آمار روزافزون تقابل ستاره ها و سرمربیان؛
صمد مرفاوی بی سیاست، حتی نسبت به سکوها که ستاره را به او ترجیح داده اند واکنش نشان می دهد و در حالی که در زمان درگیری توسط مطلق از تعویض مجیدی منصرف شد کنفرانس مطبوعاتی را به آوردگاه حمله به کاپیتان تبدیل کرد. جالب اینکه ورود مدیرعامل برای جمع کردن بلوا هم غیر حرفه ای است او اصرار دارد بلند صحبت کردن به معنی دعوا نیست و این گونه از بحران روابط درون تیمی اش به سادگی می گذرد.
داستان تقابل ستاره ها و سرمربیان به قدمت خود فوتبال است. تک چهره های تأثیرگذار در میانه میدان که تیم روی کاکل آنها می چرخد خود را «استار» و نقش اول اتفاقات درون زمین می دانند و به همین رابطه بعضاً دستوراتی که مدام از کنار زمین دیکته می شود را بر نمی تابند. در عوض مردی که پشت خط عرضی زمین ایستاده و میدان را چون صفحه شطرنج می بیند نمی تواند تحمل کند «مهره ای» از جمع دیگران جدا شده و بدون اذن او خودسر به حرکت درآید. حال اگر این مهره خودسر «شاه» او باشد تقابل ایشان به تیتر اول رسانه ها تبدیل می شود.
به نوشته قدس؛ به نظر می رسد با رسیدن به هفته های پایانی لیگ تعداد جنگهایی از این دست در تیمهای ما بشدت در حال فزونی گرفتن است. همین هفته از بازی مس مقابل استیل آذین خبر رسید پیروز قربانی دستورات لوکا را در میانه میدان وتو کرد و علی کریمی واکنشی نه چندان دوستانه به سفارشها و تذکرات فنی افشین پیروانی نشان داد.
اما پر سر و صداترین تقابل هفته مربوط به صمد مرفاوی سرمربی استقلال و کاپیتان تأثیرگذار تیمش فرهاد مجیدی بود. دوربینهای تلویزیونی الفاظی را ثبت کردند که امکان واگویه آن نیست که فرهاد را خجالت می دهد و آقای ستاره با گلزنی پاسخ مربی اش را می دهد. او پیراهنش را می کند تا صمد برای یقه گیری سراغ بزرگتر از مجیدی را بگیرد(!)
این تقابلها با دو واکنش کاملاً متفاوت مواجه شده است. سکوها به پشتیبانی از ستاره تیم بر می خیزد و شعار سر می دهند که «فرهاد جهانی شده صمد فراری شده» اما در نقطه مقابل اهالی فن و کارشناسان حق را به جانب سرمربی می دهند که بازیکنش تحت هر شرایط باید تابع نظر و فرامین او باشد.
این قانون طبیعت است که تماشاگر بازیکنی را که وسط زمین هنر نمایی می کند بیشتر می پسندد. این قاعده کلی مربوط به مجیدی و مرفاوی نیست. شاید فقط در پرونده مسی و مارادونا باشد که این اصل نقض شود آن هم به این خاطر که سرمربی زمانی ستاره ای بی بدیل در میانه میدان بوده است و در جهان انگشت نماست.
در سایر موارد این سیاست سرمربی است که می تواند بحران «ستاره ناسازگار» را مدیریت کند. در سیستم بایرن مونیخ لوئیس فن گال می تواند واکنش «روبن» به تعویضش را همانجا کنار زمین جواب دهد. در آن سیستم «روبن» به فاصله 42 ساعت پس از آن حرکت عذرخواهی می کند و البته فان گال هم وعده نمی دهد که یقه بزرگتر از «روبن» را هم بگیرد.
صمد مرفاوی بی سیاست، حتی نسبت به سکوها که ستاره را به او ترجیح داده اند واکنش نشان می دهد و در حالی که در زمان درگیری توسط مطلق از تعویض مجیدی منصرف شد کنفرانس مطبوعاتی را به آوردگاه حمله به کاپیتان تبدیل کرد. جالب اینکه ورود مدیرعامل برای جمع کردن بلوا هم غیر حرفه ای است او اصرار دارد بلند صحبت کردن به معنی دعوا نیست و این گونه از بحران روابط درون تیمی اش به سادگی می گذرد.
با نزدیکی به پایان فصل و اتمام قراردادها ناگهان سلسله مراتب و نقشها فراموش می شود و اختلافها سرباز می کند ستاره پاسخ مربی را سربالا می دهد و مربی تماشاگر را از خود می راند و ما ایمان می آوریم که نظام روابط انسانی ما در باشگاه ها با کوچکترین تلنگری از هم فرو می پاشد و هنوز آداب آن را نمی دانیم.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین