی آوینی از نحوه دشوار زیستن و تفکر و راه سخت او می‌گفتند. آنها درباره مرگ کسی صحبت می‌کردند که شهامت زندگی کردن را داشت، که از تجربه کردن نمی‌هراسید، که با پای خود به استقبال مرگ رفته بود تا به زندگی‌اش معنا ببخشد. در آن روزها، صحبت از کسی بود که از ابتدای جوانی، چیزی می‌خواست و تا آخر کار و تا پای جان برای رسیدن به آن تلاش کرد؛ این نوع زیستن، ساده نیست.
شهامت زندگی کردن، چیزی است که کمتر در مردمان این دوران دیده می‌شود. مرتضی آوینی شهامت زندگی کردن داشت، و این بارزترین خصلت‌اش بود. چه در جوانی که به دانشکده هنرهای زیبا می‌رفت و معماری می‌خواند و به مطالعه فرهنگ و فلسفه غرب مشغول بود، چه در دورانی که همه‌ گذشته‌اش را به کناری نهاد و تمام وجودش را صرف ساختن فیلم‌های مستند جنگی کرد تا حقیقت را در جبهه‌های جنگ بیابد، و چه در سال‌های بعد که دغدغه‌هایش را در قالب مقالات نظری نوشت و منتشر کرد، در همه این دوره‌های به ظاهر متفاوت، آشکارترین خصوصیتش، شهامت در زندگی کردن بود. وقتی راهی را برمی‌گزید، تا پایان می‌رفت، بدون این که در میانه‌های راه سستی کند.
 
آنها که سیر فکری‌اش را در آن سال‌های آخر دنبال کرده‌اند، می‌دانند که تمام وجودش پر از سؤال بود؛ همان سؤالاتی که به دوره‌های متفاوت زندگی‌اش وحدت می‌بخشید. سؤالاتی که می‌توانست پاسخ‌هایی ترسناک داشته باشد، پاسخ‌هایی که مردمان این روزگار به دلیل هراس از عواقب آنها، از طرح اصل سؤال خودداری می‌کنند. کسانی که آثارش را خوانده‌اند و با سیر تفکرش آشنا شده‌اند، دیده‌اند که او در مقالاتش با شهامت از دریافت‌های جدیدش می‌نویسد، و چه بسا برخی از این دریافت‌های جدید، باطل‌کننده پیش‌فرض‌های قبلی خودش هم باشد؛ اما چه باک. دوستانش می‌دانند که همیشه و در همه حال آمادگی بحث کردن داشت، بدون آن که به اعتقادات‌اش تعصب بورزد، و می‌دانند که همیشه آمادگی شنیدن نظرات مخالفان را داشت، و آمادگی تشخیص حقیقت را در اعتقادات آنها.

همین خصوصیتش باعث شد در آن چند سال واپسین که سردبیری مجله سوره را پذیرفته بود، روز به روز بر تعداد دشمنانش افزوده شود، و همه می‌دانند که در شرایطی که عقب‌نشینی، ساده‌ترین و شاید عاقلانه‌ترین راه بود، مرتضی آوینی با شهامت در مقابل فشار ویران‌گر گردبادها ایستاد و خود را در معرض انواع تهمت‌ها قرار داد و باز هم پا پس نکشید. همین نوع زندگی مردانه بود که باعث شد بزدلان روزگار، حتی مسلمان بودنش را هم مورد تردید قرار دهند.
در دورانی زندگی می‌کنیم که بارزترین صفتش بزدلی است و البته برای آن که خاطر خودمان را مکدر نکنیم، برای این صفت، مترادف‌های دیگری دست و پا کرده‌ایم. مرتضی آوینی در دوران حیات، دامن خود را به این بزدلی آلوده نکرد، اما پس از مرگش، و در گذر ایام، جمعی از بزدلان آن روزها به ستایشش مشغول شده‌اند. آنها که در سال‌های حیات مرتضی آوینی از راهی که او برگزیده بود می‌هراسیدند، و با انواع تهمت‌ها و بدگویی‌ها سعی در حذف او داشتند، پس از مرگش هم از روبه‌رو شدن با آثار و تفکرات او وحشت دارند؛ می‌ترسند که در اثر مجاورت با تفکر او، ویران شوند. آنها که جرأت مردانه زندگی کردن را ندارند، تفکر آوینی را تا حد خود پایین آورده‌اند و تصورات خودشان را به نام او می‌نویسند و بسط می‌دهند. وجوهی از زندگی و تفکرات او را که به اعتقادات خودشان شباهت دارد، جدا کرده‌اند و یک «شهید آوینی» مطلوب و شبیه به خودشان ساخته‌اند تا بتوانند با خیال آسوده به زندگی‌شان ادامه دهند، چرا که به حکم غریزه فهمیده‌اند در جست‌و‌جوی حقیقت بودن، مانع از خواب خوش و زندگی آسان است. بزدلانه روبه‌رو شدن با مردی که خانه خود را در دامنه آتشفشان بنا کرده بود، اگرچه اتفاقی است از جنس این روزگار، عملی است بس ناجوانمردانه و حقیر. پانزده سال زمانی کوتاه برای از یاد نبردن، و زمانی کافی برای فراموش کردن است.
*دختر شهید سید مرتضی آوینی

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1387/01/21
پاسخ

کاش پارگراف اخر تمام نمی شد ای کاش در این باره بیشتر می نوشتند بهر حال بسیار جالب و قابل تامل بود

کاربر مهمان -> 1387/01/21
پاسخ

سلام بر شهید آوینی هنر آن است که بمیری پیش از آنکه بمیرانندت و مبداء و منشاء حیات آنانند که چنین مرده اند.

کاربر مهمان -> 1387/01/21
پاسخ

غایت خلقت جهان پرورش انسانهایی است که بر هر چه شک و ترس و تردید است غلبه کنند و حسینی شوند. "شهید آوینی"

کاربر مهمان -> 1387/01/21
پاسخ

شهید آوینی من هرگز اجازه نمی دهم صدای حاج همت در درونم گم شود این سردار خیبر قلعه قلب مرا نیز فتح کرده است

کاربر مهمان -> 1387/01/21
پاسخ

شهادت هنر مردان خداست

کاربر مهمان -> 1387/01/21
پاسخ

سلام برتو که چشمه کوثر آن بزرگوار هستی و سلام بر روح آن بزرگمرد که همچون الماس درخشید و رفت .

کاربر مهمان -> 1387/01/21
پاسخ

شیوایی و رسایی کلام را از پدر بزرگوارشان به ارث برده اند. خدا رحمتش کند که چشمه صفا بود.

کاربر مهمان -> 1387/01/21
پاسخ

تا دیروز برای طفلی دلمون می سوخت که کفش نداشت ! امروز برای مردی از دیار باران می سوزیم که پا ندارد ! و فردا برای خودمون ....

کاربر مهمان -> 1387/01/21
پاسخ

ای خدا پدرت رو بیامرزه که حق مطلب رو گفتی. آوینی توی مقاله ی انفجار اطلاعاتش از قول نیچه نقل میکنه (و البته به جا هم ازش استفاده میکنه) که: خانه هایتان را در دامنه آتشفشان بنا کنید. خودش الحق که مردی بود که نه تنها سالها در کناره ی آتشفشان زندگی کرده بود بلکه تا آخر عمر آتشفشانش رو به دوش می کشید.

کاربر مهمان -> 1387/01/22
پاسخ

کتاب "فتح خون" شهید آوینی بهترین کتابی است که تاکنون خوانده ام.

کاربر مهمان -> 1387/01/24
پاسخ

بارزترین صفت شهیدان ما مظلوم زیستن و مظلوم مردن و خارچشم دشمنان اسلام بودن آنهاست. این درس را از روح خدا آموخته ایم. انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب.

