در تاریخ پر فراز و نشیب ایران با رویدادهای مهم گوناگونی برخورد می کنیم.یکی از این وقایع بروز اولین جنگ جهانی در سه هزار و نهصد سال پیش می باشد. می دانیم که ایران دارای تاریخ بسیار طولانی می باشد. بخشی از این تاریخ را در اسناد کهن و نیز شاهنامه ی حکیم فردوسی می توانیم بیابیم. یکی از این رویدادها که آثار باز مانده از دوران کهن نیز وجود ان را تایید می کند؛ پیدایش یک جنگ تمام عیار بین ایران و همه ی قدرت های بزرگ و کوچک در زمانی بسیار قدیم می باشد. که شاید بتوان گفت آن نخستین جنگ جهانی اول در دنیا بوده است.
البته آنچه امروزه از  نام جنگ جهانی اول به عموم اذهان تبادر م‍ی کند،جنگ بزرگی است که در سال 1914 میلادی در اروپا به وجود آمد.
ولی باید دانست که کمابیش در چهار هزار سال پیش جنگ فراگیر و گسترده ای بر روی کره زمین انجام گرفت که یک طرف آن کشور ما ایران و طرف دیگر تقریبا همه قدرت های جهانی زمان بودند.آن جنگ در آغاز پادشاهی کی خسرو بود. امروزه با پژوهش های دقیق تاریخی و نیز با استفاده از نشانه‌های جغرافیایی و زمین شناسی و دقت در اسناد کهن می توانیم تاریخ ایران را دقیق تر داشته باشیم. و از جمله می‌ دانیم زمان پادشاهی کی خسرودر حدود سه هزار و نهصد سال پیش بوده است. چرا که  قویترین نظریه در خصوص زمان پیدایش زرتشت  3750 سال پیش می باشد. و کیخسرو اندکی پیشتر از زرتشت بوده است.   در آن زمان همه ی کشورها وقدرت های بزرگ و کوچک که در راس آنان توران (این عمو زادگان خودمان)  -
 حضور داشت یک اتحاد و پیمان شوم در مقابل ایران به وجود آوردند.  این اتحاد دشمنان علیه ایران در شاهنامه این گونه مورد اشاره قرار گرفته است:
جهانی بر این گونه کرد انجمن                   به آورد از آن رزم خویشتن
                        
در آن اتحاد گسترده نام کشورهای توران ،هند،چین،سقلاب،روم و ... دیده می شد:
کشانی و شگنی و سقلاب وهند           چغانی و رومی و وهری و سند
ولی در سوی دیگر نبرد، ایران هم چون همیشه تاریخ، تنها و بر حق و با تکیه بر تاب و توان خود بود.
دشمن چندین  برابر ایرانیان بود. بنا به اسنادی حتی تا سیصد! برابر هم استنباط میشود.
شاید بشود نام  این جنگ را هماون گذاشت.به دلیل اینکه این جنگ در نزدیکی کوهی به همین نام روی داد و نیز این کوه هماون مدتی نیز محل استقرار و موضع سپاه ایران بوده است.کوه هماون در شمال شرقی ایران است.
چگونگی شروع جنگ :
در پی کشته شدن سیاوش در توران،ایرانیان برای تنبیه و مجازات مرتکبین، اقدام به گسیل نیرو به فرماندهی توس می نمایند.افراسیاب نیز سپاه خود را به فرماندهی پیران ویسه به مقابله با ارتش اعزامی ایران می فرستد.
دو سپاه در منطقه هماون درگیر شدند و به دلیل فزونی تعداد نیروهای تورانی ، ایرانیان به کوه هماون رفته و در آنجا موضع می گیرند.سپاه توران موفق می شود که ایرانیان را به محاصره در آورد.خبر این ناکامی اولیه به کی خسرو پادشاه ایران می رسد.
