وطن امروز؛ چندی پیش گونتر گراس برنده نوبل ادبیات جهانی در جایی عنوان کرد، «بازی فوتبال بیش از ادبیات مردم را مجذوب میکند.» شاید این جمله استاد تا حدودی درست باشد ولی اگر قرار باشد کمی در باب فوتبال و ادبیات گفتاری، روانشناسی و فلسفه بزرگان آن دقیق شویم، میفهمیم که نمیتوان رابطه تنگاتنگ و زنجیرهای فوتبال، ادبیات و فلسفه را انکار کرد.
این موضوع حلقه مفقودهای است که به ما نشان میدهد جذابیت فوتبال تنها به خاطر نگرشهای فلسفی مربیانی است که تلفیق ادبیات گفتاری و فلسفی آنها با متد روانشناسی روی ساقهای ستارگان تاثیرگذار است که ما را اینچنین مجذوب خودش میکند. پس فلسفه بازی فوتبال نمیتواند به تنهایی جذابیت داشته باشد، چون اگر قرار باشد از دریچهای دیگر به اعماق آن بپردازیم، میفهمیم که میتوانیم با زبانی بینالمللی که نشانگر فرهنگ و تاریخ یک مجموعه متشکل از 11 بازیکن است با یکدیگر سخن بگوییم.
نمایشی که در مستطیل سبز از برزیلیها میبینیم ما را به یاد موسیقی سامبا میاندازد، آیا اینگونه نیست؟ ایتالیاییها با «کاتاناچیو» ما را به یاد فرهنگ پایداری رومیهای باستان میبرند، آیا اینگونه نیست؟ دقیقا همینگونه است، چون در پشت چنین نمایشهای مجذوبکنندهای باید تفکراتی حاکم باشد که از دل مطالعات فراوان کتب مختلف بیرون آمده است؛ مطالعاتی درباره فرهنگها، زبان، موسیقی، سینما و ادبیات.
برای اینکه بتوانیم به روح مشترک این موضوعات بپردازیم بد نیست به فلسفه فابیو کاپلو و ارتباط این مربی موفق با موسیقی اشاره کنیم، مردی که به شاگردانش در تیم ملی انگلیس توصیه میکند در برنامه کاریشان گوش دادن به آثار کلاسیک و مطالعه کتب تاریخی را بگنجانند. یا همین خورخه والدانو که این روزها به عنوان یکی از مدیران ارشد رئال مارید مشغول به کار است، میگوید: «بهترین همراه یک کتاب خوب است». خیلی از دوستان این کهنه سرباز آرژانتینی او را با عنوان «کتابخوان» خطاب میکنند. همه ستارگان و اعجوبههای کلاسیک و نئوکلاسیکی که امروز شیفته آنها شدهایم نوابغی هستند که تفکراتشان با فرهنگ و ادب و هنر غریبه نیست و این موضوع معجونی است از انجمن ذهنهایی که رابطه تنگاتنگ فوتبال، ادبیات و فلسفه را به ما نشان میدهد.
نابغههای فوتبال از والدانو تا سوکراتس
پیگرینی دارای مدرک مهندسی عمران از دانشگاه کاتولیک سانتیاگو است و والدانو فارغالتحصیل فلسفه است که آثار بسیاری درباره ورزش به رشته تحریر درآورده و علاقه زیادی به مطالعه دارد. وی که قهرمانی در جام جهانی 1986 را در کارنامه دارد، میگوید: خیلی مطالعه میکنم. شاید به این خاطر است که به تنهایی عادت دارم. وقتی کسی را برای صحبت کردن نداشته باشید، بهترین همراه یک کتاب خوب است.
در رختکن رئال مادرید«کریستوف متزلدر» هم هست که زبان سروانتس را بهتر از بسیاری از اسپانیولها صحبت میکند. این مدافع آلمانی بدون شک از مسابقه هوش با رقیب جدیدش یعنی«استبان گرانرو» که یک متخصص روانشناسی است، لذت خواهد برد. رئال مادرید سابقه طولانی از بازیکنان تحصیلکرده دارد، طوری که«خوزه مارتینز سانچس» با کسب 10 عنوان قهرمانی در لیگ و 3 قهرمانی در جام حذفی باشگاههای اسپانیا از سال 1964 تا 1980 به رشته پزشکی روی آورد و عضو کادر پزشکی رئال در دهه 1980 شد.
اطباء و مردان سیاسی
سانچس نخستین فردی نبود که پایش را در کفش جراحان کرد.«کارلوس بیلاردو» سرمربی تیم ملی آرژانتین از سال 1983 تا 1990 و قهرمان جام جهانی مکزیک نیز در دوران فوتبال خود در رشته پزشکی تحصیل کرد و تخصص زنان گرفت. یکی دیگر از بازیکنان اهل آمریکای جنوبی و یکی از بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال برزیل دکتر«سوکراتس» است که 22 گل در 60 بازی ملی خود که در بیشتر آنها کاپیتان بوده، در کارنامه دارد. او که امروز همچنان یکی از شخصیتهای با نفوذ برزیل است به محض خداحافظی از فوتبال، پزشک شد و در حال حاضر نیز بهطور مرتب در مسائل مختلف از فوتبال گرفته تا سیاست اظهار نظر میکند.
این در حالی است که سیاست هم به عنوان مشغله دوم، محبوبیت بسیاری میان فوتبالیستها دارد و«پل برایتنر» از آلمان پیشتاز این مسیر است.
بازیکن سابق بایرن مونیخ 2 بار در سالهای 1974 و 1982 در مسابقات فینال جام جهانی گل زد و از آن به بعد بهعنوان انسان رک و صریحی که ترسی از اعلام مواضع خود ندارد، شهرت پیدا کرده است. او اکنون به خاطر باورهای هوشمندانه خود شناخته میشود همچنان که قبلا به خاطر شاهکارهایش در زمین معروف بود.
«ژرژ وهآ» بازیکن دیگری است که رو به سیاست آورد. این بازیکن اهل لیبریا در فرانسه و ایتالیا به عناوین قهرمانی در مسابقات لیگ رسید و در سال 1995 جایزه بهترین بازیکن سال اروپا و جهان را به خود اختصاص داد سپس در سال 2005 نامزد ریاست جمهوری کشورش شد و 40/4 درصد آرا را به دست آورد. «پهله» افسانهای نیز که در سالهای 1958، 1962 و 1970 قهرمان جام جهانی شد از سال 1994 تا 1998، وزارت ورزش برزیل را برعهده گرفت و در سال 1992 به عنوان سفیر حفاظت از محیطزیست سازمان ملل انتخاب شده بود.
فوتبال به عنوان یک حرفه
تعدادی از بازیکنان دیگر، اقتصاد را به سیاست ترجیح دادند از جمله«پل لو گوئن» که بعد از شروع دوران بازیگری خود در سال 1984 گفت: میخواهم اقتصاد بخوانم. اگر به بازی در دسته یک ادامه بدهم ممکن است مشکلاتی برایم پیش بیاید. من تحصیل را به اندازه فوتبال دوست دارم.
سرمربی سابق پاری سن ژرمن و رنجرز نهتنها مدرک دانشگاهی خود را گرفت، بلکه در سال 1996 به همراه پاریسن ژرمن به قهرمانی در جام در جام برندگان اروپا رسید و به کمتر از 4 عنوان قهرمانی در لیگ فرانسه رضایت نداد. «اولیور بیرهوف» مهاجم سابق تیم ملی فوتبال آلمان و«آرسن ونگر» سرمربی اسطورهای آرسنال هم مدارج علمی در زمینه اقتصاد دارند اما کسی که از این بابت گوی سبقت را از هر دوی آنها ربوده، «حسن حرمتالله» است.
این فرانسوی مراکشیالاصل در دهه 1970 به عضویت تیم فوتبال لانس فرانسه درآمد و سپس در 2 باشگاه TSC و ویداد کازابلانکا مربی شد. او علاوه بر دکترای اقتصاد، دکترای اقتصاد سیاسی و تحلیلی هم دارد و در رشته توسعه اجتماعی نیز مدارجی را کسب کرده است.
«خوآن پابلو سورین» ملیپوش آرژانتینی را هم که کفشهایش را آویزان کرد، میتوان از نوابغ فوتبال برشمرد. وی یکبار در مصاحبهای گفته بود، همزمان با نخستین بازی ملیاش، هنگام بازگشت به خانه در اتوبوس توانست خواندن کتابی را به پایان برساند. بعد از او«ایوان هاسک» است که به زبانهای چک، اسلواکی، آلمانی، انگلیسی، فرانسه، عربی و ژاپنی مسلط بوده و همچنین در دانشگاه پراگ حقوق خوانده است و از همانجا دانشنامه وکالت دارد.
این موضوع حلقه مفقودهای است که به ما نشان میدهد جذابیت فوتبال تنها به خاطر نگرشهای فلسفی مربیانی است که تلفیق ادبیات گفتاری و فلسفی آنها با متد روانشناسی روی ساقهای ستارگان تاثیرگذار است که ما را اینچنین مجذوب خودش میکند. پس فلسفه بازی فوتبال نمیتواند به تنهایی جذابیت داشته باشد، چون اگر قرار باشد از دریچهای دیگر به اعماق آن بپردازیم، میفهمیم که میتوانیم با زبانی بینالمللی که نشانگر فرهنگ و تاریخ یک مجموعه متشکل از 11 بازیکن است با یکدیگر سخن بگوییم.
نمایشی که در مستطیل سبز از برزیلیها میبینیم ما را به یاد موسیقی سامبا میاندازد، آیا اینگونه نیست؟ ایتالیاییها با «کاتاناچیو» ما را به یاد فرهنگ پایداری رومیهای باستان میبرند، آیا اینگونه نیست؟ دقیقا همینگونه است، چون در پشت چنین نمایشهای مجذوبکنندهای باید تفکراتی حاکم باشد که از دل مطالعات فراوان کتب مختلف بیرون آمده است؛ مطالعاتی درباره فرهنگها، زبان، موسیقی، سینما و ادبیات.
برای اینکه بتوانیم به روح مشترک این موضوعات بپردازیم بد نیست به فلسفه فابیو کاپلو و ارتباط این مربی موفق با موسیقی اشاره کنیم، مردی که به شاگردانش در تیم ملی انگلیس توصیه میکند در برنامه کاریشان گوش دادن به آثار کلاسیک و مطالعه کتب تاریخی را بگنجانند. یا همین خورخه والدانو که این روزها به عنوان یکی از مدیران ارشد رئال مارید مشغول به کار است، میگوید: «بهترین همراه یک کتاب خوب است». خیلی از دوستان این کهنه سرباز آرژانتینی او را با عنوان «کتابخوان» خطاب میکنند. همه ستارگان و اعجوبههای کلاسیک و نئوکلاسیکی که امروز شیفته آنها شدهایم نوابغی هستند که تفکراتشان با فرهنگ و ادب و هنر غریبه نیست و این موضوع معجونی است از انجمن ذهنهایی که رابطه تنگاتنگ فوتبال، ادبیات و فلسفه را به ما نشان میدهد.
نابغههای فوتبال از والدانو تا سوکراتس
پیگرینی دارای مدرک مهندسی عمران از دانشگاه کاتولیک سانتیاگو است و والدانو فارغالتحصیل فلسفه است که آثار بسیاری درباره ورزش به رشته تحریر درآورده و علاقه زیادی به مطالعه دارد. وی که قهرمانی در جام جهانی 1986 را در کارنامه دارد، میگوید: خیلی مطالعه میکنم. شاید به این خاطر است که به تنهایی عادت دارم. وقتی کسی را برای صحبت کردن نداشته باشید، بهترین همراه یک کتاب خوب است.
در رختکن رئال مادرید«کریستوف متزلدر» هم هست که زبان سروانتس را بهتر از بسیاری از اسپانیولها صحبت میکند. این مدافع آلمانی بدون شک از مسابقه هوش با رقیب جدیدش یعنی«استبان گرانرو» که یک متخصص روانشناسی است، لذت خواهد برد. رئال مادرید سابقه طولانی از بازیکنان تحصیلکرده دارد، طوری که«خوزه مارتینز سانچس» با کسب 10 عنوان قهرمانی در لیگ و 3 قهرمانی در جام حذفی باشگاههای اسپانیا از سال 1964 تا 1980 به رشته پزشکی روی آورد و عضو کادر پزشکی رئال در دهه 1980 شد.
