اخبار مشهور به حوادث، یکی از پرخوانندهترین مطالب در جوامع به شمار میآیند و در صفحات رسانهها، سهم ویژهای برای اخبار رخدادها در نظر گرفته میشود؛ اما اگر بازتاب این اخبار از راه اصلی خود منحرف شوند، از یک سو باعث ایجاد ترس اجتماعی غیرمعقول و غیرلازم میشوند و از سوی دیگر، ممکن است، بیتفاوتی افراد جامعه را نسبت به رخدادها به علت فراوانی اخبار وقوع، رقم زنند.
کارکردهای سوگیری شده یا ژورنالیسم غلط (زرد) وسایل ارتباط جمعی میتوانند در ترویج انحرافات اجتماعی، اثرات مخربی را برای عموم جامعه داشته باشند، به گونه ای که غیر از تأثیرگذاری در احساس امنیت که میتواند به کاهش آن در جامعه منجر شود، میتوانند الگوگیری نادرستی در جامعه جوان و دارای سطحی از مشکلات اقتصادی را با توسل به خشونت به ویژه در سرقتها و جرایم جنسی به همراه داشته باشد.
از این روست که در بررسی کارکردهای رسانهای اخبار جرایم به برخی کارکردهای منفی نیز برمیخوریم که اندیشمندان علم ارتباطات آن را در پنج سرفصل تقسیمبندی کردهاند.
الف) تحدید مفاهیم جدید
رسانهها معمولا جرم را در قالب نوعی «جرم خیابانی» معرفی میکنند؛ مفهومی که با ایجاد ترس و وحشت در میان افراد جامعه گره خورده و خشونت رکن عمده آن است. به این ترتیب، جرایم دیگری نظیر تخریب محیط زیست، حیف و میل اموال عمومی، جرایم مربوط به بهداشت و امنیت غذایی در صفحات حوادث کمتر مطرح میشود.
ب) ایجاد امواج جرم
بیشتر رسانهها، جرم را در قالب موجهایی برجسته و متمایز و به تعبیر نویسندگان، «امواج جرم» به تصویر میکشند، به این شکل که با ارایه گزارشهای پی در پی از ارتکاب برخی اشکال خاص جرم شامل جرم خیابانی مانند ضرب و شتم، تجاوز به عنف و قتل، موجب میشوند توجه افکار عمومی با شدت بیشتری، به این دسته از جرایم جلب شود.
پ) عادیسازی هنجارشکنی
بازتاب کجرویهای اجتماعی در رسانهها در کاهش نفرت از انحرافات و عادی شدن نابهنجاری در جامعه تأثیر بسزایی دارد، زیرا فرد با آگاهی از نقض هنجارها توسط رسانهها، درمییابد که هنجارهای اجتماعی که به نظر وی تخطی ناپذیر بودند، قابل شکستن و تخلف هستند؛ بنابراین؛ انگیزه ارتکاب جرم در فرد تقویت میشود و این یکی از کارکردهای منفی بیان کجرویها و انحرافات اجتماعی در رسانههاست.
ت) گسترش خشونت و پرخاشگری
امروزه خشونت و پرخاشگری در میان جوانان شایع شده و معلول علل و عوامل متعددی است. مطالعات انجام شده، نشان میدهد رسانههای جمعی در این زمینه تأثیر بسیاری داشتهاند، زیرا رسانهها با تبلیغات کالاهای رنگارنگ، زندگی مرفه را آرمان و هدف مخاطبان ترسیم میکنند، در حالی که این هدف با شغل و درآمد مخاطبان قابل دسترسی نیست، در نتیجه، میان اهداف و ابزار مشروع، دستیابی به این اهداف فاصله ایجاد میشود (یعنی فرد احساس محرومیت میکند) و این وضعیت منجر به خشونت و پرخاشگری در میان افراد میشود. به عبارت دیگر، رسانهها موجب میشوند میل به مصرف کالاهای لوکس در بین مردم افزایش یابد، اما وقتی این میل و تقاضا امکان ارضا ندارد، در نتیجه به خشونت تبدیل میشود یا فرد را به انجام عملی غیرقانونی نظیر سرقت برای دستیابی به کالاهای تبلیغی ترغیب میکند.
ث ـ) اشاعه فحشا و بیبندوباری
یکی از کارکردهای رسانههای جمعی، مفهومسازی و به دنبال آن، شکل دادن به هنجارهای مناسب با آن مفهوم است؛ بنابراین، ارایه تصاویر مستهجن و مبتذل و خلاف عفت عمومی از طریق رسانههای جمعی و نگارش متون خلاف اخلاق و پورنوگرافی، میتواند منجر به گسترش جرایم به ویژه از نوع جرایم جنسی شود.
ج) تضعیف اعتماد اجتماعی
ذکر انواع انحرافات از رسانهها و اعلام رشد سرسامآور آن، منجر به ایجاد روحیه سوءظن و شک نسبت به سایر افراد جامعه میشود و احتمال وقوع این انحراف را از سوی تکتک اعضای جامعه تقویت و روحیه اعتماد عمومی را تضعیف میکند. در نتیجه، تعامل اجتماعی دچار اختلال میشود. رسانهها گاه با بازتاب آمار و ارقام اغراقآمیز جرایم، میتوانند اعتماد اجتماعی را نسبت به نظام سیاسی تضعیف کنند. برای نمونه انعکاس پروندههای کلان اختلاسهای عمومی یا پروندههای مربوط به رابطه میان حاکمیت و مردم میتواند منجر به سلب اعتماد شود.
رسانهای کردن جرایم بر نهاد خانواده نیز اثرات مخربی دارد؛ برای نمونه، پدران و مادران را نسبت به رفتار فرزندانشان بدبین میکند، چراکه والدین احتمال میدهند، انجام این انحراف اجتماعی که از طریق رسانه بازتاب داده شده است، در مورد فرزندان جوان خانواده وجود داشته باشد که این نگرش منجر به تضاد و ناسازگاریهای خانوادگی خواهد شد. این کارکرد منفی رسانهها (ورود به حریم خصوصی افراد) در کشورهای جهان نیز ابعاد گسترده ای یافته است، به گونه ای که در بهار سال 1989، دیوان آمریکا اعلام کرد، سازمانهای خبری اجازه ندارند به پروندههای F.B.I در زمینه تجاوزهای جنسی دسترسی پیدا کند.
F.B.I برای کوتاه کردن دست مطبوعات از این نوع پروندهها به دیوان فدرال متوسل شد و اعلام کرد، هرچند این پروندهها با استناد به اسناد علنی و گزارشهای دستگیریها و رسیدگیهای قضایی تهیه شده است، قرار دادن این اطلاعات در شبکه رایانهای حریم خصوصی افراد را به خطر خواهد انداخت.
بر پایه آخرین نتایج نظرخواهی موسسه گالوپ نیز 73درصد از مردم آمریکا بر این باورند رسانهها حریم خصوصی، افراد را نادیده میگیرند.
*سرهنگ رضا غنی لو، رییس مرکز اطلاعرسانی و ارتباطات ناجا
کارکردهای سوگیری شده یا ژورنالیسم غلط (زرد) وسایل ارتباط جمعی میتوانند در ترویج انحرافات اجتماعی، اثرات مخربی را برای عموم جامعه داشته باشند، به گونه ای که غیر از تأثیرگذاری در احساس امنیت که میتواند به کاهش آن در جامعه منجر شود، میتوانند الگوگیری نادرستی در جامعه جوان و دارای سطحی از مشکلات اقتصادی را با توسل به خشونت به ویژه در سرقتها و جرایم جنسی به همراه داشته باشد.
از این روست که در بررسی کارکردهای رسانهای اخبار جرایم به برخی کارکردهای منفی نیز برمیخوریم که اندیشمندان علم ارتباطات آن را در پنج سرفصل تقسیمبندی کردهاند.
الف) تحدید مفاهیم جدید
رسانهها معمولا جرم را در قالب نوعی «جرم خیابانی» معرفی میکنند؛ مفهومی که با ایجاد ترس و وحشت در میان افراد جامعه گره خورده و خشونت رکن عمده آن است. به این ترتیب، جرایم دیگری نظیر تخریب محیط زیست، حیف و میل اموال عمومی، جرایم مربوط به بهداشت و امنیت غذایی در صفحات حوادث کمتر مطرح میشود.
ب) ایجاد امواج جرم
بیشتر رسانهها، جرم را در قالب موجهایی برجسته و متمایز و به تعبیر نویسندگان، «امواج جرم» به تصویر میکشند، به این شکل که با ارایه گزارشهای پی در پی از ارتکاب برخی اشکال خاص جرم شامل جرم خیابانی مانند ضرب و شتم، تجاوز به عنف و قتل، موجب میشوند توجه افکار عمومی با شدت بیشتری، به این دسته از جرایم جلب شود.
