درسی که رفتار مختار به ما می دهد؛
تردید در «عمل به تکلیف» حاصلی جز خسران و پشیمانی ندارد
به نظر میرسد، محاسبات بیش از اندازه با عقول ناقص بشری برای محاسبه چگونگی نتیجه یک عمل، همان گونه که مختار را از عمل به وظیفهاش بازداشت، قطعا همه را در مقاطع گوناگون، دچار تردید در عمل به تکلیف خواهد کرد که بیشک تنها معرفت، بصیرت و اخلاص است که میتواند ما را از مهلکهها به سلامت گذراند، تا علاوه بر این که در جبهه باطل قرار نمیگیریم، با شناخت بموقع و بصیرت، آب هم به آسیاب دشمن نریزیم و فارغ از نتیجه، تنها به تکلیفمان رفتار کنیم.

داستان قیام «ابو اسحاق مختار ثقفی» که ذیل قیام خونین اباعبدالله الحسین(ع) در عاشورای سال 60 هجری، با همت تحسین برانگیز جمعی از هنرمندان کشورمان به تصویر کشیده شده است، گام به گام که جلو میرود، شاید که نه، حتما بیش از گذشته ما را به خودشناسی وامیدارد تا با قرار گرفتن در فضای سیاسی ـ اجتماعی سال 60 هجری، دستکم حسابمان را با خودمان یکسره کنیم که آیا در مصاف حق و باطل، یزیدی خواهیم بود یا حسینی؟
به گزارش «تابناک»، داستان این هفته مجموعه «مختارنامه» که شب گذشته از شبکه اول سیما پخش شد، شاید بیش از هر نکته دیگر، بر این مهم تأکید داشت که تردید در عمل به تکلیف در بزنگاههای حساس و سرنوشتساز، حتی اگر انسان را در جبهه باطل قرار ندهد، اما ناخواسته راه را برای سلطه باطل، به گونهای هموار میسازد که دست آخر نتیجه ای جز حسرت و پشیمانی نخواهد داشت.
بنا بر این گزارش، همان گونه که در تاریخ آمده و در بخش اخیر مجموعه «مختارنامه» نیز به تصویر درآمد، پس از آنکه کوفیان یکی پس از دیگری، ناجوانمردانه و حقیرانه از یاری و همراهی فرستاده حسین(ع) خودداری کرده و او را در کام خونخوار پلیدی چون عبیداللهبنزیاد، یکه و تنها رها کردند، مسلم(ع) و پس از او، «هانی بن عروة» با مكر «ابن مرجانه» به شهادت رسیدند و «حبیب بن مظاهر» و «مسلم بن عوسجه» از کوفه گریختند تا به کاروان حسین بن علی(ع) بپیوندند.
در این میان، خبر به مختار ـ که اکنون به نزدیکی کوفه رسیده است ـ که میرسد، او هرچند با سینهای پر از کینه و نفرت از آل اموی، رهسپار جنگ با عبیدالله و یاری مسلم بود، یکباره نظرش برمیگردد... اما دلیل این رفتار چیست؟
نکته مهم و اساسی ماجرا شاید همین جا باشد که البته بارها و بارها در طول تاریخ رخ داده و هیچ مسلمان شیعهای، قطعا از قرار گرفتن بر سر این دو راهی در امان نخواهد بود، چراکه وعده الهی بر این قرار گرفته است تا مدعیان پیروی از امر، خود را با چنین آزمونهایی بیازماید.
در همین باره، مي توان نخبگان و بزرگانی چون «سليمان بن صرد خزاعي» را مثال زد که با تكيه بر هيجان و احساسات خويش، مردم را تشويق به نامه نگاري ها براي حضور امام در كوفه مي کند و به محض حضور نماينده امام، در سكوتي مرگبار فرو مي رود كه «من فقط در ركاب امام مي جنگم» و چه فرقي است بين اين جمله و عبارت معروف خوارج نااهل ـ «لا حكم الا لله» ـ كه هر دو سخن حقي بود، در حالی که باطل از آن استخراج كردند.
پس از حكايت سليمان و تحريك مردم و پا پس كشيدن مرگبار وي ـ كه تخم تفرقه و نفاق را كاشت و دیدیم که چگونه عبیدالله بر این کوتاهی سلیمان سوار شد و میوه مراد چید ـ نوبت به «مختار» مي رسد كه با ولايت، مشق سياست كند كه سياست اين است كه براي پيروزي مادي، علم جنگ بر باطل برافرازي و در غير اين صورت، خود را تسليم باطل نمايي تا روزي كه روز حسرت است، تيغ بر كشي و به انتقام برخيزي؛ آن هم هنگامی كه باطل غلبه تام و تمام يافته و قيام مختار، فقط التيام بخش زخم هاي درون خواهد بود و كمكي به جبهه حق نخواهد كرد.
در آن سو، اما «ميثم تمار» عامي ژنده پوش است كه با علي و خاندانش مشق سياست نمي كند و بر مسير ارادت ره مي جويد و دل و جان و سر و زبان را به هنگامه امتحان مي بازد كه البته او هم مي توانست و اگر مي خواست، ساكت بنشيند، اما ساكت ننشست كه از علي(ع) آموخته بود، سكوت به هنگام جور، نه سياست كه حماقت است براي همه تاريخ.
به هر روی، گویا محاسبات بیش از اندازه با عقول ناقص بشری برای محاسبه چگونگی نتیجه یک عمل، همان گونه که مختار را از عمل به تکلیف و وظیفهاش بازداشت و او را سر بزنگاه با این توجیه که من تنها برای پیروزی در جنگ آمدهام، نه شکست، از مبارزه با مأموران ابن زیاد منصرف کرد، قطعا همه را در مقاطع گوناگون دچار تردید در عمل به تکلیف خواهد کرد که بیشک، تنها معرفت، بصیرت و اخلاص است که میتواند ما را از مهلکهها به سلامت بگذراند تا علاوه بر اینکه در سپاه دشمن و جبهه باطل قرار نمیگیریم، با شناخت بموقع و بصیرت، آب هم به آسیاب دشمن نریزیم و فارغ از نتیجه، تنها به تکلیفمان رفتار کنیم.
به گزارش «تابناک»، داستان این هفته مجموعه «مختارنامه» که شب گذشته از شبکه اول سیما پخش شد، شاید بیش از هر نکته دیگر، بر این مهم تأکید داشت که تردید در عمل به تکلیف در بزنگاههای حساس و سرنوشتساز، حتی اگر انسان را در جبهه باطل قرار ندهد، اما ناخواسته راه را برای سلطه باطل، به گونهای هموار میسازد که دست آخر نتیجه ای جز حسرت و پشیمانی نخواهد داشت.
بنا بر این گزارش، همان گونه که در تاریخ آمده و در بخش اخیر مجموعه «مختارنامه» نیز به تصویر درآمد، پس از آنکه کوفیان یکی پس از دیگری، ناجوانمردانه و حقیرانه از یاری و همراهی فرستاده حسین(ع) خودداری کرده و او را در کام خونخوار پلیدی چون عبیداللهبنزیاد، یکه و تنها رها کردند، مسلم(ع) و پس از او، «هانی بن عروة» با مكر «ابن مرجانه» به شهادت رسیدند و «حبیب بن مظاهر» و «مسلم بن عوسجه» از کوفه گریختند تا به کاروان حسین بن علی(ع) بپیوندند.
در این میان، خبر به مختار ـ که اکنون به نزدیکی کوفه رسیده است ـ که میرسد، او هرچند با سینهای پر از کینه و نفرت از آل اموی، رهسپار جنگ با عبیدالله و یاری مسلم بود، یکباره نظرش برمیگردد... اما دلیل این رفتار چیست؟
نکته مهم و اساسی ماجرا شاید همین جا باشد که البته بارها و بارها در طول تاریخ رخ داده و هیچ مسلمان شیعهای، قطعا از قرار گرفتن بر سر این دو راهی در امان نخواهد بود، چراکه وعده الهی بر این قرار گرفته است تا مدعیان پیروی از امر، خود را با چنین آزمونهایی بیازماید.
در همین باره، مي توان نخبگان و بزرگانی چون «سليمان بن صرد خزاعي» را مثال زد که با تكيه بر هيجان و احساسات خويش، مردم را تشويق به نامه نگاري ها براي حضور امام در كوفه مي کند و به محض حضور نماينده امام، در سكوتي مرگبار فرو مي رود كه «من فقط در ركاب امام مي جنگم» و چه فرقي است بين اين جمله و عبارت معروف خوارج نااهل ـ «لا حكم الا لله» ـ كه هر دو سخن حقي بود، در حالی که باطل از آن استخراج كردند.
پس از حكايت سليمان و تحريك مردم و پا پس كشيدن مرگبار وي ـ كه تخم تفرقه و نفاق را كاشت و دیدیم که چگونه عبیدالله بر این کوتاهی سلیمان سوار شد و میوه مراد چید ـ نوبت به «مختار» مي رسد كه با ولايت، مشق سياست كند كه سياست اين است كه براي پيروزي مادي، علم جنگ بر باطل برافرازي و در غير اين صورت، خود را تسليم باطل نمايي تا روزي كه روز حسرت است، تيغ بر كشي و به انتقام برخيزي؛ آن هم هنگامی كه باطل غلبه تام و تمام يافته و قيام مختار، فقط التيام بخش زخم هاي درون خواهد بود و كمكي به جبهه حق نخواهد كرد.
در آن سو، اما «ميثم تمار» عامي ژنده پوش است كه با علي و خاندانش مشق سياست نمي كند و بر مسير ارادت ره مي جويد و دل و جان و سر و زبان را به هنگامه امتحان مي بازد كه البته او هم مي توانست و اگر مي خواست، ساكت بنشيند، اما ساكت ننشست كه از علي(ع) آموخته بود، سكوت به هنگام جور، نه سياست كه حماقت است براي همه تاريخ.
به هر روی، گویا محاسبات بیش از اندازه با عقول ناقص بشری برای محاسبه چگونگی نتیجه یک عمل، همان گونه که مختار را از عمل به تکلیف و وظیفهاش بازداشت و او را سر بزنگاه با این توجیه که من تنها برای پیروزی در جنگ آمدهام، نه شکست، از مبارزه با مأموران ابن زیاد منصرف کرد، قطعا همه را در مقاطع گوناگون دچار تردید در عمل به تکلیف خواهد کرد که بیشک، تنها معرفت، بصیرت و اخلاص است که میتواند ما را از مهلکهها به سلامت بگذراند تا علاوه بر اینکه در سپاه دشمن و جبهه باطل قرار نمیگیریم، با شناخت بموقع و بصیرت، آب هم به آسیاب دشمن نریزیم و فارغ از نتیجه، تنها به تکلیفمان رفتار کنیم.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اگر مختار وارد جنگ میشد و در این راه جان میداد که قطعا اینگونه بود چه کسی تقاص خون حسین و یارانش را میگرفت چه کسی عبیدالله و عمروسعدو شمر و خولی و ... را به مجازاتشان میرساند و مرحمی بر زخم التیام نیافتنی شیعه مینهاد
از هر طرف حركت مىكنيم به خواص مىرسيم؛ تصميمگيرى خواص در وقت لازم، تشخيص خواص در وقت لازم، گذشتِ خواص از دنيا در لحظه لازم؛ اقدام خواص براى خدا در لحظه لازم. اينهاست كه تاريخ و ارزشها را نجات مىدهد و حفظ مىكند! در لحظه لازم، بايد حركت لازم را انجام داد اگر تأمّل كرديد و وقت گذشت، ديگر فايده ندارد.(مقام معظم رهبری)
این جوری که شما متهم می کنید که اتهام مسلم از مختار هم بشتر خواهد بود !!!!مختار در این سریال مظهر عقل است و کاملا درست رفتار کرد پیام او را نشنیدید : ما باید این کینه را در قلبمان نگه داریم برای انتقام . امام سجاد می فرمایند : خدا از تو راضی باشد مختار تو دل ائمه را شاد کردی
پس تابناک و 20:30 لطفا دهان یاوه گویتان را ببندید.
به نظر من این مشیت الهی بود که اگر غیر از این بود مختار دران نبرد نابرابر شهید میشد وکس دیگری نبود که به خونخواهی امام حسین (ع)بر خیزد
سلام
حق چيست و چرا تشخيص راه حق از باطل براي قليلي آسان و براي خيليها سخت و دشوار است. همين يك تشخيص سعادت و شقاوت را براي انسان رقم ميزند. چه چيزي باعث تشخيص صحيح ميشود؟
آن چيزي كه در چارچوب قوانين الهي و براي رضاي الهي باشد حق است خواه صلح امام حسن ع يا قيام امام حسين ع يا ولايت عهدي امام رضا ع و يا انقلاب امام خميني ره.
لازمه تشخيص حق از باطل 1- ايمان راستين و قلبي به خداوند 2- تزكيه نفس 3- علم و آگاهي به امورات 4- توكل بر خداوند و 5- عمل به تكليف.
نميخواهد زياد دور بشويم و به زندگي مختار و ساير ياران امام حسين نگاه كنيم. به شيوه و رفتار امام خميني ره نگاه و عمل كنيم. در زمان قيام حضرت امام چه تعداد عالم روحاني و دانشگاهي بود. چه تعداد او را ياري كردند و چه تعدادي او را تكفير. از ميان هزاران مجتهد تنها امام خميني به فاكتورهاي فوق عمل كرد. آيا حكومت شاه و حاميانش كمتر از يزيد و ابن زياد بودند. آيا آمريكا از حكومت بني اميه كمتر است؟
البته اينجوري بد هم نشد بعدا همشونو ميكشه ديگه هونم به بدترين شكل
خیلی خوب به این مطلب اشاره کردید وظیفه ما انجام تکلیف است نه فکر کردن به نتیجه و برخلاف دوستان من معتقدم تاریخ دارای زمان تکرار است و دائما شرایط در حال تغییر و برگشت است
به نظر من باید اون اتفاقات برای مختار می افتاد تا عاشورای حسینی در سرتاسر تاریخ گسترش پیدا کند و دشمنان علویان بدانند که اگر به خشم و غضب شیعیان گرفتار شوند چگونه سرنوشتی خواهند داشت .
باسلام
لطفا اين سند را براي رفع شبهه درج نماييد
در بحار الانوار ؛ جلد 45 صفحه 10 آمده است كه امام حسين ( ع ) به قيام مختار بشارت داده است و مي فرمايد : خداودندا آن جوانمرد ثقفي را بر آنان مسلط كن تا جام تلخ مرگ و ذلت را به ايشان بچشاند و از قاتلان ما احدي را معاف ندارد ؛ به جاي هر قتلي ؛ قتلي و بجاي هر ضربتي ؛ ضربتي و انتقام مرا و دوستان و خاندان شيعيانم را از اينان بگيرد .
همچنين سخن ميثم تمار هم زنداني مختار و بشارت وي در مورد خونخواهي مختار كه يقينابر اساس بشارت حضرت علي ( ع ) بوده است بدين شرح است : اي مختار تو از زندان آزاد خواهي شد و به خونخواهي حسين ( ع ) قيام خواهي كرد و اين جباري كه ما اكنون در زندان او هستيم به وسيله تو كشته خواهد شد و( با اشاره به پاي مختار ) و با همين پا هايت سر و صورت او لگد مال خواهي كرد . نهج البلاغه جلد 2 صفحه 293
ای کاش ما از میرباقری ها زیاد داشتیم
چه قدر کم هستند این گونه هنرمندان
نکته:
وقتی مختار با یارانش آمد، تنها دو گزینه داشت: یا بجنگد یا تسلیم شود.
بعضیها راه سومی! را سؤال می کنند که چرا به امام حسین (ع) نپیوست؟
خاک بر سر تویی که گزینشی نظرات را چاپ میکنی
توجه همه عزیزان را جلب می کنم به اول خدعه یزید برای پراکنده کردن مسلمانان از اطراف امام مظلوم.
سلام و اما نظر من حقير يه روزي از روزا وقتي دلم براي امام حسين ع و خاندانش شكسته بود و با پدر بزرگ مرحومم درد دل ميكردم ككه آخه خدا چطور دلش آمد كه همچين بلايي سر حسين بياره گفت اگر ان اتفاقات ان روز نيفتاده بود امام حسين امروز اينقدر عزيز دلها نبود كه با شنيدن نامش حتي دل مسحي ميلرزه چه برسه به مسلمان و به نظر من مختار با ميل و اراده شخصي كار نميكرد همه چيز به خواست خداي لا يزال بود و بس اين هم نظر من حقير
تابناک درست گفت
و تو اي مسلم چه زيبا اوضاع جامعه اسلامي ما را بيان كردي و گفتي "... اينها دين را وسيله مطامع دنيايي خود قرار داه اند و ..."
اين كه واضح است مختار يك ولايي تام و كامل نبود ... و هربار در صحنه هاي اصلي ابتلا جا زده و حتي در موقع قيام هم با حمايت جعلي ابوحنيفه برادر امام حسين اقدام به اينكار ميكنه ... قيام مختار همينقدر عزيزه كه حضرت زينب از ان به عنوان رسيدن به يك تسكين ياد مي فرمايند ... قطعا مختار قابل قياس با ياران حسين در كربلا نبوده و نيست
مختارهرچه بودانتقامش دل فرزندرسولالله راشاد
کردکه روایت داریم امام سجاد(ع) اوراتحسین
کرده ....همین برای ارج گذاشتن به شخصیتش
برای ایشان کافی است
من تخطئة مختار را در نوشتار فوق نمي پذيرم ، زيرا عشق مختار به اهل بيت قطعي است و قطعا اقدام مختار به دليل ترس ، فرار ، بي وفايي و ... نبوده ، بلكه تدبيرش بر اين قرار گرفته بود كه جنگيدن و كشته شدن او و يارانش در آن مقطع كمكي به امام نمي كند و به نفع حضرت اباعبدلله الحسين نيست ، زيرا امام در راه بود و مختار و ... فكر نمي كردند كه ممكن است آنگونه با امام برخورد مي كنند. علي ايحال احيانا اگر مشكلي هم در كار مختار وجود داشته ، صرفا اشتباه در محاسبات و پيش بيني ها و برنامه ريزي هاي وي بوده ، نه عدم وفاي به عهد و نامردي و خيانت و ... و قطعاً شرايط و موقعيت زماني و مكاني مختار در آن مقطع براي ما كاملاً روشن و ملموس نيست و تدبير وي حتما براساس سنجش اوضاع و احوال بوده ، هرچند كه شايد در سنجيدن و محاسباتش دچار اشتباه شده باشد.
حالا كه همه چيز پس از 1400 سال روشن شده است نظردادن خيلي راحت است .