کاربر مهمان -> 1387/01/24
پاسخ

نسل جوان شهید آوینی واقعی را نمی‌شناسد، آیا کسی هست که او را بطور حقیقی معرفی نماید؟

کاربر مهمان -> 1387/01/25
پاسخ

بهتره بجای قهرمان کردن اوینی روی معرفت اوکار کنید {یکی از دوستا ن قدیمی اوینی}

کاربر مهمان -> 1387/01/25
پاسخ

کجایید ای شهیدان خدایی بلا جویان دشت کربلایی سلام بر تمام کسانی که فتح را روایت کردند.

کاربر مهمان -> 1387/01/26
پاسخ

غایت خلقت جهان پرورش انسانهایی است که در برابر شدائد بر هر چه ترس و شک و تردید و تعلق است غلبه کنند و حسینی شوند. "شهید آوینی"

کاربر مهمان -> 1387/01/26
پاسخ

خوشا بحال شهید آوینی .............. شهید آوینی هرگز فراموش نمیشود و آیندگان از او به یک قهرمان فرهنگی یاد خواهدکرد وافسوس برما که نمی توانیم از وجودش، کلامش ،تفکرش ،نوشتهایش بیشتر دراین دوره از زمان استفاده کنیم شاید اگر بود روایت فتح بهتر وبیشتر در نسل جوان امروزی اثرمیکرد.

کاربر مهمان -> 1387/01/26
پاسخ

سلام بر سید شهیدان اهل قلم(آوینی).انگار هنوز صدای محزون همراه با حماسه شهید آوینی را در گوشم احساس می کنم. شهید آوینی در زمان حیات خود یاد و راه شهدا را به همه یادآور می شد و بعد از شهادت مظلومیت آنها را.سلام و ارادت ما به شهداوخانواده قهرمان ایشان.

کاربر مهمان -> 1387/01/27
پاسخ

جای خالی آقا مرتضی عزیز را خیلی حس می کنم. داشتم یک فیلم مستند می ساختم در مورد شهدا، در تمامی پلانها حضور آقا سید را احساس می کردم. امید است دست ما را هم بگیرد

کاربر مهمان -> 1387/01/27
پاسخ

سلام آرمان شهید ، اسلام با همه جوانب آن بوده است پس ما هم بیاییم مثل او و همه شهیدان به اسلام در همه جوانبش بپردازیم و از دشمنی و تکفیر و برچسب زدن بپرهیزیم. ما جامعه کوچک ولی بسیار مهمی هستیم بیایید یکدیگر را تقویت کنیم ،‌آن هم با عمل و نه با حرف . ما عبرت زیاد دیده ایم ولی چه کم عبرت گرفته ایم. ماها اسممون مسلمان است ، واقعا از اسلام دور و بی خبریم. امام مهدی میاد و ما و امثال ماها میگیم دین جدیدی آورده است. اسلام دین اخلاق است به اخلاق حرفه ای و ایمانی بیشتر به بدهیم

کاربر مهمان -> 1387/01/27
پاسخ

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست.... روحش شاد

کاربر مهمان -> 1387/01/28
پاسخ

با سلام و احترام از نگارنده و خوانندگان محترم متشکرم وقتی که روایت های فتح رو می بینم یه حس عجیبی بهم دست می ده خصوصا صدای شهید آوینی انگار واسه حرکت روح بیمارمون معبر باز می کنه دلم می خواد با آثار و افکار شهید آوینی بیشتر آشنا بشم اگه امکانش هست لیستی از آثارش رو برام بنویسید . ممنون

کاربر مهمان -> 1387/02/02
پاسخ

صوفی ز ره عشق صفا باید کرد عهدی که نموده ای وفا باید کرد تا خویشتنی به وصل جانان نرسی سر را به ره دوست فنا باید کرد.

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین