تهران امروز: این متهم در اعترافات اولیه خود به مامورین این طور گفت: من محسن را کشتم اما قصدم دفاع از خود در مقابل نیت شوم او بود. محسن میخواست به من تعرض کند و من نمیخواستم در مقابل این خواستهاش تسلیم شوم.
رضا زمانی دستگیر شد که با گوشی تلفن همراه مقتول از شیراز به تهران آمد. وی نمیدانست که ماموران با کنترل تلفن همراهش به دنبال وی هستند. سرانجام کارآگاهان با ردیابی موبایل مقتول رضا را بازداشت کرده و تحت بازجویی قرار دادند.
رضا در این اعترافات خود حرفهایی زد که بسیاری از آنها را در دادگاه پس گرفت. این متهم جوان به ماموران اداره آگاهی این طور گفت: من از طریق یکی از دوستانم با محسن آشنا شدم. محسن خانه مجردی داشت و هر چند وقت یک بار در آنجا مهمانی برگزار میکرد و با همسن و سالهایش به خوشگذرانی میپرداخت. من در یکی از این مهمانیها با او آشنا شدم. او از من شماره تماسم را گرفت. چند روز بعد از آن مهمانی به من زنگ زد و گفت مهمانی دیگری برپا کرده و از من خواست به خانه او بروم. من هم قبول کردم اما وقتی به آنجا رفتم دیدم کسی آنجا نیست و خودش تنهاست.
محسن گفت که مهمانهایش هنوز در راهند و بهزودی میرسند. سپس من که دیدم نمیتوانم درمقابل او مقاومت کنم کارد میوه خوری را از روی میز برداشته و تهدید کردم که اگر پایش را جلوتر بگذارد او را زخمی میکنم.اما محسن خندید و گفت نمیتوانی کاری بکنی و جلوتر آمد. من ابتدا با ماهیتابه چند ضربه بر سر او کوبیدم و بعد هم سه ضربه با کارد میوه خوری به او زدم که یکی از این ضربات به سینهاش خورد. من هم سوار ماشینش شده و به خیابان آمدم اما تصادف کردم. ماشین را به حال خود رها کرده و به تهران آمدم. تلفن همراه مقتول را با خودم آورده بودم که وقتی آن را روشن کردم توسط پلیس دستگیر شدم.
رضا پس از تکمیل اعترافات خود راهی شعبه 5 دادگاه کیفری استان فارس شد تا از خود دفاع کند و در همین دادگاه هم بود که او اعترافات پیشین خود را ناصحیح خواند. متهم رو به پنج قاضی شعبه 5 کرده و گفت تنها دو ضربه را آن هم فقط با چاقو به مقتول زد و ضربه سوم کار او نبوده است: من در بازجوییها اعترافات دیگری هم کرده و بهطور مثال گفته بودم که ضربات متعددی را با ماهیتابه به سر محسن کوبیده بودم اما شما ملاحظه کردید پزشکی قانونی اعلام کرد که هیچ ضربهای به سر مقتول وارد نشده و این ادعا صحت ندارد. ضربه سومی را هم که مدعی وارد کردن آن به مقتول شده بودم هم ساخته خیالات من و دروغ بود. من این اعترافات غیرواقعی را کردم تا از بازجوییها در امان بمانم.
اما دادگاه اعترافات جدید متهم را وارد ندانسته و او را به قصاص محکوم کرد.
رضا و وکیل وی هم به این حکم اعتراض کرده و گفتند اولا رضا ضربه اصلی و کشنده را به مقتول نزده و کار ،کار شخص دیگری است، در ثانی متهم این دو ضربه را هم در دفاع از خود زده است.
رضا دردفاعیه خود نوشت: من نباید به خانه مقتول میرفتم. اما شما و همه میدانند که مقتول چه کاره بوده است؟ مقتول در حالت عادی نبود و نیت شیطانی را در سر میپروراند و من به قصد جلوگیری از این کار با چاقو او را زدم. وقتی که از خانه محسن خارج شدم او زنده بود. آن روز قرار بود افراد دیگری هم به خانه او بیایند شاید آنها این بلا را سر او آورده باشند.
فرشید رفوگران وکیل مدافع رضا هم مدارکی را به مراجع قضایی ارائه داد که نشان میداد مقتول دارای انحراف شدید اخلاقی بوده است. رفوگران گفت: مشاهده فیلمهای موجود در پرونده که توسط پلیس تهیه شده دال بر وجود مشکلات اخلاقی شدید در مقتول بوده است. محسن حتی نام کسانی را که با آنها رابطه غیر اخلاقی داشته را روی کمد دیواری منزلش نوشته بوده است. ولی این اعتراضات هم وارد دانسته نشد و رای قصاص در دیوانعالی کشور تایید شد. این حکم در حال حاضر برای استیذان نزد رئیس قوهقضائیه فرستاده شده تا در صورت تایید بهزودی زندان عادلآباد شیراز شاهد به دارآویخته شدن متهم باشد.