خدايا از تو مي خواهيم يك لحظه ما را به خودمان وا مگذاري . آمين يا رب العالمين . با تشكر از تجزيه و تحليل شما و خوانند گان ارجنمد تابناك . انشا ء ا...كه خودمان سعي و تلاش نمائيم به موقع به تكليف عمل نمائيم
به خود حضرت عباس قسمتون میدم یه جوری به گوش مسئولین برسونید که چهره حضرت عباس رو نشون ندن.یا علی
ديدگاه بنده در مورد اين قسمت از سريال مختارنامه اين است که مختار شايد بهتر بود قبلا با آن طراحي و ظرافت سياسي و جنگ آوريش به جاي حرکت به سمت کوفه به سمت امام حرکت مي کرد ولي آن زمان که مقابل نيروهاي بن حريث قرار گرفت عاقلانه و عاشقانه ترين کار را کرد چرا که او امام يا ابن رسول الله و يا در وسط شهر و در جماعت مردم(چون ميثم) نبود که بخواهد نقشي ايفا کند بلکه با مقايسه دو سپاه هر چه هم از مردان بن حريث مي کشت آخر يا کشته و يا اسير مي شد و لذا به کربلا نمي رسيد؛ پس با اين سياست آنچنان که مشاهده مي کنيم جناب مسلم هم آن زمان که ديد شهادتش در اين جمع فايده اي ندارد به ظاهر به وعده امان اعتماد کرد ا پرده اي از ظاهر ابن زياد بردارد. در کل بجاست مراقب فردا باشيم و در مورد تاريخ قوي تر فکر کنيم شايد تحليل هاي امروز ما زمينه ساز مشق فردايمان باشد.
من هم خیلی برایم تفاوت برخورد مختار در مقابله با دشمن و حضرت سیدالسهدا فکر کردم و به نظرم موارد ذیل در این امر قابل ذکر آمد که عرض میکنم:
1- مختار آدمی معصوم نبوده و شاید هنوز به رشد نهایی شخصیتی نرسیده بود.
2- مختار آماده جنگ بود ولی فرستادگان ابن زیاد با پرچم صلح آمده بودند و جنگیدن او نه تنها باعث کشته شدن یارانش میشد که برد سیاسی هم برایش به همراه نداشت.
بنام حسین سرور مظلومان عالم.
وقتی من امروز و از آینده به اتفاقات آن روزگار می نگرم"که البته ریز وقایع تاریخی ثبت شده خود جای بحث داردحتی در زمان حال با این تکنولوِژی و ارتباطات امروز"قضاوت خیلی راحت است.خیلی راحت خودم را می گذارم در رکاب امام حسین و باافتخار شهید می شوم.ولی به خود حسین سوگند وقتی فیلم را می بینم می فهمم واقعا کار سختی است ماندن در صراط حق.ایمانی بس استوار می خواهد ودلی کنده ازمظاهردنیا از قبیل زر و زور و ثروت که نزد ما یافت نمی شود.بدانیم هانی بودن واقعا سخت است.تصمیم گیری در آن شرایط کمر فیل را خم می کند.من فقط یک چیز را می دانم.شیعه با انتقام خون امام حسین و یارانش جان گرفت و بساط ظلم را در هم پیچید.استمرار شیعه با همین خونخواهی ها ادامه یافت و خواهد یافت.مابرای همین منتظر موعودمان هستیم.تا بیاید و انتقام سیلی مادرش را بگیرد.انتقام عمویش عباس و علی اصغر و علی اکبر و جدش علی علیهم السلام را بگیرد.شیعه پر ار آتش کینه و انتقام است.شیعه پر از اعتراض است.بدانید انتقام همه ی آنان را خواهیم گرفت که خدا هم خونخواه حسین است.تنها آرزویمان نلغزیدن و ماندن در رکاب موعودمان مهدی(ع)است.خدایا لیاقت وتوفیقش را به همه ییما عطاکن.آمین!
شاید مختار هنگام تسلیم شدن فکر نمی کرد که امام حسین (ع) را بکشند و به همین دلیل خود را تسلیم کرد تا ابن زیاد فکر کند با دستگیری ایشان فشار بر امام و همراهانش کم شود.و حاکم کوفه نیز از اذیت و آزار نوه پیامبر(ص) منصرف می شود یا ایشان را به مکه بر می گرداند.به هر حال محاسبات ایشان در مورد کشته نشدن امام اشتباه در آمد و به خاطر همین اشتباه اقدام به انتقام از قاتلین امام بعد از عاشورا می نماید.
با سلام به دوستاني كه به تابناك مرجعه مي كنند. بايد از تابناك تشكر كنيم كه اينجور در مملكت اثر گذار شده. دوستان گاهي بي مهري مي كنيم به آناني كه اين زحمت را مي كشند. گاهي پيداست كه با بد ديدن قضاوت مي كنيم. دكتر رضايي در صحنه هاي تاريخ انقلاب خوب عمل كرد با عبوث نگاه كردن به قضايا همه را خراب مي كنيم.يادمان باشد ان عذابي لشديد براي كفران نعمت است.