پادشاه ایران متوجه وخامت اوضاع می شود.او می داند در صورتی که تورانیان بتوانند بر سپاه ایران چیره شوند چه خطر بزرگی استقلال و تمامیت ارضی ایران را تهدید می کند.بنابراین با فراخوان رئیس و اعضای شورای اداره کننده ی کشور وارد شور می شوند :
وز آن پس که آمد به خسرو خبر              که:پیران شد از رزم پیروزگر
بفرمود تا رستم پیلتن                           خرامد به درگاه، با انجمن
تصمیم شورا این می شود که ایران همه ی نیروی  کشور را به کار گیرد و با همه ی توان وارد جنگ شود.فرماندهی کل عملیات به رستم دستان سپرده می شود.آنان به رستم می گویند :
برو با دل شاد و رای درست                 نشاید گرفتن چنین کار سست
رستم نیز در نخستین گام یک سپاه به فرماندهی فریبرز و با ماموریت الحاق(پیوستن) به نیروهای زیر فرمان توس در کوه هماون گسیل می دارد :
فریبرز را گفت : برکش پگاه                سپاه اندر آور به پیش سپاه
افراسیاب با آگاهی از اقدامات جدید و جدی ایران برای رسیدن به هدف خود که نابودی ایران است ،ضمن اینکه همه نیرو و توان و امکانات توران را بکار گرفته است دست نیاز را به سوی همه ی کشورها  و دولت ها و شبه دولت ها دراز می کند و با خیلی ها پیمان یگانگی و شراکت در دست آوردهای جنگ با ایران می بندد و آن کشورها نیز به امید پیروزی بر ایران وارد جنگ میشوند.به زودی پای همه به معرکه ی این نخستین جنگ جهانی کشیده شد و نیروهای فراوانی از هر سو به منطقه عملیاتی روی آوردند.
چنان نیرو از سراسر جهان در مقابل ایران گرد آمد که رستم وقتی به منطقه می رسد و بر یک بلندی می رود تا اوضاع را مشاهده کند،از آن همه سرباز جنگی و جنگ افزار سخت دچار شگفتی می شود:
بشد پهلوان تا سر تیغ کوه                  به دیدار خاقان و توران گروه
سپه دید چندان که دریای روم             از ایشان نمودی چو یک مهره موم بر آن کوهسر،ماند رستم شگفت           به برگشتن، اندیشه اندر گرفت
رستم سران و فرماندهان ایران را گرد می آورد و برای آنان سخن رانی می کند و به آنان می گوید که زیادی نیروی دشمن دلیل قطعی پیروزی آنان نمی تواند باشد.با شرافت ایرانی و پایمردی تمام بجنگید.اگر ما زنده باشیم و دشمن به خاک ایران گزند برساند ما مرده ایم و اگر کشته شویم ولی از ایران دفاع کرده باشیم زنده ایم:
 همه سر به سر تن به کشتن دهیم          از آن به که کشور به دشمن دهیم
 فراوان سپه دیده ام ، پیش از این         ندیدم که لشکر بود بیش از این
 ز چینی و شگنی و از هندوی            ز سقلاب و هری  و از پهلوی
 از انبوه ایشان مدارید باک                 زدریا به ابر اندر آرید خاک
به هر روی مرحله ی نهایی جنگ شروع می شود و چهل روز هم طول می کشد وبا پایداری و پایمردی سرسختانه ایرانیان و فرماندهی خوب و درایت و رهبری کی خسرو  و پشتیبانی ملت و یگانگی و یک دلی، ایران پیروز جنگ می شود.این نبرد بزرگ در واقع نخستین جنگ جهانی بود.
آنچه سپس ها در سده ی بیستم میلادی به عنوان جنگ بزرگ روی داد و به جنگ جهانی اول معروف شد سه هزار و نهصد سال پس از نبرد جهانی هماون می باشد.ازقضای روزگار هردو جنگ نیز به دلیل (یا بهانه ی ) کشته شدن یک شاهزاده شروع شده است.می دانیم که جنگ جهانی سال 1914 میلادی در پی قتل آرشیدوک فردیناند ولیعهد اتریش شروع شد .
دیدیم که نبرد هماون که به راستی جنگ اول جهانی است نیز پس از کشته شدن سیاوش فرزند پادشاه ایران آغازگشت . نبردجهانی هماون مدت هفت ماه به طول انجامید.
فرستنده: محمد رسولی- حقوقدان و شاهنامه پژوه
* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین