از نمرات «صفر» مصاحبه و تغییرات کنکور تا تبدیل غیر قانونی بورسیه؛
دانشگاه تهران: ظرفیت دکترا را جور دیگری پر کردیم!
۱۰ درصد ظرفیت پذیرش دانشجو در مقطع دکترای کشور، متعلق به دانشگاهی است که در آزمون دکترای اخیر، برخی داوطلبان ممتاز کنکور سراسری را به بهانه نداشتن کیفیت علمی، با نمرههای عجیب و غریب و گاه «صفر» مردود کرد؛ اما به جای ایشان، به سراغ داوطلبانی رفت که نه از سنجشی مشابه آزمون سراسری گذشتهاند و نه هیچ ملاک قابل نقل دیگری برای پذیرش آنان در نخستین دانشگاه کشور در دست هست!

به ظاهر گلستانِ آزمون دکترای امسال، هنوز کامل شکوفا نشده؛ پس از آنکه برخی رتبههای ممتاز کنکور به دلیل دریافت نمرات بسیار پایین و حتی صفر در مصاحبه و ارزیابی علمی دانشگاه تهران مردود شده (!) و از راهیابی به جمع پذیرفتهشدگان مقطع دکترا بازماندند، تکمیل ظرفیت بر ابهامات ماجرا افزود و شگفت آن که هماکنون دانشگاه تهران مدعی است معرفی شدگان برای مصاحبه، کیفیت علمی لازم را نداشتهاند و کنکور باید ارتقا یافته و تخصصیتر شود!
به گزارش «تابناک»، در شرایطی که اعتراض گسترده داوطلبان ورود به دوره دکترا در سالهای اخیر، هر بار با تأیید مسئولان سازمان سنجش روبهرو شده و هر ساله تغییراتی در نحوه گزینش داوطلبان پدیده آورده، آزمون دکترای نیمه متمرکز سال ۹۱ بیشترین انتقادها را داشته و به رغم اینکه ماهها از اعلام نتایج آن گذشته، حاشیههای آن هنوز ادامه دارد.
به عبارت بهتر، در حالی که نخستین و مهمترین دلیل تغییر در نحوه پذیرش داوطلبان متقاضی آزمون دکترا به زعم رییس سازمان سنجش آموزش کشور، بحث اجرای عدالت آموزشی و ایجاد فضای یکسان رقابتی و پرهیز از اعمال سلیقه دانشگاهها خوانده میشود، آزمون دکترای سال جاری به اندازهای به سلیقه دانشگاهها مرتبط میشود که اعلام نتایج نهایی آزمون دکترای دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کشور با یک هفته تأخیر انجام میگیرد، زیرا برخی دانشگاهها و گروههای آموزشی، نمرات پایین و گاه صفر را برای مصاحبه شوندگانشان به سازمان سنجش فرستاده و چنان بلبشویی راه میاندازند که صدای وزیر نیز درمیآید!
تأثیر مرود شدن استعدادهای برتر در آزمون سال بعد
این نمرات پایین سبب میشود، از یک سو برخی دانشجویان ممتاز، به رغم به دست آوردن رتبههای برتر کنکور، از ورود به دانشگاه بازمانند و از سوی دیگر، مسئولان سازمان سنجش ـ که دیگر نیک دریافتهاند که نتیجه خروجی تأثیر اندک آزمون کتبی و وزن زیاد مصاحبه علمی داوطلبان بیش از هر چیز به سلیقه دانشگاهها وابسته شده ـ به فکر جبران مافات در سال آتی افتاده و از برابر شدن وزن مرحله مصاحبه با مرحله آزمون کتبی سخن بگویند.
رییس سازمان سنجش، توجیه این تصمیم را نتایج برآمده از یک نظرسنجی میداند که البته نه شمار شرکت کنندگان آن آمده و نه از سرنوشت آنان در کنکور گذشته خبری داریم، بلکه تنها میدانیم که در میان داوطلبان آزمون دکترا صورت گرفته است.
دکتر خدایی در این باره میگوید: «از داوطلبان سؤالی مطرح شد، مبنی بر اینکه تأثیر مصاحبه در آزمون دکترا به چه میزان باید باشد؟ بر این اساس ۴.۵ درصد داوطلبان این میزان را بیش از ۷۵ درصد، ۱۵.۳ درصد داوطلبان بین ۵۰ تا ۷۵ درصد، ۵۶.۵ درصد داوطلبان سهم آزمون مصاحبه را بین ۲۵ تا ۵۰ درصد عنوان کردند و در نهایت ۲۳.۸ درصد داوطلبان نیز موافق حذف مرحله مصاحبه آزمون دکترا بودند».
البته روشن است که اگر داوطلبان شرکت کننده در آزمون از جمله افرادی باشند که از نحوه پذیرش سال گذشته بیشترین ضربه را خورده اند، تنها میتوانند بسوزند و بسازند، چرا که اعتراضشان هیچ تأثیری در سرنوشت تحصیلیشان نخواهد داشت؛ منظور آن دسته از داوطلبانی است که گاه با رتبه برتر در گرایش خود، به دلیل نمرات بسیار پایین و گاه صفر از راهیابی به مقطع دکترا در برخی دانشگاهها بازماندهاند! (نمونه عینی این ماجرا را اینجا بخوانید).
تغییر نحوه پذیرش در سال آتی؛ نوشدارویی که دیر ساخته شد!
به این ترتیب در شرایطی که نبود شفافیت در مصاحبه علمی داوطلبان از سوی دانشگاهها، اعتراض نمایندگان کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی را به دنبال داشته و تحقیقات ایشان در رابطه با آزمون دکترای سال جاری را رقم زده است، رئیس سازمان سنجش انتقادات این دسته از داوطلبان را وارد و بجا دانسته و به ایسنا میگوید: «اینکه در جواب عدم پذیرش داوطلبی که خود جزو استعدادهای برتر کشور است، رد شدن در مرحله مصاحبه را بهانه کنیم برای وی قابل پذیرش نیست، بلکه داوطلب باید قانع شود که داوطلبان پذیرفته شده در سطح علمی بالاتر از وی قرار دارند که این مسأله نیز تنها از طریق برگزاری مصاحبهای شفاف امکانپذیر است».
اعتراف تلخ دکتر خدایی در مظلوم واقع شدن برخی داوطلبان در آزمون پیشین و لزوم تغییر در تأثیرگذاری سهم مصاحبه و آزمون کتبی در حالی مطرح میشود که به گواه مصاحبه دکتر حسین توکلی، مشاور عالی رئیس سازمان سنجش آموزش کشور، پیش از اعلام نتایج قطعی آزمون، هم سازمانی که ایشان در رأس آن هستند و هم وزارت علوم و حتی شخص وزیر از اعمال سلیقه برخی دانشگاهها و نتایج نظر سنجی صورت گرفته از داوطلبان آگاه بودند اما معلوم نیست، چرا جز به تعویق انداختن یک هفتهای در اعلام نتایج، هیچ کاری برای تأثیر دادن نتایج متقن در نتیجه نهایی آزمون و یا حتی اعمال آنها در مرحله تکمیل ظرفیت انجام ندادند!
تکمیل ظرفیت هم به داد کسی نرسید
با این تفاسیر، سکوت سازمان سنجش، حکم تأیید کارهای انجام گرفته را پیدا میکند، چراکه تأثیر بسیار مصاحبه دانشگاه در پذیرش داوطلبان، حدی قانونی است که دست بر قضا توسط همین سازمان تعیین شده و به لحاظ حقوقی احتمالا نه مجلس قادر به دخل و تصرف در آن خواهد بود و نه هیچ نهاد نظارتی دیگری میتواند به نتایج رقم خورده از آن خلل برساند؛ یعنی دانشگاهی که نمره مصاحبه صفر را برای یک داوطلب در نظر گرفته، به رغم غیر معقولانه بودن کارش، بنا بر قانون هیچ تخلفی مرتکب نشده است.
اینجاست که برخی از ظرفیت پذیرش دانشجوی دکترا در برخی رشتهها تکمیل نشده و تکمیل ظرفیت به عنوان فرصتی بینظیر برای اصلاح خطای صورت گرفته از راه میرسد؛ اما عجیب اینجاست که برخی دانشگاهها مانند دانشگاه تهران برای برخی از ظرفیتهای خالی مانده، درخواست تکمیل ظرفیت نمیدهند و البته این کار شگفتانگیز ایشان دوباره با سکوت مسئولان سازمان سنجش روبهرو میشود!
بدین ترتیب، گویا باید شمار پذیرفته شدگان، کمتر از ظرفیت اعلام شده از سوی دانشگاه باشند، ولی دست کم درباره دانشگاه تهران این گونه نیست؛ نامنویسی ۱۱۵۰ نفر در مقطع دکترای این دانشگاه، در حالی که ظرفیت اعلام شده از سوی ایشان به سازمان سنجش ـ در مجموع دو دسته روزانه و نوبت دوم ـ ۱۰۸۸ نفر بوده، شبهات بسیاری پدید میآورد؛ به ویژه زمانی که از یک سو بدانیم در برخی رشتههای دانشگاه تهران به رغم پذیرش بسیار اندک در مرحله نخست، هیچ گونه تکمیل ظرفیتی اعلام نشده است و از سوی دیگر سخن آن رئیس دانشگاهی را به یاد بیاوریم که میگفت: «برای پذیرش دانشجوی دکترا در همه دانشگاههای کشور سه روش وجود دارد؛ بورسیه وزارت علوم، آزمون دکترا و استعداد درخشان»!
دانشگاه تهران: داوطلبان کیفیت علمی نداشتند
ظاهرا شیوه غیرقانونی قبولی در دکترای بهترین دانشگاههای ایران بدون کنکور و آزمون، اینقدر شایع رایج شده که میتواند همه ظرفیتهای موجود را پر کند، به گونهای که هم رد کردن داوطلبان با نمره صفر توجیه خواهد داشت و هم اعلام نشدن تکمیل ظرفیت در رشتههایی که به اندازه ظرفیتشان پذیرش نشده منجر به خالی ماندن کلاسها نخواهد شد!
اثبات این امر را میتوان در لابلای سخنان معاون آموزشی دانشگاه تهران یافت؛ جایی که دکتر مهدی قمصری به مهر میگوید: «پس از برگزاری کنکور داوطلبانی که به دانشگاه تهران معرفی شدند، کیفیت علمی لازم را نداشتند و از سوی دیگر، ظرفیتها خالی مانده بود که این خلأ را با روشهایی که وزارت علوم مثل تبدیل [بورس] خارج به داخل، پذیرش مربیان، عدهای از دانشجویان خارجی، برخی دانشجویان جانباز و روشندل همچنین استعدادهای درخشان پر کردیم».
بدین ترتیب معاون آموزشی دانشگاه تهران در حالی با زیر سوال بردن کیفیت علمی دانشجویان معرفی شده از طرف سازمان سنجش، از کارکرد این دانشگاه در کنکور دکترای سال ۹۱ دفاع میکند که ظاهرا فراموش کرده، بخشی از متقاضیان ورود به دوره دکترای این دانشگاه، از فارغالتحصیلان مقطع کارشناسی ارشد همین دانشگاه هستند و دست بر قضا، برخی از نفرات ممتاز پذیرفته نشده توسط ایشان، از همین جمله هستند!
البته این سخن معاون دانشگاه تهران، هنگامی طنزآمیزتر به نظر میرسد که به پر شدن ظرفیتهای خالی مانده با دانشجویان تبدیل بورس خارج به داخل گره میخورد، چرا که نیم نگاهی به دستورالعمل گزینش دانشجویان بورسیه، دستکم برتری علمی این دانشجویان به نسبت برگزیدگان آزمون کتبی را ثابت نخواهد کرد، هرچند شاید عکس آن درست باشد!
اما ماجرا هنگامی جالبتر میشود که بدانیم مرجع انتخاب دانشجویان بورسیه، همان وزارت خانهای است که سازمان سنجش به عنوان بازوی برگزاری آزمونهای سراسری آن کار میکند، ولی از دید مسئولان دانشگاه تهران، کارکرد این سازمان تخصصی به اندازهای جای ایراد دارد که قادر به شناسایی افرادی با کیفیت علمی قابل قبول نیست، تا جایی که گزینش شدگان اعزام به خارج از کشور، حتی با این وجود که نه آزمونی دادهاند و نه علمشان به طور جدی و تخصصی مورد سنجش قرار گرفته، بر ایشان رجحت دارند.
با کمبود داوطلب روبهرو هستیم؛ آزمون را تخصصیتر کنید
البته این همه سخن قمصری نیست، چرا که به باور وی، سازمان سنجش هر ساله میزانی کمتر از ظرفیت پذیرش این دانشگاه، متقاضی ورود به ایشان معرفی میکند و برای نمونه، امسال هم که دانشگاه تهران ظرفیت پذیرش دکترایش را 1088 اعلام کرده بود، سازمان سنجش، 932 نفر را برای مصاحبه به این دانشگاه معرفی کرده و این موضوع سبب شده که ایشان تکمیل ظرفیت از راههای دیگر را در دستور کار قرار دهند.
به گزارش «تابناک»، در شرایطی که اعتراض گسترده داوطلبان ورود به دوره دکترا در سالهای اخیر، هر بار با تأیید مسئولان سازمان سنجش روبهرو شده و هر ساله تغییراتی در نحوه گزینش داوطلبان پدیده آورده، آزمون دکترای نیمه متمرکز سال ۹۱ بیشترین انتقادها را داشته و به رغم اینکه ماهها از اعلام نتایج آن گذشته، حاشیههای آن هنوز ادامه دارد.
به عبارت بهتر، در حالی که نخستین و مهمترین دلیل تغییر در نحوه پذیرش داوطلبان متقاضی آزمون دکترا به زعم رییس سازمان سنجش آموزش کشور، بحث اجرای عدالت آموزشی و ایجاد فضای یکسان رقابتی و پرهیز از اعمال سلیقه دانشگاهها خوانده میشود، آزمون دکترای سال جاری به اندازهای به سلیقه دانشگاهها مرتبط میشود که اعلام نتایج نهایی آزمون دکترای دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کشور با یک هفته تأخیر انجام میگیرد، زیرا برخی دانشگاهها و گروههای آموزشی، نمرات پایین و گاه صفر را برای مصاحبه شوندگانشان به سازمان سنجش فرستاده و چنان بلبشویی راه میاندازند که صدای وزیر نیز درمیآید!
تأثیر مرود شدن استعدادهای برتر در آزمون سال بعد
این نمرات پایین سبب میشود، از یک سو برخی دانشجویان ممتاز، به رغم به دست آوردن رتبههای برتر کنکور، از ورود به دانشگاه بازمانند و از سوی دیگر، مسئولان سازمان سنجش ـ که دیگر نیک دریافتهاند که نتیجه خروجی تأثیر اندک آزمون کتبی و وزن زیاد مصاحبه علمی داوطلبان بیش از هر چیز به سلیقه دانشگاهها وابسته شده ـ به فکر جبران مافات در سال آتی افتاده و از برابر شدن وزن مرحله مصاحبه با مرحله آزمون کتبی سخن بگویند.
رییس سازمان سنجش، توجیه این تصمیم را نتایج برآمده از یک نظرسنجی میداند که البته نه شمار شرکت کنندگان آن آمده و نه از سرنوشت آنان در کنکور گذشته خبری داریم، بلکه تنها میدانیم که در میان داوطلبان آزمون دکترا صورت گرفته است.
دکتر خدایی در این باره میگوید: «از داوطلبان سؤالی مطرح شد، مبنی بر اینکه تأثیر مصاحبه در آزمون دکترا به چه میزان باید باشد؟ بر این اساس ۴.۵ درصد داوطلبان این میزان را بیش از ۷۵ درصد، ۱۵.۳ درصد داوطلبان بین ۵۰ تا ۷۵ درصد، ۵۶.۵ درصد داوطلبان سهم آزمون مصاحبه را بین ۲۵ تا ۵۰ درصد عنوان کردند و در نهایت ۲۳.۸ درصد داوطلبان نیز موافق حذف مرحله مصاحبه آزمون دکترا بودند».
البته روشن است که اگر داوطلبان شرکت کننده در آزمون از جمله افرادی باشند که از نحوه پذیرش سال گذشته بیشترین ضربه را خورده اند، تنها میتوانند بسوزند و بسازند، چرا که اعتراضشان هیچ تأثیری در سرنوشت تحصیلیشان نخواهد داشت؛ منظور آن دسته از داوطلبانی است که گاه با رتبه برتر در گرایش خود، به دلیل نمرات بسیار پایین و گاه صفر از راهیابی به مقطع دکترا در برخی دانشگاهها بازماندهاند! (نمونه عینی این ماجرا را اینجا بخوانید).
تغییر نحوه پذیرش در سال آتی؛ نوشدارویی که دیر ساخته شد!
به این ترتیب در شرایطی که نبود شفافیت در مصاحبه علمی داوطلبان از سوی دانشگاهها، اعتراض نمایندگان کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی را به دنبال داشته و تحقیقات ایشان در رابطه با آزمون دکترای سال جاری را رقم زده است، رئیس سازمان سنجش انتقادات این دسته از داوطلبان را وارد و بجا دانسته و به ایسنا میگوید: «اینکه در جواب عدم پذیرش داوطلبی که خود جزو استعدادهای برتر کشور است، رد شدن در مرحله مصاحبه را بهانه کنیم برای وی قابل پذیرش نیست، بلکه داوطلب باید قانع شود که داوطلبان پذیرفته شده در سطح علمی بالاتر از وی قرار دارند که این مسأله نیز تنها از طریق برگزاری مصاحبهای شفاف امکانپذیر است».
اعتراف تلخ دکتر خدایی در مظلوم واقع شدن برخی داوطلبان در آزمون پیشین و لزوم تغییر در تأثیرگذاری سهم مصاحبه و آزمون کتبی در حالی مطرح میشود که به گواه مصاحبه دکتر حسین توکلی، مشاور عالی رئیس سازمان سنجش آموزش کشور، پیش از اعلام نتایج قطعی آزمون، هم سازمانی که ایشان در رأس آن هستند و هم وزارت علوم و حتی شخص وزیر از اعمال سلیقه برخی دانشگاهها و نتایج نظر سنجی صورت گرفته از داوطلبان آگاه بودند اما معلوم نیست، چرا جز به تعویق انداختن یک هفتهای در اعلام نتایج، هیچ کاری برای تأثیر دادن نتایج متقن در نتیجه نهایی آزمون و یا حتی اعمال آنها در مرحله تکمیل ظرفیت انجام ندادند!
تکمیل ظرفیت هم به داد کسی نرسید
با این تفاسیر، سکوت سازمان سنجش، حکم تأیید کارهای انجام گرفته را پیدا میکند، چراکه تأثیر بسیار مصاحبه دانشگاه در پذیرش داوطلبان، حدی قانونی است که دست بر قضا توسط همین سازمان تعیین شده و به لحاظ حقوقی احتمالا نه مجلس قادر به دخل و تصرف در آن خواهد بود و نه هیچ نهاد نظارتی دیگری میتواند به نتایج رقم خورده از آن خلل برساند؛ یعنی دانشگاهی که نمره مصاحبه صفر را برای یک داوطلب در نظر گرفته، به رغم غیر معقولانه بودن کارش، بنا بر قانون هیچ تخلفی مرتکب نشده است.
اینجاست که برخی از ظرفیت پذیرش دانشجوی دکترا در برخی رشتهها تکمیل نشده و تکمیل ظرفیت به عنوان فرصتی بینظیر برای اصلاح خطای صورت گرفته از راه میرسد؛ اما عجیب اینجاست که برخی دانشگاهها مانند دانشگاه تهران برای برخی از ظرفیتهای خالی مانده، درخواست تکمیل ظرفیت نمیدهند و البته این کار شگفتانگیز ایشان دوباره با سکوت مسئولان سازمان سنجش روبهرو میشود!
بدین ترتیب، گویا باید شمار پذیرفته شدگان، کمتر از ظرفیت اعلام شده از سوی دانشگاه باشند، ولی دست کم درباره دانشگاه تهران این گونه نیست؛ نامنویسی ۱۱۵۰ نفر در مقطع دکترای این دانشگاه، در حالی که ظرفیت اعلام شده از سوی ایشان به سازمان سنجش ـ در مجموع دو دسته روزانه و نوبت دوم ـ ۱۰۸۸ نفر بوده، شبهات بسیاری پدید میآورد؛ به ویژه زمانی که از یک سو بدانیم در برخی رشتههای دانشگاه تهران به رغم پذیرش بسیار اندک در مرحله نخست، هیچ گونه تکمیل ظرفیتی اعلام نشده است و از سوی دیگر سخن آن رئیس دانشگاهی را به یاد بیاوریم که میگفت: «برای پذیرش دانشجوی دکترا در همه دانشگاههای کشور سه روش وجود دارد؛ بورسیه وزارت علوم، آزمون دکترا و استعداد درخشان»!
دانشگاه تهران: داوطلبان کیفیت علمی نداشتند
ظاهرا شیوه غیرقانونی قبولی در دکترای بهترین دانشگاههای ایران بدون کنکور و آزمون، اینقدر شایع رایج شده که میتواند همه ظرفیتهای موجود را پر کند، به گونهای که هم رد کردن داوطلبان با نمره صفر توجیه خواهد داشت و هم اعلام نشدن تکمیل ظرفیت در رشتههایی که به اندازه ظرفیتشان پذیرش نشده منجر به خالی ماندن کلاسها نخواهد شد!
اثبات این امر را میتوان در لابلای سخنان معاون آموزشی دانشگاه تهران یافت؛ جایی که دکتر مهدی قمصری به مهر میگوید: «پس از برگزاری کنکور داوطلبانی که به دانشگاه تهران معرفی شدند، کیفیت علمی لازم را نداشتند و از سوی دیگر، ظرفیتها خالی مانده بود که این خلأ را با روشهایی که وزارت علوم مثل تبدیل [بورس] خارج به داخل، پذیرش مربیان، عدهای از دانشجویان خارجی، برخی دانشجویان جانباز و روشندل همچنین استعدادهای درخشان پر کردیم».
بدین ترتیب معاون آموزشی دانشگاه تهران در حالی با زیر سوال بردن کیفیت علمی دانشجویان معرفی شده از طرف سازمان سنجش، از کارکرد این دانشگاه در کنکور دکترای سال ۹۱ دفاع میکند که ظاهرا فراموش کرده، بخشی از متقاضیان ورود به دوره دکترای این دانشگاه، از فارغالتحصیلان مقطع کارشناسی ارشد همین دانشگاه هستند و دست بر قضا، برخی از نفرات ممتاز پذیرفته نشده توسط ایشان، از همین جمله هستند!
البته این سخن معاون دانشگاه تهران، هنگامی طنزآمیزتر به نظر میرسد که به پر شدن ظرفیتهای خالی مانده با دانشجویان تبدیل بورس خارج به داخل گره میخورد، چرا که نیم نگاهی به دستورالعمل گزینش دانشجویان بورسیه، دستکم برتری علمی این دانشجویان به نسبت برگزیدگان آزمون کتبی را ثابت نخواهد کرد، هرچند شاید عکس آن درست باشد!
اما ماجرا هنگامی جالبتر میشود که بدانیم مرجع انتخاب دانشجویان بورسیه، همان وزارت خانهای است که سازمان سنجش به عنوان بازوی برگزاری آزمونهای سراسری آن کار میکند، ولی از دید مسئولان دانشگاه تهران، کارکرد این سازمان تخصصی به اندازهای جای ایراد دارد که قادر به شناسایی افرادی با کیفیت علمی قابل قبول نیست، تا جایی که گزینش شدگان اعزام به خارج از کشور، حتی با این وجود که نه آزمونی دادهاند و نه علمشان به طور جدی و تخصصی مورد سنجش قرار گرفته، بر ایشان رجحت دارند.
با کمبود داوطلب روبهرو هستیم؛ آزمون را تخصصیتر کنید
البته این همه سخن قمصری نیست، چرا که به باور وی، سازمان سنجش هر ساله میزانی کمتر از ظرفیت پذیرش این دانشگاه، متقاضی ورود به ایشان معرفی میکند و برای نمونه، امسال هم که دانشگاه تهران ظرفیت پذیرش دکترایش را 1088 اعلام کرده بود، سازمان سنجش، 932 نفر را برای مصاحبه به این دانشگاه معرفی کرده و این موضوع سبب شده که ایشان تکمیل ظرفیت از راههای دیگر را در دستور کار قرار دهند.
در حالی که وزیر علوم پیشتر به دعوت پانزده هزار نفر برای مصاحبه اشاره کرده، حالا از یک سو رئیس سازمان سنجش از پذیرش 10 درصد از داوطلبان دکترای کشور در دانشگاه تهران خبر میدهد و از سوی دیگر، معاون آموزشی این دانشگاه، ظرفیت اعلام شده توسط این دانشگاه را 1088 نفر اعلام میکند؛ با یک حساب سر انگشتی، اگر ده درصد دعوت شدگان مصاحبه، حسب درصد پذیرفته شدگان نهایی، به دانشگاه تهران دعوت میشدند، این دانشگاه میبایست با دعوت از 1500 متقاضی ورود به دکترا مواجه میبود اما معاون این دانشگاه از 932 دعوت شده سخن میگوید! به نظر شما سازمان سنجش قادر به توزیع متناسب متقاضیان نیست یا معاون دانشگاه تهران تمامی حقیقت را نگفته است؟ آیا یافتن پاسخ این سوال برای وزیر علوم هم دشوار است؟!
اینجاست که جا دارد مسئولان سازمان سنجش به اعداد و ارقامی که توسط وی مطرح شده، پاسخ دهند، اما از سوی دیگر، هنوز برایمان قابل درک نیست که چگونه این مشکل تنها در دانشگاه تهران دیده شده و هیچ دانشگاه دیگری از بی سواد بودن متقاضیان گلایه نداشته و شمار معرفی شدگان سازمان سنجش را کمتر از ظرفیت درخواستی ذکر نکرده است و یا اینکه متقاضیان ورود به دکترای دانشگاه تهران، فارغ التحصیلان کدام دانشگاهها هستند که حتی با نمره ممتاز در آزمون کتبی، گاه از مصاحبه علمی صفر دریافت میکنند؟
به این ترتیب در شرایطی که سازمان سنجش خرسند از رفع نقص پذیرش دکترا با سهم بندی 50-5 در آزمون کتبی و مصاحبه دانشگاه در سال آتی است، ایراد بزرگتری مطرح میشود که به نظر بیشتر به سهم خواهی دانشگاههای بزرگ شباهت دارد، تا جایی که مدیران دانشگاه تهران منتخبان آزمون کتبی را بیسواد میدانند و بر این باورند که با تغییر سهم بندی، باید آزمون تخصصیتر برگزار شود و البته سازمان سنجش هم از پیشنهادشان استقبال کرده و فراموش میکند که ابهامات مطرح شده را پاسخ بگوید.
اکنون دقت کنید که به تازگی رئیس سازمان سنجش با رد سخنان برخی از رؤسای دانشگاهها در خصوص ورود دانشجویان ضعیف به دوره دکترا، گفته است: «مستثنی شدن دانشگاههای بزرگ از تغییرات آزمون دکترا قابل اجرا نیست. ۷۵ درصد ظرفیت دکتری دانشگاهها از طریق همین دانشگاههای برتر تکمیل میشود به گونهای که ۱۰ درصد ورودیهای آزمون دکترا در دانشگاه تهران پذیرفته میشوند».
آیا این سخنان خدایی بی پایه مطرح شده یا مدیران دانشگاه تهران، به رغم همه شایبههایی که درباره کارکردشان در کنکور اخیر مطرح است، پیشنهاد دادهاند که از تغییرات آزمون بعدی مستثنی شوند؟!
به این ترتیب در شرایطی که سازمان سنجش خرسند از رفع نقص پذیرش دکترا با سهم بندی 50-5 در آزمون کتبی و مصاحبه دانشگاه در سال آتی است، ایراد بزرگتری مطرح میشود که به نظر بیشتر به سهم خواهی دانشگاههای بزرگ شباهت دارد، تا جایی که مدیران دانشگاه تهران منتخبان آزمون کتبی را بیسواد میدانند و بر این باورند که با تغییر سهم بندی، باید آزمون تخصصیتر برگزار شود و البته سازمان سنجش هم از پیشنهادشان استقبال کرده و فراموش میکند که ابهامات مطرح شده را پاسخ بگوید.
اکنون دقت کنید که به تازگی رئیس سازمان سنجش با رد سخنان برخی از رؤسای دانشگاهها در خصوص ورود دانشجویان ضعیف به دوره دکترا، گفته است: «مستثنی شدن دانشگاههای بزرگ از تغییرات آزمون دکترا قابل اجرا نیست. ۷۵ درصد ظرفیت دکتری دانشگاهها از طریق همین دانشگاههای برتر تکمیل میشود به گونهای که ۱۰ درصد ورودیهای آزمون دکترا در دانشگاه تهران پذیرفته میشوند».
آیا این سخنان خدایی بی پایه مطرح شده یا مدیران دانشگاه تهران، به رغم همه شایبههایی که درباره کارکردشان در کنکور اخیر مطرح است، پیشنهاد دادهاند که از تغییرات آزمون بعدی مستثنی شوند؟!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
از سه برابر شدن شهریه دکتری و پردیس های پولی دانشگاه تهران هم گزارش تهیه کنید! آیا واقعا برای یک دانشجوی دکتری علوم پایه 55 میلیون هزینه میشود؟ این پول صرف چه امکاناتی میشود؟؟؟
یکی از همدوره ای های من توی دانشگاه شریف جز دانشجو های ممتاز بود، حتی مصاحبه هم شد و استادا بهش گفتن از نظر ما قبولی. ولی... خود آموزش دانشگاه گفت "از نظر ما شما صلاحت دکترا خوندن در ایران رو ندارین!!!!!" اون هم گذاشت و رفت کانادا و بورسیه همونجا شده و داره دکترا شو می خونه.اینجا برای دکترا خوندن باید براشون کاملا بی خطر باشی.
امیدوارم نظرم رو نمایش بدید
با توجه به اینکه مقطع دکترا بالاترین درجه علمی در کشوره از طرفی این چالش مهم که عموما در کشور ما زیاد مشاهده میشه (نورچشمی ها) ممکنه صلحیت های افراد را زیر سوال ببره و ارزشیابی رو مورد تردید قرار بده
از سوی دیگه مثل تمامی کشور های دنیا یک استاد باید دانشجویی رو برداره که بتونه باهاش تحقیقات خودش رو ادامه بده و زمینه های پژوهشی لازم رو هم داشته باشه (که این هم حق مسلم اساتید هست) پس بهترین راه ممکنه اینه که
مصاحبه علمی قبل از ازمون کتبی انجام بشه و دانشجویاینی که از نظر اساتیدشون صلاحیت پژوهشی لازم رو دارن بروند برای ازمون کتبی (دانش های عمومی- تخصصی ) امتحان بدهند به این شکل منافع هر دو گروه تایید میشه و دو حسن اساسی داره یک اینکه دانشجو تکلیف خودش رو میدونه و اگه در ازمون مصاحبه تایید نشد
وقتش برای مطالعه برای کنکور دکترا تلف نمیشه و میتواند برود فکر دیگری برای خودش بکنه دوم اینکه اساتید هم فقط در ارزیابی یک مجموعه دخالت خواهند داشت و انتخاب یک فرد خواص تقریبا غیر ممکن است
(باید این نکته روهم اضافه کرد که اساتید باید حداقل به اندازه دو برابر ظرفیت پذیرش دانشگاه ،دانشجو را مورد تایید قرار بدهند و برای ازمون معرفی کنند) اینجوری فکر میکنم منافع هر دو گروه تامین بشه و این جنجال و دغدغه خاتمه پیدا کنه امیدوارم تابناک این مسئله رو پیگیری کنه و به گوش مسولین برسونه
این اساتید که دم از انتخاب شخصی و سطح سواد پایین داوطلب ها میزنن، نظرشون در مورد سطح سواد خود اساتید در دانشگاهها چیه؟
بنده دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف هستم. دانشگاه هایی مثل شریف و دانشگاه تهران بسیار ترجیح میدهند که از بین دانشجویان سابق خودشان برای مقاطع بالاتر دانشجو بپذیرند. علت واقعی آن هم عدم کیفیت مناسب اکثر دانشجویان پذیرفته شده از طریق آزمون است.
من خودم رتبه اول یکی از گرایش های انسانی هستم با توجه به اینکه درصدهای عمومیم بالای 40 بود و تخصصی هم 60 و مقاله و کارپژوهشی و... داشتم بازم رد شدم به نظر شما چیزی جز پارتی بازی تو پذیرش دانشجو ملاک هست؟
ازمون سراسری خیلی هم خوبه ایکاش این ازمون برای استخدامی ادارات هم برگزار بشه تا یک پالایش اولیه صورت بگیره بعد هم مصاحبه تخصصی لازمه البته توسط استاید بی طرف مگه قراره دکترا فردا برای این استاید کارکنند که می خواهند مطابق نیاز خودشان دانشجو قبول کنند دانشجو قبول کنند
سلام تابناک جان
پیاده شو با هم بریم!