از جرجی زیدان میپرسند زیباترین سخن علی (ع) کدام است ؟ میگوید :آنجا که میفرمایند: افراد رابه معیار حق بسنجید به حق را به معیار افراد
درحال حاضر باید معیار بررسی شخصیت افراد براساس عملکرد آنها باشد چقدر به این معیار علی (ع) عمل میکنیم یادمان نرود معاویه مدعی حکومت اسلامی بود مسجد کبیر دمشق را ساخت نماز جماعت را ترک نمیکرد بسیار زیبا قرآن می خواند مدعی خونخواهی خلیفه بود دین فروش وریاکاربود وخیلی خوب مردم را می فریفت صحابه پیغمبر را یا می خرید یا تهدید میکرد درنظر بسیاری ازمسلمانان جانشین رسول خدا بود یک وجه اختلاف اساسی با علی(ع) داشت عدالت ورعایت حقوق مردم حضرت علی (ع) به رعایت حقوق مردم درهمه زمینه ها اعتقاد داشتند ازقبیل حقوق اقتصادی اجتماعی سیاسی و.... بیایید از این نظر خودمان را با مولا مقایسه کنیم چقدر علوی هستیم؟
اگر مختار تسلیم نمی شد قطعا کشته میشد واین خواست خدا وتقدیر بود که در آن موقع مختار تسلیم شود زنده بماند وانتقام گیرنده خون سید الشهداواهل بیت او باشد
تکلیف تکلیف دینی.درست است همین است.اساس و پایه ایمان بعد از توحید و نبوت .همان امامت است.
اگر در آن زمان مختار چنان تصميمي نمي گرفت و در جنگ كشته مي شد (كه قطعا چنين اتفاقي مي افتاد) چه كسي در آينده انتقام خون شهداي كربلا را از ديو صفتان يزيدي مي گرفت. قلم برداشتن و هر چه نوشتن آسان است.
درودبرحسين ويارانش
ببینید عظمت شرایط آن روزگار رو ،،،
..
..
هنوز هم بعد از این همه سال تفسیر های و برداشت های متفاوتی وجود داره ،،،
..
..
من فکر میکنم به خواست خدا مختار تسلیم و به زندان میفتد تا بعد با انتقام خون سیدالشهدا بر وعده خدا که می فرماید کفر باقی مب ماند اما ظلم باقی نمی ماند صحه گذارد ...
...
...
اما چند نکته
...
...
مختار شیعه ایست که به پیروزی و نتیجه فکر میکند و برای او شکست بی معنی است ، موضع او در قبال امام حسن و مخالفتش به جنگ نکات جالبی را پیرامون نوع تفکر "مختاری" دارد که امروزه بسیاری هستند که نادانسته همین تفکر را پیشه دارند ...
حقیقت تفاوت تفکر مختاری و مسلمی در همان لحظه ایست که در منزل هانی مسلم فرصت کشتن ابن زیاد را داشت ولی اینکار را نکرد ... و دلایلش هم قوانین اسلام پیرامون احترام مهمان و نداشتن اذن جهاد بود ...
اما آیا اگر جای مسلم مختار بود صبر میکرد ؟ یا درجا ابن زیاد را هلاک میکرد ؟
و اگر بشینیم و عقل ها را روی هم بگذاریم واقعا مصلحت آن بود که ابن زیاد آنجا کشته شود ...
اما آنچه که مهم است "اسلام" و قوانینش است نه مصلحت ولو آنکه منجر به واقعه کربلا شود ....
یکی از دلایل آنکه کربلا اسلام را زنده کرد همین نکته است ...
واقعیت این است که در رکاب امام حسین و علی (ع) ، کسی حق ندارد بنا به مصلحت دروغ بگوید ، تهمت بزند ، بکشد ، ارعاب کند ، حق ندارد به هر وسیله ای به بهانه حفظ اسلام متوسل شود ... در رکاب اسلام کسی حق ندارد به مهمان توهین کند ولو آنکه او از بدترین ها باشد ...
حال این روحیه را تصور کنید با حال فعلی خودمان ....
اگر نکته ای به گفته هایم اضافه کنید یا نقدی بیان کنید و اشتباهم را بیان خیلی خوشحال میشم چون کلا اعتقاد دارم اگر وقایع آن دوره به خوبی در ذهن امثال من تفسیر شوند می تواند در نوع بینش اسلامی به حد زیادی به من کمک نماید
با تشکر از تابناک
آیا می دانستید بنا بر مستندات تاریخی مختار و پیروان او امامت محمد حنفیه را قبول داشتند و به امامت او دعوت می کردند نه حضرت امام سجاد(ع) از چی مختار عبرت بگیریم؟!
احساس من در مورد مختار اینه:نوشدارو بعد مرگ سهراب
دوست عزيز آقاي علي اميري .
فردي بنام ابو عمرو (كيان) با اصالت ايراني به عنوان وزير مختار در تاريخ وجود داشته. همچنين اكثريت سپاه مختار را موالي ديلمي تشكيل مي دادند. كه بدست مصعب كشته شدند. همچنين وصيت مسلم به عمر سعد و اكثر موارد فيلم عينا در كتب تاريخي معتبر نقل شده است.
این تکه را خوب اومدی که
سکوت به هنگام جور نه سیاست که حماقت است یادتان باشد که چه کسانی سکوت نکردند و چه کسانی سکوت کردند و مزدشان را نیز خواهند گرفت بیخود خودتان را نیز طرف حق قرار ندهید حسین بن علی علیه السلام در همه اعصار یارانی دارد
باسلام
مطلبی که نوشتید بسیار سنجیده بود انتخاب در شرایط حساس آن هم برای شیعه علی بسیار دشوار است فرق بین درست و غلط فوق العاده ابهام دارد به نظر بنده اگر اصل و ریشه و کردار شفاف و خالص و مستقل باشه انتخاب راحت تر میشه
به نظر من برای مختار دو راه وجود داشت
1- جنگیدن و کشته شدن
2- تسلیم شدن ، زندانی و شکنجه شدن و کشته شدن
او این دو راه را به خوبی میدانست، شاید با تدبیری که داشت راه سخت تر را انتخاب کرد تا شاید نتیجه بهتری بگیرد و این به نظر من برای او پیروزی محسوب میشود
من به نظرم مختار عمل به تکلیف کرد، البته اگر می توانست به کربلا برود بهتر بود که می رفت.
برای از بین بردن باطل نباید از روش های غلط و باطل استفاده کرد. مثلاً، مسلم می توانست ابن زیاد را در خانه هانی بکشد و قائله ختم شود، ولی این کار را نکرد، چون از پشت خنجر زدن شرط مردانگی نیست و کل حرکت زیر سوال می رود.
آنهایی که جلو مختار صف کشیدند، با علم صلج آمدند، پس جنگ با آنان در صورت پیروزی یا شکست موجب بدنامی مختار می شد.
و اما نقد تابناک:
در شرایط حساس باید با عقل حسابگر تصمیم گرفت نه احساس، البته نه عقل حسابگر دنیوی. با احساس و عشق و علاقه صرف نمی توان ره به جایی برد، بعنوان نمونه در درگیری های پس از انتخابات (مستقل از اینکه حق با کیست)، عده ای سکوت اختیار کردند ولی عده ای از روی تعصب به آنها حمله کردند، آیا این لکه ننگ از چهره نظام پاک می شود؟ این حرکت احساسی غلط استارتی است برای سرنگونی نظام. ای کاش دوستان انقلابی و مسلمان قدری در نحوه برخورد با اعتراضات تامل می کردند و این گونه انقلاب و حتی اسلام را به خظر نمی انداختند.
نا گفته نماند که عده ای هم زر و سیم گرفتند تا به مردم بتازند و نه از روی تعصب.
1: اینقدر شتاب زده فتوا نده! هر قدر از انتخابات دور میشویم قبح سکوت و عدم موضع گیری بعضی شخصیت های سیسی و مذهبی مشخص تر میشود.
2: آیا دستگاه سیاسی تبلیغی معاویه اینقدر ساده بود که با تسلیم مختار حربه ای برای توهین و حمله به علویان نداشته باشند؟ آیا شکلی از رسانه های جمعی امروزی در آنجا حضور داشت که تسلیم مختار را تحت عنوان "صلح جویی و آزاده خواهی" بازتاب دهند؟ آیا همین کراهتی که در طول تاریخ از این تسلیم باقی مانده نشان دهنده توهمی به نام درایت تصمیم گیری توسط مختار نیست؟ آیا انتقام مختار غیر از التیامی بر احساس بازماندگان امام و جبرانی برای روح ناراحت خود مختار تاثیری دیگری در حرکت تاریخی اسلام داشت؟
اسلام از خون سیداالشهدا - سازش ناپذیری عباس و فریاد زینب زنده ماند و نه انتقام مختار. انتقام مختار صرفا قصاصی بود که حضرت زهرا هم به خاطر شیرینی آن در پل صراط شفاعت مختار را خواهد نمود اما درسی شد برای تاریخ که اگر به قول نویسنده با مشق سیاست خود را راضی کنند که پا پس بگذارند (تا "اوضاع" روشن تر شود - هر چند به این بها که "اوضاع" سر حق را جدا کند) غیر از خسارت دنیوی و معنوی برای آنها فایده ای در بر نخواهد داشت.
اللهم اجعل محیای محیا محمد وآل محمد ومماتی ممات محمد وآل محمد
آمین رب العالمین
به يكتايي قسم يكتاست عباس
تحليلي خوب است بخصوص جمله ((با ولايت، مشق سياست كند)). طبق تاريخ بعد از دستگيري مختار و زنداني شدنش براي رهايي از دست پسر مرجانه به عبدالله بن عمر !!شوهر خواهرش متوسل مي شود تا وي از يزيد!! برايش تقاضاي عفو كندوشد.هرچند مختار معصوم نيست و ممكن است دچار ترديد هم گرددشايد هم اگر كس ديگري هم جاي مختار بود همين كار را ميكرد ولي كسي كه حضور علي(ع) و حقانيت علي را درك كرده باشد وجنگهاي صفين و نهروان را تجربه كرده و چه بسا در همين جنگها در كنار حسن و حسين (ع) بوده باشد وشهادت علي در محراب و مسموم شدن حسن را كه درجريان حمايت از امام حسن هم دچار ترديد شد، بايد بپذيريم كه در برخورد با اين مساله مصلحت بر حقيقت چربيداما اين بدان معنا نيست كه كار بزرگ و افتخار آفرين او كمرنگ جلوه داده شود .بهتر است تاريخ را تحليل نمايم و حقيقت و بن مايه اصلي را استخراج نمائيم نه آنكه روايي چيزي را بپذيريم ودر برابر نقد آن متعصبانه موضع گير كنيم
من هم کاملا موافقم. آیا با وجود انتقام مختار باز هم امویان و عباسی ها حکومت نکردند؟
سلام. شمايي كه داري جواب ميدي يه يعضي از نظرات.
نمي دونم شما نماينده رسمي تابناكي يا يه حقوق بگير. مهم نيست كي هستيد . اما بنظرم اگر اداي كسايي كه دارن بحثو به جلو ميبرن و مديريت مي كنن در نيارين خيلي بهتره.
آقا جون بذار هر كي هر چي مي خاد بگه (البته با رعايت اصول) شما رو سننم. اينايي كه نظراتو ميخونن اينقدر شعور دارن كه خودشون بتونن تحليل كنن.
من كه نفهميدم بين نظرات، تابناك چي ميخاد بگه هدفش چيه؟
واقعا احسن به شعور تو که چقدر به گسترش بحث علاقه داری !!!!!!
تابناك قبلا نظر ميدادم يدونه هم چاپ نمي كردي فكر كنم كم كم داري ميري به سمت بسته شدن
الذین قالو ربنالله ثم استقامو ابن زیاد والی کوفه تحت امر یزید بود و فساد یزید محرز بود پس ابن زیاد در جبهه باطل بوده و تردید مختار از ضعف ایمان و باور بوده و در درون خود خط مشی قطعی نداشته است میثم تمار نمونه عینی این باور است کار مختار برای کسی الگو نمیشود ولی کار میثم ها چرا
جواب هاي نويسنده به نظرات كاملا بيربط و تعصبي است، به نظر من اولين شخصيت مسلمانييه كه توي يك فيلم نشون داده ميشه كه فكر مي كنه و صاحب فكره؛حالا غلط يا درست؛چون در اون لحظه تكليف يعني درست فكر كردن و اون كاري و كرده كه فكر مي كرده بهترينه و شايدم بود؛كي مي دونه؟ شما؟
تابناك عزيز
درسته مختار در يك جا در دوران حكومت امام حسن (ع)لغزيد
و در دوران امام حسين (ع) نيز مي توانست بهتر عمل كند ولي ما بايد شرايط كوفه را در نظر بگيريم شمادر جواب يكي از دوستان گفتيد كه اگر مختار تسليم نميشد شايد حادثه كربلا رخ نميداد خير اين اشتباه است كوفياني كه چند روز قبل به مسلم خيانت كردند واورا تنها گذاشتند بطوري كه در اول 18000 نفر بيعت كننده وبعد از چند مدت مسلم حتي يك نفر را نداشت چطور به مختار وفا دار مانده و او را نيز تنها نميگذاشتند مطمئنا اگر مختار در اون شرايط كوتاه نميامد كشته ميشد وفقط به تعداد شهداي كربلا چند نفر افزوده ميشد وديگر كسي نبود تا انتقام خون سيد الشهدا را بگيرد و زمينه نابودي امويان فراهم شود ودر بين اين سال هاي هرج ومرج وروي كار امدن عباسيان امام باقر وصادق(ع) فرصت تربيت شاگردن وگسترش شيعه را پيدا نميكردند
هیچی نمیگم چون نمیذارین تو سایت
شما که نوشتید امام معصوم او را تائید کرده!!!
برادر تابناكي :
فرض كنيم مختار نيز در پيكار با سپاه ابن زياد به شهادت مي رسيد . بحث ريشه كن كردن فساد و ظلم اموي اگرچه به اندازي يك لحظه هم كه باشد ؛ به عهده كيست . ؟ اينكه مختار به خونخواهي امام حسين ريشه ام الفسادهاي شام و كوفه و .... از زمين پاك كرد ؛ نبايستي در قيام وي شك و تفسير مصلحت انديشي را مطرح كرد .
درخصوص نيت مختار حرف هاي زيادي در تاريخ بيان شده است اما بايد به احاديث روايت شده از امام چهارم و ذريه هاي وي ( عليهم السلام ) رجوع كرد تا ديد آن بزرگواران چه تفسيري از قيام مختار دارند
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.