گفت‌وگو با حجت الاسلام علوی
جبهه ایستادگی بدنبال چیست؟
حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمود علوی، عضو مجلس خبرگان رهبری و رییس شورای عالی جبهه ایستادگی ایران اسلامی در گفت‌وگو با روزنامه «ملت ما» ضمن تشریح دیدگاه‌ها و تبیین جایگاه جبهه ایستادگی با توجه به دغدغه اصولگرایان برای رسیدن به وحدت به پرسش های ما در این زمینه پاسخ گفت.
* فلسفه و هدف اصلی تشکیل جبهه ایستادگی که چندی پیش در کنفرانسی با حضور نمایندگان مطبوعات تبیین موجودیت کرد، چیست؟
همان‌گونه که در آن کنفرانس اعلام شد، جبهه ایستادگی بیش از یک سال است که فعالیت خود را آغاز کرده است و هدف از برگزاری آن کنفرانس، تبیین موجودیت جبهه و اهداف آن بود که پس از آن تشکل‌ها، شخصیت‌ها و چهره‌های بسیاری از آن استقبال کرده و برای حضور در این جبهه اعلام آمادگی کرده‌اند.این جبهه ولایتمدار و از نظر گفتمان، اخلاق محور است که حرکت آن در مسیر منشور جامعتین برای جذب حداکثری و دفع حداقلی است.
جبهه ایستادگی بیش از آنکه اهداف سیاسی را دنبال کند، باب کردن گفتمان سیاسی آمیخته با اخلاق را که این روزها در جامعه کمرنگ شده، در دستور کار دارد، زیرا جامعه ما از کم شدن ارزش‌های اخلاقی در تحرک‌های سیاسی ضایعات بسیاری را متحمل شده است؛ بنابراین، این جبهه به عنوان پرچمدار التزام به اخلاق راهبردهای بنیادین خود را دنبال می‌کند که در آن توسل به دروغ، هتک حرمت و غیر خودی شمردن دیگران، جایگاهی ندارد.
*برخی شکل‌گیری این جبهه را با حرکت در چهارچوب منشورجامعتین مغایر دانسته‌ و از سوی دیگر، هدف از تشکیل آن را در راستای سهم خواهی تعبیر کرده‌اند؛ این مسأله تا چه میزان با واقعیت منطبق است؟
منشور جامعتین، دارای یک سلسله اصول و مبانی است که هر کس به آنها پایبند باشد، در چهارچوب آن حرکت کرده و در این منشور به مجموعه خاصی اشاره نشده است که معنای آن بیرون از چهارچوب بودن سایر مجموعه‌ها باشد. شکل‌گیری تشکل‌ها یا جبهه‌های جدید با التزام عملی به این منشور مغایرت ندارد.
و در این منشور به یک جریان اشاره شده که همه تشکل‌ها و مجموعه‌های اصولگرایی که در مسیر اهداف این منشور حرکت می‌کنند، عضوی از این جریان هستند و شایسته نیست که هیچ مجموعه ای تنها خود را در این قالب بداند و فعالیت دیگر اعضا را بیرون از منشور تعریف کند. در اصل شکل‌گیری این جبهه برای حضور در صحنه سیاسی کشور و انجام وظیفه‌ ای است که اعضای آن در برابر مسائل پیش آمده احساس می‌کنند و نه برای سهم خواهی.
تعبیر سهم خواهی بی‌ آنکه در این زمینه توسط اعضای شورای مرکزی سخنی به میان آمده باشد، با اخلاق سیاسی همخوانی ندارد و انتساب سهم خواهی به این جبهه صورت یک اتهام را دارد که از مصادیق بارز بداخلاقی سیاسی است که اعضای این جبهه به شدت از آلودگی آن پرهیز دارند.
در این زمینه، شمار محدودی از افراد و سایت‌های خبری با توسل به ابزار تهمت به تخریب چهره اعضای این جبهه پرداخته‌اند که آنها را دعوت به پرهیز از به‌کارگیری چنین روش‌هایی می‌کنیم.   آنچه مسلم است اعضای این جبهه در هیچ یک از اظهارات خود درخواست حضور نماینده در کمیته وحدت اصولگرایان را مطرح نکرده است تا متهم به سهم خواهی شود.
این جبهه نه سهم خواهی و نه خود را بر کمیته وحدت اصولگرایان تحمیل می‌کند، ولی از کمیته انتظار دارد که همه تشکل‌های اصولگرا را فرزند خانواده انقلاب و عضوی از اردوگاه اصولگرایی دانسته و با پذیرا شدن حضور آنان در صحنه‌های سیاسی جایگاه لازم را به آنان واگذار کنند؛ بنابراین، چنانچه کمیته مزبور از این جبهه درخواست معرفی نماینده کند، از آن استقبال کرده و نسبت به معرفی نماینده اقدام می‌کنیم.
ما برای اصل کار کمیته احترام قایلیم و آن را به لحاظ ملاک نماینده خود می‌دانیم، زیرا جهت‌گیری‌ها یکی است؛ اما به لحاظ داشتن نماینده خاص در کمیته حاضر به تحمیل خود نیستیم، ولی این به آن معنا نیست که از آن کمیته انتظار درخواست معرفی نماینده را نداشته باشیم، زیرا بر این باوریم که کمیته وحدت اصولگرایان باید بدون درخواست این جبهه را به رسمیت شناخته و درخواست معرفی نماینده کند و این را حرکتی در جهت وحدت هر چه بیشتر اصولگرایان می‌دانیم.
سهم خواهی کردن در این جریان، کاری زشت و مغایر با روح اصولگرایی است و جبهه‌ ای را که در این زمینه هیچگونه ادعایی نداشته به کار نکرده، متهم کردن بسیار زشت تر و غیر اخلاقی‌تر است. از سوی دیگر، اعلام قبح سهم خواهی از سوی کسانی که در این کمیته دارای سهم نیستند، ارزشمند است، ولی کسانی که از سهم برخوردارند و مطالبه سهم توسط دیگران را تقبیح می‌کنند، ارزشمند نیست.
این امر رفتار کشورهایی را تداعی می‌کند که خود با داشتن زرادخانه‌های اتمی و بهره از فناوری‌های انرژی هسته‌ ای، حق داشتن و برخورداری صلح‌آمیز آن را برای سایر کشورها منع و محکوم می‌کنند. چنین رویکردی نه تنها با معارف اسلامی، بلکه با وجدان و انصاف انسانی نیز همخوانی ندارد، جای این تأمل را پدید می‌آورد که اگر خود این افراد هم در کمیته سهمی نداشتند، آیا برای مطالبه آن کاری نمی‌کردند؟
انتظار ما این است که به جای توسل به شیوه‌های غیر اخلاقی با نگرش‌های فردگرایانه، صاحبنظران ارجمند مواضع اعلام شده این جبهه و اهداف و راهبردهای آنکه در نشست خبری به روشنی اعلام شد را به چالش کشیده و کاستی‌ها و اشکالات آن را بیان کنند تا بدین وسیله اعضای این جبهه را در ویرایش و شفاف‌سازی مواضع یاری کنند و مصداق سخن رسول اکرم (ص) شوند که «مومن آینه مومن است».

* در برخی اخبار و اظهارنظرها در روزهای گذشته، شکل‌گیری مجموعه‌هایی همچون جبهه ایستادگی و جبهه پایداری مقدمه شکاف در بین اصولگرایان تلقی شده؛ نظر شما در این زمینه چیست؟
صرف تعدد مجموعه‌ها، تشکل‌ها و جبهه‌ها در یک اردوگاه اصولگرایان، مقدمه شکاف و اختلاف نیست، بلکه نوع تعامل آنها با یکدیگر بسترساز اتحاد یا اختلاف است. وجود تشکل‌های گوناگون در جریان اصولگرایی، حکم خانواده‌ای را دارد که دارای فرزندان متعددی است؛ آیا تعدد فرزندان، موجب شکاف می‌شود یا نوع تعامل آنها با یکدیگر، نوعا اعضای یک خانواده از تولد فرزند جدید استقبال می‌کنند و آن را مقدمه‌ای برای شکاف در خانواده نمی‌دانند؟
بنابراین، هنگامی که خبر شکل‌گیری جبهه پایداری بر خروجی سایت‌ها قرار گرفت، با توجه به اینکه جبهه مزبور توسط جمعی از چهره‌های ارزشمند و متعهد اصولگرا تشکیل شده است، جبهه ایستادگی درصدد برآمد که طی پیامی، تشکیل و اعلام موجودیت آن را به موسسین تبریک گفته و حضور این جبهه را در عرصه سیاسی کشور گرامی بدارد؛ اما موضع‌گیری آیت‌الله مهدوی کنی، ما را از این اقدام در آن موقعیت بازداشت، چرا که اعلام تبریک در آن فضا صورت واکنش به موضعگیری ایشان را تداعی می‌کرد، ولی اکنون که با دیدار چند تن از اعضا با ایشان رفع شبهه شده، فرصت را مغتنم شمرده و تشکیل این جبهه را ضمن آرزوی موفقیت تبریک می‌گوییم.
جبهه ایستادگی بر این اساس تاکنون حرمت همه عناصر و تشکل‌های اصولگرا را پاس داشته و کلمه‌ای نه تنها در جهت وهن دیگران بر زبان نرانده است، بلکه چنانچه دیگران با عبور از ارزش‌های اخلاقی با این جبهه به تقابل بپردازند، خواهد کوشید تا با کمک از خداوند، پایبندی خود به ارزش‌های اخلاقی را پاس داشته و از مقابله به مثل خودداری کند، زیرا بستر اختلاف و سرآغاز مناقشات از آنجا سرچشمه می‌گیرد که مجموعه‌ای، دیگری را به حساب نیاورد و آن مجموعه نیز در مقابل آنها را به تمامیت خواهی و انحصارگرایی متهم کند که چنین رفتاری خلاف اخلاق و وحدت شکن است.

* آیا جبهه ایستادگی اخلاق محوری را راهبرد منحصر به خود می‌داند؟

خیر. جبهه ایستادگی اخلاق محوری را ویژگی منحصربه خود نمی‌داند و هیچ مجموعه‌ای را متهم به رعایت نکردن ارزش‌های اخلاقی نمی‌داند. تشخیص اینکه چه افراد یا مجموعه‌هایی در گفتمان سیاسی خود، اخلاق سیاسی را نادیده گرفته‌اند یا ارزش‌های اخلاقی را رعایت کرده‌اند، با مردم و به ویژه فرهیختگان است که به ارزیابی افراد و تشکل‌ها بپردازند.
جبهه ایستادگی، یکی از راهبردهای خود را اخلاق محوری دانسته و بر آن است که ضمن رعایت اخلاق اسلامی در اظهار و رفتار برای ترویج این راهبرد و تشویق دیگران به التزام به آن کوشا باشد و بر همین اصل، از سوی بسیاری از شخصیت‌ها و جمعیت‌های سیاسی از راه های گوناگون تجلیل شده و از حملات تخریبی که در مقابل تشکل‌های نوپدید معمول است، در امان مانده است.

* در جامعه ما احزاب کارکرد واقعی خود را ندارند و بیشتر دولت ساخته هستند؛ یعنی عموما در زمان نزدیک شدن به انتخابات از درون دولت برمی‌آیند و پس از آن، بدون کارکرد مثبت و صرفا در راستای مقاصد سیاسی غیر فعال می‌شوند. در ایران مردم به احزاب به دلیل کارکردهای صرفا سیاسی اعتماد چندانی ندارند، ولی در دیگر کشورها، احزاب برای پیگیری مطالبات مردمی تشکیل می‌شوند؛ این حزب در این زمینه چه اهدافی دارد؟
احزاب برای تولید قدرت، نگهداری و استمرار آن پدید می‌آیند. احزابی که پس از قدرت برای حفظ آن شکل می‌گیرند، ماندگاری زیادی ندارند و با از دست رفتن قدرت، نابود می‌شوند، چون مولود قدرت هستند و به عنوان معلول از بین می‌روند، ولی احزابی که تولید‌کننده قدرت هستند، یعنی با کار مستمر و حساب شده سیاسی قدرت را به دست بیاورند، ماندگاری شان بیشتر است.
در بسیاری از کشورها، احزاب مولد قدرت‌ها هستند و در شرایطی که در رأس قدرت هم نیستند، می‌توانند فعالیت داشته باشند. در ایران، بیشتر احزاب مولود قدرت هستند، نه مبدع آن و به دلیل همین، پایایی و پایداری چندانی ندارند. این که احزاب در هنگامه انتخابات شکل می‌گیرند، طبیعی است، زیرا طبیعت انتخابات اقتضا می‌کند که یک سلسله حساسیت‌ها، تجمعات و تحرکات سیاسی به منصه ظهور برسد.
جبهه ایستادگی از مجموعه کسانی که در موقعیت قدرت هستند، شکل نگرفته است و نیروهای فرهیخته این جبهه درباره خواسته‌های مردم و نیازهایشان یک دیدگاه تشخیصی دارند که بر پایه آن راهکارهای خود را کارآمدتر تشخیص داده و تلاش می‌کنند در موقعیتی قرار گیرند که برای تحقق خواست‌ها و نیازهای مردم در چهارچوب راهکارهای سازنده قدم بردارند؛ بنابراین، اگر این مجموعه سهم خواهی نیز داشته باشد، این امر در به دست  آوردن جایگاه برای تحقق خواسته‌ها و مطالبات مردم است.
احزاب و تشکل‌ها در زمان فعالیت خود در معرض آفات و عوارضی هستند که ممکن است با اهداف اولیه آنها ـ که خدمت به مردم و حضور در صحنه‌های سیاسی بوده ـ در تعارض قرار گیرد و با جایگزینی قدرت گرایی به جای خدمت گرایی دچار آسیب شود. بدیهی است، وقتی چنین تحولی در یک تشکل سیاسی رخ دهد، مردم آن را دریافته و پیوندهای خود را با آن می‌گسلند.
بنابراین، اگر بخواهیم تشکلی پویا و پایدار و دارای پیوند مستمر و تزلزل ناپذیر با مردم داشته باشیم، باید هوشمندی خود را به ‌کار گرفته و از دچار شدن به آفاتی که تشکل‌های سیاسی را تهدید می‌کند، خود را در امان داریم.
امیدواریم جبهه ایستادگی با حفظ سمت و سوی خدمتگزاری به مردم بتواند راهی را که آغاز کرده، با حمایت مردم ادامه دهد.
منبع: ملت ما

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار