خراسان؛ 1. خلاقها میآفرینند و بازدارنده ها چه بخواهیم و چه نخواهیم گاهی به زیباترین شکل ممکن معادلات را به نفع خود تغییر میدهند. در فوتبال یا مانند گواردیولا (یا حداقل تیمش) سازنده و آفریننده نه یک تیم بلکه اثری هنری مانند بارسای 2009 هستید یا دستتان به گوشت نمیرسد و به شکلی هنرمندانه جلوی زیبایی میایستید.
خاصیت گربه وار تیم مورینیو در جدال دور برگشت مرحله نیمه نهایی فصل جاری لیگ قهرمانان، همان چنگ زدن به صورت زیبایی بود. وقتی آرسن ونگر ناتوانیاش در تحسین لیونل مسی را باپیغامی به مورینیو بروز داد، پوزخندی بر چهره آنهایی که مرد پرتغالی را میشناختند نقش بست.
2. بیخود به دنبال راهکار برای مهار مسی نباش. او توقفناپذیر است. فقط ونگر و تمام ایده آل گراهای زیباپسند به وجود امری مطلق در فوتبال اعتقاد دارند. ترمز بریدگی هم خاص همین تیپ آدمهایی است که درست شبیه مردم عادی وقتی از زیبایی به اصطلاح رکب میخورند، سیاه سیاه یا سفید سفید میشوند. درست مانند عاشقی که پس از رو دست خوردن از معشوقش تمام آدمهای هم جنس معشوق را بد میداند، ونگر هم پس از ناتوانی ماشین ایده آلهای ذهنیاش به یک سونگری مطلق رو آورد؛ نمیتوان مسی را گرفت.
این طرز فکر خاص آفریننده هاست اما بازدارنده ها هر احتمالی را ممکن میدانند. پارسال هم از این حرفها زیاد بود؛ کسی میتواند کریس رونالدو را مهار کند؟ عالیجناب خاص در نیمه دوم بازی رفت مرحله یک هشتم نهایی فصل گذشته لیگ قهرمانان به این سؤال پاسخ روشنی داد؛ بازدارنده ها حتی در طبیعیترین هنر دنیا (فوتبال) هم قادر به مهار افسار گسیخته ساحران و خلاقهای این وادی هستند.
در سال های گذشته معمولا تیمهای بازدارنده فقط رفتند و به دفاع چسبیدند اما مورینیو به عنوان شاگرد ممتاز این مکتب، در کیفیت تفاوت معناداری به بیننده عرضه کرد. کمیت همان رفتن به لاک دفاعی بود اما کیفیت... او طوری تیم حریف را فلج میکند که رقیب حتی اگر ماشین تهاجمی بارسا باشد بازهم نمیتواند خطری جدی روی دروازه بیافریند.
3. برای جلوگیری از فوران خلاقیت در هر پستی باید بازیکنی با خصوصیات تیم آفریننده داشت. مایکون و زانتی همان بازیکنان مورد نیاز مورینیو برای جلوگیری از خلاقیت بودند. اولی که به تحقیق بهترین دفاع راست حال حاضر جهان به حساب میآید، با وظایف محدود در امور تهاجمی شرکت میکرد تا به نوعی جلوی نفوذ بازیکنان کناری بارسلونا را بگیرد. ال کاپیتانو هم هر چند به خاطر سن و سال بالا طبیعتا نمیتوانست پا به پای ستاره های بارسلونا بدود اما در محدودهای خاص خیلی خوب از عهده وظایف تهاجمی- تدافعی خود برآمد.
4. آدمهای بازدارندهای مانند مورینیو فکر همه جا را میکنند، در حساسترین مقاطع بهترین نتایج ممکن را رقم میزنند و غیرمنتظره ترین احتمالات را تحقق میبخشند و هرچند تاریخ فوتبال، این یگانه جایگاه پیروزی جنگجویان و در همیشه باز امید، تنها برنده را به خاطر میآورد اما رکوردهایش را برای آنهایی که عشق و ریاضی را با هم جمع میزند، کنار میگذارد. مورینیو فینال را هم ببرد یک یگانه را برای خود رقم می زند؛ سومین مربی فاتح جام لیگ قهرمانان با 2 تیم مختلف.
5. شاید جنگهای روانی عالیجناب خاص در آمیخته با بازی مقتصدانه تیمش خیلی از اومانیستهای فوتبال را عصبانی کرده باشد اما این فوتبال است؛ هدفی که وسیله را توجیه میکند و رقابتی که توی جاهطلب باید ببری. آن هم به هر نحوی. رفتار انسانی بماند برای بعد از بازی؛ هرچند آن جا هم آدم چندش آور صادق رفتاری مانند مورینیو ادامه همان مرد 90 و چند دقیقه است؛ تشنه پیروزی. او همان نیاز فوتبال است.
