صفحه خبر لوگوبالا تابناک

برگ برنده ایران در جنگ اقتصادی

اسدالله غلام پور
کد خبر: ۱۳۹۰۲۶۶
| |
1273 بازدید
پتروشیمی

جنگ فقط در میدان نظامی تعیین نمی‌شود؛ بخش مهمی از سرنوشت آن در اقتصاد، انرژی، تجارت و زنجیره‌های تأمین رقم می‌خورد. اگر راهبرد ایران در میدان نظامی بر جنگ نامتقارن، افزایش هزینه‌های طرف مقابل و حفظ قدرت انتخاب استوار باشد، در میدان اقتصادی نیز صنعت پتروشیمی می‌تواند یکی از مهم‌ترین ابزارهای ایران برای افزایش تاب‌آوری و کاهش اثر تحریم‌ها باشد.

 پتروشیمی برای ایران دیگر صرفاً مجموعه‌ای از مجتمع‌های تولید متانول، اوره، آمونیاک، اتیلن و پلیمر نیست. این صنعت بخشی از درآمد ارزی، اشتغال صنعتی، صادرات غیرنفتی و ارتباط ایران با بازارهای جهانی را تأمین می‌کند و از این رو باید آن را بخشی از قدرت اقتصادی و امنیت ملی کشور دانست. اما اکنون یک تغییر اساسی در نگاه به پتروشیمی ضروری است: ایران نباید توسعه این صنعت را فقط با افزایش ظرفیت تولید اندازه‌گیری کند. 

سؤال مهم‌تر این است که از نفت و گاز کشور چه میزان ارزش افزوده ایجاد می‌کنیم. تبدیل گاز به متانول و صادرات آن، اگرچه درآمد ایجاد می‌کند، اما پایان زنجیره نیست. ارزش واقعی زمانی افزایش می‌یابد که متانول به مشتقات و محصولات شیمیایی با ارزش افزوده بالاتر تبدیل شود. همین منطق درباره پروپیلن، اتیلن، آروماتیک‌ها و پلیمرها نیز صادق است. بنابراین، استراتژی پتروشیمی ایران باید از «ظرفیت‌سازی» به «زنجیره‌سازی» تغییر کند. این تغییر فقط یک تصمیم اقتصادی نیست؛ یک ضرورت راهبردی در شرایط تحریم و جنگ اقتصادی است. رویترز در ۲۶ مارس ۲۰۲۶ گزارش داد که اختلال در جریان نفت و محصولات پتروشیمی از طریق تنگه هرمز، عرضه جهانی مواد شیمیایی را محدود کرده و قیمت برخی پلاستیک‌ها و پلیمرها را به بالاترین سطوح چند سال اخیر رسانده است. 

نشریه Chemical & Engineering News نیز در ۲ آوریل ۲۰۲۶ نوشت که جنگ ایران تولید مواد شیمیایی در خاورمیانه و آسیا را مختل کرده و حتی در صورت پایان سریع جنگ، بازگشت صنعت پتروشیمی به شرایط عادی ممکن است تا پایان سال طول بکشد. این تحولات یک واقعیت مهم را آشکار می‌کند: تنگه هرمز فقط یک مسئله نفتی نیست؛ یک گلوگاه مهم برای زنجیره جهانی پتروشیمی نیز هست. در چنین شرایطی ایران از یک موقعیت ویژه برخوردار است: ذخایر عظیم نفت و گاز، ظرفیت گسترده پتروشیمی و قرارگرفتن در کنار یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان. اما این مزیت زمانی به قدرت اقتصادی تبدیل می‌شود که ایران بتواند زنجیره ارزش را تکمیل کند. ایران نباید صرفاً صادرکننده متانول باشد؛ باید زنجیره مشتقات متانول را توسعه دهد. نباید تنها به تولید پروپیلن بسنده کند؛ باید صنایع پایین‌دستی پروپیلن را گسترش دهد. 

