بیش از ۳ سال از فروردین ماه ۱۳۸۶ گذشته است ، روزگاری که موج اخبار درباره مبارزه با «بی حجابی» یا «بدحجابی» تیترها و گزارش های نشریات کثیرالانتشار را به خود اختصاص داده بود و اما مدتی بعد از خاموشی و سکوت، این بار بهار ۸۹ مسئله اجتماعی «بی حجابی» بحث و جدل هایی را به دنبال داشته است.
البته شاید شروع فصل گرما و حضور مسئولان در میان مردم در ایام نوروز بی تاثیر نبوده است اما پاسخ به این پرسش که آیا در ایام سکوت با پدیده «بی حجابی» به عنوان مسئله اجتماعی مواجه بوده ایم؟ و یا این که بدحجابی چه وضعیتی در برابر سایر مسائل اجتماعی داشته است، نیازمند پردازشی جامعه شناختی به مفهوم مسئله اجتماعی است.
امیل دورکیم جامعه شناس فرانسوی در تحلیل خود از پدیده خودکشی چنین استدلال می کرد که جامعه ای نیست که خودکشی در آن رخ ندهد اما موضوع مهم افزایش ناگهانی یا تغییر میزان خودکشی است. به عبارتی دیگر میزانی از کج رفتاری در متن جامعه همیشه وجود دارد و لذا تشخیص وضعیت و اولویت بحران و مدیریت آن نیازمند مستندات دقیقی از تغییرات آن است.
به تصدیق تاریخ در هیچ دوره از تاریخ جوامع اسلامی و یا سایر جوامع میزان انحرافات اجتماعی به صفر تقلیل نیافته است. اما میزان وقوع آن متغیر و از مسئله ای به مسئله دیگر متفاوت بوده است.فارغ از این که وضعیت موجود حجاب و پوشش اسلامی در کشور چگونه است، پاسخ به این سوال نیازمند بررسی و رصد آماری و تحلیلی مستمر است و واگذاری مدیریت فرهنگی کشور به موج های خبری و رسانه ای خطایی فاحش است که متاسفانه متداول شده است.
بدین منظور اگرچه به تجربه شخصی هم بتوان درکی حداقلی از وضعیت بدحجابی داشته باشیم بدون توجه به میزان و مصادیق و نحوه توزیع اجتماعی این مسئله گفت و گو برای راه حل، تیر به تاریکی زدن است .اما دریغ که کسب اطلاعات دقیق و قابل اعتماد نیز خود مشکلی بزرگ تر از حل مسئله است.
شاید به جای هزینه کردن توان عظیم انسانی و سخت افزاری مراکز دانشگاهی و پژوهشی در موضوع هایی که انباشت انبوهی از آن ها در مراکز مطالعاتی خود به مسئله تبدیل شده است بررسی و توصیف ناهنجاری های اجتماعی به روش دوره زمانی(شیوه پانل) تحت مدیریتی واحد و سازمان یافته بتواند آبی برای کویر تشنه مدیریت فرهنگی کشور باشد.
البته این موضوع حاصل نخواهد شد مگر این که مسئولان کشور نیز به اهمیت مستندات پژوهشی و توجه به نتایج آن واقف باشند و تجارب شخصی را مبنای تصمیم گیری ندانند.اما پس از طی مرحله آغازین شناسایی مسئله اجتماعی، تحلیل و تبیین علل بدحجابی و وظایف اجتماعی به بررسی آن در ۲ سطح وظایف می پردازیم.
۱ -وظایف حاکمیت
درباره وظایف حاکمیت برای سال های گذشته ایام پرفراز و نشیبی بوده است در این بخش توجه به مدیریت چند بخشی و هم چنین مدیریت انضباطی آن ۲ محور اساسی مواجه با این مسئله است.از مشکلات پیش روی تحلیل « بی حجابی» در سطح حاکمیت، افتادن در دامن تقلیل گرایی روانشناختی بوده است.
به عبارتی دیگر در بیان بدحجابی توجه صرف به نقص شخصیتی فرد و آماج اتهام قرار دادن اشخاص و آن ها را افرادی نامطلوب و معیوب بالفطره دانستن برای فرار از وظایف حاکمیتی نه تنها به حل مسئله کمک نکرد بلکه محیطی مغشوش و پرچالش را فراهم آورد.پذیرش جامعه به عنوان یک نظام چند بخشی، پیچیده و پویا که بخش های مختلف آن با یکدیگر کنش و ارتباط متقابل دارند راه حل دیگری را پیش روی ما خواهد گذاشت.
بنابر یکی از رویکردهای مهم جامعه شناختی در بررسی مسائل اجتماعی با عنوان «بی سازمانی اجتماعی »کج رفتاری و بی سازمانی شخصیتی افراد در تغییرات ناهمگون نظام اجتماعی علت یابی می شود به عبارتی دیگر اختلال و تغییر در یک بخش از نظام اجتماعی منجر به اختلال، اضمحلال و حتی تغییرات ساختاری در کل مجموعه خواهد شد. لذا بدون درنظر گرفتن سایر شاخص های اجتماعی مانند بحران در نهاد خانواده، بی برنامگی در تغییرات مکرر در نهاد آموزش و پرورش، چند گانگی ارزشی در رسانه ملی ،مشکلات جدی اقتصادی و حتی تلاطم های سیاسی کشور نمی توان مسئله بی حجابی را به طور اساسی سامان بخشید. این مطلب مهم یک شعار تکراری و خسته کننده برای فرار از برخورد انضباطی و انتظامی و توجیهی موقتی برای دور کردن وظیفه نیست ،این یک واقعیت اجتماعی است و ناشی از در هم تنیدگی اجتماعی که خواه خوشایند و خواه ناخوشایند تصویری واقعی از جامعه است.
البته این بدان معنا نیست که این مسئله پاسخی انضباطی و انتظامی ندارد زیرا برای جلوگیری از تبدیل ناهنجاری بی حجابی به رفتاری پذیرش یافته در جامعه برخورد مناسب و هدفمند لازم و ضروری است به طور مثال اگر در پدیده «رشوه خواری» برخورد لازم حتی به صورت مقطعی و کوتاه مدت صورت می گرفت این مسئله به هنجاری پذیرفته شده تغییر شکل نمی داد.بنابراین نیاز به جلوگیری منطقی و محترمانه از رفتار علنی و ساختارشکن نه تنها لازم است بلکه برای اثربخش کردن آثار فعالیت های کلان ضروری است.
اما تجربه گذشته نشان می دهد متاسفانه در پس برخورد انضباطی به دلیل آثار کوتاه مدت و سطحی آن روش سامان بخشی و مدیریتی بلند مدت آن به کلی به فراموشی سپرده می شود.
در رویکرد «بی سازمانی اجتماعی» انواع مسائل اجتماعی و بزهکاری به ناکامی خانواده و نهادهایی که ارزش ها را در افراد درونی می کنند، در کنترل اعضای خود به هنگام تغییرات اجتماعی نسبت داده می شود.
بر این اساس کج رفتاری را می توان به عنوان پاسخی بهنجار به وضعیت اجتماعی نابهنجاری دانست و نهادهایی که ارزش ها و هنجارها را در افراد درونی می کنند مانند خانواده، آموزش و پرورش ، رسانه ها و در لایه بعدی نظام هایی که بر این نهادها موثرند مانند نظام اقتصادی و نظام سیاسی و... به عنوان مجریان اصلی فرهنگی کشور هستند.
به طور خلاصه این که افراد به همان شیوه ای که یاد می گیرند از قانون و ارزش ها تبعیت کنند می آموزند که مجرم و متخلف باشند.لذا چگونه می توان از فرزندان تربیت یافته در خانواده های بحران زده عاطفی و آسیب پذیر اقتصادی در جامعه ای که تلاطم های سیاسی و تغییرات مداوم برنامه ریزی و ساختاری در آموزش و پرورش امکان آرامش فرهنگی را سلب کرده است انتظار رعایت ارزش ها و هنجارهای جامعه را داشت چگونه می توان از دست پخت رسانه ملی که تصویرسازی از الگوی نامتعارف شخصیتی است، انتظار جامعه ای هنجارمند داشت.
چگونه می توان در نسلی که بسیاری از آنان با ماهواره عادتی و الفتی پیدا کرده اند ارزش های اسلامی را نهادینه کرد.با همه این اوصاف ، بی تردید وظیفه فردی از کسی سلب نخواهد شد و هیچ کدام مجوز تخلف نیست اما برای تحلیل کلان و مدیریت بحران توجه تنها به وظیفه شخصی و فردی کفایت نخواهد کرد.
به اخبار زیر برای نمونه توجه کنید:
۱ -خبرگزاری مهر ۲۲/۱۲/۱۳۸۸ -براساس آمار و اطلاعات معاونت آمار و انفورماتیک ثبت احوال کل کشور واقعه طلاق در سال ۸۸ نسبت به ۱۰ سال گذشته ۵۴ درصد رشد یافته است.
۲ -خبرگزاری فارس ۲۴/۱۲/۸۸ -کاهش نرخ رشد ازدواج به میزان ۳ درصد در سال ۸۸ نسبت به سال ۸۷
۳ -معاون پژوهشی انستیتو تحقیقات اعتیاد: در کشور ۵/۳ میلیون نفر مصرف کننده مواد مخدر هستند.
۴ - رئیس سازمان صدا و سیما در جمع تعدادی از روحانیون اعلام کرد که میزان استفاده مردم از ماهواره ۳۳ درصد است.
۵ -نتایج یک پژوهش- در معرض ابتلا بودن به اعتیاد ۱۵ درصد دانش آموزان دبیرستان های پسرانه.
۶ -سایت پزشکان ایران- افزایش مصرف سیگار و مشروبات الکلی در میان دانشجویان دختر.
۷ -نتایج طرح ملی پدیده خشونت خانگی علیه زنان در ۲۸ مرکز استان کشور: ۵۲ درصد از کل پاسخگویان اعلام کرده اند که از اول زندگی مشترک تاکنون قربانی این نوع خشونت که شامل به کاربردن کلمات رکیک، دشنام، داد و فریاد، بهانه گیری های پی در پی و ... است، بوده اند.بنابراین همان قدر باید برای بی حجابی فریاد زد که برای اعتیاد و طلاق، بیکاری و رسانه نیز فریاد زده شده است و به همان میزان باید انتظار نتایج امیدبخش برای حل معضل بی حجابی داشت که برنامه های مبارزه با ماهواره، اعتیاد، بیکاری و... نتیجه بخش بوده است و حتی همان قدر که درباره سایر معضلات فکر و تدبیر و برنامه داشته ایم باید برای بی حجابی هم برنامه داشته باشیم.
در غیر این صورت این مشکل ادامه خواهد داشت و هر روز ابعاد جدیدی به خود خواهد گرفت و اعتراض هم چندان راه به جایی نخواهد برد.
البته جالب آن است درخصوص برخی از این بحران هایی که همگی دست در دست هم دارند سکوتی وحشت زا حاکم است و گاهی به نحوی است که گفت و گو درباره آن ها خطایی غیرقابل بخشش و زیر سوال بردن همه چیز است و در عین حال برخی مصرانه بر برخوردهای صرفا انضباطی تاکید می کنند.
بدین دوستان توصیه می شود مروری بر برخوردها و روش های دهه های آغازین انقلاب داشته باشند و نتایج آن را دوباره مرور کنند و به این سوال جواب دهند در صورتی که روش های گذشته موثر بوده است علت اعتراض های امروز چیست؟با این حال بررسی جزئیات طرح عفاف و حجاب، نشانه هایی از بهبود رویکرد مقابله با بی حجابی را نشان می دهد در این طرح وظایفی برای رسانه ملی، وزارتخانه های آموزش و پرورش، اقتصاد و دارایی، بازرگانی ، ارشاد، بهداشت، مجلس ، قوه قضاییه، سازمان ملی جوانان و...درنظر گرفته شده است این طرح به دلیل پرداختن چند بخشی و فراگیر به موضوع عفاف و حجاب واجد نقاط قوت بسیاری است و نشان می دهد که مرور زمان و تجارب گذشته منجر به تغییر رویکرد در مبارزه با بی حجابی شده است. امید است با اهتمام بیشتر و عزمی ملی در این باره شاهد نتایج امیدبخشی باشیم و این طرح به دلیل وسعت و فراگیربودن و حجم زیاد فعالیت مورد نیاز برای اجرایی شدن به فراموشی سپرده نشود.
