آخرین خبرگرینلند به توافقنامه امنیتی با آمریکا رای داد
4بازدید

جرأت ممیزی قرآن را ندارند اما نظامی گنجوی که خدا نیست!

با نگاه این ممیزان، طبیعتاً «ترویج شراب خواری و می‌گساری، روابط موازی و عشق مثلثی، ملاعبه و هزار و یک امر قبیح دیگر» در اشعار و نثرهای مولوی، حافظ، سعدی، نظامی و... نیازمند سانسوری شایسته بوده که باید خیلی زودتر اینها اجرا می‌شد و ای کاش ممیزی همان دو هزار سال پیش می‌گفت من این کتب را برای «رونوشتِ دست نویس» مجوز نمی‌دهم!

جرأت ممیزی قرآن را ندارند اما نظامی گنجوی که خدا نیست!
سرانجام تغییرات به ممیزی کتاب هم رسید تا ناشران دست‌کم چند صباحی یک نفس آسوده بکشند و بسیاری از آسیب‌هایی که در چند سال اخیر، متوجه ناشران شده، مرتفع شود؛ اما آیا این اتفاق ارزشمند به خودی خود کفایت می‌کند یا ضروری است‌ سلیقه‌ای که وزیر فرهنگ و ارشاد به آن اشاره کرده، به کل از دایره قدرت در تصمیم‌گیری برای سرنوشت کتب خارج شود؟

به گزارش «تابناک»، اگر قرار باشد عوامل اصلی نابودی صنعت نشر کتب را برشمرد، «ممیزی» در زمره کارآمدترین ‌عوامل قرار می‌گیرد و اساساً هیچ آسیب‌شناسی در حوزه نشر بدون در نظر گرفتن نقش سانسور در این حوزه کامل نیست؛ سانسوری که علی جنتی چه پیش از تصدی وزارت فرهنگ و ارشاد و چه پس از آن، بار‌ها به آن اشاره کرده و دیروز یکی از تند‌ترین لحن‌ها را به کار برد؛ لحنی که پیش از این تنها از زبان ناشران قابل شنیدن بود و مدیران وقت وزارت فرهنگ و ارشاد به ویژه حسینی، وزیر سابق حامی مشی پیشین بودند.

علی جنتی گفت: «گاهی رمانی نمی‌تواند اجازه چاپ بگیرد و باید بنا بر قانون با آن برخورد کرد. از سوی دیگر، باید توجه کرد که فعالیت ما در چهارچوب قانون باشد، نه سلیقه‌های شخصی. بسیاری از کتاب‌هایی که در گذشته ممنوع شده‌اند، واقعا اشکالات بی‌ربطی داشته‌اند. گفته‌اند که فلان واژه را عوض کنید. قرآن هم اگر کلامی الهی نبود و به دست این آقایان می‌افتاد، حتما آن را مشمول ممیزی می‌دانستند‌».

وی خاطرنشان کرد: «کتاب‌ها باید از سوی اهل فکر و نظر بررسی شود. اگر ما مشکل مالی داریم و کتاب‌ها را برای بررسی به چند دانشجو می‌سپاریم‌، باید مشکل مالی خودمان را حل کنیم و کتاب‌ها را برای بررسی به استادان دانشگاه بسپاریم و با کمک آقای صالحی امیدوارم بتوانیم این مشکلات را حل کنیم. نباید تعصب‌های بی‌جا به خرج دهیم و باید با سینه باز و رویی گشاده به قانون عمل کنیم‌».

وزیر ارشاد در ادامه تأکید کرد: «نوع برخوردی که با ناشران در گذشته شده است‌، اشکال دارد. ناشری کتابی را برای چاپ به وزارت ارشاد داده و این کتاب‌ها ممنوع اعلام شده است، ولی با ناشر برخورد می‌شود که چرا کتاب غیرقابل چاپ به ارشاد داده است. اگر کتابی مجوز نمی‌گرفت و ناشر آن را چاپ می‌کرد، می‌شد با آن برخورد کرد؛ اما این‌ که ناشر کتابی را داده، چه ده کتاب، چه بیست کتاب، دلیل برخورد نیست و این باید بررسی شود که آیا قانونی در این زمینه وجود دارد؟‌‌ همان ناشر کتابی را که مشکلی نداشته و بر اساس قانون کشور نوشته شده، به معاونت فرهنگی می‌دهد، ولی این معاونت آن را قبول نمی‌کند؛ آیا این در شأن ماست؟».

اما در این باره باید گفت، مشی پیشین که برای اجرایش قیچی را به دست محمد اللهیاری فومنی داده بودند، آنقدر جالب بود که جرأت ممیزی قرآن را نداشتند، ولی نظامی گنجوی که خدا نبود و بنابراین می‌شد کتابی همچون «خسرو و شیرین» که قرن‌های پیاپی مشمول ممیزی نشده بود، این بار برای رده سنی بزرگسال مشمول ممیزی‌های جالبی شود و حتی به ابیاتی چون «چو مست از جام می‌ نگذاشت باقی / ز مجلس عزم رفتن کرد ساقی» نیز مشمول ممیزی شود که البته اگر قرار بر چنین ممیزی باشد، باید نیمی از اشعار حافظ و مولوی و بخش اعظم نوشته‌های عبید زاکانی را مشمول سانسور دانست!

‌البته این حذفیات ساده است و وقتی ممیزیِ کلیدواژه‌ای به رغم تکذیب توسط اللهیاری اعمال می‌شد و واژگانی همچون «سینه کش کوه» به عنوان مصداق ممیزی مطرح می‌شود، یا وقتی به ناشر توصیه می‌شد رفع اشکال کتاب داستان مصورِ کودک منوط به تغییر جنسیت شخصیت کودک داستان از مونث به مذکر و طبیعتاً تغییر کل نقاشی‌های کتاب است، یا وقتی توصیه «عدم مصرف الکل برای توانمندسازی مغز» به عنوان مصداقی دیگر در ممیزی کلید‌واژه‌‌ای می‌بایست از کتاب حذف شود، یا وقتی صدور مجوز چاپ شعر نوی یک شاعر، منوط به انتشار این اشعار مشابه قالب‌های کلاسیک در کنار هم می‌شود ـ حال آنکه شعر نو اساساً زیر هم نوشته می‌شود ـ یا نشر کتاب منوط به آن می‌شود که ناشر در پاورقی صفحات توضیح دهد که مؤلف کتاب در این بخش‌ها دچار اشتباه شده (!) و یا توصیه گوش کردن به موسیقی کلاسیک برای تمدد اعصاب مشمول ممیزی می‌شود، طبیعتاً «ترویج شراب خواری و می‌گساری، روابط موازی و عشق مثلثی، ملاعبه و هزار و یک امر قبیح دیگر» در اشعار و نثرهای مولوی، حافظ، سعدی، نظامی و... نیازمند سانسوری شایسته بوده که باید خیلی زود‌تر از این‌ها اجرا می‌شد و ‌ای کاش ممیزی‌‌ همان دو هزار سال پیش می‌گفت، من این کتب را برای «رونوشتِ دست نویس» مجوز نمی‌دهم؛ اما خوشبختانه در چند سال اخیر، جلوی این مفاسد گرفته شد!

حال از شوخی گذشته، چنین فاجعه‌ای نشان می‌دهد که اگر ممیزی کنونی از آغاز تاریخ ادبیات ایران برقرار بود، امروزی چیزی از ادبیات و فرهنگ فارسی ‌نمانده بود و خوشبختانه متولیان وقت، عقلشان به چنین اموری نمی‌رسید‌. با این اوصاف، هرچند جنتی حاضر به حذف ممیزی کتاب مشابه روزنامه نشد و انجام این اتفاق را به زمانی پس از نشر و یا در قالب قضایی موکول نکرد، همین که دستور به اصلاح وضعیت کنونی ممیزی و تغییر مدیرانش در روزهای آتی داد و همچنین رفع مشکلات گروهی کرد که حتی برای کتاب‌های منتشرنشده با مشکل روبه‌رو شدند، محل تقدیر است؛ اما واقعیت آن است که این تغییر وضعیت که باز هم به سلیقه بازمی‌گردد، کفایت نمی‌کند.

فرض را بگذارید که این دولت‌ و یا وزیر فرهنگ و ارشاد تغییر کند و سیستم مدیریتی معتقد به ممیزی حتی سختگیرانه‌تر باشد و مجوز چاپ یک بیت از خسرو و شیرین را نیز ندهد، آن زمان باید چه کرد؟ آیا بهتر نیست جنتی جمعی از بزرگان حوزه ادبیات فارسی را مأمور به مشخص سازی ممیزی در حوزه‌هایی از جمله ساحت کتاب نمایند و این ممیزی‌ها به صورت کاملاً شفاف در قالب لایحه به مجلس برود و تصویب شود و ممیزان از این پس تنها مسئول تطبیق قانون با محتوای کتب با چهارچوب قانونی تعیین شده برای ممیزی شوند و طبیعتاً تغییر یک دولت این ممیزی را کاهش یا افزایش ندهد؟ آیا این شفاف‌سازی به عنوان خدمتی برای حوزه کتاب که بسیاری از ناشران نیز خواستارش هستند، تحقق خواهد یافت؟

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

دهقان۱۳۹۲/۰۷/۱۸ ۰۹:۲۲

این وحشتناک است که برای فکر کردن مردم مرز می گذارید. تنها تفاوت انسان و حیوان قدرت استدال و تفکر اوست. مگر با یک مشت گوسفند طرف هستید که تعیین کنید توی آخورش چه بریزید و چه نریزید و چه برایش خوب است و چه برایش بد...

لیلا۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۲۳:۴۸

وقتشه این تیغ رو زمین بذارند!
اینهمه سانسور چه فایده ای داشته؟کدومیک از مسائلی که توی کتابها از زیر تیغ سانسور گذشته از ذهن ما و از جامعه ی ما پاک شده؟

کوروش مسلمان۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۲۲:۴۷

به عنوان یک کتاب خور عرض کنم
جون مادرتون ممیزی رو به بعد از چاپ انتقال بدید
من کاری با صحنه های دهشتناک رمان های ترجمه ندارم به خدا . . . لااقل اجازه بدید کتب تاریخی و تحلیلی طبق چیزی که نویسنده میخواسته چاپ بشه ، شما ته کتاب بیا بگو به این دلایل اینها رو قبول نداریم
شما اجازه بدید مردم به منابع آزاد دسترسی داشته باشند اونوقت خودشون قضاوت کنن
جدیدا کتب که دوره های متمادی چاپ شدن رو اعتنایی بهشون نمیکنم چرا ؟؟ چون شده چهل کتاب ، از تعداد تجدید چاپش نسخه متفاوت بیشتر وجود داره
عاجزانه می طلبم آزادی حوزه کتاب

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۲۰:۲۵

فکر کنم باید دخترا کاملا حذف شن بنا به نظر این ممیزیا

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۲۰:۲۰

آثار نظامی از حمله مغول مصون مانده . واقعا بعضی ها با فرهنگ این کشور کاری کردند که مغولها هم نکردند ...

محسن۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۲۰:۱۳

یاد استاد "بحرالبیوت" برنامه رادیویی جمعه ایرانی و شخصیت "گردن شکسته" افتادم که شعرای حافظ رو برای چاپ ممیزی میکرد

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۹:۳۲

اگر جلوگیری می شود برای سانسور و ندانستن مردم نیست. ما دوست نداریم که در کشور اسلامی خود مثل غربی ها هر نوشته ای بدونه ممیزی چاپ شود.این سانسور کردن را این غرب در دهن ما انداخته. کتاب و هر نوشته دیگر را با نگاه اسلامی باید رد و یا تائید کنیم.

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۹:۲۵

حالا به خودم افتخار می کنم که به احمدی نژاد رای ندادم!.....

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۹:۱۷

Hanoz andar kham yek koche hastid... ;)

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۹:۱۴

ممیزی کتاب در عصر اینترنت و ماهواره کاری است مضحک و طنز آمیز و چه بسا .... یه نویسنده یا شاعر و یا فیلسوف کتابش فوف فوق هزار نسخه یا در بهترین شرایط سه هزار نسخه چاپ می شه . حالا هر چی توی این کتاب هم باشه فکر می کنید چه اتفاقی می افته؟ اما میلیون ها نفر هر شب کانالهای ماهواره ای نگاه می کنند و ... بر فرض که جلوی انتشار کتابی را گرفتید خوب عزیز طرف می رود همان کتاب را در ... چاپ می کند همان کاری که محمود دولت آبادی کرد. آیا این خوب است؟ ارشاد اجازه نداد رمان کلنل دولت آبادی چاپ شود اوهم برد در آلمان و... چاپ کرد و بعدش هم نسخه ای در اینترنت گداشته شد و اگر قرار بود آن زمان تنها سه هزار و یا ده هزار نسخه چاپ شود الان بیش از پانصد هزار نسخه توسط مردم دانلود شده و خوانده می شود و...

محسن۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۹:۰۲

"به قومی مبتلا شدیم که فکر میکنند خدا جز آنها کسی دیگر را هدایت نکرده!
زنده یاد ابوعلی سینا !!!"
ببین از چند صد سال قبل ما ایرانی ها چجوری بودیم که این بنده خدای علامه دهر رو هم به ستوه آوردیم!! ... بنازم به این ثبات قدم!!!

علي۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۸:۴۹

ما ميدانيم سانسور نبايد باشد ولي اگر نويسندگان را آزاد بگذارند بعضي ازآنها با قلم فتنه ها وگمراهي هايي ايجاد ميكنند كه خطرات فراوان آن قابل جبران نيست

ناشر۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۸:۰۹

آقای جنتی شاید بتواند این اوضاع نابسامان رو اصلاح کنند. ما به ایشان بسیار امید بسته ایم.

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۷:۴۶

dast be ketabe hafez saadi wa molawi nazanid lotfan...

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۷:۴۲

کسانی که به مردم خود اعتماد ندارند وفکر میکنند که با خو اندن یک کتاب از اعتقادات خود دست بر می دارند و دست به سانسور کتاب میزنند باید در سالم بودن تفکر واعقادات آنها شک کرد وسانسور یک بیماری مزمنی است که مثل خوره در این مملکت ریشه دوانده و نیاز به یک پزشک حاذق دارد که این بیماری را ریشه کن کند

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۷:۲۰

اصلا رمان نباید اجازه انتشار بگیرد. رمان یعنی محتویات ذهنی یک به اصطلاح نویسنده که روی کاغذ آورده و کاملا جنبه شخصی دارد که فقط به درد نویسنده اش برای حفظ خاطرات گذشته اش یا امیدهای آینده اش می خورد. معمولا رمان نویس ها هم "خصوصا در ایران" عادت دارند یک مشت ... را بر روی کاغذ بیاورند و با آن برای خود اسم و رسم پیدا کنند و پول در بیاورند. انتشار باید محدود به کتاب های علمی باشد که یا دانش افراد و جامعه را از لحاظ فنی و تکنیکی بالا می برد و فایده عملی برای فرد و جامعه دارد و یا در مقوله های انسانی و اجتماعی باعث بالا رفتن شعور و فهم فرد و جامعه می شود...

طلا۱۳۹۲/۰۷/۱۸ ۱۲:۱۰

ناشناس عزیز شما چپند تا کتاب روانشناسی مطالعه کن خیلی برات لازمه.

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۸ ۱۱:۰۸

توصيه مي كنم شما يكم كتاب علمي كمتر بخوني فهم تون خيلي بالا رفته يه چيزايي ميگين كه دركش سخته

احسان۱۳۹۲/۰۷/۱۸ ۰۷:۳۴

حالت خوبه؟ چیزی نزدی؟

افروغ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۷:۰۰

دست مریزا آقای جنتی امیدواریم همین شجاعت را حفظ کنی
...

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۵:۳۱

افرادي بايددرمصدراموركنترلي قرارگيرندكه سوادوعلم لازم راداشته باشندوالا اينگونه افرادكه توانيي تشخيص وتفسيرراندارندبايدكنارگذاشته شوند

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۵:۲۰

مثلا اون فردی که مسئولیت ممیزی را دارد با خودش میگه که مثلا دانشجو و معلم و دانش آموخته و... که این جملات و عکس دختر کودک را می بینند و می خونند منحرف میشن واقعا که ---این توهین به شعور خوانندس و در یک کلام در هدایت از خدا خداتر شدن بعضی تندروهاست

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۵:۰۴

واسه همينه كه روز به روز تعداد كتابهوانها كم مي شود...ولي خدايا شكرت كه تو ما را با سانسور نيافريدي!

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۴:۴۹

یه صحبتی از مجوز نشر کتاب های ترکی هم می کردید. خیلی در حق ادبیات ترکی جفا می شود. مجوز نشر به یک درصد تولیدات هم نمیدهند. متاسفانه برچسب هایی به مولفان و ناشران هم می چسبانند. این واژه گم شده عدالت را دریابید!!

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۴:۴۶

این نشون می ده که از 1000 سال پیش تاکنون هیچ دوره ای به اندازه حالا سانسور نداشتیم .

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۴:۱۵

در دوران دهکده جهانی اینگونه اعمال ره به ترکستان است

مختار آذری۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۸:۴۵

البته که درست گفتی ، نظامی گنجوی به ترکستان رسید بگو ببینم بعدی نوبت کیه . . .

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۴:۱۱

حوشجالم که تمام کتابهای اشعار شعرا چاپ قدیم رو دارم. ممکنه چندسال دیگه مولوی رو هم با سانسور بخونیم
البته بعضی از این سانسورها قبلا هم اعمال شده مثلا دیوان شعر ترکی شهریار با اینکه معاصر هم هست ولی همه میدونن کامل چاچ نمیشه

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۳:۵۳

تو هم خوب میشی یه روز

خیلی ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۴:۳۹

خیلی زیبا گفتی

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۳:۵۲

حرف حساب و نثر خوب

نجفی۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۳:۴۹

با سلام، ضمن تقدیر از یاداشت مفید و دلسوزانه شما.اما پیشنهاد جنابعالی مشکلات خاص خودش رادارد و چه بسا همان داستان ممیزی واژه ای را تکرار کند زیرا چه بسا واژه ای در قانون آمده باشد و ناشر ملزم به حذف آن.حال آنکه شتعر یا نویسنده از آن واژه در قالب کنایه یا استعاره استفاده کرده باشد.امروز دیگر یک وازه را به تنهایی مبنای قضاوت قرار نم یدهند بلکه باید دید از آن واژه در کل آن متن چه نقشی را دارد بازی می کند

امید۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۳:۴۲

دقیقا مشکل مدون نبودن و قانون نبودن نحوه ممیزی است.چندی پیش یکی از مترجمان در دانشگاه صنعتی شریف داستان ممیزی جالب کتب خودشون رو گفتند و در یکی از این موارد فرمودند که چند داستان از کتابی منسوب به داوینچی را با کلی ممیزی حذف کردند که در نهایت یک داستان بعد از چانه زنی ها (به دلیل کاملا مسخره) حذف شد، اما با تغییر ممیز در چاپ بعد این داستان هم چاپ شد.

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۳:۴۱

آقای جنتی عزیز به گفته جناب سعدی "عیب درویش وتوانگر به کم وبیش بد است کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم" این نمی شود که بگوییم مثلا مولوی اجازه دارد نام فارسی ... مرد رادر اشعارش ببرد و شما هم چاپ کنید ولی امروز اگر کسی از این کلمات در شعرش بیاورد چون مقام مولوی را ندارد زشت است که ممیزی نشود!

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۸ ۰۱:۴۸

ایشون هم نگفتن شعر از مولویست، با دقت بخونید و با تامل نظر بدید...

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۲۰:۰۳

جناب ناشناس!
سروده های مولانا جزء میراث فرهنگی جهانیه!

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۶:۱۶

بخاطر همینه که از ادبیات معاصر ماا حافظ و مولوی و سعدی بیرون نمیاد

رضا۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۴:۳۳

این شعر از حافظ است عزیز دلم.

قزلباش۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۳:۳۸

اینها بلاهای زیادی بر سر فرهنگ آوردند اما دقیقا باید فکر کرد که ممیزی هرچه کمتر سلیقه ای و تا حد امکان قانونمند شود. حاکمان هرگز از اعتماد به اهالی فرهنگ ضرر نکرده اند. به قول حافظ: مکارم تو به آفاق میبرد شاعر/ از او وظیفه و زاد سفر دریغ مدار

آرش۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۳:۳۵

پیشنهاد آخر خیلی خوب بود

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۳:۳۱

محتوای کتاب های امروزی بیشتر نا محتواتر و غیر استنباط تر نسبت به دهک های گذشته می باشد

نخود همه آش۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۴:۵۲

فارسي را پاس بداريم. لطفاً متني را كه نوشته ايد به فارسي ترجمه كنيد.

آزاد۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۳:۳۱

بعضی افراد خود را مسلمان تر از همه می دانند و یقینا اگر با پیامبر گرانقدر اسلام نیز مواجهه شوند در پی اصلاح وی بر می آیند.

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۲۲:۱۰

این سانسورچیا اگه میتونستن به خدا همم گیر میدادن که اصلا چرا زنو آفریدی!!!!!!!!

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۵:۱۶

احسنت

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۴:۲۹

دقیقا

ایرانی۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۳:۲۸

آره سه خط آخرت عالی بود ولی کاش خلاصه تر بنویسی تا حوصله همه سر نره و پیشنهاد خوبت رو بخونن.

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۳:۱۷

به کتاب بنده به این دلایل مجوز ندادند:
ـ در سطر دوم از پاراگراف سوم صفحه 112، جمله «زن که خیلی بانشاط بود» با جمله «زن که خیلی پرانرژی و باتقوا بود» جایگزین شود.
ـ و 28 مورد ایراداتی درست شبیه به ایراد بالا که اگر همه را اعمال می کردم، باید کتاب را به نام ممیز و سانسورچی چاپ می کردم، نه خودم!

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۸ ۱۲:۵۲

آقای هم اسم رئیس دولت سابق
ببین. عموجان !داستان راجع به یه زنه که اتفاقن با نشاطه نه یه مرد یا منظره یا غذا یا هرچیز دیگه . تا حالا داستان نوشتی یا خوندی؟ حتی یک کلمه رو هم نمیشه به این راحتی عوض کرد بعد شما میخوای شخصیت داستانو کلاً بکنی غذای نشاط آور؟

علی اکبر۱۳۹۲/۰۷/۱۸ ۱۲:۴۸

هیچکس نمی تواند منکر سانسور شود درهمه جای دنیا سانسور وجود دارداما
1- کی سانسور کند ؟ دولت ؟ بخش خصوصی ؟ صاحب اثر ؟
2- چه چیز باید سانسور شود ؟
آنچه که عزیزان باید نظر دهند در موارد فوق وکم وکیف آنست نه اصل سانسور

محمود۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۴:۵۱

نظر مميز محترم كاملا درست بوده است. اشكال از كار شما بوده كه تا اين همه موضوع وجود داشته سراغ زن رفته ايد. سوال بنده اين است كه چرا ننوشته بوديد مرد كه خيلي با نشاط بود، يا منظره نشاط آوري بود يا غذاي نشاط آوري بود.

باران۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۴:۴۵

"رفع اشکال کتاب داستان مصورِ کودک منوط به تغییر جنسیت شخصیت کودک داستان از مونث به مذکر و طبیعتاً تغییر کل نقاشی‌های کتاب است، "
کلا ما باید نباشیما!

ناشناس۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ۱۴:۲۱

شعر شاعر نونبختي كه چند صد سال قبل نوشته را كه نمي شود تغيير داد. همين كارها را مي كنيم كه نظامي گنجوي را آذر بايجانيها مال خود مي كنند و ....

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.