همچنین نباید صادرات پلیمرهای پایه را پایان کار بداند؛ بلکه باید به سمت کامپاندها، مستربچ‌ها، پلیمرهای مهندسی و مواد شیمیایی تخصصی حرکت کند. در واقع، باید از «صادرات ماده» به «صادرات ارزش» حرکت کرد. این سیاست دو نتیجه مهم دارد: نخست، ارزش اقتصادی هر واحد خوراک افزایش می‌یابد؛ دوم، تحریم صنعت دشوارتر می‌شود. وقتی اقتصاد پتروشیمی به چند محصول پایه و چند بازار محدود وابسته باشد، تحریم‌کننده می‌تواند با هدف‌گیری تعداد محدودی از نقاط، بخش مهمی از درآمد کشور را تحت تأثیر قرار دهد. اما اگر ایران صدها محصول با ارزش افزوده بالا تولید و آنها را به بازارهای متعدد عرضه کند، تحریم هدفمند صنعت بسیار دشوارتر خواهد شد. این همان بی‌گزینه‌سازی در جنگ اقتصادی است که در مقاله دیگری به آن پرداخته شد.در میدان نظامی، هدف این است که دشمن نتواند بدون پرداخت هزینه سنگین تصمیم بگیرد؛ در میدان اقتصادی نیز باید ساختاری ایجاد کرد که تحریم‌کننده نتواند با تحریم چند محصول یا بستن چند مسیر تجاری، اقتصاد ایران را تحت فشار تعیین‌کننده قرار دهد. البته این استراتژی بدون حل مشکل انرژی امکان‌پذیر نیست. 

یکی از چالش‌های اساسی صنعت پتروشیمی ایران، فاصله میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی است. محدودیت گاز و برق در مقاطع مختلف موجب کاهش تولید مجتمع‌ها شده است. رویترز در ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶ گزارش کرد که حملات جنگی حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت تولید روزانه گاز ایران را از مدار خارج کرده و تهران در تلاش برای بازگرداندن حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت ازدست‌رفته بوده است. این مسئله نشان می‌دهد که توسعه پتروشیمی بدون امنیت خوراک و انرژی یک سیاست ناقص است. ایران باید هم‌زمان با توسعه زنجیره ارزش، سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌های اختصاصی، بهینه‌سازی مصرف انرژی، کاهش فلرینگ، افزایش بهره‌وری، توسعه زیرساخت انتقال گاز و تنوع‌بخشی به منابع خوراک را در اولویت قرار دهد، از سوی دیگر، باید از تمرکز بیش از حد بر چند محصول و چند بازار نیز پرهیز کرد.

چین یکی از مهم‌ترین بازارهای ایران است و توسعه همکاری با این کشور اهمیت زیادی دارد؛ اما امنیت صادراتی زمانی افزایش می‌یابد که ایران در کنار چین، در بازارهای هند، ترکیه، آسیای مرکزی، جنوب و شرق آسیا، آفریقا و کشورهای منطقه نیز حضور پایدار داشته باشد. تنوع محصول و تنوع بازار، دو ستون اصلی مقاومت اقتصادی در برابر تحریم هستند. جنگ اخیر حتی اهمیت این موضوع را برای رقبای ایران نیز آشکار کرده است. 

رویترز در ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶ گزارش داد که اختلال در مسیر هرمز بر عملکرد شرکت پتروشیمی سعودی SABIC نیز اثر گذاشته و موجب کاهش شدید حجم فروش آن شده است؛ این نشان می‌دهد آسیب‌پذیری زنجیره‌های پتروشیمی در برابر شوک‌های ژئوپلیتیکی محدود به ایران نیست. بنابراین، ایران باید از این بحران یک درس راهبردی بگیرد: امنیت پتروشیمی فقط امنیت مجتمع‌ها نیست؛ امنیت خوراک، برق، حمل‌ونقل، بنادر، بازار و زنجیره تأمین نیز هست. از سوی دیگر، سیاست‌گذاری باید از رقابت صرفاً قیمتی فاصله بگیرد. اگر مزیت ایران فقط «خوراک ارزان» باشد، با تغییر قیمت انرژی یا ورود رقبای جدید، این مزیت کاهش می‌یابد. اما اگر مزیت کشور بر فناوری، محصولات تخصصی، نیروی انسانی، زنجیره ارزش و بازارهای متنوع استوار شود، قدرت رقابتی بسیار پایدارتر خواهد بود.

 از این منظر، پتروشیمی می‌تواند در جنگ اقتصادی همان نقشی را ایفا کند که توان موشکی در جنگ نظامی ایفا می‌کند: حفظ قدرت انتخاب، افزایش تاب‌آوری و بالا بردن هزینه فشار بر ایران. هدف نباید این باشد که ایران فقط تولیدکننده بزرگ متانول، اوره، پلیمر یا سایر محصولات پایه باشد. هدف باید آن باشد که از این مواد، هزاران محصول با ارزش افزوده بالاتر تولید شود. یعنی حرکت از متانول به مشتقات متانول، از پروپیلن به زنجیره پروپیلن، از پلیمر پایه به مواد مهندسی و از محصولات نیمه‌خام به محصولات تخصصی و نهایی. این همان نقطه‌ای است که صنعت پتروشیمی از یک صنعت صرفاً درآمدزا به ابزار قدرت اقتصادی تبدیل می‌شود. البته این مسیر به معنای توقف توسعه ظرفیت نیست. 

ایران همچنان به ظرفیت جدید نیاز دارد؛ اما ظرفیت جدید باید بر اساس بازار، خوراک، مزیت رقابتی و زنجیره ارزش تعریف شود، نه صرفاً بر اساس افزایش عدد ظرفیت اسمی. برنامه‌های توسعه‌ای نیز در همین جهت حرکت کرده‌اند. تهران تایمز در ۱۵ اوت ۲۰۲۵ گزارش کرده بود که برنامه پنج‌ساله ایران افزایش ظرفیت اسمی پتروشیمی از حدود ۹۶.۶ میلیون تن به ۱۳۱.۵ میلیون تن را هدف‌گذاری کرده و بخشی از این افزایش را به پروپیلن، مشتقات متانول، اتیلن، پلی‌اتیلن و پایین‌دست آروماتیک‌ها اختصاص داده است. اما مرحله بعد باید فراتر از افزایش ظرفیت باشد: تکمیل واقعی زنجیره‌ها و افزایش ارزش تولید داخل. در این میان، توقف صادرات پتروشیمی در مقطع جنگ نیز یک تجربه مهم برای سیاست‌گذاری آینده بود. رویترز در ۱۶ آوریل ۲۰۲۶ گزارش کرد که ایران برای تأمین نیاز صنایع داخلی و جلوگیری از کمبود مواد اولیه، صادرات محصولات پتروشیمی را موقتاً متوقف کرده است. این تجربه نشان داد که در شرایط بحران، پتروشیمی فقط یک منبع ارزآوری نیست؛ بلکه تأمین‌کننده مواد اولیه هزاران واحد صنعتی داخل کشور نیز هست. 

بنابراین، سیاست صادرات باید با سیاست توسعه صنایع پایین‌دستی هماهنگ شود. آینده پتروشیمی ایران در گرو یک انتخاب مهم است: آیا می‌خواهیم همچنان عمدتاً صادرکننده محصولات پایه باشیم، یا می‌خواهیم به یک قدرت بزرگ زنجیره ارزش پتروشیمی تبدیل شویم؟پاسخ به این پرسش باید روشن باشد. ایران باید از صادرات تناژ به سمت صادرات ارزش حرکت کند؛ از فروش ماده اولیه به فروش محصول تخصصی، از مجتمع منفرد به زنجیره صنعتی و از چند بازار محدود به شبکه‌ای متنوع از بازارهای جهانی. اگر این تحول اتفاق بیفتد، پتروشیمی دیگر صرفاً صنعتی برای تأمین ارز نخواهد بود؛ بلکه به یکی از پایه‌های قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی ایران تبدیل خواهد شد. جنگ نظامی به ما نشان می‌دهد که داشتن سلاح کافی نیست؛ باید قدرت انتخاب نیز داشت. جنگ اقتصادی نیز همین درس را دارد: داشتن نفت و گاز کافی نیست؛ باید بتوان از آنها بیشترین ارزش را خلق کرد. آینده پتروشیمی ایران نباید در «چند میلیون تن تولید بیشتر» خلاصه شود؛ آینده این صنعت در «چند برابر ارزش بیشتر خلق کردن» است و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که پتروشیمی می‌تواند به برگ برنده ایران در جنگ اقتصادی تبدیل شود.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان
آخرین اخبار
وب گردی