رضا زمانی دستگیر شد که با گوشی تلفن همراه مقتول از شیراز به تهران آمد. وی نمیدانست که ماموران با کنترل تلفن همراهش به دنبال وی هستند. سرانجام کارآگاهان با ردیابی موبایل مقتول رضا را بازداشت کرده و تحت بازجویی قرار دادند.
رضا در این اعترافات خود حرفهایی زد که بسیاری از آنها را در دادگاه پس گرفت. این متهم جوان به ماموران اداره آگاهی این طور گفت: من از طریق یکی از دوستانم با محسن آشنا شدم. محسن خانه مجردی داشت و هر چند وقت یک بار در آنجا مهمانی برگزار میکرد و با همسن و سالهایش به خوشگذرانی میپرداخت. من در یکی از این مهمانیها با او آشنا شدم. او از من شماره تماسم را گرفت. چند روز بعد از آن مهمانی به من زنگ زد و گفت مهمانی دیگری برپا کرده و از من خواست به خانه او بروم. من هم قبول کردم اما وقتی به آنجا رفتم دیدم کسی آنجا نیست و خودش تنهاست.
محسن گفت که مهمانهایش هنوز در راهند و بهزودی میرسند. سپس من که دیدم نمیتوانم درمقابل او مقاومت کنم کارد میوه خوری را از روی میز برداشته و تهدید کردم که اگر پایش را جلوتر بگذارد او را زخمی میکنم.اما محسن خندید و گفت نمیتوانی کاری بکنی و جلوتر آمد. من ابتدا با ماهیتابه چند ضربه بر سر او کوبیدم و بعد هم سه ضربه با کارد میوه خوری به او زدم که یکی از این ضربات به سینهاش خورد. من هم سوار ماشینش شده و به خیابان آمدم اما تصادف کردم. ماشین را به حال خود رها کرده و به تهران آمدم. تلفن همراه مقتول را با خودم آورده بودم که وقتی آن را روشن کردم توسط پلیس دستگیر شدم.
رضا پس از تکمیل اعترافات خود راهی شعبه 5 دادگاه کیفری استان فارس شد تا از خود دفاع کند و در همین دادگاه هم بود که او اعترافات پیشین خود را ناصحیح خواند. متهم رو به پنج قاضی شعبه 5 کرده و گفت تنها دو ضربه را آن هم فقط با چاقو به مقتول زد و ضربه سوم کار او نبوده است: من در بازجوییها اعترافات دیگری هم کرده و بهطور مثال گفته بودم که ضربات متعددی را با ماهیتابه به سر محسن کوبیده بودم اما شما ملاحظه کردید پزشکی قانونی اعلام کرد که هیچ ضربهای به سر مقتول وارد نشده و این ادعا صحت ندارد. ضربه سومی را هم که مدعی وارد کردن آن به مقتول شده بودم هم ساخته خیالات من و دروغ بود. من این اعترافات غیرواقعی را کردم تا از بازجوییها در امان بمانم.
اما دادگاه اعترافات جدید متهم را وارد ندانسته و او را به قصاص محکوم کرد.
رضا و وکیل وی هم به این حکم اعتراض کرده و گفتند اولا رضا ضربه اصلی و کشنده را به مقتول نزده و کار ،کار شخص دیگری است، در ثانی متهم این دو ضربه را هم در دفاع از خود زده است.
رضا دردفاعیه خود نوشت: من نباید به خانه مقتول میرفتم. اما شما و همه میدانند که مقتول چه کاره بوده است؟ مقتول در حالت عادی نبود و نیت شیطانی را در سر میپروراند و من به قصد جلوگیری از این کار با چاقو او را زدم. وقتی که از خانه محسن خارج شدم او زنده بود. آن روز قرار بود افراد دیگری هم به خانه او بیایند شاید آنها این بلا را سر او آورده باشند.
فرشید رفوگران وکیل مدافع رضا هم مدارکی را به مراجع قضایی ارائه داد که نشان میداد مقتول دارای انحراف شدید اخلاقی بوده است. رفوگران گفت: مشاهده فیلمهای موجود در پرونده که توسط پلیس تهیه شده دال بر وجود مشکلات اخلاقی شدید در مقتول بوده است. محسن حتی نام کسانی را که با آنها رابطه غیر اخلاقی داشته را روی کمد دیواری منزلش نوشته بوده است. ولی این اعتراضات هم وارد دانسته نشد و رای قصاص در دیوانعالی کشور تایید شد. این حکم در حال حاضر برای استیذان نزد رئیس قوهقضائیه فرستاده شده تا در صورت تایید بهزودی زندان عادلآباد شیراز شاهد به دارآویخته شدن متهم باشد.