صبح ۲۹ اسفندماه سال گذشته مردی با مراجعه به دادسرای بلوار ابوذر تهران از 2 زورگیر خشن که وی را بشدت کتک زده و پول هایش
به گزارش وطن امروز، را به سرقت برده بودند، شکایت کرد. وی به بازپرس پرونده گفت: من در یافت آباد نمایشگاه مبل دارم. دیشب ساعت ۱۰ از محل کار با خودرویم راهی خانه شدم. ساعت ۱۱ شب به خانه رسیدم و با ریموت در پارکینگ را باز کردم. وقتی وارد پارکینگ شدم، احساس کردم کسی به صورت مخفیانه پشت سر من وارد پارکینگ شد. خودرویم را خاموش کردم و می خواستم سر و گوشی به آب بدهم که 2 مرد جوان که دست یکی از آنها قمه و دست دیگری شیشه شکسته بود را روبه رویم دیدم. آنان تهدید کردند تا کیف دستی ام را بدهم وگرنه مرا خواهند کشت. خیلی ترسیده بودم و از سویی داخل کیفم به جز چند میلیون پول، مدارک مهمی نیز وجود داشت که من نگران به سرقت رفتن آنها بودم.
وی در ادامه افزود: ابتدا قصد مقاومت داشتم ولی هنگامی که آن 2جوان تبهکار مرا زیر باد کتک گرفتند و بدون هیچ رحمی مرا زخمی کردند چاره ای جز تحویل دادن کیف نداشتم. پس از فرار دزدان آنقدر حالم بد بود که تا صبح داخل خودرویم خوابیدم و امروز با صدای زنگ موبایل بیدار شدم و متوجه شدم زورگیران از حسابم 3 میلیون تومان پول برداشت کرده اند. خیلی تعجب کردم، چرا که آنها رمز عابربانک های مرا نداشتند و بدون رمز چگونه توانسته بودند از حسابم پول بردارند!
با ادعای این مرد بازپرس به تیمی از ماموران دستور داد برای دستگیری دزدان وارد عمل شوند. کارآگاهان تجسس های میدانی خود را برای شناسایی آنان آغاز کردند و با توجه به درگیری مرد مبل فروش با زورگیران با انجام چهره نگاری موفق به ترسیم چهره فرضی آنان شدند.
در ادامه مرد مبل فروش که همچنان در شوک آن شب بود در بازجویی های کارآگاهان گفت: من به خاطر شرایط کاری رمز های عابربانکم را فقط در اختیار منشی ام که «پرستو» نام دارد، قرار داده بودم و به وی مشکوک هستم، چرا که چند روز پیش به خاطر مشکلات مالی که برایم به وجود آورد، وی را از نمایشگاه اخراج کردم و وی پیش از رفتن مرا تهدید کرد این کار مرا تلافی خواهد کرد و با این اتفاق مطمئنم وی در این دزدی نقش داشته است. با ادعاهای این مرد کارآگاهان ساعت 2 ظهر ۲۶ فروردین ماه پرستو را دستگیر کردند و تحت بازجوی گرفتند که وی با تناقض گویی قصد فریب پلیس را داشت اما وقتی با مدارک و دلایل کارآگاهان که نشان می داد وی در طراحی نقشه زورگیری نقش داشته است روبه رو شد، به اجیر کردن 2 مرد زورگیر آشنا اعتراف کرد.
وی گفت: مدت زیادی به عنوان منشی در نمایشگاه مبل کار می کردم تا اینکه «حسام» به دلیل نامعلومی مرا از آنجا اخراج کرد و حتی پس از اخراج حق و حقوق عقب افتاده مرا نداد. چندین بار با مادرم به نمایشگاهش رفتیم و خواستم بدهکاری هایش را بپردازد ولی وی قبول نمی کرد و ادعا داشت همه حقوق مرا تاکنون پرداخت کرده است. پس از آنکه وی پولم را نداد به دنبال گرفتن انتقام از حسام بودم تا اینکه چند روز پیش به همراه دوستم «مینا» ماجرا را برای خواستگارم «پرویز» شرح دادم و تصمیم گرفتیم 2 زورگیر را اجیر کنیم و از صاحب نمایشگاه انتقام بگیریم. پرویز از طریق دوستش با 2 زورگیر ارتباط گرفت و من همه مشخصات حسام را در اختیارشان گذاشتم.
دخترجوان با چشمانی گریان ادامه داد: من فقط می خواستم زهرچشم از این مرد بگیرم تا به طلبم برسم بنابراین وقتی زورگیران کیفش را سرقت کردند، رمز عابر بانک وی را که می دانستم در اختیارشان قرار دادم. با اعتراف پرستو، ماموران برای دستگیری پرویز و مینا وارد عمل شدند و در 2 عملیات همزمان و ضربتی موفق به دستگیری آنان شدند.
پرویز در جریان بازجویی با اعتراف به اجیر کردن 2 زورگیر به نام های «حسین» و «علی» به کارآگاهان گفت: وقتی پرستو موضوع را برای من تعریف کرد، خیلی ناراحت شدم و این نقشه را طراحی کردیم و من به دنبال کسانی می گشتم تا بتوانند این مرد را ادب کنند بنابراین با 2 تن از بچه محل هایم که یکه بزن محل بودند قرار گذاشتم و ماجرا را برایشان تعریف کردم و اطلاعات لازم را در اختیارشان قرار دادم و از آنان خواستم مرد مبل فروش را زیر باد کتک بگیرند تا ادب شود سپس با راهنمایی پرستو خانه مرد نمایشگاه دار را به آنان نشان دادیم و شب بعد بچه محل هایم آنجا رفتند و نقشه را به اجرا در آوردند و برای این کارشان 2 میلیون به آنان دادم.
وی در ادامه افزود: فکر نمی کردیم به این زودی دستگیر شویم و اگر پرستو به دست داشتن در این نقشه اعتراف نمی کرد شاید هیچگاه دستگیر نمی شدیم و من به خاطر وی دست به این کار زدم و هدفمان ادب کردن این مرد بود و گرفتن حق و حقوق پرستو!
با اعترافات پرویز کارآگاهان با به دست آوردن سرنخ هایی، مخفیگاه حسین و علی را در منطقه شادآباد شناسایی کرده و با انجام تعقیب و مراقبت های شبانه روزی موفق به دستگیری آنان شدند و در بازرسی از مخفیگاهشان موفق به یافتن چندین قمه و عابربانک متعلق به سایر طعمه هایشان شدند
به گزارش وطن امروز، را به سرقت برده بودند، شکایت کرد. وی به بازپرس پرونده گفت: من در یافت آباد نمایشگاه مبل دارم. دیشب ساعت ۱۰ از محل کار با خودرویم راهی خانه شدم. ساعت ۱۱ شب به خانه رسیدم و با ریموت در پارکینگ را باز کردم. وقتی وارد پارکینگ شدم، احساس کردم کسی به صورت مخفیانه پشت سر من وارد پارکینگ شد. خودرویم را خاموش کردم و می خواستم سر و گوشی به آب بدهم که 2 مرد جوان که دست یکی از آنها قمه و دست دیگری شیشه شکسته بود را روبه رویم دیدم. آنان تهدید کردند تا کیف دستی ام را بدهم وگرنه مرا خواهند کشت. خیلی ترسیده بودم و از سویی داخل کیفم به جز چند میلیون پول، مدارک مهمی نیز وجود داشت که من نگران به سرقت رفتن آنها بودم.
وی در ادامه افزود: ابتدا قصد مقاومت داشتم ولی هنگامی که آن 2جوان تبهکار مرا زیر باد کتک گرفتند و بدون هیچ رحمی مرا زخمی کردند چاره ای جز تحویل دادن کیف نداشتم. پس از فرار دزدان آنقدر حالم بد بود که تا صبح داخل خودرویم خوابیدم و امروز با صدای زنگ موبایل بیدار شدم و متوجه شدم زورگیران از حسابم 3 میلیون تومان پول برداشت کرده اند. خیلی تعجب کردم، چرا که آنها رمز عابربانک های مرا نداشتند و بدون رمز چگونه توانسته بودند از حسابم پول بردارند!
با ادعای این مرد بازپرس به تیمی از ماموران دستور داد برای دستگیری دزدان وارد عمل شوند. کارآگاهان تجسس های میدانی خود را برای شناسایی آنان آغاز کردند و با توجه به درگیری مرد مبل فروش با زورگیران با انجام چهره نگاری موفق به ترسیم چهره فرضی آنان شدند.