حالا چرا این همه جو می دی؟
وقتی که 20 گرایش مختلف مدیریت از مدیریت اجرایی و بازرگانی و صنعتی و هتلداری، تا آموزشی و سیاست گذاری و جهانگردی، تا بیمه و مالی و اکو و ... همه باید یه آزمون بدن که فقط 60 سوال تخصصی در مدت 1.5 برگزار میشه و بقیه اش زبان و استعداد تحصیلی هست، چه انتظاری داری که افراد قوی برای مصاحبه دعوت بشن؟؟؟
تابناک جان چه انتظاری داری؟ چرا کسی که کسی که فقط یه خرده تست زنی بلده و اصلا لیسانس غیر مرتبط داره و فقط یه ارشد زوری نسبتا نیمه مرتبط گرفته قبول نشه؟
چه انتظاری داری که اساتید محترم دانشگاه تهران افرادی را بپذیرند که بحمدالله یه ارشد نسبتا مرتبط گرفتن و ... ؟
از سبک قبلی آزمون به نحوی می نالیدیم و الان که آزمون متمرکز شده از چیز دیگری ...
امیدوارم بدون سانسور مطالبم را منتشر کنید
بورسیه خارجه شدن که سواد نمی خواد پول میخواد
متاسفانه از وقتي موضوع پذيرش بدون كنكور راه افتاده بعضي ها فقط دنبال پاس كردن درس با نمره بالا هستند و اصلا برايشان مهم نيست چيزي ياد بگيرند يا نه و اين موضوع معمولا براي اساتيدي كه در جلسه مصاحبه حضور دارند قابل تشخيص است اين يك اصل كلي است كه همه اساتيد علاقه مند انتخاب بهترينها هستند نه بالاترينها. قاعدتا بعضي از بالاترينها جز بهترينها نيستند. علاوه بر اين در انتخاب دانشجوي دكتري اخلاق هم مهم است. در مقايسه با دانشگاههاي خارجي بايد گفت آنها هم اگر متقاضي زياد داشته باشند قطعا تعدادي را رد خواهند كرد
بنده هر دو مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد در دانشگاه تهران تحصيل كردم و كماكان براي دسترسي به اساتيد و منابع مورد نياز به دانشگاه تردد دارم. لازم به ذكر هست كه بنده با نحوه برگزاري آزمون چه به شيوه غير متمركز سابق و چه با شيوه نيمه متمركز كنوني مخالف هستم اما مخالفت بنده با شيوه سابق يا همون دانشگاهي كمتر است.
براي اين امر نيز دلايل خودم را دارم كه بيان ميكنم
1- در شيوه جديد و مخصوصا در رشته ي بنده (علوم سياسي) چون تفكيكي در آزمون دكتري و منابع لازم بزاي مطالعه براي گرايش هاي دكتري علوم سياسي؛ صورت نگرفته و همچنين دانشجويان رشته زبان خارجي نيز مي تواننند در رشته علوم سياسي آزمون دكتري دهند؛ اصلا بحث تخصصي شدن مقطع دمتري در اين رشته در اين 2 سال برگزاري آزمون به شيوه نيمه متمركز بيشتر به يك طنز شبيه شده
2- در مورد نفوذ اساتيد دانشگاهي در انتخاب دانشجويان؛ گويا دوستاني كه از اين موضوع گله دارند و پاسخ اساتيد را مبني بر اينكه دانشجويان رد شده در مصاحبه فاقد توانايي هاي علمي لازم مي باشند را نوعي بهانه مي دانند؛ فراموش كرده اند كه در صورت قبوليشان همين اساتيد قرار بود برايشان آنان تدريس كنند؛ پس منطقا نبايد بخاطر عدم طلاحيت و يا حتي برخي اشتباهات و يا غرض ورزي تعداد انگشت شماري استاد(كه همچون ما يك انسان با تمام اميال و آرزوهاي انساني است) تمام اساتيد را مورد اتهام قرار دهند
3- در نهايت بنده بعنوان فردي كه از نزديك شاهد ورودي اين دو سال دانشجويان دكتري رشته علوم سياسي به دانشگاه تهران مي باشم؛ بايد بگويم كه همين دانشجويان پذيرفته شده در مقطه دكتري گرايشهاي مختلف علوم سياسي (البته نيمي از آنان) نيز در رشته اي كه قبول شده اند بي سواد هستند
در نهايت بنده اميدوارم كه
اینجانب نیز با تمرکز آزمون کاملا مخالفم.
در مصاحبه ی ورودی دکتری از شرکت کنندگان ممتاز!! در رشته ی مهندسی مخابرات پرسیدم "گیرندگی یعنی چه؟" تنها یک نفر به این سوال پاسخ داد و بقیه کاملا سکوت کردند.
ای بابا دکترا که هیچ الان ارشدم گزینشی شده
من خودم در آزمون پارسال اصلا به مصاحبه دعوت نشدم در صورتی که رزومه ی پژوهشی خوبی دارم. به نظرم آزمون کتبی برای دکتری کاملا بی معنیه و جای تاسفه! چون هر کسی که بیکارتر باشه و توی خونه بشینه و تست بزنه (دوستان فوق لیسانسی که اهل پژوهش هستن معنی حرف منو میدونن) اون دکتری قبول میشه. اما کسی که در رشته ی مرتبط داره کار و روی یه بخش خاص و تخصصی داره تلاش می کنه، باید تو این آزمون رد بشه! خودتون قضاوت کنید...
دانشگاه تهران فكر ميكنه داره ابو علي سينا پرورش ميده. يكي از دانشجويان دكتراي مديريت اين دانشگاه مدير ما شده نه تنها كه مديريت بلد نيست بلكه فاتحه همه چيزو خونده ، اميدوارم خودشونو اصلاح بفرمايند.
در آزمون دکتری نقش اساتید خیلی زیاد هست و باید هم زیاد باشه چون استاد هست که قراره دانشجو رو راهنمایی بکنه ( اگه بکنه) به نظر من همون شیوه ی قدیمی بهتر بود و فقط باید در مصاحبه ضوابطی رو ایجاد و اعمال می کردند که نامردی نشه. گاهی اوقات نامردی میشد و برخی افراد سر هیچ رد می شدند. برای مصاحبه سوالاتی رو خود گروه تهیه می کرد و استاندارد برای همه پرسیده می شد. البته سوالات دیگه ای هم به تناسب مورد، کنجونده بشه تا از موضوع پایان نامه ی داوطلب هم پرسش انجام بشه. نهایتا از کل جلسه هم فیلمبرداری تا اگر داوطلبی اعتراض داشت یک تیم جدید بررسی کنه. این کار معقول به نظر می رسه.
به هر حال نقش استاد بی نظیر هست. هرچند که متاسفانه برخی اساتید فقط اسمشون راهنما هست و اصلا از کار دانشجوشون خبر ندارند مثل استاد خودم.
یک چیزی رو تو اکثر این نظرات میشه دید. همشون نابغه و مغز هستند و افراد نادان و بی سواد تونستن تو امتحان هوش و استعداد تحصیلی و زبان از اونا بیشتر بزنن! و میخواستن جای اونها رو تو دانشگاه بگیرن ولی خدا رو شکر روابط حسنه با اساتید مصاحبه کننده، تونسته ماهیت توانایی های واقعی اونها رو برای این اساتید روشن کنه و باز هم یک بار دیگر استکبار جهانی، رسوا شد و حق به حق دار رسید.
منو بدخت کردن!! الانم سربازیم دارم بیگاری میدم.......
زندگیم نابود شد...
بنده خدا اتفاقا از همه اون بدبخت هايي كه قبول شدن جلوتري!!!اگه اينو بفهمي!!سربازي رفتن رو ميگي بدبختييي!!! من خودم بعد فوق رفتم سربازي مخصوصا براي اين كه جلو باشم!!فكر ميكني 5 -6 سال ديگه توي دانشگاه عاصل باصل ميچرخيدي موفق ميشدي!!!!
بدبختی اینجاست که در این مصاحبه ها حتی اگر رزومه ی عالی نظیر مقالات ای اس ای و... داشته باشی ولی مال اون دانشگاه نباشی به دلیل اینکه استاد مربوطه فقط دانشجوی خودشو بر می داره تو رو انتخاب نمی کنه. کماکان سال قبل این بلا سر من امد.
بنده دانشجوی دکتری دانشگاه تهرانم، ورودی سال 88 (قبل از کنکور دکتری) دوره دکتری برعکس سایر دوره ها پژوهش محوره، یعنی استاد و دانشجو باید بصورت همکار روی یک موضوع پژوهش کنند، پس اساتید به دنبال دانشجوهایی هستند که توانایی کار با استاد و پژوهش را داشته باشند، لذا لزوما توانایی علمی ملاک انتخاب نیست، در تمام دنیا دانشجویان دکتری توسط استاد و گروه تعیین میشوند نه از طریق دانشگاه و یا آزمون...باید انتخاب دانشجوها رو بر عهده استاد گذاشت، حالا شاید در هر دانشگاه 3-4 نفر بر اساس رابطه انتخاب بشن ولی صدها نفر دیگر قطعا از روی توانایی هاشون انتخاب میشن، مثلا خود بنده که خدا شاهده نه آشنایی در دانشگاه تهران داشتم نه حتی در هیچ مقطعی دانشجوی دانشگاه تهران بودم...
بنده نویسنده این نظرم، دوست عزیزم فرمایش شما کاملا متین و درسته و با اینکه واقعا قبول شدن و ادامه تحصیل دکتری در دانشگاه های خوب ایران بسیار مشکل تر از خارج از کشوره، این دلیل شما و خیلی دلایل کوچیک و بزرگ باعث شده تو سال دوم بعد دو سال پاس کردن واحد (که نمیدونم اینهمه واحد برای دکتری چه دلیلی داره) تصمیم بگیرم برم خارج از کشور ادامه تحصیل بدم...قویا به دوستان توصیه میکنم فقط اگر عاشق پژوهش و علم هستند دکتری بخونن و اگرم خوندن طاقت اینو داشته باشن دوستان خودشونو در حال رشد مالی ببینند و خودشون درجا بزنن...در ایران هم که (چی بگم والا؟!) این مطالبو برای اون دوستانی گفتم که فکر میکنند قبول نشدن دکتری و رفتن به سربازی بدبختیه! باز هم در آخر خدا رو شاهد میگیرم که تمام صحبت هام عین حقیقته...
شما ميگي دوره پژوهش محوره !!! پس چرا با داوطلبان پژوهش محور اين برخورد ميشه!!!!من براي علم وصنعت رفتم متاسفانه ميگن كه خودتون بايد اسپانسر پيدا كنيد !!!!ببينيد مملكتو!! اصلا مدارك رو براي مصاحبه تحويل نگرفتند. !!!
هر چی که بگید بی عدالتی داره اینجا موج می زنه .
بنده از قبول شدگان دکتری یکی از گرایش های شیمی دانشگاه تهران هستم. در حالیکه ظرفیت 2 نفر اعلام شده بود ولی آلان ما چهار نفر هستیم که دو نفر از طریق استعداد درخشان و سهمیه مربیان آمده اند که متاسفانه از آشنایان اساتید می باشند که بدون آزمون پذیرفته شده اند. و از لحاظ علمی در سطح بالایی نمی باشند و مطمئنا کسانی در بین مصاحبه شوندگان بودند که هم از لحاظ علمی و هم از لحاظ رزومه قویتر بودند
من آزمون مديريت آموزشي دادم همه درسها بالاي 30درصد زدم ولي براي مصاحبه معرفي نشدم ولي دانشجوياني كه در صد پايين تري داشتند و رتبه 2تا پايينتر معرفي شدن؟؟؟؟
خانه از پایبند ویرانست، خواجه در بند نقش ایوان است
در ِسازمان سنجش رو تخته کردیم، آزمون رو هم درست کردیم، فکر می کنید مشکل حل میشه؟
من دانشجوی دکتری ورودی همین امسال در دانشگاه علامه طباطبایی هستم، در رشته ما 4 نفر پذیرش با آزمون و 7 نفر بورسیه هستند! فرض کنید اون 4 نفر نخبه ترین ها هم باشند، وقتی سهم پذیرفته شدگان علمی یک سوم از کل باشه، این یعنی از کسایی که مدرک دکترا می گیرند فقط یک سومشون به واسطه بار علمی پذیرفته می شن.
این برای کشور فاجعه نیست؟ اونوقت انتظار داریم این آقایون دکتر چه گلی به سر کشور بزنند؟
البته من تلاش برای گرفتن حق کسایی که حقشون پایمال شده و همینطور تلاش برای بهتر شدن شیوه های سازمان سنجش رو نفی نمی کنم، ولی یه وقتایی بد نیست توی اتفاقات زندگی غرق نشیم و کمی بزرگ تر به ماجرا نگاه کنیم.
....................
اصولا پدیرش دانشجوی دکترا از طریق کنکور یک بدعت گذاری کاملا مخرب برای علم و دانش این مرز و بوم است، شما هم بدون هیچ کارشناسی دقیقی نفرات برتر کنکور دکترا را استعداد درخشان نخوانید ، برای تحصیل در مقطع دکترا مهم ترین چیز آگاهی کامل دانشجو از روش های تحقیقاتی روز می باشد؛ قطعا دانشجویی که کارشناسی ارشد خودش رو از دانشگاه های بی کیفیت گرفته و بعد هم با شرکت در کلاس های کنکور موسسات . . . و . . رتبه خوبی آورده نمی تواند کاندیدای بهتری باشد نسبت به دانشجوی دانشگاه های برتر دولتی که به جای شرکت در کلاس کنکور وقت خود را صرف تولید مقالات با کیفیت و یا کار در آزمایشگاه های تخصصی گذرانده، در نهایت هم این حق استاد است که دانشجوی دکترا را در نهایت خودش تعیین کند کجای دنیا یک سیستم مستقل برای استاد دانشجوی دکترا تعیین می کند؟ اینقدر این تب دکترا را دامن زده اید که حالا هر کسی با هر سطح استعدادی پذیرش در دوره دکترا را حق خود می داند و اگر نشود فکر می کند سیستم مشکل دارد ! البته دارد ولی مشکل از جای دیگریست و آن هم تعیین سهمیه بندی های غیر عادلانه برای رشته هایی با دو یا سه ظرفیت است ولی اینکه سلیقه استاد مطرح باشد چیز غیر عادی نیست
آقا جون بجای افزایش یه شبه ظرقیت دکترا فکری برای آینده اینها و شغلشان می کردید؟ آیا یک نیروی متخصص که بالاترین مدرک علمی را گرفته باید بقال بشه؟ اگر هم بخواهد بقال بشه دیگه خیلی دیر شده چون جوانیشو از دست داده. من خودم این سه ساله از یک دانشگاه معتبر داخلی دکترا گرفتم و هر بار هم در سایت جذب وزارت علوم ثبت نام کرده ام ولی هنوز نتیجه ای نگرفتم، هر شرکتی هم می روم می گویند ما به دکترا نیاز نداریم. پس من کجا برو م دنبال کار؟ اگر سرمایه داشتم می رفتم غاز می چروندام .. هر چند دیگر خیلی دیر شده
سلام بچه ها
من خودم ارشد دانشگاه نهران بودم و تو کنکور دکتری هم جزئ رتبه های برتر بودم و متاشفانه دانشگاه تهران منو تو مصاحبه رد کرد اما خدایی بچه هایی که قبول سدند خیلی از من قویتر بودن و رزومه ی بهتری از من دارند. درسته که یه اعمال سلیقه هایی میشه ولی نه اینقد! بچه ها بخدا باز این آزمون و مصاحبه خیلی خوبه. الان دانشگاهها در پردیس های بین المللی دارن کیلو کیلو دانشجوی پولی میگیرن که حتی تو آزمون هم شرکت نکردن، فقط پول دارن دیگه هیچی. شرط پذیرشش هم اینه که 40 ملیون نقد اول بدی، بعدش به دانشگاهها گفتن که بدون سر و صدا این گار رو انجام بدند، یعنی اطلاعیه رسمی در کار نباشه و از همون دورو بری های خودشون ظرفیتشونو پر کنن.
این قصه جذب افراد بورسیه در شریف هم هست
تابناک تحقیق کند
وزارت علوم دانشجویانی که بورسیه خارج کرده است را بدون اینکه پذیرش از دانشگاهی در خارج داشته باشند به عنوان دانشجوی دکتری به یک دانشگاه معرفی می کنند و در دانشگاه شریف هم این موضوع دیده شده است
به عنوان مثال در دانشکده مدیریت که پس از کش و قوس فراوان ۲ نفر ظرفیت روزانه در دفترچه سنجش قرار گرفت یک نفر هم مثلا بورس به دانشجویان اضافه شد
خیلی جالبه، بیشتر نظرات دقیقا بر خلاف روند متن مقاله هستند. شایدم تابناک مجبور شده نظرات مخالف رو حذف کنه! این دوستان ظاهرا نمی دونن که فاتحۀ علم تو کشور ما خیلی وقته که خونده شده. وقتی برای مصاحبۀ دکترا مراجعه میکنی میبینی که بعضیا با خودشون 3 کیلو مقاله 3 تا 100 تومنی آوردن و بعضیها از قبل سفارش شده هستن! بعضی ها مصاحبشون 10 دقیقه طول میکشه بعضیها 30 دقیقه و بعدشم با خنده میان بیرون داشتن و تمام مدت داشتن چای می نوشیدند! وقتی معدل دانشجو که سالهاست (اکثرا) حاصل پاچه خواری بوده و همه هم اینو میدونن و حالا شده معتبرترین فاکتور برای بعضیها! مقایسه کردن وضعیت علمی و کارنامۀ دانشجویان در ایران با خارج کشور کاری احمقانست و فقط به درد افراد توجیه گر میخوره. دو سال پیش وقتی برای مصاحبه به همین دانشگاه رفتم و در مصاحبه متوجه شدم که کسی حتی به صحبتهام توجه نمیکنه و تصمیم از قبل گرفته شده، بهشون گفتم یک مکانیک بی سواد که بتونه مصرف سوخت ماشین رو یک درصد کاهش بده مفیدتر از اون دکتری هستش که 10000 هزار مقالۀ بی مصرف داره. دیگه هم در آزمون دکترا شرکت نکردم و نخواهم کرد.
قاعدتا عقل مسولان در دانشگاه تهران بیشتر از مسولان در سازمان سنجش کار میکند. آنها شناخت بیشتری از استعدادها دارند و این کار آنها کاملا درست و منطفی است. تا زمانی که استاد نتواند دانشجویش را خودش انتخاب کند این روش دانشگاه تهران بسیار عقلانی است.
عزیز دلم.سیستم آموزشی کشور هر روز به سمت ضعیف تر شدن پیش می رود. من خودم کارهای پژوهشی زیادی انجام دادم و الان باید بشینم پشت میز درس های مزخرف رو به صورت تستی بخونم.دکتری محقق می خواهد تا تست زن های حرفه ای.معمولا انسان های اهل پژوهش اهل پشت میز نشستن نیستن. این سیستم تستی من رو عقب میاندازه و مشتی انسان ببخشید خرخون نا فهم رو میفرسته بالا.من و امسال من اصلا کمرمون پای میز تست طاقت نمیاره ولی بعضیا انگار ساخته شدن برای پشت میز نشینی.
باید مرزها و مشکلات را برای تحصیل در خارج از کشور باز کنند، تا حداقل دوایی بر این درد بی درمان شود.
سالهاي گذشته كساني را پذيرفتند كه پايان نامه هاي تقلبي وسرقتي داشته اند .مسوولان دانشگاه تهران اگه باز هم پز پذيرفته شده ها را خواستند به ما بدهند اسم و آدرس مي دهم
توی دانشگاه تهران فقط باند بازیست.هر استاد واسه خودش چند تا نوچه داره و در مرحله مصاحبه هم از نوچه هاش و سوگلی هاشون انتخاب می کنند.خیلی ها به خاطر این حق خوری ها از درس و تحصیل نا امید می شوند و قید ادمه تحصیل را میزنند در حالیکه واقعا نخبه بودند.
اعترافات ظهرعاشورایی یک دانشجوی تهران:
من با رتبه زیر20 قبول شدم و به نظرم شانسی بود وفقط خواست خدا.
چون قبلا آماده تر بودم مصاحبه رد میشدم.
اما نکته جالب اعتراف: تعدادی حدودا پنجاه درصدظرفیت دوره ما بدون کنکور و قبل از اعلام تکمیل ظرفیت سرکلاسها حاضرشده اند با یه وضعی ها.
ثبتنام هم هنوز نکرده اند تا اسمشون بعدا اضافه بشه.
من اسم دانشگاهمو بت نمیکنم و ادعای سوادهم ندارم ولی واقعا درسمو میفهمم بلطف خدا
یا حسین شهید
التماس دعا
آیا دوران این حقه بازیها و کارهای خلاف نگذشته است؟ آنهایی که به این ترتیب فرصت تحصیل پیدا می کنند فردا که این ............. از وزارت علوم رفتند چه خواهند کرد؟
الان وضع دانشجویان دکتری خیلی خرابه حتی فارغ التحصیل های بعضی رشته ها مثل علوم پایه به سختی جایی جذب میشن، اصلاً فکری به حال این همه دکتر کردن؟ به قول شاعر:
...
ملك ایران سرزمین دكتران
اینقدر دكتر نباشد در جهان
شهر دكتر، كوچه دكتر، باغ هم
كبك دكتر، فنچ دكتر، زاغ هم
عابران هر خیابان دكترند
دانههای برف و باران دكترند
هم وزیران هم مدیران دكترند
بیشتر از نصف ایران دكترند
هركه پستی دارد اینجا دكتر است
دیپلم ردیست، اما دكتر است...
جالب بود
تمام دانشگاه های معتبر دنیا فقط از طریق مصاحبه و بررسی سوابق دانشجو میگیرن حالا یکی پیدا شده و چند ماه دوتا کتاب خونده و اومده آزمون رو خوب شده دلیلی بر این نیست که لایق ورود به هر دانشگاهی باشه.
باید تاثیر 90% مصاحبه باشه و 10% برای آزمون
من استاد یکی ار دانشگاههای کشور هستم و دوست دارم دانشجویی که در دوره دکترا با من کار می کند در تعدادی موضوع خاص که فقط بنده می توانم تعیین کنم تخصص و دانش قوی داشته باشد و گرنه نه تنها نمی تواند با من همراهی و همکاری کند که حتی باعث تلف شدن وقت من هم می شود. به این دلیل اگر کسی رتبه اول کنکور هم باشد (که اکیدا به معنای توانایی علمی اش نیست ) اگر شرایط علمی مد نظر بنده را نداشته باشد قبولش نمی کنم و اگر هم به زور تحمیل شود همان ترم اول یک امتحان با کیفیت می گیرم تا اخراج شده برود رد کارش. متاسفانه شما با فلسفه دوره دکترا بیگانه هستید, هیچ جای دنیا برای دکترا کنکور برگزار نمی شود مسئولین بهتر است اگر می خواهند عدالت اجرا کنند ببینند کشورهای پیشرفته و دانشگاههای مهم دنیا چه راهی پیش گرفته اند دقیقا از همان راه بروند تا در چاه نیفتند. اینها هر اندازه هم بخواهند استاد را محدود کنند بالاخره تصمیم گیرنده نهایی استاد است و نه کارمندان سازمان سنجش با نویسندگان سایت تابناک.
آقا من خودم دانشجوی دکتری دانشگاه تهرانم، از اونایی هم هستم که از طریق امتحانات خود دانشگاه ها قبول شدم، دو سال هم توی مصاحبه رد شدم و سال سوم قبول شدم.