خاصیت گربه وار تیم مورینیو در جدال دور برگشت مرحله نیمه نهایی فصل جاری لیگ قهرمانان، همان چنگ زدن به صورت زیبایی بود. وقتی آرسن ونگر ناتوانیاش در تحسین لیونل مسی را باپیغامی به مورینیو بروز داد، پوزخندی بر چهره آنهایی که مرد پرتغالی را میشناختند نقش بست.
2. بیخود به دنبال راهکار برای مهار مسی نباش. او توقفناپذیر است. فقط ونگر و تمام ایده آل گراهای زیباپسند به وجود امری مطلق در فوتبال اعتقاد دارند. ترمز بریدگی هم خاص همین تیپ آدمهایی است که درست شبیه مردم عادی وقتی از زیبایی به اصطلاح رکب میخورند، سیاه سیاه یا سفید سفید میشوند. درست مانند عاشقی که پس از رو دست خوردن از معشوقش تمام آدمهای هم جنس معشوق را بد میداند، ونگر هم پس از ناتوانی ماشین ایده آلهای ذهنیاش به یک سونگری مطلق رو آورد؛ نمیتوان مسی را گرفت.
این طرز فکر خاص آفریننده هاست اما بازدارنده ها هر احتمالی را ممکن میدانند. پارسال هم از این حرفها زیاد بود؛ کسی میتواند کریس رونالدو را مهار کند؟ عالیجناب خاص در نیمه دوم بازی رفت مرحله یک هشتم نهایی فصل گذشته لیگ قهرمانان به این سؤال پاسخ روشنی داد؛ بازدارنده ها حتی در طبیعیترین هنر دنیا (فوتبال) هم قادر به مهار افسار گسیخته ساحران و خلاقهای این وادی هستند.
در سال های گذشته معمولا تیمهای بازدارنده فقط رفتند و به دفاع چسبیدند اما مورینیو به عنوان شاگرد ممتاز این مکتب، در کیفیت تفاوت معناداری به بیننده عرضه کرد. کمیت همان رفتن به لاک دفاعی بود اما کیفیت... او طوری تیم حریف را فلج میکند که رقیب حتی اگر ماشین تهاجمی بارسا باشد بازهم نمیتواند خطری جدی روی دروازه بیافریند.
3. برای جلوگیری از فوران خلاقیت در هر پستی باید بازیکنی با خصوصیات تیم آفریننده داشت. مایکون و زانتی همان بازیکنان مورد نیاز مورینیو برای جلوگیری از خلاقیت بودند. اولی که به تحقیق بهترین دفاع راست حال حاضر جهان به حساب میآید، با وظایف محدود در امور تهاجمی شرکت میکرد تا به نوعی جلوی نفوذ بازیکنان کناری بارسلونا را بگیرد. ال کاپیتانو هم هر چند به خاطر سن و سال بالا طبیعتا نمیتوانست پا به پای ستاره های بارسلونا بدود اما در محدودهای خاص خیلی خوب از عهده وظایف تهاجمی- تدافعی خود برآمد.
4. آدمهای بازدارندهای مانند مورینیو فکر همه جا را میکنند، در حساسترین مقاطع بهترین نتایج ممکن را رقم میزنند و غیرمنتظره ترین احتمالات را تحقق میبخشند و هرچند تاریخ فوتبال، این یگانه جایگاه پیروزی جنگجویان و در همیشه باز امید، تنها برنده را به خاطر میآورد اما رکوردهایش را برای آنهایی که عشق و ریاضی را با هم جمع میزند، کنار میگذارد. مورینیو فینال را هم ببرد یک یگانه را برای خود رقم می زند؛ سومین مربی فاتح جام لیگ قهرمانان با 2 تیم مختلف.
5. شاید جنگهای روانی عالیجناب خاص در آمیخته با بازی مقتصدانه تیمش خیلی از اومانیستهای فوتبال را عصبانی کرده باشد اما این فوتبال است؛ هدفی که وسیله را توجیه میکند و رقابتی که توی جاهطلب باید ببری. آن هم به هر نحوی. رفتار انسانی بماند برای بعد از بازی؛ هرچند آن جا هم آدم چندش آور صادق رفتاری مانند مورینیو ادامه همان مرد 90 و چند دقیقه است؛ تشنه پیروزی. او همان نیاز فوتبال است.