عامل کلیدی لغو کنسرتهای موسیقی
یک خواننده برای یک اجرا چند مجوز باید بگیرد؟!
لغو کنسرتهای محمدرضا لطفی در بابلسر و در چند شهر خوزستان، لغو کنسرتهای محسن یگانه، لغو کنسرت علیرضا قربانی و علی قمصری در مشهد، لغو اجرای گروه موسیقی محلی لیان در بوشهر و لغو کنسرت دونوازی حسین علیزاده و پژمان حدادی، مشتی از نمونه خروار اجراهای زندهای است که در زمانی نه چندان دور به سرنوشتی مشابه دچار گشته و یک به یک لغو شده و مسئول بیشتر اینها نیز نهادهایی به جز وزارت فرهنگ و ارشاد بودهاند.

به گزارش «تابناک»، با برگزاری کنسرت همایون شجریان، تقریباً و نزدیک به همه کنسرتهای مهم به پایان رسیده و کمتر اجرای زندهای پیش روی مانده و دوباره اهالی موسیقی چشم انتظار تا زمینه برگزاری کنسرتهای تازه فراهم شود. مهمترین چالش برگزاری کنسرتها که برگزاری اجراهای زنده موسیقی سنتی را نیز به دشواری گراییده، گذشتن از خان نخست و گرفتن مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد است؛ فرصتی که به سادگی فراهم نمیشود.
با این حال، بسیاری از کنسرتهای موسیقی از این خان میگذرند و به رغم دریافت مجوز برگزاری از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد، هیچگاه برگزار نمیشود؛ این مصیبتی است که سالها اهالی موسیقی گرفتارش هستند و پس از آنکه مجوز برگزاری اجراهای زنده را از متولی فرهنگ کشور میگیرند، لغو میشوند و موسیقیدانان رنگ صحنه را نمیبینند و این از همان اتفاقاتی است که به هیچ عنوان نمیتوان پذیرفت.
لغو کنسرتهای محمدرضا لطفی در بابلسر و در چند شهر خوزستان، لغو کنسرتهای محسن یگانه، لغو کنسرت علیرضا قربانی و علی قمصری در مشهد، لغو اجرای گروه موسیقی محلی لیان در بوشهر و لغو کنسرت دونوازی حسین علیزاده و پژمان حدادی مشتی از نمونه خروار اجراهای زندهای است که در زمانی نه چندان دور به سرنوشتی مشابه دچار گشته و یک به یک لغو شده و مسئول بیشتر این رویدادها نیز نهادهایی به جز وزارت فرهنگ و ادارات ارشاد استانها بوده اند.

ریشه لغو این کنسرتها را میتوان در بروکراسی سنگین و تعدد متولیانی یافت که باید برای برگزاری یک برنامه فرهنگی یا هر برنامه جمعی دیگر، مجوز صادر کنند. اداره اماکن، شهرداری و بعضاً یک نهاد فرهنگی دیگر، از معمولترین حوزههایی هستند که پس از گرفتن مجوز اجرای زنده از ارشاد، میبایست مجوزشان را اخذ کرد تا بتوان کنسرت برگزار کرد و این هماهنگیها بر عهده موسیقیدان است و در واقع اگر اساتید برجسته موسیقی نظیر علیزاده، ناظری، لطفی، درخشان، کلهر و... بخواهند کنسرتی برگزار کنند، میبایست به اداره اماکن رفته و درخواست کنند تا مجوز این نهادها برای اجرای برنامهشان صادر شود.
اینچنین است که یا قید برگزاری کنسرت را میزنند یا امتیاز برگزاری کنسرتشان مشروط به گرفتن سریع مجوز اجرا را به شرکتهایی واگذار میکنند که هرچند این شرکتها به گونه جالبی میتوانند پیاپی محور دریافت مجوز اکران شوند، سرانجام این شرکتهای واسطه، اجراهای زنده را با چنان کیفیت پایینی سازماندهی و برگزار میکنند که از جانبی دیگر به اعتبار اساتید برجسته موسیقی به ویژه در حوزه موسیقی سنتی ایران ثلمه وارد میآید و البته سایه واسطههای غیرمتخصص را در موسیقی ایران سنگینتر از پیش میسازد.
هرچند گرفتن برخی از این مجوزها، نظیر مجوز اداره اماکن برای تأمین امنیت کنسرتها ضروری است، برخی مجوزهای دیگر اساساً هیچ کارکردی ندارد و تنها باعث چند متولیگیری شده است. مشکل آنقدر ریشهای شده که این نهادها از حیطه اختیاراتشان نیز فراتر رفته و مصداقی وارد محتوای کنسرتها میشوند و با تشکیل بخشهای فرهنگی، روی کنسرتی که وزارت فرهنگ و ارشاد برای شعرها و موسیقیهایش مجوز صادر کرده، کارشناسی نموده و برای صدور مجوز نظر کارشناسی میدهند؛ این رویداد از ثمرات عدم برخورداری وزارت فرهنگ و ارشاد در چند دوره اخیر از اقتدار در تصمیم گیری و اجرا بوده است.
در اینجا باید گفت، کافی بود پس از لغو یک کنسرت موسیقی سنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد، با استاندارِ استان میزبان این کنسرت تماس میگرفت و خواستار برگزاری کنسرت به هر قیمتی میشد و در صورت خودداری استاندار، کار را به ریاست جمهوری میکشاند و برای «لغو سلیقهای» یک برنامه فرهنگی که «مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد را دریافت کرده» از سوی نهادهایی به جز این نهاد هزینه ایجاد میکرد تا دیگر این لغوها صورت نمیپذیرفت و امنیت شغلی در این حوزه تأمین میشد، ولی دریغا که مسئولان محترم فرهنگی عمدتاً پهلوان کلامی هستند تا مرد میدانهای سخت و در چنین چالشهایی، ترجیح میدهند با سکوت از کنار ماجرا بگذرند و حق اهالی فرهنگ این مملکت به سادگی تضییع شود.
حال که چنین اقتداری نیست، دستکم میتوان از وزیر فرهنگ و ارشاد دولت آینده متوقع بود که برای تجمیع مجوزهای برنامههای فرهنگی در وزارت تابعهاش طرحی پیاده کند و خود مجوزهای نهادهای گوناگون را برای یک برنامه فرهنگی بگیرد و در واقع در ضمیمه مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد برای برگزاری یک کنسرت یا هر برنامه فرهنگی دیگر، مجوزهای نهادهای دیگر نیز باشد؛ اتفاقی که برای گرفتن مجوز بسیاری از فعالیتها و راهاندازی برخی نهادهای فرهنگی رخ داده و بیشتر مجوزها و استعلامها توسط خود وزارت فرهنگ و ارشاد داده میشود. شاید چنین یکپارچگی، روند دریافت مجوز برخی کنسرتها را تا ساعتی پیش از اجرا کش ندهد و لغو کنسرتها را نیز به پایینترین حد آورد.
این «شاید» از آن جهت گفته شد که افزون بر این چند متولیگری و خوداجتهادی هر نهاد برای صدور مجوز اجرا برای کنسرتِ دارای مجوز از ارشاد، برخی اشخاص بدون مسئولیت رسمی در تصمیمگیری برای اجرا شدن یا نشدن برنامههای موسیقیایی نیز نقش کارآمدی در برگزار کردن یا نکردن برنامههای فرهنگی دارند و چه بسا این مشکلات اساسی نیز رفع شود و به یکباره با یک تلفن چهرهای به اصطلاح نگران اعتقادات مردم، باز هم مجوز برنامههای فرهنگی و به ویژه موسیقیایی لغو شود؛ نگاهی که در دهههای اخیر مانع فعالیتهای فرهنگی دیگر نظیر توسعه فعالیتهای سینمایی در برخی شهرها نیز بوده است!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
تمامی اینها از ضعف مدیریت در بخش فرهنگ و هنر کشور ناشی میشود
از کلمه سلیقه ای بسیار بجا استفاده شد. برخی مسولان طبق مزه دهن خود وشرایط و فرهنگ خودشون عمل میکنند در حالی که در پست های اجرایی به شدت قانون گرایی مهمتره قانون بسیار فراتر از عقاید شخصی است اگر قانون طبق همه سلایق یک ملت وضع شده باشد تبعیت از آن باعث رشد ملت تو همه زمینه هاست و در نهایت رضایتمندی مردم که به دنبال آن امید به زندگی بالا را خواهد داشت را دنبال خواهد کرد
بخدا من با صدای ساز یاحقی ونوای عاشقانه تار شهناز به خدا میرسم ودر عبادات خود جدی تر میشوم .موسیقی اصیل ایرانی را از مردم دریغ کردیم واین موجب گردید جوانان ما به موسیقی های بی ریشه ومبتذل رو بیاورند
تاسف بار است، باید زار زارگریست
اينهارو لغو ميكنن كه مردم برن بشينن پاي اهنگ هاي لوس انجلسي ماهواره اي جديد ومسخره
سطح سلیقه موسیقای مردم رو باید به سمت موسیقی فاخر میل دهیم و این کار جز با شنیده شدن موسیقی فاخر ممکن نیست
در كجاي دنيا برگزاري كنسرت نياز به مجوز دارد لطفا آن را بگوييد تا ما هم بدانيم كه از دنيا عقب نمانده ايم !!!
فرمايشات استاد لطفي متين است ولي چندي قبل ايشان به همين انتقادات استاد شجريان نسبت به مشكلات كار موسيقي سنتي در ايران بسيار خرده گرفتند !
خوب تا امارات و آنتالیا و اربیل هست چرا ایران؟
وقتی نوای خوش قران کریم برای شنیدن و لذت بردن وجود دارد چرا انسان باید وقت پر ارزش خود را صرف شنیدن چیز دیگر کند.
یا علی
ایشون با بیان این مطلب که به نظر بنده طنز آمیزه باعث شد ما بیشتر به عمق فاجعه ی طرز تفکر دوستان ارشاد پی ببریم
دوست عزیز این فرمایش شما خودش شعره
احسنتم اخوی
ایدکم الله
چه ربطی داره؟ شما با این حرفت شان قرآن رو در حد موسیقی پایین آوردی. موسیقی جای خودش رو داره و قرآن هم شانش بالاست و قیاس شما اساساً مغالطه است، چون این دو هم عرض نیستند
وقتی بلیط کنسرت خواننده ای که صدایی هم نداره پنجاه هزارتومنه همون بهتر که لغو بشه
پنجاه تومن پوله اخه
حافظ تو ختم كن كه هنر خود عيان شود
با مدعي نزاع و محاكا چه حاجت است
آنقدر که بی خیال شود و برود پی کارش!!!
تا وقتي كه نشان دادن آلات نعشه گي و سيخ و سنگ از صدا و سيماي آقاي ضرغامي امري شايسته و بي اشكال ميباشد و برخورد ايشان با موسيقي اين است كه ميبينيم...
انتظاره بيشتري نبايد داشت بجز اينكه روز به روز جوانان ما بسوي همان كه بيشتر نمايان است گرايش پيدا خواهند كرد!
بعد از روز ها و شاید ماه ها دوندگی در اداره ارشاد و کسب مجوز با بدبختی و هزار منت ... و فرمانداری محترم گیر می دهند ... آنها هم سی دی تمرین آن هم تصویری می خواهند ... من که دیگه بریدم ... شاید سیاست همین باشد که خستمان کنند ... خدا می داند که دیگر هیچ انرژی ندارم و...
مواردی هم بوده که تمامی مجوزها رو گرفتن ولی بازم موقع اجرا توسط چند نفر معدود از گروهی با سردادن شعار و تجمع لغو.شده.
این اختلاف سلیقه ها رو چی میگید؟
اگه ديربجنبند موسقي ايراني هم مي ره و جاش موسيقي خارجي همراه با بنگ و هروئين و ...باقي ميمانه
داده برادر جان مثل خیلی چیزای دیگه
اينايي كه تو جمله آخر رديف كردي چه ربطي به هم دارن؟
دلیل همه این مشکلات این است که مسئولان فرهنگی کشور به واقع فرهنگی نیستند و اگر دلشان به حال فرهنگ این مملکت می سوخت مبایست خودشان پیشقدم شده و این مشکلات را برطرف نمایند نه اینکه بیچاره موسیقیدان دنبال مجوز و رو زدن به این و آن باشد.
میتوان از وزیر فرهنگ و ارشاد دولت آینده متوقع بود...............................
این حرفا میخ بر سندهن کوفتن است. ...هنوز صدا و سیما ساز را مستتر می کند! بیش از این نباید انتظار داشت.
مشهد شهری که سالهای سال است در آن کنسرتی اجرا نمی شود به خاطر افرادی که مسئولیت قانونی در این زمینه ندارند اما ممانعت می کنند ، جالبه که شهر مشهد یکی از شهرهایی است که اولین کنسرت های ایران توسط عارف قزوینی و با همت کلنل محمد تقی خان پسیان برای امور عام المنفعه در آن برگزار شده .
زنده باد موسیقی ایناهمه میرند ولی موسیقی میماند
هر از چندگاهی می شنویم و می خوانیم آنچه شما اینک به آن پرداخته اید لغو کنسنرت فلان گروه موسیقی یا فلان خواننده و یا هجوم عده ای جلوی فلان سینما و جلوگیری از پخش فیلم فلانو تاسف می خوریم و به همین بسنده می کنیم
یکبار باید به این رویه و پدیده زشت در فرهنگ و هنر این کشور برای همیشه پایان داد و به این بی قانونی غیر اخلاقی خط بطلان کشید اینکه من از این خواننده یا فیلمساز خوشم نمی آید که دلیل نشد جلوی کارش را بگیرم هیچگاه به عواقب این کارها و بازتابش چه در سطح جامعه خودمان و چه سطح بین المللی آن فکر کرده ایم؟
بگذارید صریح تر بگویم فلان مسئول... در شهرستانی می گوید این شهر مذهبی است و اجازه کنسرت موسیقی را نمی دهم باید به ایشان تذکر داد مگر بقیه شهرهای کشور غیر مذهبی هستند یا فقط شهر خود را مذهبی می دانی و بقیه شهرهای کشور را لاس وگاس فرض کرده اید. اینجا ایران است و مردمی با تمایلات دینی خاص خودشان و حکومتی که تاکید بر اجرای قانون دارد و به موجب همان قانون فیلمی ساخته می شود مجوز کنسرتی داده می شود و الی آخر..... من چه حقی دارم فراتر از قانون عمل کنم و جلوی این مجوزها را بگیرم آیا می دانیم جلوی کنسرت پیشکسوتی چون لطفی را گرفتن چه عواقبی دارد.
آیا می دانیم جلوی کنسرت جوانان عاشق موسیقی و فرهنگ و هنر را گرفتن چه عواقبی دارد. نتیجه اش می شود موسیقی بی سروته زیرزمینی ونمی گویم مبتذل.
عزیزان من مردم شهر قم با تهران چه تفاوتی دارند مردم دزفول با اصفهان چه تفاوتی دارند مردم مشهد با بندرعباس و کیش چه تفاوتی دارند. همه نفوس این سرزمین هستند و حق دارند از هر آنچه قانون برایشان مجاز دانسته بهره مند شوند.
به هرحال مردم رای به رییس جمهوری داده اند و توسط رهبر این مملکت حکم تنفیذ شده است ورییس جمهور انتخابی وزیر ارشادی را به مجلس معرفی کرده و رای اعتماد گرفته و او نیز مجوز ساخت فیلمی یا اجرای کنسرتی را صادر کرده چگونه است تا اینجای کار قانون است اما آنجا که میل من نیست بر نمی تابم و فریاد وااسلاما سر می دهم
این قصه سر دراز دارد و مجال ما کوتاه بیاییم قانونمند باشیم آقای استاندار یا فرماندار یا ... مگر همین قوانین شما را بر سر کار نیاورده بیاییم همه زوایا و جوانب آن را قبول کنیم و قانونمند باشیم
مرحبا خیلی منطقی و موقر گفتید کاش همه نظرها اینطور بود به امید روزی که ذائقه موسیقی مردم با اینکارا به af2m متمایل نشه
ما تقش شهرداري را در دادن مجوز اصلا متوجه نشديم؟؟؟؟آخه نميدونم شهرداريها اين وسط چيكاره هستند.هر جا مي ريم شهرداري هست هر چيزي ميخريم بايد عوارض به شهرداري بدهيم.در بعضي موارد اخذ عوارض براي شهرداري خنده داره.تلويزيون قسطي از فرهنگيان آموزش و پرورش مي خري عوارضو بايد به شهرداري بدي .پاسپورت مي گيري بايد عوارض به شهرداري بدي.....آخه اينم شده قانون ؟؟؟؟ديگه شورشونو در آوردن با اين قانونا
شهروند گرامی هزینه احداث بزرگ راه رو از همینجا در میارند دیگه.البته بانکها و موسسات و رسانه های وابسته به شهرداری هم درامد دارند و بودجه هم هست اما کافی نیست
واقعا در حق هنرمندان به ويژه موسيقيدانان ظلم روا ميشه....
یک سری افراد خود سر و ... هستند که درکی از موسیقی ندارد و یک از سری افراد متاسفانه آگاه نیز پشت این افراد وجود دارند که هیزم بیار معرکه هستند و از نادانی گروه اول استفاده کرده و آنها تحریک می کند و این کنسرت ها با داشتن مجوز به مرحله اجرا نمی رسند و در نتیجه این شده وضعیت موسیقی در کشور ما . اما کسی نیست از این آقایان به ظاهر متعصب بپرسد آیا اجرای کنسرت موسیقی بهتر است که چند صد نفر را دور هم جمع می کند و یک ارامش روحی و روانی به آنها می دهد یا مصرف بی رویه مواد مخدر و الکل های غیر استاندارد که سالانه باعث مرگ هزاران جوان این سر زمین می شود که با گرانی خانواده ها جوان بزرگ می کنند و تحویل جامعه می دهند ...
وقتی شنیدن صدای موسیقی سنتی ایرانی اینقدر دردسر و کشمکش دارد خب نتیجه این می شود که گرایش جوانان و نوجوانان به سمت موسیقیهای غربی که حتی معنی و مفهوم آنچه خواننده فریاد می زند را نمی دانند و فقط گوش میدهند!
ما با موسیقی خودمان جفا کردیم و الان نتیجه اش را هم می توان دید و لمس کرد.
جنابی که میگی خوانندگی چه معنی داره. نوحه و روضه و مولودی و غیره و غیره و غیره هم که شما بخش اعظمی از زندگیت رو صرف گوش دادن بهش کردی یکی از هزاران زیر مجموعه ی خوانندگی، هرچند که جنبه ی هنریش به لطف برخی افراد بی استعداد پایمال شده
تنها راهش هم تسهیلات دادن به خوانندگان و نوازندگان موسیقی اصیل هست و همچنین پخش اجرای آن ها با "ساز" در صدا و سیما
اصلا خوانندگی چه معنی داره؟ یعنی چی که یکی بخونه و یه عده ای گوش کنن بیگارن مگه که چی بشه
جدی میگما نمی فهمم شما می دمنید چرا؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.