۲ -وظایف مردم و کلید طلایی
و اما درباره وظایف عموم مردم یافتن پاسخ عمیق تر و ساده تر است. مرور حتی اجمالی بر آیات قرآن کریم راه حل اساسی اجتماعی مواجهه با مسائل اجتماعی را به روشنی بیان می دارد و آن موضوع امر به معروف و نهی از منکر است عبارت «کلید طلایی» شاید دقیق ترین توصیف آن باشد اما هیچ گاه نباید فراموش کرد که هنجار امر و نهی، امری سازمانی است و اختصاص به ستادی برای اجرایی کردن ندارد.بلکه ستاد امر به معروف و نهی از منکر تنها می بایست به گسترش این فرهنگ کمک کند و نه مجری و خودآمر و ناهی باشد.امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک نظام کنترلی و درون زا و پویا و عاملی برای ایجاد همبستگی اجتماعی، با ایجاد فشار هنجاری از ناهنجاری جلوگیری می کند.
این سیستم با تغذیه از نظام ارزشی عمومی و نه رسمی، در سطح کلان ضمن بالا بردن هزینه اجتماعی تخلف، ارزش های جامعه را محافظت و درونی می کند. هم چنین این نرم افزار کنترل داخلی اجتماعی، به دلیل فراگیری از آسیب های احتمالی ناشی از تغییرات سیاسی و سوء استفاده حکومتی جلوگیری می کند.
منابع:
*خبرگزاری ایسنا و فارس
*سایت پزشکان ایران
*سادرلند و رکدسی ۱۹۶۶ اصول جرم شناسی
*ارل رابینگتن مارتین واینبرگ ۱۳۸۸ رویکردهای نقدی هفت گانه در بررسی مسائل اجتماعی، ترجمه صدیق سروستانی
البته شاید شروع فصل گرما و حضور مسئولان در میان مردم در ایام نوروز بی تاثیر نبوده است اما پاسخ به این پرسش که آیا در ایام سکوت با پدیده «بی حجابی» به عنوان مسئله اجتماعی مواجه بوده ایم؟ و یا این که بدحجابی چه وضعیتی در برابر سایر مسائل اجتماعی داشته است، نیازمند پردازشی جامعه شناختی به مفهوم مسئله اجتماعی است.
امیل دورکیم جامعه شناس فرانسوی در تحلیل خود از پدیده خودکشی چنین استدلال می کرد که جامعه ای نیست که خودکشی در آن رخ ندهد اما موضوع مهم افزایش ناگهانی یا تغییر میزان خودکشی است. به عبارتی دیگر میزانی از کج رفتاری در متن جامعه همیشه وجود دارد و لذا تشخیص وضعیت و اولویت بحران و مدیریت آن نیازمند مستندات دقیقی از تغییرات آن است.
به تصدیق تاریخ در هیچ دوره از تاریخ جوامع اسلامی و یا سایر جوامع میزان انحرافات اجتماعی به صفر تقلیل نیافته است. اما میزان وقوع آن متغیر و از مسئله ای به مسئله دیگر متفاوت بوده است.فارغ از این که وضعیت موجود حجاب و پوشش اسلامی در کشور چگونه است، پاسخ به این سوال نیازمند بررسی و رصد آماری و تحلیلی مستمر است و واگذاری مدیریت فرهنگی کشور به موج های خبری و رسانه ای خطایی فاحش است که متاسفانه متداول شده است.
بدین منظور اگرچه به تجربه شخصی هم بتوان درکی حداقلی از وضعیت بدحجابی داشته باشیم بدون توجه به میزان و مصادیق و نحوه توزیع اجتماعی این مسئله گفت و گو برای راه حل، تیر به تاریکی زدن است .اما دریغ که کسب اطلاعات دقیق و قابل اعتماد نیز خود مشکلی بزرگ تر از حل مسئله است.
شاید به جای هزینه کردن توان عظیم انسانی و سخت افزاری مراکز دانشگاهی و پژوهشی در موضوع هایی که انباشت انبوهی از آن ها در مراکز مطالعاتی خود به مسئله تبدیل شده است بررسی و توصیف ناهنجاری های اجتماعی به روش دوره زمانی(شیوه پانل) تحت مدیریتی واحد و سازمان یافته بتواند آبی برای کویر تشنه مدیریت فرهنگی کشور باشد.
البته این موضوع حاصل نخواهد شد مگر این که مسئولان کشور نیز به اهمیت مستندات پژوهشی و توجه به نتایج آن واقف باشند و تجارب شخصی را مبنای تصمیم گیری ندانند.اما پس از طی مرحله آغازین شناسایی مسئله اجتماعی، تحلیل و تبیین علل بدحجابی و وظایف اجتماعی به بررسی آن در ۲ سطح وظایف می پردازیم.
۱ -وظایف حاکمیت
درباره وظایف حاکمیت برای سال های گذشته ایام پرفراز و نشیبی بوده است در این بخش توجه به مدیریت چند بخشی و هم چنین مدیریت انضباطی آن ۲ محور اساسی مواجه با این مسئله است.از مشکلات پیش روی تحلیل « بی حجابی» در سطح حاکمیت، افتادن در دامن تقلیل گرایی روانشناختی بوده است.
به عبارتی دیگر در بیان بدحجابی توجه صرف به نقص شخصیتی فرد و آماج اتهام قرار دادن اشخاص و آن ها را افرادی نامطلوب و معیوب بالفطره دانستن برای فرار از وظایف حاکمیتی نه تنها به حل مسئله کمک نکرد بلکه محیطی مغشوش و پرچالش را فراهم آورد.پذیرش جامعه به عنوان یک نظام چند بخشی، پیچیده و پویا که بخش های مختلف آن با یکدیگر کنش و ارتباط متقابل دارند راه حل دیگری را پیش روی ما خواهد گذاشت.
بنابر یکی از رویکردهای مهم جامعه شناختی در بررسی مسائل اجتماعی با عنوان «بی سازمانی اجتماعی »کج رفتاری و بی سازمانی شخصیتی افراد در تغییرات ناهمگون نظام اجتماعی علت یابی می شود به عبارتی دیگر اختلال و تغییر در یک بخش از نظام اجتماعی منجر به اختلال، اضمحلال و حتی تغییرات ساختاری در کل مجموعه خواهد شد. لذا بدون درنظر گرفتن سایر شاخص های اجتماعی مانند بحران در نهاد خانواده، بی برنامگی در تغییرات مکرر در نهاد آموزش و پرورش، چند گانگی ارزشی در رسانه ملی ،مشکلات جدی اقتصادی و حتی تلاطم های سیاسی کشور نمی توان مسئله بی حجابی را به طور اساسی سامان بخشید. این مطلب مهم یک شعار تکراری و خسته کننده برای فرار از برخورد انضباطی و انتظامی و توجیهی موقتی برای دور کردن وظیفه نیست ،این یک واقعیت اجتماعی است و ناشی از در هم تنیدگی اجتماعی که خواه خوشایند و خواه ناخوشایند تصویری واقعی از جامعه است.
البته این بدان معنا نیست که این مسئله پاسخی انضباطی و انتظامی ندارد زیرا برای جلوگیری از تبدیل ناهنجاری بی حجابی به رفتاری پذیرش یافته در جامعه برخورد مناسب و هدفمند لازم و ضروری است به طور مثال اگر در پدیده «رشوه خواری» برخورد لازم حتی به صورت مقطعی و کوتاه مدت صورت می گرفت این مسئله به هنجاری پذیرفته شده تغییر شکل نمی داد.بنابراین نیاز به جلوگیری منطقی و محترمانه از رفتار علنی و ساختارشکن نه تنها لازم است بلکه برای اثربخش کردن آثار فعالیت های کلان ضروری است.
