جرأت ممیزی قرآن را ندارند اما نظامی گنجوی که خدا نیست!
با نگاه این ممیزان، طبیعتاً «ترویج شراب خواری و میگساری، روابط موازی و عشق مثلثی، ملاعبه و هزار و یک امر قبیح دیگر» در اشعار و نثرهای مولوی، حافظ، سعدی، نظامی و... نیازمند سانسوری شایسته بوده که باید خیلی زودتر اینها اجرا میشد و ای کاش ممیزی همان دو هزار سال پیش میگفت من این کتب را برای «رونوشتِ دست نویس» مجوز نمیدهم!

علی جنتی گفت: «گاهی رمانی نمیتواند اجازه چاپ بگیرد و باید بنا بر قانون با آن برخورد کرد. از سوی دیگر، باید توجه کرد که فعالیت ما در چهارچوب قانون باشد، نه سلیقههای شخصی. بسیاری از کتابهایی که در گذشته ممنوع شدهاند، واقعا اشکالات بیربطی داشتهاند. گفتهاند که فلان واژه را عوض کنید. قرآن هم اگر کلامی الهی نبود و به دست این آقایان میافتاد، حتما آن را مشمول ممیزی میدانستند».
وی خاطرنشان کرد: «کتابها باید از سوی اهل فکر و نظر بررسی شود. اگر ما مشکل مالی داریم و کتابها را برای بررسی به چند دانشجو میسپاریم، باید مشکل مالی خودمان را حل کنیم و کتابها را برای بررسی به استادان دانشگاه بسپاریم و با کمک آقای صالحی امیدوارم بتوانیم این مشکلات را حل کنیم. نباید تعصبهای بیجا به خرج دهیم و باید با سینه باز و رویی گشاده به قانون عمل کنیم».
وزیر ارشاد در ادامه تأکید کرد: «نوع برخوردی که با ناشران در گذشته شده است، اشکال دارد. ناشری کتابی را برای چاپ به وزارت ارشاد داده و این کتابها ممنوع اعلام شده است، ولی با ناشر برخورد میشود که چرا کتاب غیرقابل چاپ به ارشاد داده است. اگر کتابی مجوز نمیگرفت و ناشر آن را چاپ میکرد، میشد با آن برخورد کرد؛ اما این که ناشر کتابی را داده، چه ده کتاب، چه بیست کتاب، دلیل برخورد نیست و این باید بررسی شود که آیا قانونی در این زمینه وجود دارد؟ همان ناشر کتابی را که مشکلی نداشته و بر اساس قانون کشور نوشته شده، به معاونت فرهنگی میدهد، ولی این معاونت آن را قبول نمیکند؛ آیا این در شأن ماست؟».
اما در این باره باید گفت، مشی پیشین که برای اجرایش قیچی را به دست محمد اللهیاری فومنی داده بودند، آنقدر جالب بود که جرأت ممیزی قرآن را نداشتند، ولی نظامی گنجوی که خدا نبود و بنابراین میشد کتابی همچون «خسرو و شیرین» که قرنهای پیاپی مشمول ممیزی نشده بود، این بار برای رده سنی بزرگسال مشمول ممیزیهای جالبی شود و حتی به ابیاتی چون «چو مست از جام می نگذاشت باقی / ز مجلس عزم رفتن کرد ساقی» نیز مشمول ممیزی شود که البته اگر قرار بر چنین ممیزی باشد، باید نیمی از اشعار حافظ و مولوی و بخش اعظم نوشتههای عبید زاکانی را مشمول سانسور دانست!
البته این حذفیات ساده است و وقتی ممیزیِ کلیدواژهای به رغم تکذیب توسط اللهیاری اعمال میشد و واژگانی همچون «سینه کش کوه» به عنوان مصداق ممیزی مطرح میشود، یا وقتی به ناشر توصیه میشد رفع اشکال کتاب داستان مصورِ کودک منوط به تغییر جنسیت شخصیت کودک داستان از مونث به مذکر و طبیعتاً تغییر کل نقاشیهای کتاب است، یا وقتی توصیه «عدم مصرف الکل برای توانمندسازی مغز» به عنوان مصداقی دیگر در ممیزی کلیدواژهای میبایست از کتاب حذف شود، یا وقتی صدور مجوز چاپ شعر نوی یک شاعر، منوط به انتشار این اشعار مشابه قالبهای کلاسیک در کنار هم میشود ـ حال آنکه شعر نو اساساً زیر هم نوشته میشود ـ یا نشر کتاب منوط به آن میشود که ناشر در پاورقی صفحات توضیح دهد که مؤلف کتاب در این بخشها دچار اشتباه شده (!) و یا توصیه گوش کردن به موسیقی کلاسیک برای تمدد اعصاب مشمول ممیزی میشود، طبیعتاً «ترویج شراب خواری و میگساری، روابط موازی و عشق مثلثی، ملاعبه و هزار و یک امر قبیح دیگر» در اشعار و نثرهای مولوی، حافظ، سعدی، نظامی و... نیازمند سانسوری شایسته بوده که باید خیلی زودتر از اینها اجرا میشد و ای کاش ممیزی همان دو هزار سال پیش میگفت، من این کتب را برای «رونوشتِ دست نویس» مجوز نمیدهم؛ اما خوشبختانه در چند سال اخیر، جلوی این مفاسد گرفته شد!
حال از شوخی گذشته، چنین فاجعهای نشان میدهد که اگر ممیزی کنونی از آغاز تاریخ ادبیات ایران برقرار بود، امروزی چیزی از ادبیات و فرهنگ فارسی نمانده بود و خوشبختانه متولیان وقت، عقلشان به چنین اموری نمیرسید. با این اوصاف، هرچند جنتی حاضر به حذف ممیزی کتاب مشابه روزنامه نشد و انجام این اتفاق را به زمانی پس از نشر و یا در قالب قضایی موکول نکرد، همین که دستور به اصلاح وضعیت کنونی ممیزی و تغییر مدیرانش در روزهای آتی داد و همچنین رفع مشکلات گروهی کرد که حتی برای کتابهای منتشرنشده با مشکل روبهرو شدند، محل تقدیر است؛ اما واقعیت آن است که این تغییر وضعیت که باز هم به سلیقه بازمیگردد، کفایت نمیکند.
فرض را بگذارید که این دولت و یا وزیر فرهنگ و ارشاد تغییر کند و سیستم مدیریتی معتقد به ممیزی حتی سختگیرانهتر باشد و مجوز چاپ یک بیت از خسرو و شیرین را نیز ندهد، آن زمان باید چه کرد؟ آیا بهتر نیست جنتی جمعی از بزرگان حوزه ادبیات فارسی را مأمور به مشخص سازی ممیزی در حوزههایی از جمله ساحت کتاب نمایند و این ممیزیها به صورت کاملاً شفاف در قالب لایحه به مجلس برود و تصویب شود و ممیزان از این پس تنها مسئول تطبیق قانون با محتوای کتب با چهارچوب قانونی تعیین شده برای ممیزی شوند و طبیعتاً تغییر یک دولت این ممیزی را کاهش یا افزایش ندهد؟ آیا این شفافسازی به عنوان خدمتی برای حوزه کتاب که بسیاری از ناشران نیز خواستارش هستند، تحقق خواهد یافت؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
این وحشتناک است که برای فکر کردن مردم مرز می گذارید. تنها تفاوت انسان و حیوان قدرت استدال و تفکر اوست. مگر با یک مشت گوسفند طرف هستید که تعیین کنید توی آخورش چه بریزید و چه نریزید و چه برایش خوب است و چه برایش بد...
وقتشه این تیغ رو زمین بذارند!
اینهمه سانسور چه فایده ای داشته؟کدومیک از مسائلی که توی کتابها از زیر تیغ سانسور گذشته از ذهن ما و از جامعه ی ما پاک شده؟
به عنوان یک کتاب خور عرض کنم
جون مادرتون ممیزی رو به بعد از چاپ انتقال بدید
من کاری با صحنه های دهشتناک رمان های ترجمه ندارم به خدا . . . لااقل اجازه بدید کتب تاریخی و تحلیلی طبق چیزی که نویسنده میخواسته چاپ بشه ، شما ته کتاب بیا بگو به این دلایل اینها رو قبول نداریم
شما اجازه بدید مردم به منابع آزاد دسترسی داشته باشند اونوقت خودشون قضاوت کنن
جدیدا کتب که دوره های متمادی چاپ شدن رو اعتنایی بهشون نمیکنم چرا ؟؟ چون شده چهل کتاب ، از تعداد تجدید چاپش نسخه متفاوت بیشتر وجود داره
عاجزانه می طلبم آزادی حوزه کتاب
فکر کنم باید دخترا کاملا حذف شن بنا به نظر این ممیزیا
آثار نظامی از حمله مغول مصون مانده . واقعا بعضی ها با فرهنگ این کشور کاری کردند که مغولها هم نکردند ...
یاد استاد "بحرالبیوت" برنامه رادیویی جمعه ایرانی و شخصیت "گردن شکسته" افتادم که شعرای حافظ رو برای چاپ ممیزی میکرد
اگر جلوگیری می شود برای سانسور و ندانستن مردم نیست. ما دوست نداریم که در کشور اسلامی خود مثل غربی ها هر نوشته ای بدونه ممیزی چاپ شود.این سانسور کردن را این غرب در دهن ما انداخته. کتاب و هر نوشته دیگر را با نگاه اسلامی باید رد و یا تائید کنیم.
حالا به خودم افتخار می کنم که به احمدی نژاد رای ندادم!.....
Hanoz andar kham yek koche hastid... ;)
ممیزی کتاب در عصر اینترنت و ماهواره کاری است مضحک و طنز آمیز و چه بسا .... یه نویسنده یا شاعر و یا فیلسوف کتابش فوف فوق هزار نسخه یا در بهترین شرایط سه هزار نسخه چاپ می شه . حالا هر چی توی این کتاب هم باشه فکر می کنید چه اتفاقی می افته؟ اما میلیون ها نفر هر شب کانالهای ماهواره ای نگاه می کنند و ... بر فرض که جلوی انتشار کتابی را گرفتید خوب عزیز طرف می رود همان کتاب را در ... چاپ می کند همان کاری که محمود دولت آبادی کرد. آیا این خوب است؟ ارشاد اجازه نداد رمان کلنل دولت آبادی چاپ شود اوهم برد در آلمان و... چاپ کرد و بعدش هم نسخه ای در اینترنت گداشته شد و اگر قرار بود آن زمان تنها سه هزار و یا ده هزار نسخه چاپ شود الان بیش از پانصد هزار نسخه توسط مردم دانلود شده و خوانده می شود و...
"به قومی مبتلا شدیم که فکر میکنند خدا جز آنها کسی دیگر را هدایت نکرده!
زنده یاد ابوعلی سینا !!!"
ببین از چند صد سال قبل ما ایرانی ها چجوری بودیم که این بنده خدای علامه دهر رو هم به ستوه آوردیم!! ... بنازم به این ثبات قدم!!!
ما ميدانيم سانسور نبايد باشد ولي اگر نويسندگان را آزاد بگذارند بعضي ازآنها با قلم فتنه ها وگمراهي هايي ايجاد ميكنند كه خطرات فراوان آن قابل جبران نيست
آقای جنتی شاید بتواند این اوضاع نابسامان رو اصلاح کنند. ما به ایشان بسیار امید بسته ایم.
dast be ketabe hafez saadi wa molawi nazanid lotfan...
کسانی که به مردم خود اعتماد ندارند وفکر میکنند که با خو اندن یک کتاب از اعتقادات خود دست بر می دارند و دست به سانسور کتاب میزنند باید در سالم بودن تفکر واعقادات آنها شک کرد وسانسور یک بیماری مزمنی است که مثل خوره در این مملکت ریشه دوانده و نیاز به یک پزشک حاذق دارد که این بیماری را ریشه کن کند
اصلا رمان نباید اجازه انتشار بگیرد. رمان یعنی محتویات ذهنی یک به اصطلاح نویسنده که روی کاغذ آورده و کاملا جنبه شخصی دارد که فقط به درد نویسنده اش برای حفظ خاطرات گذشته اش یا امیدهای آینده اش می خورد. معمولا رمان نویس ها هم "خصوصا در ایران" عادت دارند یک مشت ... را بر روی کاغذ بیاورند و با آن برای خود اسم و رسم پیدا کنند و پول در بیاورند. انتشار باید محدود به کتاب های علمی باشد که یا دانش افراد و جامعه را از لحاظ فنی و تکنیکی بالا می برد و فایده عملی برای فرد و جامعه دارد و یا در مقوله های انسانی و اجتماعی باعث بالا رفتن شعور و فهم فرد و جامعه می شود...
ناشناس عزیز شما چپند تا کتاب روانشناسی مطالعه کن خیلی برات لازمه.
توصيه مي كنم شما يكم كتاب علمي كمتر بخوني فهم تون خيلي بالا رفته يه چيزايي ميگين كه دركش سخته
حالت خوبه؟ چیزی نزدی؟
دست مریزا آقای جنتی امیدواریم همین شجاعت را حفظ کنی
...
افرادي بايددرمصدراموركنترلي قرارگيرندكه سوادوعلم لازم راداشته باشندوالا اينگونه افرادكه توانيي تشخيص وتفسيرراندارندبايدكنارگذاشته شوند
مثلا اون فردی که مسئولیت ممیزی را دارد با خودش میگه که مثلا دانشجو و معلم و دانش آموخته و... که این جملات و عکس دختر کودک را می بینند و می خونند منحرف میشن واقعا که ---این توهین به شعور خوانندس و در یک کلام در هدایت از خدا خداتر شدن بعضی تندروهاست
واسه همينه كه روز به روز تعداد كتابهوانها كم مي شود...ولي خدايا شكرت كه تو ما را با سانسور نيافريدي!
یه صحبتی از مجوز نشر کتاب های ترکی هم می کردید. خیلی در حق ادبیات ترکی جفا می شود. مجوز نشر به یک درصد تولیدات هم نمیدهند. متاسفانه برچسب هایی به مولفان و ناشران هم می چسبانند. این واژه گم شده عدالت را دریابید!!
این نشون می ده که از 1000 سال پیش تاکنون هیچ دوره ای به اندازه حالا سانسور نداشتیم .
در دوران دهکده جهانی اینگونه اعمال ره به ترکستان است
البته که درست گفتی ، نظامی گنجوی به ترکستان رسید بگو ببینم بعدی نوبت کیه . . .
حوشجالم که تمام کتابهای اشعار شعرا چاپ قدیم رو دارم. ممکنه چندسال دیگه مولوی رو هم با سانسور بخونیم
البته بعضی از این سانسورها قبلا هم اعمال شده مثلا دیوان شعر ترکی شهریار با اینکه معاصر هم هست ولی همه میدونن کامل چاچ نمیشه
تو هم خوب میشی یه روز
خیلی زیبا گفتی
حرف حساب و نثر خوب
با سلام، ضمن تقدیر از یاداشت مفید و دلسوزانه شما.اما پیشنهاد جنابعالی مشکلات خاص خودش رادارد و چه بسا همان داستان ممیزی واژه ای را تکرار کند زیرا چه بسا واژه ای در قانون آمده باشد و ناشر ملزم به حذف آن.حال آنکه شتعر یا نویسنده از آن واژه در قالب کنایه یا استعاره استفاده کرده باشد.امروز دیگر یک وازه را به تنهایی مبنای قضاوت قرار نم یدهند بلکه باید دید از آن واژه در کل آن متن چه نقشی را دارد بازی می کند
دقیقا مشکل مدون نبودن و قانون نبودن نحوه ممیزی است.چندی پیش یکی از مترجمان در دانشگاه صنعتی شریف داستان ممیزی جالب کتب خودشون رو گفتند و در یکی از این موارد فرمودند که چند داستان از کتابی منسوب به داوینچی را با کلی ممیزی حذف کردند که در نهایت یک داستان بعد از چانه زنی ها (به دلیل کاملا مسخره) حذف شد، اما با تغییر ممیز در چاپ بعد این داستان هم چاپ شد.
آقای جنتی عزیز به گفته جناب سعدی "عیب درویش وتوانگر به کم وبیش بد است کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم" این نمی شود که بگوییم مثلا مولوی اجازه دارد نام فارسی ... مرد رادر اشعارش ببرد و شما هم چاپ کنید ولی امروز اگر کسی از این کلمات در شعرش بیاورد چون مقام مولوی را ندارد زشت است که ممیزی نشود!
ایشون هم نگفتن شعر از مولویست، با دقت بخونید و با تامل نظر بدید...
جناب ناشناس!
سروده های مولانا جزء میراث فرهنگی جهانیه!
بخاطر همینه که از ادبیات معاصر ماا حافظ و مولوی و سعدی بیرون نمیاد
این شعر از حافظ است عزیز دلم.
اینها بلاهای زیادی بر سر فرهنگ آوردند اما دقیقا باید فکر کرد که ممیزی هرچه کمتر سلیقه ای و تا حد امکان قانونمند شود. حاکمان هرگز از اعتماد به اهالی فرهنگ ضرر نکرده اند. به قول حافظ: مکارم تو به آفاق میبرد شاعر/ از او وظیفه و زاد سفر دریغ مدار
پیشنهاد آخر خیلی خوب بود
محتوای کتاب های امروزی بیشتر نا محتواتر و غیر استنباط تر نسبت به دهک های گذشته می باشد
فارسي را پاس بداريم. لطفاً متني را كه نوشته ايد به فارسي ترجمه كنيد.
بعضی افراد خود را مسلمان تر از همه می دانند و یقینا اگر با پیامبر گرانقدر اسلام نیز مواجهه شوند در پی اصلاح وی بر می آیند.
این سانسورچیا اگه میتونستن به خدا همم گیر میدادن که اصلا چرا زنو آفریدی!!!!!!!!
احسنت
دقیقا
آره سه خط آخرت عالی بود ولی کاش خلاصه تر بنویسی تا حوصله همه سر نره و پیشنهاد خوبت رو بخونن.
به کتاب بنده به این دلایل مجوز ندادند:
ـ در سطر دوم از پاراگراف سوم صفحه 112، جمله «زن که خیلی بانشاط بود» با جمله «زن که خیلی پرانرژی و باتقوا بود» جایگزین شود.
ـ و 28 مورد ایراداتی درست شبیه به ایراد بالا که اگر همه را اعمال می کردم، باید کتاب را به نام ممیز و سانسورچی چاپ می کردم، نه خودم!
آقای هم اسم رئیس دولت سابق
ببین. عموجان !داستان راجع به یه زنه که اتفاقن با نشاطه نه یه مرد یا منظره یا غذا یا هرچیز دیگه . تا حالا داستان نوشتی یا خوندی؟ حتی یک کلمه رو هم نمیشه به این راحتی عوض کرد بعد شما میخوای شخصیت داستانو کلاً بکنی غذای نشاط آور؟
هیچکس نمی تواند منکر سانسور شود درهمه جای دنیا سانسور وجود دارداما
1- کی سانسور کند ؟ دولت ؟ بخش خصوصی ؟ صاحب اثر ؟
2- چه چیز باید سانسور شود ؟
آنچه که عزیزان باید نظر دهند در موارد فوق وکم وکیف آنست نه اصل سانسور
نظر مميز محترم كاملا درست بوده است. اشكال از كار شما بوده كه تا اين همه موضوع وجود داشته سراغ زن رفته ايد. سوال بنده اين است كه چرا ننوشته بوديد مرد كه خيلي با نشاط بود، يا منظره نشاط آوري بود يا غذاي نشاط آوري بود.
"رفع اشکال کتاب داستان مصورِ کودک منوط به تغییر جنسیت شخصیت کودک داستان از مونث به مذکر و طبیعتاً تغییر کل نقاشیهای کتاب است، "
کلا ما باید نباشیما!
شعر شاعر نونبختي كه چند صد سال قبل نوشته را كه نمي شود تغيير داد. همين كارها را مي كنيم كه نظامي گنجوي را آذر بايجانيها مال خود مي كنند و ....
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.