اطباء و مردان سیاسی
سانچس نخستین فردی نبود که پایش را در کفش جراحان کرد.«کارلوس بیلاردو» سرمربی تیم ملی آرژانتین از سال 1983 تا 1990 و قهرمان جام جهانی مکزیک نیز در دوران فوتبال خود در رشته پزشکی تحصیل کرد و تخصص زنان گرفت. یکی دیگر از بازیکنان اهل آمریکای جنوبی و یکی از بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال برزیل دکتر«سوکراتس» است که 22 گل در 60 بازی ملی خود که در بیشتر آنها کاپیتان بوده، در کارنامه دارد. او که امروز همچنان یکی از شخصیتهای با نفوذ برزیل است به محض خداحافظی از فوتبال، پزشک شد و در حال حاضر نیز بهطور مرتب در مسائل مختلف از فوتبال گرفته تا سیاست اظهار نظر میکند.
این در حالی است که سیاست هم به عنوان مشغله دوم، محبوبیت بسیاری میان فوتبالیستها دارد و«پل برایتنر» از آلمان پیشتاز این مسیر است.
بازیکن سابق بایرن مونیخ 2 بار در سالهای 1974 و 1982 در مسابقات فینال جام جهانی گل زد و از آن به بعد بهعنوان انسان رک و صریحی که ترسی از اعلام مواضع خود ندارد، شهرت پیدا کرده است. او اکنون به خاطر باورهای هوشمندانه خود شناخته میشود همچنان که قبلا به خاطر شاهکارهایش در زمین معروف بود.
«ژرژ وهآ» بازیکن دیگری است که رو به سیاست آورد. این بازیکن اهل لیبریا در فرانسه و ایتالیا به عناوین قهرمانی در مسابقات لیگ رسید و در سال 1995 جایزه بهترین بازیکن سال اروپا و جهان را به خود اختصاص داد سپس در سال 2005 نامزد ریاست جمهوری کشورش شد و 40/4 درصد آرا را به دست آورد. «پهله» افسانهای نیز که در سالهای 1958، 1962 و 1970 قهرمان جام جهانی شد از سال 1994 تا 1998، وزارت ورزش برزیل را برعهده گرفت و در سال 1992 به عنوان سفیر حفاظت از محیطزیست سازمان ملل انتخاب شده بود.
فوتبال به عنوان یک حرفه
تعدادی از بازیکنان دیگر، اقتصاد را به سیاست ترجیح دادند از جمله«پل لو گوئن» که بعد از شروع دوران بازیگری خود در سال 1984 گفت: میخواهم اقتصاد بخوانم. اگر به بازی در دسته یک ادامه بدهم ممکن است مشکلاتی برایم پیش بیاید. من تحصیل را به اندازه فوتبال دوست دارم.
سرمربی سابق پاری سن ژرمن و رنجرز نهتنها مدرک دانشگاهی خود را گرفت، بلکه در سال 1996 به همراه پاریسن ژرمن به قهرمانی در جام در جام برندگان اروپا رسید و به کمتر از 4 عنوان قهرمانی در لیگ فرانسه رضایت نداد. «اولیور بیرهوف» مهاجم سابق تیم ملی فوتبال آلمان و«آرسن ونگر» سرمربی اسطورهای آرسنال هم مدارج علمی در زمینه اقتصاد دارند اما کسی که از این بابت گوی سبقت را از هر دوی آنها ربوده، «حسن حرمتالله» است.
این فرانسوی مراکشیالاصل در دهه 1970 به عضویت تیم فوتبال لانس فرانسه درآمد و سپس در 2 باشگاه TSC و ویداد کازابلانکا مربی شد. او علاوه بر دکترای اقتصاد، دکترای اقتصاد سیاسی و تحلیلی هم دارد و در رشته توسعه اجتماعی نیز مدارجی را کسب کرده است.
«خوآن پابلو سورین» ملیپوش آرژانتینی را هم که کفشهایش را آویزان کرد، میتوان از نوابغ فوتبال برشمرد. وی یکبار در مصاحبهای گفته بود، همزمان با نخستین بازی ملیاش، هنگام بازگشت به خانه در اتوبوس توانست خواندن کتابی را به پایان برساند. بعد از او«ایوان هاسک» است که به زبانهای چک، اسلواکی، آلمانی، انگلیسی، فرانسه، عربی و ژاپنی مسلط بوده و همچنین در دانشگاه پراگ حقوق خوانده است و از همانجا دانشنامه وکالت دارد.