مشکلی که شیوه قبلی داشت این بود که اولاً امتحان هیچ منابع یا حداقل های مشخصی نداشت و اساتید گاهی از یک کاری که یک دانشجویی برای کلاسشان انجام داده بود سوال می دادند و دوم اینکه مصاحبه ها اصلا شفاف نبود و به میزان زیادی به آشنایی اساتید با دانشجوها و گرایشات سیاسی دانشجوها وابسته بود و اینها به شدت بی عدالتی به بار می آورد. ما باید اون نقص ها رو برطرف می کردیم، نه اینکه بزنیم کل اون رویه رو داغون کنیم، باید همه رویه ها، چه امتحان کتبی و چه مصاحبه شفاف می شد تا اگر کسی اعتراض داشت چند تا داور از بیرون بتونن قضیه رو بررسی کنن. ولی امتحان متمرکز سازمان سنجش اصلا عدالت رو برقرار نمی کنه، شما بیایید ببینید چطور سعی کردن دانشجوهای غیراسلامی به زعم خودشون رو از قبولی برای دکتری حذف کنن، اگه قبلا فقط خود اساتید دانشکده ها خیلی دخالت می کردن این دفعه چند جا دست به دست هم دادن گزینش می کنن، شک نداشته باشید که این دفعه وضعیت علمی به مراتب کمتر در قبولی دخالت داره تا مسائل و گزینش های سیاسی مخصوصا در رشته های علوم انسانی. شما بیایید سطح علمی آدمهایی که توی به خصوص این دو سال اخیر قبول شدن رو بررسی کنید. تعدادی از آنها هم تبدیل بورسیه خارج به داخل هستن ولی به خدا قسم سطحشون حتی پایین تر از همکلاسی های خودشون هست، واقعا بیایید یه آزمونی برگزار کنید بین این تبدیل بورسیه های خارج به داخل با افراد هم کلاس خودشون، اصلا نمی خواد کار خاصی بکنید بیایید سطح دانش زبان انگلیسی اینا رو با بقیه مقایسه کنید ببینید اینا اولین شرط بورسیه بودن رو دارن یا نه. من قسم می خورم ندارن. خیلی های دیگه هستن وزارت محترم علوم و سازمان سنجش اینطور به دانشکده ها حقنه می کنن و خوب قاعدتا به جاش حق اونایی که به لحاظ علمی حقشونه ولی حضرات به هر دلیل واهی، اعم از اینکه آقازاده نیستن، پول ندارن تا بی پولی دانشگاه ها رو تأمین کنن، به زعم اونا اسلامشون ضعیفه و هزار دلیل مسخره دیگه حقشون نمی دونن، خورده می شه. تا زمانی هم که دست دانشگاه ها بود تک تکی حق افراد خورده می شد حالا دست سازمان سنجش درد نکنه یه باره حق چند صد نفر رو می خوره، تا زمانی که دست دانشگاه ها بود شما می تونستید به وزارت اعتراض کنید حالا که دست سازمان سنجشه برید اینقد وایسید جلوی درش تا علف زیر پاتون سبز بشه هیچکی جوابگو نیست.
معیار در پذیرش دانشجوی دکتری تفاوت بنیادین با لیسانس دارد اینجا توانایی دانشجو در حفظ کردن برخی جملات کتابها معیار نیست. اینجا توان علمی دانشجو در ربط دادن مسائل متفاوت به هم و ارائه راهکاری مناسب جهت تجزیه و تحلیل یک مسئله علمی مهم است این را نمیتوان با کنکور به دست آورد اینجا توانایی دانشجو باید در عمل و در یک درگیری علمی با استاد مشخص شود. چرا فکر میکنید تافته جدابافته ای هستید و باید هربار تجربه ای را که دیگران تکرار کرده اند با هزینه بسیار گزاف تکرار کنید. کسی که از کتبی کردن امتحان میگوید فلسفه دوره دکتری را اشتباه فهمیده و دوم که خیلی بدتر است با این نوشتار طوری وانمود کرده که تمام اساتید این کشور یک باند مافیایی هستند که تنها به میل خود عمل میکنند. تا کی میخواهید تخم نفاق را در بین اقشار مختلف جامعه بپاشید؟ این حرفها همه از اینجا ناشی میشود که دولتی که هیچ نمره قبولی در کارنامه خود ندارد هی سعی میکند با توپیدن به اقشار مختلف و ایجاد تنش های متفاوت هر بار برای چند روز هم شده حواس اوام را از سوء مدیریت خود پرت کند این میشود که یک روز بازاری دشمن است و کاسب باید زندانی شود یک روز روزنامه نگار روز دیگر مجلس یک روز جامعه دانشگاهی و...
اینها همه از بخشنامه ای بودن مملکت سرچشمه میگیرد والا تمام کسانیکه یک ماه از دوره دکتری شان گذشته به اتفاق میگویند که ظرفیت در تعادل با نیاز نیست و یک جو و رقابت کاذب ایجاد شده که موجب سوختن سرمایه انسانی این مملکت است.
عدالت آموزشی در دکتری برگزاری آزمون به سبک سازمان سنجش نیست!!! آقای وزیر آقایان در وزارت علوم خواهش می کنم بفهمید اینو!!! اینقدر با سرنوشت علمی کشور بازی نکنید!!! فقط کافی است آقایان در وزارت علوم سابقه تحصیل خود را منتشر کنند تا ببینید که چه کسانی دم از عدالت آموزشی می زنند.
با این آزمون بی پایه تان تکثر دانشجویان مستعد در حال خروج از کشورند. اساتید گیج و سرخورده اند و دانشگاه هها مانده اند با خیلی از دانشجویان تحمیل شده
به نظر من وجود مصاحبه الزامی است حتی باید تاثیر آن را بیشتر کنند. چون یک نفر تنها با 3 ماه خوندن میتواند رتبه خوبی توی کنکور بی آورد
خوب کاری کردند. پذیرش دانشجوی دکترا با کنکور خیلی ضایع است.
در این مملکت دکترا را برای کار علمی نمی خواهند بیشتر برای رفتن به مجلس وگرفتن شغلهای سطخ بالا که ......................... میخواهند پس نگران پایین امدن سطح علمی ان نباشید
این روشی است برای گزینش افراد خاص تا دیگه نگران قلابی بودن مدرکشون نباشند/
اول مشخص کنید ایا این گزارش از طرف تابناک است یا وزارت علوم. در ثانی کدام دانشگاه است که نخواهد بهترین ها را برای خود بگیرد؟لابد دانشگاهها چیزی دیده اند که به ورودی های آزمون بی اعتماد شده اند. باید وزارتخانه تلاش کند آزمون را به صورتی برگزار کند که خروجی آن مورد قبول همه باشد.
از این دولت و دکتر رهبر انتضاری غیر از این دارید. سال اخر دولت میخواهند رفقایشان را وارد دکتر کنند.
من معاون آموزشی یکی از دانشکده های دانشگاه تهران هستم. برادر و خواهر گرامی، همیشه روال این است که افرادی که قبول نمی شوند، می گویند ما را رد کردند و افرادی که پذیرفته می شوند، می گویند حق مان بود و قبول شدیم. در این معرکه با توجه به ظرفیت کم دوره های دکتری تعداد و صدای افرادی که قبول نمی شوند، بسیار بسیار بیشتر است. اگر مسئولین محترم سیاستگذاری علمی کشور و شما تابناک عزیز برنامه ریزی علمی خود را تعطیل کرده و به دنبال جلب رضایت مردودشوندگان هستید، که وای بر ما. تنها راه رضایت این عزیزان پذیرش همه آنها در دانشگاه، آن هم دانشگاه تهران است. در غیر این صورت باز هم مخالف خوهید داشت! ولی اگر می خواهد روش علمی و منطقی و عادلانه را که منجر به توسعه علمی کشور می شود، دنبال کنید. بهتر است به این موضوع واقعی تر بیندیشید.
آقا جان من تو مصاحبه اون دانشگاه شرکت کردم. همش خالی بندیه. هر کیو بخوان می گیرن. شما هنوز نفهمیدین بند پ یعنی چی؟ دانشجوی تازه فارغالتحصیل شده مقالش کجا بوده. اصلا مگه قراره دانشجوی فوق لیسانس مقاله بده. نه عزیز من مقاله رو دانشجوی دکتر میده. من تو دوره دکترایی که در دانشگاه دیگری پذیرفته شدم تا کنون 15 مقاله آی اس آی با ایمپکت فکتور میانگین 2 چاپ کردم. اونایی که حرف من رو گرفتن می فهمن مشکل از کجاست. موفق باشی تابی جون. یا حق
15 تا مقاله ي ISI ؟ :))))))))))) آقا يه كلاس خصوصي بذار ما هم بيايم ياد بگيريم چطور ميشه با سرعت نور مقاله داد
دوست عزیز شما این 15 تا مقاله رو تو چند سال دادی؟ فرض بر اینکه شما 3 سال دانشجوی دکترا بوده باشی، یعنی از اول شروع دوره دکترا، هر سال 5 مقاله ISI داشتی ! این نشون میده شما نه تنها دانشجوی دکترا نیستی بلکه اصلاً نمیدونی دکترا چیه !!!!! شما فکر کردی خوانندگان نمی دونن مقاله ISI چیه و ارائه و پذیرش هر مقاله چه قدر زمان نیاز داره؟
ارشد مقاله نده!!چه مسخره!!!! پس دوره ارشد بايد مثل كارشناسي فقط بشينه پا منبر؟؟؟ بعد تفاوتش چيه؟؟
تو دوران ارشدت پارو نزدی، دلیل نمیشه همه مثل تو بوده باشن. برو پارتو بزن غرق نشی یه وقت نابغه
خالی بندی تو محیط مجازی که سخت نیست اصلا
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.