گل؛ 1 - هیچکس نیست. حالا دیگر مطمئن شدهایم هیچکس نیست تا محرم اسرار باشد. این را دوشنبه شب یقین کردیم. وقتی کفاشیان مورد سنگینترین اتهامات قرار گرفت و بنا به خصلت ذاتی خود ترجیح داد بازنده بازی قرار گیرد، چاره دیگری هم نبود. چون رییس فدراسیون فوتبال در گوشه رینگ گیر افتاده بود. اشتباه نکنید. قرار نیست از کفاشیان و عملکرد او تمجید شود اما دوشنبه شب اتفاق بدی به مجموعه اتفاقات بد فوتبال ایران اضافه شد. آنجا که کفاشیان به نبودن یک محرم اسرار در اطرافش اشاره کرد: «اینجا هنوز حرف به یک نفر - دو نفر نرسیده همه روزنامهها اطلاع دارند.»
2 - اشاره اصلی کفاشیان میتواند به مذاکره با فاتحتریم باشد. تازه میخواسته دستور مذاکره را بدهد که روزنامهها به تمام جزئیات آن اشاره کردهاند. این یعنی واقعا هیچکس اطراف او نیست که رازها را نگه دارد. رسانهها به دلیل ذات رسانهای خویش از انتشار و درز پیدا کردن اخبار محرمانه استقبال میکنند اما واقعا لازم است گاه برخی اطلاعات محرمانه بمانند و یا در چرخهای خاص، بعد از پالایش لازم وارد جریان رسانهای شوند.
علی کفاشیان این فضا را در اختیار ندارد. نزدیکترین افراد به او در فدراسیون، دورترین و غیرقابلاعتمادترین افراد هستند و رییس فدراسیون در چنین شرایطی باید پاسخگوی بسیاری از مسایل نیز باشد که شاید خودش نقشی در پدید آمدن آنها نداشته است. مثل ماجرای علی دایی که وقتی خود دایی اعتراف میکند فدراسیون نقشی در آوردن و بردن او نداشته آنگاه باید پرسید پس چه دستی از پشت پرده، علی کفاشیان را در شرایط بحرانی به جلو میفرستد تا پاسخ ناکامیها را بدهد؟ این وسط چیزی گم شده.
چیزی که در نگاه اول و برداشت احساساتی از شرایط تمام تقصیرها را به گردن نفر اول فدراسیون میاندازد ولی همین چیزهای گمشده، کوههای خاصی از اتفاقات «درون پرده» را به نمایش میگذارند. آیا واقعا علی کفاشیان اینقدر مقصر است که ما فکر میکنیم؟ عجولانه پاسخ ندهید. چون با مسالهای پیچیده روبهرو هستیم.
3 - علی دایی به گفته خود طبق همان سیستمی برکنار شد که آمده بود، پس نمیتواند اعتراض چندانی داشته باشد. چرا که در زمان سپردن مسوولیت تیمملی به وی براساس همین سیستم چیزی نگفت و حرفی نزد اما اینکه کفاشیان خود را موظف میداند با علم به جهنمی که برایش تدارک دیده شده راهی برنامه نود شود و از تحقیر شدن نیز فرار نکند، جای تقدیر دارد. واقعا دارد.
تعارف نمیکنیم. هزاران سطر در نقد او نوشتهایم و اینبار میتوان به نیمه دیگر این بازی نگاه کرد. چه دستهایی کفاشیان را تا چنین حدی تنها گذاشته و اجازه شکل گرفتن هیچ حریم امنی را نمیدهد. پشت پرده واقعا چیست؟ کاش کفاشیان، صراحت لهجه دادکان را داشت تا شاید ورق به طور کامل برمیگشت. حیف که او چنین جسارتی ندارد. چون در آن صورت حداقل برای خودش خوب میشد و فرصت دفاع پیدا میکرد.
2 - اشاره اصلی کفاشیان میتواند به مذاکره با فاتحتریم باشد. تازه میخواسته دستور مذاکره را بدهد که روزنامهها به تمام جزئیات آن اشاره کردهاند. این یعنی واقعا هیچکس اطراف او نیست که رازها را نگه دارد. رسانهها به دلیل ذات رسانهای خویش از انتشار و درز پیدا کردن اخبار محرمانه استقبال میکنند اما واقعا لازم است گاه برخی اطلاعات محرمانه بمانند و یا در چرخهای خاص، بعد از پالایش لازم وارد جریان رسانهای شوند.
علی کفاشیان این فضا را در اختیار ندارد. نزدیکترین افراد به او در فدراسیون، دورترین و غیرقابلاعتمادترین افراد هستند و رییس فدراسیون در چنین شرایطی باید پاسخگوی بسیاری از مسایل نیز باشد که شاید خودش نقشی در پدید آمدن آنها نداشته است. مثل ماجرای علی دایی که وقتی خود دایی اعتراف میکند فدراسیون نقشی در آوردن و بردن او نداشته آنگاه باید پرسید پس چه دستی از پشت پرده، علی کفاشیان را در شرایط بحرانی به جلو میفرستد تا پاسخ ناکامیها را بدهد؟ این وسط چیزی گم شده.
چیزی که در نگاه اول و برداشت احساساتی از شرایط تمام تقصیرها را به گردن نفر اول فدراسیون میاندازد ولی همین چیزهای گمشده، کوههای خاصی از اتفاقات «درون پرده» را به نمایش میگذارند. آیا واقعا علی کفاشیان اینقدر مقصر است که ما فکر میکنیم؟ عجولانه پاسخ ندهید. چون با مسالهای پیچیده روبهرو هستیم.
3 - علی دایی به گفته خود طبق همان سیستمی برکنار شد که آمده بود، پس نمیتواند اعتراض چندانی داشته باشد. چرا که در زمان سپردن مسوولیت تیمملی به وی براساس همین سیستم چیزی نگفت و حرفی نزد اما اینکه کفاشیان خود را موظف میداند با علم به جهنمی که برایش تدارک دیده شده راهی برنامه نود شود و از تحقیر شدن نیز فرار نکند، جای تقدیر دارد. واقعا دارد.
تعارف نمیکنیم. هزاران سطر در نقد او نوشتهایم و اینبار میتوان به نیمه دیگر این بازی نگاه کرد. چه دستهایی کفاشیان را تا چنین حدی تنها گذاشته و اجازه شکل گرفتن هیچ حریم امنی را نمیدهد. پشت پرده واقعا چیست؟ کاش کفاشیان، صراحت لهجه دادکان را داشت تا شاید ورق به طور کامل برمیگشت. حیف که او چنین جسارتی ندارد. چون در آن صورت حداقل برای خودش خوب میشد و فرصت دفاع پیدا میکرد.