اما تجربه گذشته نشان می دهد متاسفانه در پس برخورد انضباطی به دلیل آثار کوتاه مدت و سطحی آن روش سامان بخشی و مدیریتی بلند مدت آن به کلی به فراموشی سپرده می شود.
در رویکرد «بی سازمانی اجتماعی» انواع مسائل اجتماعی و بزهکاری به ناکامی خانواده و نهادهایی که ارزش ها را در افراد درونی می کنند، در کنترل اعضای خود به هنگام تغییرات اجتماعی نسبت داده می شود.
بر این اساس کج رفتاری را می توان به عنوان پاسخی بهنجار به وضعیت اجتماعی نابهنجاری دانست و نهادهایی که ارزش ها و هنجارها را در افراد درونی می کنند مانند خانواده، آموزش و پرورش ، رسانه ها و در لایه بعدی نظام هایی که بر این نهادها موثرند مانند نظام اقتصادی و نظام سیاسی و... به عنوان مجریان اصلی فرهنگی کشور هستند.
به طور خلاصه این که افراد به همان شیوه ای که یاد می گیرند از قانون و ارزش ها تبعیت کنند می آموزند که مجرم و متخلف باشند.لذا چگونه می توان از فرزندان تربیت یافته در خانواده های بحران زده عاطفی و آسیب پذیر اقتصادی در جامعه ای که تلاطم های سیاسی و تغییرات مداوم برنامه ریزی و ساختاری در آموزش و پرورش امکان آرامش فرهنگی را سلب کرده است انتظار رعایت ارزش ها و هنجارهای جامعه را داشت چگونه می توان از دست پخت رسانه ملی که تصویرسازی از الگوی نامتعارف شخصیتی است، انتظار جامعه ای هنجارمند داشت.
چگونه می توان در نسلی که بسیاری از آنان با ماهواره عادتی و الفتی پیدا کرده اند ارزش های اسلامی را نهادینه کرد.با همه این اوصاف ، بی تردید وظیفه فردی از کسی سلب نخواهد شد و هیچ کدام مجوز تخلف نیست اما برای تحلیل کلان و مدیریت بحران توجه تنها به وظیفه شخصی و فردی کفایت نخواهد کرد.
به اخبار زیر برای نمونه توجه کنید:
۱ -خبرگزاری مهر ۲۲/۱۲/۱۳۸۸ -براساس آمار و اطلاعات معاونت آمار و انفورماتیک ثبت احوال کل کشور واقعه طلاق در سال ۸۸ نسبت به ۱۰ سال گذشته ۵۴ درصد رشد یافته است.
۲ -خبرگزاری فارس ۲۴/۱۲/۸۸ -کاهش نرخ رشد ازدواج به میزان ۳ درصد در سال ۸۸ نسبت به سال ۸۷
۳ -معاون پژوهشی انستیتو تحقیقات اعتیاد: در کشور ۵/۳ میلیون نفر مصرف کننده مواد مخدر هستند.
۴ - رئیس سازمان صدا و سیما در جمع تعدادی از روحانیون اعلام کرد که میزان استفاده مردم از ماهواره ۳۳ درصد است.
۵ -نتایج یک پژوهش- در معرض ابتلا بودن به اعتیاد ۱۵ درصد دانش آموزان دبیرستان های پسرانه.
۶ -سایت پزشکان ایران- افزایش مصرف سیگار و مشروبات الکلی در میان دانشجویان دختر.
۷ -نتایج طرح ملی پدیده خشونت خانگی علیه زنان در ۲۸ مرکز استان کشور: ۵۲ درصد از کل پاسخگویان اعلام کرده اند که از اول زندگی مشترک تاکنون قربانی این نوع خشونت که شامل به کاربردن کلمات رکیک، دشنام، داد و فریاد، بهانه گیری های پی در پی و ... است، بوده اند.بنابراین همان قدر باید برای بی حجابی فریاد زد که برای اعتیاد و طلاق، بیکاری و رسانه نیز فریاد زده شده است و به همان میزان باید انتظار نتایج امیدبخش برای حل معضل بی حجابی داشت که برنامه های مبارزه با ماهواره، اعتیاد، بیکاری و... نتیجه بخش بوده است و حتی همان قدر که درباره سایر معضلات فکر و تدبیر و برنامه داشته ایم باید برای بی حجابی هم برنامه داشته باشیم.