پ) عادیسازی هنجارشکنی
بازتاب کجرویهای اجتماعی در رسانهها در کاهش نفرت از انحرافات و عادی شدن نابهنجاری در جامعه تأثیر بسزایی دارد، زیرا فرد با آگاهی از نقض هنجارها توسط رسانهها، درمییابد که هنجارهای اجتماعی که به نظر وی تخطی ناپذیر بودند، قابل شکستن و تخلف هستند؛ بنابراین؛ انگیزه ارتکاب جرم در فرد تقویت میشود و این یکی از کارکردهای منفی بیان کجرویها و انحرافات اجتماعی در رسانههاست.
ت) گسترش خشونت و پرخاشگری
امروزه خشونت و پرخاشگری در میان جوانان شایع شده و معلول علل و عوامل متعددی است. مطالعات انجام شده، نشان میدهد رسانههای جمعی در این زمینه تأثیر بسیاری داشتهاند، زیرا رسانهها با تبلیغات کالاهای رنگارنگ، زندگی مرفه را آرمان و هدف مخاطبان ترسیم میکنند، در حالی که این هدف با شغل و درآمد مخاطبان قابل دسترسی نیست، در نتیجه، میان اهداف و ابزار مشروع، دستیابی به این اهداف فاصله ایجاد میشود (یعنی فرد احساس محرومیت میکند) و این وضعیت منجر به خشونت و پرخاشگری در میان افراد میشود. به عبارت دیگر، رسانهها موجب میشوند میل به مصرف کالاهای لوکس در بین مردم افزایش یابد، اما وقتی این میل و تقاضا امکان ارضا ندارد، در نتیجه به خشونت تبدیل میشود یا فرد را به انجام عملی غیرقانونی نظیر سرقت برای دستیابی به کالاهای تبلیغی ترغیب میکند.
ث ـ) اشاعه فحشا و بیبندوباری
یکی از کارکردهای رسانههای جمعی، مفهومسازی و به دنبال آن، شکل دادن به هنجارهای مناسب با آن مفهوم است؛ بنابراین، ارایه تصاویر مستهجن و مبتذل و خلاف عفت عمومی از طریق رسانههای جمعی و نگارش متون خلاف اخلاق و پورنوگرافی، میتواند منجر به گسترش جرایم به ویژه از نوع جرایم جنسی شود.
ج) تضعیف اعتماد اجتماعی
ذکر انواع انحرافات از رسانهها و اعلام رشد سرسامآور آن، منجر به ایجاد روحیه سوءظن و شک نسبت به سایر افراد جامعه میشود و احتمال وقوع این انحراف را از سوی تکتک اعضای جامعه تقویت و روحیه اعتماد عمومی را تضعیف میکند. در نتیجه، تعامل اجتماعی دچار اختلال میشود. رسانهها گاه با بازتاب آمار و ارقام اغراقآمیز جرایم، میتوانند اعتماد اجتماعی را نسبت به نظام سیاسی تضعیف کنند. برای نمونه انعکاس پروندههای کلان اختلاسهای عمومی یا پروندههای مربوط به رابطه میان حاکمیت و مردم میتواند منجر به سلب اعتماد شود.
رسانهای کردن جرایم بر نهاد خانواده نیز اثرات مخربی دارد؛ برای نمونه، پدران و مادران را نسبت به رفتار فرزندانشان بدبین میکند، چراکه والدین احتمال میدهند، انجام این انحراف اجتماعی که از طریق رسانه بازتاب داده شده است، در مورد فرزندان جوان خانواده وجود داشته باشد که این نگرش منجر به تضاد و ناسازگاریهای خانوادگی خواهد شد. این کارکرد منفی رسانهها (ورود به حریم خصوصی افراد) در کشورهای جهان نیز ابعاد گسترده ای یافته است، به گونه ای که در بهار سال 1989، دیوان آمریکا اعلام کرد، سازمانهای خبری اجازه ندارند به پروندههای F.B.I در زمینه تجاوزهای جنسی دسترسی پیدا کند.
F.B.I برای کوتاه کردن دست مطبوعات از این نوع پروندهها به دیوان فدرال متوسل شد و اعلام کرد، هرچند این پروندهها با استناد به اسناد علنی و گزارشهای دستگیریها و رسیدگیهای قضایی تهیه شده است، قرار دادن این اطلاعات در شبکه رایانهای حریم خصوصی افراد را به خطر خواهد انداخت.
بر پایه آخرین نتایج نظرخواهی موسسه گالوپ نیز 73درصد از مردم آمریکا بر این باورند رسانهها حریم خصوصی، افراد را نادیده میگیرند.
*سرهنگ رضا غنی لو، رییس مرکز اطلاعرسانی و ارتباطات ناجا
