یک اندیشکده آمریکایی عنوان کرد:

«حمله نظامی» ایران را به بمب اتمی سوق می‌دهد که ترامپ از آن می‌هراسد/ جنگ با ایران کل سیاست خارجی آمریکا را از بین می‌برد

جنگ با ایران فقط خطر یک درگیری بی‌پایان دیگر را به همراه ندارد، بلکه می‌تواند کل دستور کار گسترده ترامپ را در داخل و خارج از کشور از بین ببرد.
کد خبر: ۱۲۹۶۹۹۸
|
۱۳ فروردين ۱۴۰۴ - ۰۱:۲۰ 02 April 2025
|
26937 بازدید

ترامپ می‌گوید که خواهان یک توافق است، اما ذی‌نفعان در داخل و خارج از دولت او برای درگیری فشار می‌آورند.

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، اندیشکده آمریکایی «ریسپانسیبل استیت کرفت» در تحلیلی به بررسی رویکرد‌های مختلف در دولت ترامپ نسبت به موضوع ایران پرداخته است.

لازم به ذکر است انتشار مقالات و تحلیل‌های اندیشکده‌های خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.

در هفته‌های اخیر، بسیاری از همان نئومحافظه‌کارانی که ایالات متحده را به جنگ عراق کشاندند، اکنون خواستار حمله به ایران هستند. گروه‌هایی مانند «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» و «مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک» بار دیگر تقابل را ترویج می‌کنند و ادعا دارند که شاید این بهترین زمان برای اقدام باشد. اما این یک توهم خطرناک است که می‌تواند آنچه دونالد ترامپ خود می‌گوید که می‌خواهد—یعنی یک توافق، نه یک جنگ فاجعه‌بار دیگر در خاورمیانه—را از مسیر خارج کند.

جنگ با ایران فقط خطر یک درگیری بی‌پایان دیگر را به همراه ندارد، بلکه می‌تواند کل دستور کار گسترده ترامپ را در داخل و خارج از کشور از بین ببرد.

یک درگیری بزرگ، منابع و توجه ایالات متحده را تحلیل برده، آن را از اولویت‌های داخلی منحرف می‌کند و نفوذ آمریکا را در تمامی جبهه‌ها—از چین و روسیه گرفته تا اروپا و تجارت—تضعیف خواهد کرد. اروپا می‌تواند از این فرصت برای طولانی‌تر کردن حمایت از جنگ اوکراین و مقاومت در برابر فشار ترامپ برای بازتنظیم روابط فراآتلانتیکی استفاده کند. شرکای تجاری مانند مکزیک، کانادا، هند و سایر کشور‌ها ممکن است از درگیری آمریکا برای گرفتن امتیازات ناعادلانه بهره ببرند. علاوه بر این، یک حمله یک‌جانبه احتمالاً جامعه بین‌المللی را دچار شکاف خواهد کرد.

روسیه و چین، با وجود نگرانی‌های خود درباره برنامه هسته‌ای ایران، احتمالاً ایالات متحده را به‌عنوان تهدید اصلی معرفی کرده و این اقدام را نشانه‌ای از تجاوزگری آمریکا جلوه خواهند داد، که در نتیجه، اعتبار ایالات متحده در سازمان ملل و فراتر از آن تضعیف خواهد شد.

و، اما خطرناک‌ترین پیامد؟ یک حمله ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و ایران را به انجام دقیقاً همان کاری سوق دهد که ترامپ می‌گوید می‌خواهد از آن جلوگیری کند: ساخت بمب.

ایران در حال حاضر در حال غنی‌سازی اورانیوم در سطوح نزدیک به درجه تسلیحاتی است. اگر از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) خارج شود، آخرین رشته‌های نظارت بین‌المللی از بین خواهد رفت. یک حمله احتمالاً باعث تقویت عناصر تندروتر در ایران شده و توجیه سیاسی لازم را برای حرکت سریع به سمت تولید سلاح هسته‌ای فراهم خواهد کرد.

