اسطوره های حاشیه ساز و رسوایی اخلاقی در اردوی تیم ملی فرانسه؛
فرانسه با این گل، ایرلند را حذف کرد و به آفریقای جنوبی رفت. اما خیلی از فرانسویها می خواستند این بازی به خاطر این رسوایی و آبروریزی بزرگ تکرار شود. آیا رسواییهای متعدد اخلاقی، حومه های عصیانگر و قهرمانانی که در حال غروب کردن هستند، می توانند نوعی احساس جعمی را بیان کنند؟ احتمالاً مثل اتفاقی که در خیلی از کشورهای دیگر رخ می دهد، به لطف پیروزیهای متعدد، حتی عشق به پیراهن ملی هم باز می گردد و با عشق، بخشش و نادیده گرفتن گذشته هم همراه خواهد شد.
فرانسوی ها خودشان هم نمی دانند چه گناهی مرتکب شده اند که تاوانی به این اندازه سنگین و تلخ برای آن می پردازند. البته همه این نگون بدبختی ها مربوط به فوتبال ملی آنها می شود، با این حال همیشه هرگونه اتفاق ناگواری در این عرصه ناخودآگاه روی غرور ملی مردم یک سرزمین تأثیرگذار خواهد بود. بخصوص که فرانسه همواره جزو بزرگان فوتبال جهان محسوب می شده است.
به نوشته قدس؛ ماجرای بحران اخلاقی بازیکنان مطرح این تیم که برای گووو، بنزما و ریبری دردسری بزرگ ایجاد کرد، ضربه مهلکی برای آن دسته از افکار عمومی فرانسه بود که بعد از فینال برلین و شکست برابر ایتالیا تا حدی علاقه خود را به تیم ملی این کشور از دست داد و حالا امروز از خود سؤال می کند که این تیم با چه روحیه و آبرویی در رقابتهای جام جهانی آینده شرکت خواهد کرد.
بازیکنان تیم ملی فرانسه به برقراری رابطه با زنان بدکار متهم شده اند. این درست که مسلماً آنها تنها بازیکنان دنیای فوتبال نیستند که اوقات فراغت خود را به این شکل سپری کرده و می کنند. در این نکته هم که هیچ یک از آنها به خاطر ارتکاب چنین عملی مسؤولیتی سیاسی و یا عمومی برگردن ندارند، شکی نیست.
ولی یکی از این دختران به نام زاهیا زمانی که با فرانک ریبری به طور پنهانی ملاقات می کرده و حتی هافبک بایرن مونیخ برای او جت خصوصی می گرفته و هزینه سفر او به آلمان را می پرداخته، در آن زمان پایین تر از سن قانونی قرار داشته است. این موضوع می تواند عواقب و مجازات قضایی سنگینی برای ریبری به همراه داشته باشد.
قوانین فرانسه که معمولاً نسبت به چنین مسائلی همواره با بردباری خاصی برخورد کرده، هرگز در مورد سؤاستفاده جنسی از افرادی که زیرسن قانونی هستند، تخفیفی در مجازات قائل نشده است. وکلای ریبری گفته اند که این موضوع امری خصوصی است و موکل آنها نباید بابت این مسائل به دیگران پاسخگو باشد. حتی این دختر هم اعلام کرده که سن واقعی خود را از ریبری پنهان کرده است.
ریبری هم گفته که هرگز برای او تسهیلات خاصی قائل نشده و موضوع جت خصوصی هم حقیقت ندارد. اما به هرحال آنچه مسلم است رابطه استثنایی میان مردم فرانسه و تیم ملی آنها این روزها به پایین ترین حد خود رسیده است.
فرانسویها همیشه راگبی را بیشتر از فوتبال دوست داشتند. اما از دهه هشتاد میلادی به لطف موفقیتهای مهم در عرصه بین المللی، از آبی پوشان نوعی مظهر غرور ملی ساختند.
پیروزی در جام جهانی 1998 و جام ملتهای اروپا در سال 2000 افسانه تیمی که از بازیکنان سیاه، سفید و مغربی تشکیل شده بود و مظهر چند فرهنگی بودن و چند قبیله ای بودن فرانسه به شمار می رفت را شهره عام و خاص کرد. تیمی که می شد درآن نوعی هویت جدید ملی یافت.
اما در جریان بازی دوستانه با تیم ملی الجزایر در سن دنیس، همان ورزشگاهی که تیم ملی درآن قهرمان جهان شده بود، هو کردن سرود ملی مد شد. آن سوتها به منزله زنگ خطر جدی در رابطه با شرایط اجتماعی بخشهای حومه ای و نفرت جوانان مغربی نسبت به تیمی بود که دیگر آن را متعلق به خود نمی دانستند و آن را نماد فرانسه دیگری می پنداشتند که آنها را از خود جدا کرده بود.
این درحالی است که در مقطعی، ریبری تنها بازیکن سفید پوست با اصلیت فرانسوی در بین فرزندان مهاجران و افرادی که سالها سرزمین آنها مستعمره فرانسه بوده، به شمار می رفت.
زین الدین زیدان کبیر که ریشه الجزایری داشت و الگوی تبلیغاتی جامعه فرانسه محسوب می شد، بعد از ضربه سر معروفی که به ماتراتزی زد، مورد انتقاد زیادی قرار گرفت. با اینکه حرکت زیدان به دلیل اینکه مدافع تیم ملی ایتالیا او را تحریک کرده بود، تا حدی قابل درک به نظر می رسید. اما در مورد گلی که فرانسه را به جام جهانی برد، هیچکس نتوانست خطای عمدی و محرز هند آنری که داور ندید را توجیه کند.
فرانسه با این گل، ایرلند را حذف کرد و به آفریقای جنوبی رفت. اما خیلی از فرانسویها می خواستند این بازی به خاطر این رسوایی و آبروریزی بزرگ تکرار شود. آیا رسواییهای متعدد اخلاقی، حومه های عصیانگر و قهرمانانی که در حال غروب کردن هستند، می توانند نوعی احساس جعمی را بیان کنند؟ احتمالاً مثل اتفاقی که در خیلی از کشورهای دیگر رخ می دهد، به لطف پیروزیهای متعدد، حتی عشق به پیراهن ملی هم باز می گردد و با عشق، بخشش و نادیده گرفتن گذشته هم همراه خواهد شد.
اما شاید دلیل اصلی این تیرگی روابط حضور ریموند دومنک روی نیمکت آبی هاست که همواره مورد انتقاد فرانسویها بوده ولی همچنان در پست خود ایستاده و خیلی عالی نقش یک مربی منفور را بازی می کند.
آیا فرانسه با دومنک به پیروزیهای قبلی خود باز خواهد گشت؟ فرانسویها این طور فکر نمی کنند ولی دومنک اصلاً به رویش هم نمی آورد و همچنان با طالع بینی و ستاره شناسی می خواهد فوتبال ملی فرانسه را از این وضعیت نجات بخشد.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین