آخرین خبرواکنش حزب‌الله لبنان به ادعای دولت الجولانی
1بازدید

آخرین بهار عمر استاد باستانی پاریزی

راوی شیرین سخن تاریخ، به تاریخ پیوست + ویدئو

شاید یکی از علل اقبال مردم به آثار دکتر باستانی، علاوه بر صداقتش در نقل تاریخ و مبارزه با استبداد، جهل و استحمار، این است که ایشان راه نفوذ بین مردم را بدرستی پیدا کرده است. هیچ خواننده‌ای هنگام مطالعه آثار ایشان احساس خستگی نمی‌کند و خواسته و ناخواسته مسحور قلم ایشان می‌شود که تاریخ را در قالب ادبیات و رمان تاریخی ارائه می‌کند.

راوی شیرین سخن تاریخ، به تاریخ پیوست + ویدئو
دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی مورخ، نویسنده، پژوهشگر، شاعر، موسیقی‌پژوه و استاد بازنشسته دانشگاه تهران در  89 سالگی و داغش را بر دل جامعه فرهنگ ایران گذاشت تا این بهار با خاطره‌ای تلخ گره بخورد.

به گزارش «تابناک»، دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی، پس از یک ماه تحمل رنج بیماری کبد، صبح امروز 5 فرورد، دار فانی را وداع گفت تا یکی از اندیشمندان معاصر ایران زمین از میان خوبان پر کشد و به دیار ابدی و یاران سفر کرده اش بپیوندد.

استاد باستانی پاریزی در سوم دی ‌ماه ۱۳۰۴ ه.ش در پاریز، از توابع شهرستان سیرجان در استان کرمان متولد شد. وی تا پایان تحصیلات ششم ابتدایی در پاریز تحصیل کرد و در عین حال از محضر پدر خود مرحوم حاج آخوند پاریزی هم بهره می‌برد.

پس از پایان تحصیلات ابتدایی و دو سال ترک تحصیل اجباری در سال ۱۳۲۰ تحصیلات خود را در دانشسرای مقدماتی کرمان ادامه داد و پس از گرفتن دیپلم در سال ۱۳۲۵ برای ادامهٔ تحصیل به تهران آمد و در سال ۱۳۲۶ در دانشگاه تهران در رشتهٔ تاریخ تحصیلات خود را پی گرفت. باستانی پاریزی به گواه خاطراتش از نخستین ساکنان کوی دانشگاه تهران (واقع در امیر آباد شمالی) است.

در ۱۳۳۰ از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد و برای انجام تعهد دبیری به کرمان بازگشت و تا سال ۱۳۳۷ خورشیدی که در آزمون دکترای تاریخ پذیرفته شد، در کرمان ماند. او دوره دکترای تاریخ را هم در دانشگاه تهران گذراند و با ارایه پایان‌نامه ‌ای درباره «ابن اثیر» دانشنامه دکترای خود را دریافت کرد. وی کار خود را در دانشگاه تهران از سال ۱۳۳۸ با مدیریت مجله داخلی دانشکده ادبیات شروع کرد و تا سال ۱۳۸۷ استاد تمام‌ وقت آن دانشگاه بود و رابطه تنگاتنگی با این دانشگاه داشت.

{$sepehr_album_9215}

شوق نویسندگی وی در دوران کودکی و نوجوانی در پاریز و با خواندن نشریاتی مانند حبل‌المتین، آینده و مهر برانگیخته شد. باستانی، اولین نوشته‌های خود را در سال‌های ترک تحصیل اجباری (۱۳۱۸ و ۱۳۱۹) در قالب روزنامه ‌ای به نام باستان و مجله‌ای به نام ندای پاریز نوشت، که خود در پاریز منتشر می‌کرد و دو یا سه مشترک داشت.

نخستین نوشته او در روزنامه های آن زمان، مقاله‌ای بود با نام «تقصیر با مردان است نه زنان» که در سال ۱۳۲۱ در مجله بیداری کرمان چاپ شد. پس از آن به عنوان نویسنده یا مترجم از زبان‌های عربی و فرانسه، مقالات بی‌شماری در روزنامه‌ها و مجلاتی مانند کیهان، اطلاعات، خواندنی‌ها، یغما، راهنمای‌کتاب، آینده، کلک و بخارا چاپ کرده‌ است.

اولین کتاب باستانی پاریزی، پیغمبر دزدان نام دارد که شرح نامه‌های طنزگونه شیخ محمدحسن زیدآبادی است و برای نخستین بار در سال ۱۳۲۴ در کرمان چاپ شده‌ است. این کتاب تاکنون به چاپ شانزدهم رسیده‌ است. وی بیش از شصت عنوان کتاب تألیف و یا ترجمه کرده‌ است. کتاب‌های باستانی پاریزی برخی شامل مجموعه برگزیده‌ای از مقالات وی هستند که به صورت کتاب جمع‌آوری شده‌اند و برخی از ابتدا به عنوان کتاب نوشته شده‌اند.

از میان نوشته‌های او، هفت کتاب با نام «سبعه ثمانیه» متمایز است که همگی در نام خود عدد هفت را دارند، مانند خاتون هفت قلعه و آسیای هفت سنگ. بعدا کتاب هشتمی با عنوان هشت‌الهفت به این مجموعه هفت‌تایی اضافه شده‌ است. به جز کتب و مقالات، باستانی پاریزی شعر هم می سرود و اولین شعر خود را در کودکی در روستای پاریز و در آرزوی باران سروده بود. منتخبی از شعرهای خود را در سال ۱۳۲۷ در کتابی به نام «یادبود من» به چاپ رسانده‌ است.

بر خلاف عمده کتاب‌های تاریخی‌ که نثری سرد و سنگین دارند، بیشتر نوشته‌های تاریخی باستانی پاریزی پر از داستان‌ها و ضرب‌المثل‌ها و حکایات و اشعاری است که خواندن متن را برای خواننده آسان‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کند. در کشورهای اروپایی تاکنون رساله‌هایی درباره ایشان و شیوه نوین تاریخ‌نگاری وی عرضه شده است.

{$sepehr_album_9216}

شاید یکی از علل اقبال مردم به آثار دکتر باستانی، علاوه بر صداقتش در نقل تاریخ و مبارزه با استبداد، جهل و استحمار، این است که ایشان راه نفوذ بین مردم را به درستی پیدا کرده است. هیچ خواننده‌ای هنگام خواندن آثار ایشان احساس خستگی نمی‌کند و خواسته و ناخواسته مسحور قلم ایشان می‌شود که تاریخ را در قالب ادبیات و رمان تاریخی ارائه می‌کند.

خواننده هنوز از لذت خواندن نثر تاریخی دکتر، فراغت نیافته، اشعار نغز و دلنشین و بایسته‌ای را جلوی خود می‌بیند و بلافاصله خاطرات تاریخی، او را مبهوت می‌سازد‌، تا جایی که ناخودآگاه زمان را فراموش کرده و هنگامی به خود می‌آید که کتاب یا حداقل آن فصل از کتاب را مطالعه کرده است. به نظر می‌رسد این اول ماجراست، زیرا خواننده علاوه بر احساس رضایت، به فکر فرو می‌رود و این تفکر و تعقل، باعث شکل‌گیری اندیشه جدیدی در ذهن او می‌شود.


در کویر مطالعاتی ایران زمین در دوران معاصر‌ که بسیاری به دلایل مختلف با کتاب قهر کرده‌اند، هنر دکتر باستانی عرصه را برای آشتی دوبه ارمردم با کتاب فراهم می‌کند، تنها کافی است خواننده به یکی از این آثار دست یابد و بسم‌الله را بگوید، آنگاه باید تا تای تمت، کتاب را همراهی کند و این را می‌توان معجزه دکتر باستانی لقب داد. در گذشته نه‌ چندان دور، آثار بزرگان دیگری این‌ گونه بوده و هر کدام از آنها ـ صرف نظر از اندیشه‌های متفاوتی که داشته‌اند ـ سهم بزرگی در همگام شدن مردم با کتاب ایفا کرده‌اند.

به نظر می‌رسد، اکنون وقت آن فرا رسیده تا بار دیگر ‌آثار گران سنگ دکتر باستانی را بازخوانی کنیم و اگر برخی هم از خواندن این آثار تاکنون غفلت کرده‌اند، فرصت را غنیمت شمرده و برای بار نخست به مطالعه یکی از آثار دکتر بپردازند و دریابند چه گوهر نابی از کف تاریخ و ادبیات ایران زمین رخت بربست.

مراسم تشییع پیکر دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی، پنجشنبه از جلو دانشکده ادبیات دانشگاه تهران آغاز خواهد شد. «تابناک» به سهم خود ضمن تسلیت این ضایعه بزرگ به اهالی فرهنگ ایران زمین و مردم فرهنگ دوست کشورمان، ویدیویی از معدود فیلم‌ها و تصاویر به جای مانده از ایشان تهیه کرده که اینک آن را می بینید.


دانلود

1

1
1
1
1
1

2

2
2
2
2
2

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

علي شفيعي نيك آبادي۱۳۹۳/۰۱/۰۹ ۱۰:۲۱

بنام خداوند جان وخرد
بازگشت همه بسوي اوست
درگذشت استاد ارجمند وگرانمايه شادروان دكترمحمدابراهيم باستاني پاريزي را به خانواده داغدار ايشان و همه دانشگاهيان و فرهنگدوستان ايران بزرگ تسليت مي گويم و ازخداوند بزرگ براي ايشان آمرزش مي خواهم.
براستي كه در سنگر تاريخ و فرهنگ ايران زمين ، اين استاد بزرگ نه تنها خود پرچمدار زنده گردانيدن تاريخ و فرهنگ ايرانزمين بوده اند كه يار و ياور و پشتيبان نويسندگان نوپا و تازه كاري هم كه در اين راه گام برميداشتند بشمار مي آمدند . چراكه نويسندگان نوپايي چون بنده كه دركار نگارش تاريخهاي بومي كشور كارهايي انجام داده اند پيوسته از راهنماييهاي بي دريغ و دلسوزانه و سودمند اين استاد بزرگ بهره مند گرديده و به آفرينش كارهايي ماندگار روي آورده اند و ازاينرو بسيار مديون راهنماييهاي ايشان هستند.افزون براينكه ازاينكه با نوشتن پيشگفتار ارزشمند پيكان برسر پيكان ، بركتاب گركويه سرزميني ناشناخته بركران كوير، بنده را سرافراز فرموده اند هيچگاه اين بزرگواري ايشان را فراموش نخواهم كرد.
روانش شاد وراهش پررهروباد
اصفهان - هشتم فروردينماه 93
علي شفيعي نيك آبادي

عباس۱۳۹۳/۰۱/۰۹ ۰۲:۰۱

او از کوچه پس کوچه های تاریخ حقایق را بیرون میکشید وبا قلمی شیرین به خوانندگان عرضه میداشت .روحش شاد.

لر بختياري۱۳۹۳/۰۱/۰۸ ۱۳:۰۷

روحت شاد استاد بزرگوار

ناصرديباجى۱۳۹۳/۰۱/۰۷ ۲۳:۵۱

ازاين پاشيده خرمن دانه اى كم ازاين درياى خون پيمانه اى كم
طبيعت را چه باك ازرفتن ماست زدرياى جنون ديوانه اى كم

امیر۱۳۹۳/۰۱/۰۷ ۲۲:۵۴

درود بر استاد باستانی پاریزی . فرهنگ ایران را در تلریخ نویسی اعتلا بخشید .حالا همه از او میگویند اما چرا تا زنده بود رسانه ملی از اویادی نمیکرد و برنامه ای. و مصاحبه ای با نداشت، واقعا چرا ?

مرتضی۱۳۹۳/۰۱/۰۷ ۲۲:۱۹

روانش شاد. استاد در کتاب بیغمبر دزدان که اولین اثر آنمرحوم است اشاره به قصیدهء هشتاد بیتی دارند که فقط هشت سطر آن را در باورقی کتاب فوق الذکر آورده اند.
هر چه کوشش کردم که به تمام قصیده دست یابم میسر نشد.
خدا رحمتش کند.

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۰۷ ۱۶:۳۲

روانش شاد و راهش پر رهرو باد. امیدوارم شاگردانش راهش را ادامه دهند. با همدردی با خانواده ی او و دوستداران تاریخ ایران.

پریوش۱۳۹۳/۰۱/۰۷ ۱۴:۱۵

برای خوشنودی باستانی پاریزی شایسته ترین این است که اثارش را بخوانیم و به دیگران بشناسانیم .

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۰۷ ۱۲:۲۸

نقل است مرحوم مهندس افضلی پور بنیانگزار دانشگاه کرمان دراثرمطالعه کتب استاد به کرمان علاقمند وتمام سرمایه خود وهمسرشان خانم صبا را وقف تاسیس این دانشگاه کردند یاد همه رفتگان نیک گرامی

کتابدار۱۳۹۳/۰۱/۰۷ ۱۰:۱۶

چرا سیستم آموزشی کشور ما به گونه ای است که فقط به حفظ کردن نام آثار چنین بزرگانی اکتفا می شود و این کتابها در کتابخانه ها خاک می خوردند!!!

مینا۱۳۹۳/۰۱/۰۷ ۱۰:۰۰

روحش شاد و یادش گرامی.

علی۱۳۹۳/۰۱/۰۷ ۰۸:۰۲

خدا رحمتش کند این استاد بزرگ را من کتاب آسیای هفت سنگ تریخ استاد را چندین سال قبل خوانده ام خاطره ای از اولین بار همرا با شعر نوشتن که در یک مراسم ادبیاتی در دانشگاه کرمان دعوت بوده اند و چون لباس ساده و بدون کروات داشته پاسبان درب ورودی محل برگزاری مراسم وی راه نمی دهد و باور نمی کند که استاد دراین مراسم از مدعوینی که باید سخن بگوید هم باشد. ویا خاطره ای از این که هنگامی که به پاریزی رفته بود و یک روستای شندیده بود دکتر پاریزی آمده اند و وی را با چشم پزشک با همین فامیل اشتباه گرفته و با دخترش که چشمش دچار مشکل بوده به محل اسکان دکتر آمده بود و از اقضا دکتر در منزل نبوده و همسر ایشان بدون این که بفرمایند دکتر ما دکتر تاریخ است نه چشم پزشک، چشم دختر روستایی را معاینه و دارویی محلی برای وی تجویز و از اقبال خوب خانواده دکتر و تشخیص خوب همسر استاد چشم دختر روستایی خوب می شود و روستایی برای تشکر با یک گوسند خدمت خانواده دکتر می رسند. واستاد در کتابشان می فرمایند همسرم دکتر واقعی بوده اند و خداوند به ما لطف داشته که ایشان درست تشخیص دهند و ضمن این که روستایی که ما را دکتر خطاب کرده بود همسرم از دکتری ما کم نکرده بودند، عنایت خداوند بوده است. و...هرکس که در این دنیا شغل و پست مهمی دارد در آسیای هفت سنگ تاریخ استاد خرد خواهد شد و خود استاد هم در آسیای هفت سنگ خود... ولی امید است که آرد آن تبدیل به دانشجویان ورهروان راه استاد باشد.

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۰۷ ۰۳:۲۱

سالها رنج و اندوه افسردگی رو با خوندن کتابهای ایشان تحمل میکردم و لحظاتی که آثار این بزرگمرد دانشمند رو مطالعه می کردم از هر دردی فارغ بودم و مدتها در پی فرصتی برای اینکه به او بگویم چه لطفی در حق من کرده و شاید در حق هر ایرانی و هر خواننده آثارش دریغ دریغ دریغ مجالی محیا نشد. یادش هماره جاویدان.

بی نام۱۳۹۳/۰۱/۰۷ ۰۱:۱۰

برای شناخت استاد کافی است کتاب «از پاریز تا پاریس» ایشان را بخوانید.
ضمنا تو ایران رسم بر این است که همه‌ی مفاخر رو بعد از مرگشان ارج می‌نهیم
تا هستم با خسی یادم بکن
ورنه چه سود بعد مرگم گل بر مزارم می‌کنی

reza۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۲۳:۰۶

خداوند بیامرزد

اسمعيل۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۲۲:۰۶

آمورزش براي استاد بيطرف وبا صداقت تاريخ ميكنم

منا درانی۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۲۱:۱۵

هزار بار افسوس
یک ماه پیش توسط دوستم دکتر میرزازاده مطلع شدم استاد به دلیل بیماری گوارشی در بیمارستان فیروزگر بستری شده اند. من توانستم با استاد تلفنی صحبت کنم.
گفتم :"استاد ایشالا دانشگاه ببینمتون"، ایشان گفتند:"...بگذار جونی بگیرم،تا بتونم بیام دانشگاه..." .اما نشد.
حرفهای ما هنوز ناتمام
تا نگاه می کنی
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از انکه باخبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چقدر زود دیر میشود
از صمیم قلبم ناراحتم از این خسارت فرهنگی

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۲۰:۴۸

عروج روح بلند چهره ماندگارایران وفخرشهرستان سیرجان استادباستانی پاریزی تسلیت باد.

رضاسعيدي۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۲۰:۲۹

به جرات ميتوانم بگويم هرودت زمانه خود بود بااين تفاوت كه ايشان راست گفتاربودند.بسيارمهربان وخوشرو عشقش به كرمان وخصوصاپاريز ستودني بود. جايگاهش دربهشت باد

درویش۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۹:۴۱

همه عمر دست بعصا رفت، روانش شاد. از او بیاد دارم:
رسم دنیا جمله تکرار است اندر کارها
تا چه زاید عاقبت زین رسم و زین تکرار ها
بس حوادث چشم ما بیند که نو پنداریش
لیک چشم پیر دنیا دیده آنرا بارها
سزاوار است نسل بعدی مورخین از او بیاموزند

قرشی نژاد۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۹:۳۵

ایشان تاریخ زنده ی کرمان و مایه ی افتخار دیار کریمان بودند روحشان شاد و یادشان به خیر باد از شمار دو چشم یک تن کم وز شمار خرد هزاران بیش خدایشان رحمت کناد

محمدرضا آل ابراهيم۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۸:۵۳

يادش بخير. استاد فرهيخته اي بود و مردي بزرگوار. سه سال پيش كه به اتفاق آقاي كشتكاران به شهر ما استهبان فارس آمدند، ما را سرافراز كردند. چقدر متواضع و فروتن بودند. خبر درگذشتش ما را افسرده و غمگين نمود.

رشیدی فرد۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۸:۲۸

شناسنامه گروه تاریخ دانشگاه تهران بود وخواهدماند
چون سایه ابری که گذشت از سر صحرا/آذار به موری نرساندیم و گذشتیم.یادش گرامی باد

دانشجوی استاد۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۷:۵۷

استاد در دوره ارشد و دکترا استاد بنده بودند و هیچ وقت کلاس تشکیل نمی دادند یه تحقیق می دادند و ما می رفتیم پی کارمان تا اخر ترم که یه تحقیق می دادیم و نمره می گرفتیم ایشان در این اواخر حوصله کلاس نداشتند و به موقع بازنشست شدند چرا بی دلیل افراد را متهم می کنید ؟
اما انسانی بسیار بسیار وارسته و ازاد منش بودند روحشان شاد

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۷:۳۰

تسلیت میگم به همه سیرجانیا.

علی بهشتی قادی از بابل۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۷:۳۰

در حدود بیست سال پیش در حال خواندن کتاب یعقوب لبث ایشان بودم عازم رفتن به روستایمان بودم دلم نیامد که کتاب را باخودم دور کنم لذا با خودم بردم پس از رسیدن به روستا متوجه شدم پدرم و چند نفر از اهالی می گویند یکی از اهالی دار فانی را وداع و قرار شد باهم به تشییع برویم گفتم اجازه بدهید کتاب راجایی بگذارم بعد برویم اطرافیان کنجکاو شدند که نام کتاب چیست گفتم یعقوب لیث همه ناگهان خندیدند و گفتند جالب است برویم تشییع مش یعقوب خودمان که دیر نشود.
یاد استاد به خیر

مسعود محمدبیگی۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۵:۲۰

---روحش شاد و یادش گرامی---
صداقت در گفتار و نوشتار با داشتن آن قلم شیوا و دلنشین، از خصوصیات بارز این بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران زمین است. الحق که این گونه دانشمندان، گوهرهای "ناب" و "نایاب" این سرزمین کهن هستند. وظیفه ما شاگردان است که قدرشناس 1-"وجود" و 2-"آثار" ارزشمند به جا مانده از بزرگانی چون استاد باستانی پاریزی باشیم.

علی رضا۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۵:۰۷

خدایش بیامورزد. برگی دیگر از باغ بی برگی جدا شد. انشاالله که از شاخه ی ایشان برگ های جوان رسته باشند.

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۴:۳۳

استاد هنوز به آن یک دیداری که با شما داشتم و کتابی که به من مرحمت فرمودید میبالم حیف از شما حیف که مانند شما در این مملکت روز به روز تعداشان کم میشود حیف که قدرتان را ندانستیم باید بیش از اینها شما را رو سرمان میگذاشتیم ما را ببخشید.

غلا مرضا۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۴:۱۷

روح وروانش شاد اين عزيز سرمايه ايران زمين بي عمر زنده ام و وين عجب مدار
روز فراق را كه نهد در شمار عمر

علیرضا۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۳:۴۳

هر چقدر ما از رفتن استاد ناراحتیم بعضی ها خیلی خوشحالن...
خیلی ها مثل ایرج افشار..دکتر خوانساری..امیرانی..دکتر ریاضی..جمالزاده..سعید نفیسی..
بیشتر از همه ملا اخوند پاریزی..پدر استاد
جمعشون جمع شد..خوش به حالشون..
روح همشون شاد..

سپهر۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۳:۳۳

دوستی گفته بود برای شادی روحش فاتحه بفرستیم ومن میگویم خوب است دعا کردن برای این بزرگ تاریخ ولی هم بسیار خوب است که اثار ایشان را بخوانیم ودر ان بیاندیشیم شاید این بهترین کار در حق ایشان باشد .

علی هاشمی۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۳:۱۵

روحش شاد و قرین رحمت باریتعالی قرار گیرد .

محبوب۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۳:۰۸

خدا رحمت کند انسانیت انسانها در موقع مردن مشخص می شود در دنیا دو چیز ماندنی است خوبی و بدی انهایی که در دنیا نام نیک از خود به جا می گزارند انسانهای وارسته ای هستند که از دنیا رفتنش انسان را ناراحت می کند ولی وقتی انسا ن مردم ازار و منفور از دنیا می رود انسان خوشحال می شود که یک فرد زالوصفت از دنیا رفت و شرش را از سر مردم برداشت .

بابک۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۳:۰۷

زنده یاد باستانی پاریزی با دهها اثر ارزشمند که از خود بر جا نهاد در دل و ذهن ایرانیان فرهیخته خواهد ماند و در تاریخ نام نیکش ماندگار و جاودانی است .

محسن احمدی۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۲:۵۸

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

صحنه پیوسته به جاست

هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

روحش شاد و یادش گرامی-

محسن۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۲:۴۵

چرا در سال 87 این بزرگوار بالاجبار خانه نشین و دانشگاهیان از فیض وجودشان بی بهره شدند؟
خداوند ایشان را بیامرزد و روحش را شاد گرداند. او گنجینه تاریخ ایران بود که به زیر خاک رفت.

اریو برزن۱۳۹۳/۰۱/۰۷ ۰۲:۳۷

زمانیکه ایشان را با بی حرمتی محض و در زمان وزارت زاهدی در دولت احمدی نژاد از خانه و عشقش اش ( دانشگاه تهران ) بیرون کردند استاد دلش شکست .کجای دنیا با مفاخرشان چنین میکنند ؟؟؟؟

مجید۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۲:۳۸

آقای قاسم

ایشان یکی از بزرگان ادب وتاریخ ایران بودند که درضمن عشق بزرگی نیز به زادگاه خود داشتند.
نمیدونم منظورت از کرمانیزه بودن چیه ولی بهتر ه مودب تر حرف بزنی.

اصغر حديدي۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۲:۰۲

در بند آن نيَم كه به خير يا به شر
يادش بخير هر كه زِ ما ياد كند.(باستاني)
تاريخ در فقدان اين انديشمند ماندگار دكتر محمد ابراهيم باستاني عزادار است. استان كرمان ،شهرستان سيرجان و ديار پاريز به خود "ميبالد" كه چنين دُر نايابي را در مهد خود پرورش داد و امروز نه ديار كريمان بلكه جامعه فرهنگ دوست ايران "مينالد" در فراق گوهر خويش.
«ظالم آن قومی که چشمان دوختند// وز سخنها عالمی را سوختند»
مثنوی
«دیگران چون بروند از نظر از دل بروند// تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی»
دیوان شمس تبریزی

زهرا۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۱:۵۹

من 10 تا از کتابهای زیبای ایشون روخوندم کتاب حماسه کویربسیار زیباست حتما بخونیدش باز یکی از بزرگان این کشور رفت و همه ماتم گرفتن زنده بود کسی براش ارزش قائل نبود اما حالا....

مهدی۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۱:۵۰

وای چقدر ناراحت کننده بود این خبر ...
من ایشون رو همین سه ماه پیش در مراسم بزرگداشت پروفسور رضا دیدم. اتفاقا اونجا هم شعر خوندند.
روحش شاد...
حیف شد تهران نیستم !!!

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۱:۴۴

آیا ایشان در صدا و سیما ممنوع و التصویر بودند که دیده نمی شدند؟؟؟؟
چرا هیچ تلاشی برای شناساندن ایشان به جامعه نشد البته جامعه نخبگان از پیش با ایشان حشرونشر داشتند..
علتش کاملا مشخصه!!!!

حمید کلباسی۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۱:۴۴

غبار چهره جان میشود حجاب تنم . خوشا دمی که از این چره پرده
بر فکنم . چنین قفس نه سزای من خوش الحانست . روم به روضه
رضوان که مرغ آن چمنم .
مشیت الهی بر این بود که در بهار طبیعت شاهد خزان عمر یکی از
بزرگان فرهنگ این مرز و بوم کهن باشیم . انسانی سخنور. متواضع
و با حافظه ای شگرف که فقدان غمبار ایشان برای دوستدارانش
باور نکردنی می باشد . روحش شاد و بهشت موعود گوارایش باد

سيد صدرا توكلي۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۱:۲۳

خدايش هزار بار بيامرزاد.زبان من از قدر داني ايشان قاصر است.

شاگردتاریخ۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۱:۱۵

مرگ ونیستی از آن بی خردان است خردمند بزرگ با آثار ماندگارش همیشه زنده است
روحش شاد

هوشنگ غلامي۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۰:۴۴

خدارحمتش كند
تا كسي ايشان را نشناسد و آثارشان را نخوانده باشد پي به ضايعه بزرگي كه براي تاريخ و ادبيات ايران وارد شد نخواهد برد ولي ايشان در طول زندگي خدمات بسيارارزنده و ماندگاري را به يادگار گذاشتند.از پاريز تا پاريس .....
مرحوم پدرم هميشه داستان زندگي پر فراز و نشيب ايشان را براي ما تعريف مي كردند و از ما مي خواستند كه به عنوان الگو هميشه ايشان را در نظر داشته باشيم
خدا همه بزرگان و خدمتگزاران به اين آب و خاك را كه از دنيا رفته اند بيامرزد.

حسین۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۰:۲۶

چه بهتر بود ایشان به عنوان یک چهره ماندگار در عرصه علم و ادب معرفی می شد . هر چند که ایشان برای همه دوستداران علم و ادب ماندگار است.خدا روحش را قرین رحمت نماید.

علیرضا۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۰:۱۴

یاد ونامش تا ابد در اقلیم این سرزمین جاودانه باد.

شکیبایی۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۰:۱۲

استاد باستانی پاریزی، پدر تاریخ معاصر ایران و نویسنده کتاب «بارگاه خانقاه؛ در کویر هفت کاسه» از دانشمندان بزرگ زمان ما و برادر حاج شیخ عبدالعظیم باستانی پاریزی (نویسنده، ادیب و از عرفای طریقت نعمت اللهی) بوده اند.
درگذشت ایشان را به جامعه دانشگاهیان، فرهیختگان، هنرمندان و اهالی ادب و عرفان تسلیت عرض نموده، شادی روح این دانشمند بزرگ را از درگاه خداوند مهربان آرزومندم.

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۰۶ ۱۰:۱۱

خدا رحمتش کنه

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.