در غیر این صورت این مشکل ادامه خواهد داشت و هر روز ابعاد جدیدی به خود خواهد گرفت و اعتراض هم چندان راه به جایی نخواهد برد.
البته جالب آن است درخصوص برخی از این بحران هایی که همگی دست در دست هم دارند سکوتی وحشت زا حاکم است و گاهی به نحوی است که گفت و گو درباره آن ها خطایی غیرقابل بخشش و زیر سوال بردن همه چیز است و در عین حال برخی مصرانه بر برخوردهای صرفا انضباطی تاکید می کنند.
بدین دوستان توصیه می شود مروری بر برخوردها و روش های دهه های آغازین انقلاب داشته باشند و نتایج آن را دوباره مرور کنند و به این سوال جواب دهند در صورتی که روش های گذشته موثر بوده است علت اعتراض های امروز چیست؟با این حال بررسی جزئیات طرح عفاف و حجاب، نشانه هایی از بهبود رویکرد مقابله با بی حجابی را نشان می دهد در این طرح وظایفی برای رسانه ملی، وزارتخانه های آموزش و پرورش، اقتصاد و دارایی، بازرگانی ، ارشاد، بهداشت، مجلس ، قوه قضاییه، سازمان ملی جوانان و...درنظر گرفته شده است این طرح به دلیل پرداختن چند بخشی و فراگیر به موضوع عفاف و حجاب واجد نقاط قوت بسیاری است و نشان می دهد که مرور زمان و تجارب گذشته منجر به تغییر رویکرد در مبارزه با بی حجابی شده است. امید است با اهتمام بیشتر و عزمی ملی در این باره شاهد نتایج امیدبخشی باشیم و این طرح به دلیل وسعت و فراگیربودن و حجم زیاد فعالیت مورد نیاز برای اجرایی شدن به فراموشی سپرده نشود.
۲ -وظایف مردم و کلید طلایی
و اما درباره وظایف عموم مردم یافتن پاسخ عمیق تر و ساده تر است. مرور حتی اجمالی بر آیات قرآن کریم راه حل اساسی اجتماعی مواجهه با مسائل اجتماعی را به روشنی بیان می دارد و آن موضوع امر به معروف و نهی از منکر است عبارت «کلید طلایی» شاید دقیق ترین توصیف آن باشد اما هیچ گاه نباید فراموش کرد که هنجار امر و نهی، امری سازمانی است و اختصاص به ستادی برای اجرایی کردن ندارد.بلکه ستاد امر به معروف و نهی از منکر تنها می بایست به گسترش این فرهنگ کمک کند و نه مجری و خودآمر و ناهی باشد.امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک نظام کنترلی و درون زا و پویا و عاملی برای ایجاد همبستگی اجتماعی، با ایجاد فشار هنجاری از ناهنجاری جلوگیری می کند.
این سیستم با تغذیه از نظام ارزشی عمومی و نه رسمی، در سطح کلان ضمن بالا بردن هزینه اجتماعی تخلف، ارزش های جامعه را محافظت و درونی می کند. هم چنین این نرم افزار کنترل داخلی اجتماعی، به دلیل فراگیری از آسیب های احتمالی ناشی از تغییرات سیاسی و سوء استفاده حکومتی جلوگیری می کند.
منابع:
*خبرگزاری ایسنا و فارس
*سایت پزشکان ایران
*سادرلند و رکدسی ۱۹۶۶ اصول جرم شناسی
*ارل رابینگتن مارتین واینبرگ ۱۳۸۸ رویکردهای نقدی هفت گانه در بررسی مسائل اجتماعی، ترجمه صدیق سروستانی