ترامپ ممکن است در تاریخ، نه به‌عنوان رئیس‌جمهوری که بحران ایران را حل کرد، بلکه به‌عنوان کسی که در دوران او ایران سرانجام به یک قدرت هسته‌ای تبدیل شد، شناخته شود. این نه میراثی است که او می‌خواهد، و نه چیزی که آمریکا قادر به تحمل آن است

ترامپ ممکن است در تاریخ، نه به‌عنوان رئیس‌جمهوری که بحران ایران را حل کرد، بلکه به‌عنوان کسی که در دوران او ایران سرانجام به یک قدرت هسته‌ای تبدیل شد، شناخته شود. این نه میراثی است که او می‌خواهد، و نه چیزی که آمریکا قادر به تحمل آن است.

ترامپ با ایجاد نگرانی اعلام کرده است: «به‌زودی اتفاقی برای ایران خواهد افتاد.»، اما در عین حال تأکید کرده است: «امیدوارم که بتوانیم به یک توافق صلح برسیم. من از موضع قدرت یا ضعف صحبت نمی‌کنم، فقط می‌گویم که ترجیح می‌دهم یک توافق صلح ببینم تا گزینه دیگر.» اینها سخنان یک جنگ‌طلب نیست؛ بلکه سخنان یک مذاکره‌کننده است، کسی که هنوز به ارزش دیپلماسی اعتقاد دارد.

ترامپ در این مسیر تنها نیست. در مصاحبه‌ای اخیر با تاکر کارلسون، استیون ویتکاف، فرستاده سیاست خارجی او، دیدگاهی به‌مراتب محتاطانه‌تر درباره ایران ارائه داد، چیزی که در دستگاه سیاست خارجی آمریکا کمتر دیده می‌شود. ویتکاف بر عمل‌گرایی، راستی‌آزمایی، احترام متقابل و—مهم‌تر از همه—اجتناب از درگیری تأکید کرد. اظهارات او بازتاب یک رویکرد واقع‌بینانه بود که بر درک روشن از منافع آمریکا و پیچیدگی‌های منطقه‌ای استوار است.

مشکل اینجاست که بسیاری از بلندترین صدا‌هایی که سیاست ایران را شکل می‌دهند—چه در داخل و چه در خارج از دولت—فعالانه در حال خرابکاری در هر مسیر واقع‌بینانه به سمت دیپلماسی هستند. آنها از «توافق» صحبت می‌کنند، اما در واقع چیزی که مطالبه می‌کنند، تسلیم کامل ایران است: توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم، برچیدن برنامه هسته‌ای، قطع روابط با تمامی متحدان منطقه‌ای و تغییر اساسی در سیاست خارجی. هیچ دولتی در ایران—چه عمل‌گرا و چه تندرو—نمی‌تواند چنین شروطی را بپذیرد. حتی مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور تازه منتخب ایران که با شعار دیپلماسی و تعامل به قدرت رسید، هیچ فضای سیاسی برای پذیرش چنین اولتیماتومی نخواهد داشت.

باید صریح باشیم: اگر تحت پوشش تمایل به توافق، چنین خواسته‌های حداکثری را مطرح می‌کنید، شما برای صلح کار نمی‌کنید؛ بلکه در حال زمینه‌سازی برای جنگ هستید.

ایران بازیگری پیچیده با تاریخی پیچیده است. اما درس‌های دهه گذشته روشن‌اند: زمانی که ایالات متحده از طریق دیپلماسی با ایران تعامل می‌کند، به نتایج می‌رسد. اما وقتی صرفاً بر فشار متکی است، به درگیری نزدیک‌تر می‌شود.

هدف از اعمال فشار همیشه ایجاد اهرم بوده است، نه تحمیل هزینه صرفاً برای تنبیه. اکنون این اهرم وجود دارد. پرسش این است که چگونه باید از آن استفاده کرد.

توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ (برجام) برای هیچ‌یک از طرفین ایده‌آل نبود، اما موفق شد محدودیت‌های سختی بر برنامه هسته‌ای ایران اعمال کند و آن را تحت بازرسی‌های بی‌سابقه بین‌المللی قرار دهد. هدف از خروج از این توافق، وادار کردن ایران به پذیرش شرایط سخت‌تر بود. اما این اتفاق نیفتاده است

توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ (برجام) برای هیچ‌یک از طرفین ایده‌آل نبود، اما موفق شد محدودیت‌های سختی بر برنامه هسته‌ای ایران اعمال کند و آن را تحت بازرسی‌های بی‌سابقه بین‌المللی قرار دهد. هدف از خروج از این توافق، وادار کردن ایران به پذیرش شرایط سخت‌تر بود. اما این اتفاق نیفتاده است.

در عوض، نتیجه این رویکرد، چندین سال گسترش برنامه هسته‌ای ایران، بی‌ثباتی منطقه‌ای و همگرایی فزاینده بین تهران، مسکو و پکن بوده است. ایران اکنون اورانیوم را تا ۶۰ درصد غنی‌سازی می‌کند—سطحی خطرناک و نزدیک به درجه تسلیحاتی—و ذخایر آن بسیار بیشتر از قبل شده است. در همین حال، اجماع بین‌المللی که زمانی از تلاش‌های آمریکا حمایت می‌کرد، از هم گسسته است.

اکنون زمان آن است که آمریکا از فشار فعلی خود بهره‌برداری کند—نه با ادامه مسیر تشدید تنش که به جنگ منتهی می‌شود، بلکه با استفاده از این اهرم برای دستیابی به توافقی بهتر؛ توافقی که محدودیت‌های قوی‌تری اعمال کند، شفافیت بیشتری ایجاد کند و امنیت بلندمدت ایالات متحده را تقویت کند.

در این شرایط، صدا‌های جنگ‌طلب بار دیگر این توهم را ترویج می‌کنند که حمله به ایران اقدامی سریع و مؤثر خواهد بود. یک گزارش اخیر از مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک (WINEP) ادعا می‌کند که به دلیل دسترسی اطلاعاتی عمیق و تحمل ریسک بالای اسرائیل، یک «حمله پیشگیرانه» علیه ایران می‌تواند «بسیار موفق‌تر» از تلاش‌های گذشته آمریکا باشد، مانند حملات ایالات متحده به تأسیسات هسته‌ای عراق در سال‌های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۳. اما این گزارش به‌طور خطرناکی از میزان ریسک‌های چنین اقدامی غفلت می‌کند. حتی متحدان ترامپ نیز خواستار احتیاط هستند.

معاون رئیس‌جمهور، جی. دی. ونس، سال گذشته به‌درستی هشدار داد که «منافع آمریکا گاهی متفاوت از منافع اسرائیل خواهد بود» و صراحتاً اعلام کرد که پرهیز از جنگ با ایران در راستای منافع ایالات متحده است. او هشدار داد که چنین درگیری‌ای «بسیار پرهزینه» بوده و «انحراف عظیمی از منابع» را به همراه خواهد داشت

معاون رئیس‌جمهور، جی. دی. ونس، سال گذشته به‌درستی هشدار داد که «منافع آمریکا گاهی متفاوت از منافع اسرائیل خواهد بود» و صراحتاً اعلام کرد که پرهیز از جنگ با ایران در راستای منافع ایالات متحده است. او هشدار داد که چنین درگیری‌ای «بسیار پرهزینه» بوده و «انحراف عظیمی از منابع» را به همراه خواهد داشت.

واقعیت این است که یک حمله، در بهترین حالت، تنها برنامه هسته‌ای ایران را به تأخیر می‌اندازد، در حالی که احتمالاً جنگی منطقه‌ای را شعله‌ور کرده، جان نیرو‌های آمریکایی را به خطر می‌اندازد و ایران را به سمت تسلیحاتی کردن برنامه هسته‌ای خود سوق می‌دهد.

اشتراک گذاری
برچسب ها
داریک موبایل صفحه خبر
تور پاییز ۱۴۰۳ صفحه خبر
بلیط هواپیما
مطالب مرتبط
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

برچسب منتخب
# ترامپ # قیمت طلا # مذاکره ایران و آمریکا # قیمت سکه # سلاح پلاسمایی # سریال پایتخت
الی گشت
آخرین اخبار
نظرسنجی
رشد قیمت دلار با مذاکره با آمریکا متوقف می شود؟