در ادامه مرد مبل فروش که همچنان در شوک آن شب بود در بازجویی های کارآگاهان گفت: من به خاطر شرایط کاری رمز های عابربانکم را فقط در اختیار منشی ام که «پرستو» نام دارد، قرار داده بودم و به وی مشکوک هستم، چرا که چند روز پیش به خاطر مشکلات مالی که برایم به وجود آورد، وی را از نمایشگاه اخراج کردم و وی پیش از رفتن مرا تهدید کرد این کار مرا تلافی خواهد کرد و با این اتفاق مطمئنم وی در این دزدی نقش داشته است. با ادعاهای این مرد کارآگاهان ساعت 2 ظهر ۲۶ فروردین ماه پرستو را دستگیر کردند و تحت بازجوی گرفتند که وی با تناقض گویی قصد فریب پلیس را داشت اما وقتی با مدارک و دلایل کارآگاهان که نشان می داد وی در طراحی نقشه زورگیری نقش داشته است روبه رو شد، به اجیر کردن 2 مرد زورگیر آشنا اعتراف کرد.
وی گفت: مدت زیادی به عنوان منشی در نمایشگاه مبل کار می کردم تا اینکه «حسام» به دلیل نامعلومی مرا از آنجا اخراج کرد و حتی پس از اخراج حق و حقوق عقب افتاده مرا نداد. چندین بار با مادرم به نمایشگاهش رفتیم و خواستم بدهکاری هایش را بپردازد ولی وی قبول نمی کرد و ادعا داشت همه حقوق مرا تاکنون پرداخت کرده است. پس از آنکه وی پولم را نداد به دنبال گرفتن انتقام از حسام بودم تا اینکه چند روز پیش به همراه دوستم «مینا» ماجرا را برای خواستگارم «پرویز» شرح دادم و تصمیم گرفتیم 2 زورگیر را اجیر کنیم و از صاحب نمایشگاه انتقام بگیریم. پرویز از طریق دوستش با 2 زورگیر ارتباط گرفت و من همه مشخصات حسام را در اختیارشان گذاشتم.
دخترجوان با چشمانی گریان ادامه داد: من فقط می خواستم زهرچشم از این مرد بگیرم تا به طلبم برسم بنابراین وقتی زورگیران کیفش را سرقت کردند، رمز عابر بانک وی را که می دانستم در اختیارشان قرار دادم. با اعتراف پرستو، ماموران برای دستگیری پرویز و مینا وارد عمل شدند و در 2 عملیات همزمان و ضربتی موفق به دستگیری آنان شدند.
پرویز در جریان بازجویی با اعتراف به اجیر کردن 2 زورگیر به نام های «حسین» و «علی» به کارآگاهان گفت: وقتی پرستو موضوع را برای من تعریف کرد، خیلی ناراحت شدم و این نقشه را طراحی کردیم و من به دنبال کسانی می گشتم تا بتوانند این مرد را ادب کنند بنابراین با 2 تن از بچه محل هایم که یکه بزن محل بودند قرار گذاشتم و ماجرا را برایشان تعریف کردم و اطلاعات لازم را در اختیارشان قرار دادم و از آنان خواستم مرد مبل فروش را زیر باد کتک بگیرند تا ادب شود سپس با راهنمایی پرستو خانه مرد نمایشگاه دار را به آنان نشان دادیم و شب بعد بچه محل هایم آنجا رفتند و نقشه را به اجرا در آوردند و برای این کارشان 2 میلیون به آنان دادم.
وی در ادامه افزود: فکر نمی کردیم به این زودی دستگیر شویم و اگر پرستو به دست داشتن در این نقشه اعتراف نمی کرد شاید هیچگاه دستگیر نمی شدیم و من به خاطر وی دست به این کار زدم و هدفمان ادب کردن این مرد بود و گرفتن حق و حقوق پرستو!
با اعترافات پرویز کارآگاهان با به دست آوردن سرنخ هایی، مخفیگاه حسین و علی را در منطقه شادآباد شناسایی کرده و با انجام تعقیب و مراقبت های شبانه روزی موفق به دستگیری آنان شدند و در بازرسی از مخفیگاهشان موفق به یافتن چندین قمه و عابربانک متعلق به سایر طعمه هایشان شدند