سوالی که آینده از دل آن بیرون میآید:
تخریب بزرگراه صدر یا افزودن یک طبقه تازه به آن؟!
برای فرار از آلودگی هوا چه باید کرد؟ آیا درست است، هوای آلوده مرگ و میر را افزایش میدهد؟ نقش این آلودگی در روحیات مردم و جامعه چیست؛ آیا میتوان نسبتی میان آلودگی و امید یا حتی آلودگی و خشونت یافت؟ سوالاتی که میتوان پای مسائل دیگری مانند ترافیک را هم به آنها باز کرد و پرسید: آیا معضل ترافیک که موجب اتلاف وقت و انرژی و وارد آمدن آسیبهای روحی و روانی به جامعه میشود، حل ناشدنی است؟

برای فرار از آلودگی هوا چه باید؟ آیا درست است که هوای آلوده مرگ و میر را افزایش میدهد؟ نقش این آلودگی در روحیات مردم و جامعه چیست؛ آیا میتوان نسبتی بین آلودگی و امید یا حتی آلودگی و خشونت یافت؟
به گزارش «تابناک»؛ اینها تنها نمونهای از سوالاتی هستند که به ظاهر دستگاهها و نهادهای زیادی موظف به یافتن پاسخ آنها و عمل در این راستا هستند؛ اما در عمل بی پاسخ رها شده اند. سوالاتی که میتوان بر تنوعشان افزود و مثلا پای مسائل دیگری مانند ترافیک را هم به ماجرا باز کرد و پرسید: آیا معضل ترافیک که موجب اتلاف وقت و انرژی و وارد آمدن آسیبهای روحی و روانی به جامعه میشود، لاینحل است؟
زنجیرهای از مسائل مرتبط به هم که رفع یکی بی توجهی به دیگری ممکن نیست؛ مسائلی که شاید در وهله اول چندان مرتبط به نظر نرسند، اما خوب که دقت کنیم، پی میبریم که ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند. مثل آمار ناخوشایند تلفات جادهای که در تعریف به سه عامل راه، جاده و عامل انسانی مرتبط است و در اغلب موارد، ناشی از تاثیر متقابل هر سه عامل است.
با این نگاه، عجیب نیست در اوضاع ترافیکی گره خورده در شهری مانند تهران، رانندگان که متاثر از این وضعیت، خسته شده و تحت تاثیر مسائل دیگر مانند آلودگی هوا و حتی مسائل معیشتی و رفاهی، کم دقتتر از شرایط عادی هستند، هر جایی از معبر که ترافیک سبکتر شد، پا را بر پدال گاز فشرده و در نتیجه خطر بیش از پیش جان عابران پرشمار را تهدید کند.
بدین ترتیب، اگر قرار باشد برای کاهش تصادفات و به طور ویژه کاهش شمار تصادفات جرحی در شهری مانند تهران برنامه ریزی صورت گیرد، باید سهمی هم برای آلودگی هوا و حتی معیشت مردم قائل شد و صرفا اتکا به قوانین راهنمایی و رانندگی و مثلا سخت گیری بر متخلفان و افزایش جرایم، کافی نیست. درست مثل زمانی که بخواهیم برای کاهش سوخت برنامه ریزی کنیم که بدون در نظر گرفتن وضعیت حمل و نقل عمومی راه به جایی نخواهد برد.
به این موارد، طرح و ایدههای تازهتر را هم باید افزود که بی توجه به مسائل دیگر فرجامی جز شکست ندارند؛ مثل ایده ترویج دوچرخه سواری در شهر که تنها با دایر کردن چند مسیر ویژه دوچرخه در چند نقطه، راه به جایی نمیبرد و در نهایت شکست میخورد، حال آنکه میبینیم و میشنویم، در برخی شهرها در جهان، این دست ایدهها آنقدر موفق بوده که حالا بخشی از بار ترافیکی شان را دوچرخه یا حتی وسیلههای تازهتر مثل اسکوترهای برقی به دوش میکشند.
وضعیتی که نتیجه پروسههای مختلفی است که طی کرده اند و در یک کلام، حاصل یک برنامه ریزی کلان و جامع است. برنامههایی که در برخی شهرها آنقدر خوب طراحی و اجرا شده که به مثالی برتر در جهان تبدیل شده است؛ مثل برنامهای که در مکزیکوسیتی به اجرا درآمده و موجب شده این شهر که در آلودگی کمتر مشابهی در جهان داشت، به شهری پاک تبدیل شود که الگوی بسیاری از شهرهای آلوده جهان شده است.
البته رسیدن به وضعیت امروز پایتخت مکزیک برای بسیاری از شهرهای جهان بیشتر رویاست تا رویایی دست یافتنی، حتی اگر صحبت درباره کلانشهری مانند پکن باشد که از نظر منابع مالی اگر نه بی مشکل، که کم مشکل به نظر میرسد و مقامات کشورشان هم نشان داده اند که در پیشبرد برنامههای وضع شده، سرعت عملی فراتر از همه جهانیان دارند.
