گل؛ 1- وقتی یک سرمربی طی 9 سال دو بار لیگبرتر را فتح میکند و برای سومین مورد هم به یک فوت نیاز دارد و در همین مدت دو بار هم قهرمان جامحذفی شده و یک بار هم تا فینال پیش میآید فقط یک معنی و تعریف در مورد عملکردش میتوان داشت! «بهترین مربی ایران» و جالب اینجاست که این آقای مربی نزدیک به دو فصلونیم را هم بیرون گود باشگاهی بوده است. آیا مربی بهتر از او در ایران سراغ دارید؟ شک نکنید که «امیر قلعهنویی بهترین و موفقترین مربی ایران از لحاظ نتیجهگیری است و با ویژگیهای منحصر به فردش که به عقیده خیلیها تکامل یافته شده ویژگیهای علی پروین است، هر وقت در فوتبال ایرانی گام به عرصه رقابت میگذارد موفق میشود. البته فراموش نکنیم که در طول تاریخ هیچ گاه شایعاتی که در مورد قلعهنویی وجود داشته و دارد هرگز در مورد علی پروین به گوش نرسیده است.
2- اما وقتی پای قیاس با علی پروین به میان میآید، جدا از مورد شایعات، قلعهنویی یک جای دیگر هم کم میآورد و آن بحث افتخارات آسیایی است. اگر پروین در بازیهای آسیایی پکن با تیمملی و در جام برندگان آسیا با پرسپولیس قهرمان میشود، امیر قلعهنویی تا به حال رنگ چهار تیم پایانی را در هیچ عرصه آسیایی ندیده است. با تیمملی در جام ملتها و مرحله یک چهارم نهایی اوت میشود، با استقلال در مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا حتی یک برد هم به دست نمیآورد و با سپاهان پرستاره هم بین چهار تیم سوم میشود تا رنگ Playoff را نبیند و صعود به جمع 16 باشگاه برتر آسیا برایش تبدیل به یک حسرت تمام عیار شود.
3- به جرات میتوان گفت که مخاطبان عام فوتبال که جریانات این رشته را فقط در قالب مسابقات و نتایج پیگیری میکنند، از عدم موفقیت قلعهنویی در عرصه آسیایی به شدت شگفتزده میشوند و مدافعانش هم زمین و زمان را در توجیه عدم نتیجهگیری ژنرال به هم میدوزند و اگر هم اهل توجیه نباشند فقط بهتزده نظارهگر فجایع آسیایی او میشوند، در حالی که اهالی نکتهسنج فوتبال به راحتی میتوانند دلایل ناکامیهای او را متوجه شوند. هیچ نیازی به تفکر زیاد یا کمیته تحقیق و تفحص هم وجود ندارد چون «رنگ رخسار خبر میدهد از سر ضمیر» و با مقایسه شرایط جناب ژنرال در داخل و خارج از کشور میتوان متوجه شد که چرا تیمهای او در آسیا مرتب ناکام میمانند.
4- تمام ساختار موفقیتهای ژنرال در عرصه فوتبال داخلی مبتنی بر عناصر وطنی است. وقتی داور ایرانی، مسوول برگزاری مسابقات ایرانی و اعضای فدراسیون ایرانی باشند، قلعهنویی پای ثابت قهرمانیهاست ولی در آسیا قضیه فرق میکند و کمک داوران خارجی متوجه نیستند که یک طرف میدان ژنرال است. برایشان 10 آفساید با 15 آفساید فرقی نمیکند و برای شانزدهمین بار هم در صورت آفساید بودن بدون ملاحظه پرچم خود را بالا میبرند و ژنرال هم نمیتواند سر خارجیها فریاد بکشد(!) داوران نمیفهمند که هیچ برخوردی در محوطه جریمه تیم زردپوش پنالتی نیست و در عوض هر برخوردی در محوطه جریمه حریف تیم زردپوش پنالتی است! تازه در آسیا «کلیوم» هیچ کس زبان «علی»ها را نمیفهمد! با این اوصاف باز هم انتظار دارید این ژنرال ما که در آسیا مثل ناپلئون در جزیره سنت هلن تنها و بدون سلاح مانده، باز هم موفق شود؟
5- از همین حالا اطمینان میدهیم هر تیمی که امیر قلعهنویی را به خدمت بگیرد، یک پای قهرمانی لیگ دهم است، فرقی نمیکند سپاهان باشد یا پیکان یا شهرداری تبریز. ولی اگر جناب ژنرال مربیگری تیمی را برعهده بگیرد که در لیگ آسیایی حضور دارد، قول میدهیم که بیش از شش مسابقه در مرحله گروهی حاضر نباشد و هزینه ایاب و ذهاب زیادی روی دوش باشگاه نگذارد. به هر حال این هم یک نوع صرفهجویی است و سپاهانیها هم که ریشه در خاک اقتصادی اصفهان دارند، با این مورد صرفهجویی خیلی میانه خوبی دارند. مهم این است تمام بازیهایشان دو نیمه متفاوت داشته باشد و همیشه هم آنالیز ژنرال بین دو نیمه جواب دهد و قهرمان باشند.
6- واقعا خیلی ناراحت شدیم که جناب قلعهنویی خود را مقصر باخت به العین معرفی کرد چون در ادبیات ایشان که 360 درجه(!) با ادبیات روان پارسی متفاوت است، مقصر یعنی بیتقصیر! هنوز فراموش نکردهایم بعد از حذف در جام ملتهای 2007 آسیا ژنرال گفت «من مقصرم» ولی عادل فردوسیپور و دو کارشناس سپید مویش یعنی امیر حاجرضایی و بیژن ذوالفقارنسب طی دو ساعت بحث نتوانستند به اندازه یک دانه ارزن تقصیر را بر گردن قلعهنویی بیندازند و زیر بار هیچ یک از موارد مربوط به شکست نرفت که نرفت. حالا نمیدانیم مقصر ناکامی تیم پرهزینه و پرستاره سپاهان در لیگ قهرمانان آسیا کیست؟ آیا مثل جام ملتهای آسیا و ناکامی فصل گذشته استقلال در این رقابتها باز هم همه تقصیرات گردن بدشانسی میافتد؟ راستی چرا قلعهنویی در داخل ایران با این بدشانسی لعنتی هیچ وقت مواجه نمیشود؟
2- اما وقتی پای قیاس با علی پروین به میان میآید، جدا از مورد شایعات، قلعهنویی یک جای دیگر هم کم میآورد و آن بحث افتخارات آسیایی است. اگر پروین در بازیهای آسیایی پکن با تیمملی و در جام برندگان آسیا با پرسپولیس قهرمان میشود، امیر قلعهنویی تا به حال رنگ چهار تیم پایانی را در هیچ عرصه آسیایی ندیده است. با تیمملی در جام ملتها و مرحله یک چهارم نهایی اوت میشود، با استقلال در مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا حتی یک برد هم به دست نمیآورد و با سپاهان پرستاره هم بین چهار تیم سوم میشود تا رنگ Playoff را نبیند و صعود به جمع 16 باشگاه برتر آسیا برایش تبدیل به یک حسرت تمام عیار شود.
3- به جرات میتوان گفت که مخاطبان عام فوتبال که جریانات این رشته را فقط در قالب مسابقات و نتایج پیگیری میکنند، از عدم موفقیت قلعهنویی در عرصه آسیایی به شدت شگفتزده میشوند و مدافعانش هم زمین و زمان را در توجیه عدم نتیجهگیری ژنرال به هم میدوزند و اگر هم اهل توجیه نباشند فقط بهتزده نظارهگر فجایع آسیایی او میشوند، در حالی که اهالی نکتهسنج فوتبال به راحتی میتوانند دلایل ناکامیهای او را متوجه شوند. هیچ نیازی به تفکر زیاد یا کمیته تحقیق و تفحص هم وجود ندارد چون «رنگ رخسار خبر میدهد از سر ضمیر» و با مقایسه شرایط جناب ژنرال در داخل و خارج از کشور میتوان متوجه شد که چرا تیمهای او در آسیا مرتب ناکام میمانند.
4- تمام ساختار موفقیتهای ژنرال در عرصه فوتبال داخلی مبتنی بر عناصر وطنی است. وقتی داور ایرانی، مسوول برگزاری مسابقات ایرانی و اعضای فدراسیون ایرانی باشند، قلعهنویی پای ثابت قهرمانیهاست ولی در آسیا قضیه فرق میکند و کمک داوران خارجی متوجه نیستند که یک طرف میدان ژنرال است. برایشان 10 آفساید با 15 آفساید فرقی نمیکند و برای شانزدهمین بار هم در صورت آفساید بودن بدون ملاحظه پرچم خود را بالا میبرند و ژنرال هم نمیتواند سر خارجیها فریاد بکشد(!) داوران نمیفهمند که هیچ برخوردی در محوطه جریمه تیم زردپوش پنالتی نیست و در عوض هر برخوردی در محوطه جریمه حریف تیم زردپوش پنالتی است! تازه در آسیا «کلیوم» هیچ کس زبان «علی»ها را نمیفهمد! با این اوصاف باز هم انتظار دارید این ژنرال ما که در آسیا مثل ناپلئون در جزیره سنت هلن تنها و بدون سلاح مانده، باز هم موفق شود؟
5- از همین حالا اطمینان میدهیم هر تیمی که امیر قلعهنویی را به خدمت بگیرد، یک پای قهرمانی لیگ دهم است، فرقی نمیکند سپاهان باشد یا پیکان یا شهرداری تبریز. ولی اگر جناب ژنرال مربیگری تیمی را برعهده بگیرد که در لیگ آسیایی حضور دارد، قول میدهیم که بیش از شش مسابقه در مرحله گروهی حاضر نباشد و هزینه ایاب و ذهاب زیادی روی دوش باشگاه نگذارد. به هر حال این هم یک نوع صرفهجویی است و سپاهانیها هم که ریشه در خاک اقتصادی اصفهان دارند، با این مورد صرفهجویی خیلی میانه خوبی دارند. مهم این است تمام بازیهایشان دو نیمه متفاوت داشته باشد و همیشه هم آنالیز ژنرال بین دو نیمه جواب دهد و قهرمان باشند.
6- واقعا خیلی ناراحت شدیم که جناب قلعهنویی خود را مقصر باخت به العین معرفی کرد چون در ادبیات ایشان که 360 درجه(!) با ادبیات روان پارسی متفاوت است، مقصر یعنی بیتقصیر! هنوز فراموش نکردهایم بعد از حذف در جام ملتهای 2007 آسیا ژنرال گفت «من مقصرم» ولی عادل فردوسیپور و دو کارشناس سپید مویش یعنی امیر حاجرضایی و بیژن ذوالفقارنسب طی دو ساعت بحث نتوانستند به اندازه یک دانه ارزن تقصیر را بر گردن قلعهنویی بیندازند و زیر بار هیچ یک از موارد مربوط به شکست نرفت که نرفت. حالا نمیدانیم مقصر ناکامی تیم پرهزینه و پرستاره سپاهان در لیگ قهرمانان آسیا کیست؟ آیا مثل جام ملتهای آسیا و ناکامی فصل گذشته استقلال در این رقابتها باز هم همه تقصیرات گردن بدشانسی میافتد؟ راستی چرا قلعهنویی در داخل ایران با این بدشانسی لعنتی هیچ وقت مواجه نمیشود؟