نکاتی که با مرور اجمالی شان، حال و روز شهرهای کشورمان تامل برانگیز به نظر میرسد و این سوال را به دنبال دارد که آینده شهرهایی مانند تهران، مشهد، اصفهان، تبریز و... چگونه خواهد بود؟ آیا قرار است این شهرها که همین امروز با مشکلات ریز و درشتی در حوزههای مختلف مواجه هستند و از سرانه فضای سبز و بوستان و اماکن تفریحی تا حمل و نقل عمومی وضعیت خوبی ندارند و با مشکلاتی مانند آلودگی هوا، حاشیه نشینی، آب و فاضلاب و حتی مسائل نوپدید مانند فرونشست و ایمنی دست به گرییان هستند، فردای بهتری داشته باشند؟
آیندهای که با دست فرمان امروز مسئولان در این شهرها رقم خواهد خورد و برایند تصمیماتی است که امروز گرفته و اجرایی میشود؛ از تصمیمات روتین مانند توسعه فلان معبر شهری و ایجاد زیرگذر یا روگذر در آن تا توجه به عابران و نقشی که برای آنها در شهر قائل هستند. عابرانی که اگر اولویت اول باشند، میبایست به جای احداث زیرگذر در تقاطعهای شهری برای هدایت مردم به زیر معبر و تردد خودروها در سطح معبر، تدبیری اندیشید که خودروها با زیرگذر هدایت شده و فضای شهری بیش از پیش در اختیار شهروندان قرار گیرد.
نگاهی که اگر سرلوحه امور قرار گیرد، افتخار شهرداری هیچ شهری دو طبقه کردن فلان اتوبان نخواهد بود بلکه مدیرانی بها خواهند یافت که پروژههای انسان محور را طراحی و اجرا میکنند و میکوشند به جای توسعه معابر خودرویی، پیاده گذرها و حتی پیاده روهای کنار خیابانها را توسعه دهند؛ درست مانند آنچه مدیران شهری سالها پیش در سئول، پایتخت کره ـ که دست بر قضا خواهرخوانده تهران هم هست ـ به اجرا درآوردند و حالا نتیجه اش، احیای رودخانه عبوری از شهر است که رویش پوشانده شده و بزرگراه احداث شده بود.
یا کاری که در دوسلدورف در آلمان صورت گرفته و به جای بزرگراه ساحلی و انبوه تردد خودروها و آلودگی، پارک ساحلی دایر کرده اند تا چهره شهر از شهر ماشینها به سکونتگاه مردم تبدیل شود. کلان پروژههایی که در بسیاری از نقاط جهان کلید خورده و به فرجام هم رسیده است، ولو مانند بوستون در آمریکا بستر رقم زدن این تغییر چندان وسعت نداشته و تنها توانسته اند شاهراه ارتباطی خودروها در شهر را به زیرزمین هدایت کرده و سطح زمین را به پروژههای انسان محور اختصاص دهند.
تدبیری که در مواردی معدود و محدود در برخی کلانشهرهای کشورمان در دستور کار قرار گرفته، اما در این دست موارد استثنایی هم عمدتا به نتیجه نهایی منجر نشده و در مواردی در میانه راه به کل تغییر کرده و هدف پروژه به کل گم شده است. مثل اتفاقی که در تقاطع گیشا در تهران رقم خورده و بخشی از پروژه که قرار بود با استفاده از پل روگذر جمع شده، به گذرگاهی ویژه برای عابران و دایرکردن فضای سبز شهری منجر شود، به کل کنار گذاشته شده و تنها بخشهای خودرو محور به اتمام رسیده است.
یا پروژه هنگفتی که در میدان امام حسین در پایتخت به اجرا درآمد تا شهروندان اولویت بیابند و یکبار هم که شده، خودروها اولویت بعدی باشند، اما به فاصله کوتاهی از اجرا و در حالی که یکی از خیابانهای منتهی به آن به پیاده گذر تبدیل شده بود، با صرف هزینه وضعیت را تقریبا به روال سابق بازگرداندند تا ثابت کنند که اگر قرار به انتخاب باشد، تخریب بزرگراه و تخصیص فضاهایی که با این معابر اشغال شده به شهروندان انتخابشان نیست و ترجیح میدهند اتوبان بسازند و بر طبقات آن بیفزایند تا مشکل ترافیک را برای مدتی کوتاه کمی کمتر کنند!
تابناک

تابناک.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بزرگ راه صدر خودش ایمن نیست میخواهید یک طبقه دیگر اضافه کنید؟
لذت بردم از این نوشته. بالاخره یک نوشته ی درست و حسابی دیدیم. جای امیدواری هست پس... کشور به اگاه سازی مردم و فرهنگ سازی این چنینی نیاز دارد.
این هایی که میگن بنزین رو گران کنید آلوگی همش به خاطر کارخانه هاست نه خودروها
اینهمه ماشین برای چیست چه معنایی دارد چه معنایی دارد که هر فرد بایستی یک اتومبیل داشته باشد بزودی تهران وشهرهای بزرگ به یک پارکینگ تبدیل خواهند شد
خب وزرات راه و شهرسازی چه وظیفه ای داره به توکیو ژاپن نگاه کن که چه جمعیتی داره و چقدر ماشین داخلشه
جالب هست چرا از کارخانه های خارج دود سفید میزنه بیرون اما کارخانه های کشور ما دودسیاه به سیاهی ذغال ک باعث نابودی هوا میشود یعنی انقدر دستگاه ها قدیمی هست .
تا زمانی که این مدیران بر سر کار هستند ، وضعیت روز به روز بدتر میشه.
تا وقتی که تخصص و علم جای خودش رو به روابط و آقازادگی و.... میده ، وضعیت ما همینه ، متاسفانه
یکی از علل ترافیک نبودن جای پارک خودرو هست. نبودن جای پار باعث کندی حرکت ، دوبله ایستادن و بسته شدن معابر است.
تاوقتی شهرداری به فکر ایجاد پارکینگ نباشه ، ترافیک حل نمی شه!
برای یافتن جای پارک مجبوری چند دور بچرخی و وقتی ناامید شدی دوبله وایستی (در بهترین حالت)
نبودن وسایل نقلیه هم مزید بر علت هست.
فرهنگ سازی و افزایش شدید قیمت بنزین برای افراد پر مصرف
یا شما نا آگاه هستی یا خیلی بچه ای افزایش شدید قیمت بنزین یعنی چی میفهمی چی میگی؟ بنزین ریالی گرون بشه کرایه ها چند برابر میشه و تمام کسب و کارها میخوابه
در اهواز جمعه ها آلودگی هوا برطرف میشود میدانی چرا ؟ چون کارخانه ها تعطیل است ، پس انقد بنزین بنزین کنید
شبکه گسترده و منظم حمل ونقل عمومی داخل شهر و قیمت معقول بنزین کلید حل مشکل است . دولت ها کارخانه دار هستند و فروش خودرو برایشان الویت اول است و اخیرا از تولید هم دست برداشته اند و به احتکار و انحصار و دلالی روی آورده اند . اصلا امیدی به حل مشکل نیست
بنزین را بکنید 50 هزار تومان الودگی و ترافیک تمام می شود فقط شجاعت و وطن پرستی می خواهد
همه مثل شما چایی خور نیستند که بنزین 50هزار تومنی بزنند
اونوقت شما یه خرید اینترنتی میکنی پیک ازت به جای هفتاد هزار تومن برای یه جنس مثلا صد هزار تومنی سه میلیون تومن پول باربری بگیره حاضری بدی؟بنزین پنجاه هزارتومنی یعنی افزایش بیش از سی برابر قیمت سوخت و یعنی افزایش بیش از سی برابر کرایه همه وسایل نقلیه
اصلا آلودگی ها شتید ۱۰ درصدش مربوط به وسایل نقلیه باشه ، ۹۰ درصدش به خاطر کارخانه هاست که از هیچ فیلتری هم استفاده نمیکنن و ماشین های سنگین فرسوده
بعد باید یوار تو بشیم بریم اینور اونور؟
تازه میخوایم ماشین بنزینی وارد کنیم. اونم دست دوم!
دلت خوشه ها
برای دوچرخه برقی مثل اتومبیلهای گازسوز یارانه بدهید ببینید چطور استقبال میشود.
آن وقت این دوچرخه های برقی را کجا برانند؟ وسط اتوبان؟ کشوری که برنامه ریز ندارد هزار تا بلا هم بیاید کم است.
اون زمان که بدون فکر و آینده اندیشی در دهه ۴۰ تا ۶۰ زاد و ولد میکردین و جمعیت کشورو زیاد میکردین باید به فکر الودگی هوا و مسائل دیگه میبودین
کشور ایران با توجه به شرایط اقلیمی و منابع آبی ظرفیت ۹۰ میلیون جمعیتو نداره و تمرکز گرایی در مراکز استان ها مثله تهران اصفهان مشهد قضیه رو بدتر کرده فقط مشکل اینجاست کسی جرات گفتن این واقعیت ها رو نداره
۱۴:۴۱
صد در صد با شما موافقم.تنها راه نجات فرستادن صنایع از مرکز،شامل اصفهان و یزد و...به سواحل خلیج فارس هستم ولی متاسفانه عقلشون به این چیزها نمی رسه!!!
میدونی توکیو چند میلیون جمعیت داره ، مشکل اینه که رسیدگی به شهر ها خیلی خیلی پایینه
اگر شرکت های صنعتی آب بر در مرکز ایران رو رو به کنار دریا بفرستند مشکل آب شرب مردم و کشاورزی حل میشه
نهایتا 45 میلیون جمعیت باید باشه
برای فرار از آلودگی هوا باید خودروهای با مصرف پایین و هیبریدی با تعرفه صفر وارد کشور شود و جلوی کارخانه های آلوده ساز مانند پالایشگاه تهران، سیمان تهران و ... گرفته شود
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.