معمولا گفته شده مردم به علت مشکلات اقتصادی و بی‌پولی کتاب نمی‌خرند اما برخی از فعالان حوزه کتاب معتقدند در کنار این موضوع چیز دیگری که باعث کتاب‌ نخریدن و پایین آمدن تیراژ آن شده بی‌اعتمادی مردم به کتاب‌های منتشرشده است که می‌تواند از تبعات ممیزی کتاب و سانسور باشد.
معمولا گفته شده مردم به علت مشکلات اقتصادی و بی‌پولی کتاب نمی‌خرند اما برخی از فعالان حوزه کتاب معتقدند در کنار این موضوع چیز دیگری که باعث کتاب‌ نخریدن و پایین آمدن تیراژ آن شده بی‌اعتمادی مردم به کتاب‌های منتشرشده است که می‌تواند از تبعات ممیزی کتاب و سانسور باشد.
به گزارش ایسنا، فضای نشر کشور مدت‌هاست که دچار رکود شدیدی شده است و این رکود در فضای نشر کشور را می‌توان در پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها به راحتی دید؛ موضوعی که ناشران به صراحت از آن ابراز نگرانی می‌کنند، زیرا پر واضح است که شمارگان کتاب یکی از عوامل تعیین‌کننده و از مهمترین شاخصه‌های ارزیابی رشد و توسعه فرهنگی در هر جامعه‌ای است و پایین آمدن شمارگان کتاب در هر کشوری نشان از بی‌توجهی و بی‌علاقگی مردم آن جامعه به سرنوشت فرهنگی خود است؛ بی‌توجهی‌ای که دلایل مختلفی دارد و به همین خاطر فعالان این حوزه همواره بابت تشدید و تأثیر آن در ذهن و فکر آینده جوانان ایرانی ابراز نگرانی کرده‌اند.
به اعتقاد برخی از فعالان حوزه نشر، بی‌اعتمادی مردم به کتاب‌ها یکی از عوامل اصلی کتاب نخواندن مردم و در نتیجه رسیدن تیراژ کتاب به 500 نسخه است، آن‌چنان‌که صالح رامسری - مدیر انتشارات معین – این بی‌اعتمادی را از اصلی‌ترین دلایل پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها می‌داند و می‌گوید: «روند بی‌اعتمادی مردم به کتاب‌ها از نیمه دوم دولت نهم یعنی اولین دوره ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد، و با سخت‌گیری مدیران وزارت ارشاد او آغاز شد که در ادامه باعث به‌وجود آمدن حس بی‌اعتمادی مردم نسبت به آثار منتشرشده شد و همین موضوع باعث شده است که مردم کتاب نخرند.
او حتی از رخنه بی‌اعتمادی در بین بچه‌ها هم سخن به میان می‌آورد و می‌گوید: «در همین نمایشگاه امسال وقتی کودکان برای خرید کتاب «قصه‌های مجید» به ما مراجعه می‌کردند می‌گفتند که چاپ قدیمی آن را به ما بدهید و وقتی از آن‌ها سؤال می‌کردیم که چرا چاپ قدیمی کتاب‌ها را می‌خواهید می‌گفتند چون آن‌ها سانسور نشده است.»
این ناشر البته نبود فرهنگ مطالعه در خانواده‌های ایرانی را از دیگر دلایل پایین آمدن تیراژ کتاب در ایران ذکر می‌کند و در این‌باره می‌گوید: «مردم ما عادت به مطالعه ندارند و آموزش و پرورش و معلمان از کودکی خواندن کتاب و ادبیات را به دانش‌آموزان یاد نمی‌دهند، به همین خاطر است که در جوانی و بزرگسالی نیز مطالعه نمی‌کنند و وقتی مطالعه نمی‌کنند، نمی‌توانند فکر کنند و درباره موضوعات مختلف تحلیل داشته باشند.
رامسری سپس چنین اظهار نظر می‌کند: «در آینده ممکن است هر بلایی سر این مردم بیاید، چون آن‌ها حرف‌های هر جای دنیا را به راحتی باور می‌کنند و در نتیجه غریبه‌ها و ماهواره‌ها به راحتی هر جور که بخواهند می‌توانند آن‌ها را بازی دهند، چون آن‌ها از تاریخ و فرهنگ خود بی‌اطلاع هستند و چیزی از آن نمی‌دانند.»
همچنین وحدت رهروان - مدیر انتشارات میترا – با تاکید بر حس بی‌اعتمادی مردم به کتاب‌های ممیزی‌شده و تاثیر آن در کتاب نخریدن مردم می‌گوید: «چون در طول‌ سال‌ها اعمال ممیزی سلیقه‌یی و بدون ضابطه از سوی ممیزان وزارت ارشاد باعث حذف و اضافه شدن متن و به هم خوردن ساختار نوشته‌های کتاب‌ها شده که به هیچ وجه با جامعه‌ای که کتاب در آن نوشته شده همخوانی نداشته است، به همین خاطر مردم به این کتاب‌ها اعتماد ندارند و دلیلی نمی‌بینند که این‌گونه کتاب‌ها را بخرند.»
او در همین رابطه میزان بالای فروش کتاب‌های ممنوع را در مقایسه با کتاب‌های مجوزدار باورنکردنی می‌داند و سپس نتیجه می‌گیرد که ممیزی تاثیر زیادی بر روی خوانده شدن یا نشدن کتاب‌ها و در نهایت پایین آمدن تیراژ آن‌ها دارد.
این ناشر سپس به دیگر دلایل پایین آمدن تیراژ و آشفتگی بازار نشر اشاره می‌کند. او تکراری بودن کتاب‌ها و تنوع پایین آثار تولیدشده و ترجمه‌یی و کثرت ناشران در فضای نشر کشور را از دیگر دلایل پایین‌ آمدن تیراژ کتاب‌ها می‌داند و درباره تعداد زیاد ناشران می‌گوید: «در حال حاضر حدود 9 هزار ناشر از سوی وزارت ارشاد مجوز فعالیت گرفته‌اند در صورتی که بسیاری از آن‌ها کار خاصی در حوزه تولید فرهنگ و فکر و اندیشه ندارند. اگر تعداد این ناشران مثلا حدود 500 یا 1000 ناشر بود حمایت‌ها و سرمایه‌ای که به این تعداد ناشران تعلق می‌گرفت تا با آن فیلم و زینک تهیه‌ کنند، بیشتر بود و کارهای آن‌ها هدفمندتر بود. اما در وضعیت فعلی معلوم نیست چرا باید در مملکت ما 9 هزار ناشر وجود داشته باشد؟
رهروان نبود ضابطه مشخص برای دادن مجوز به فعالیت ناشران را یک ضعف اساسی در فضای نشر کشور می‌داند و می‌گوید: «اگر کسی بخواهد جگرکی باز کند باید صلاحیتش از سوی چند نهاد و وزارتخانه احراز شود، اما معلوم نیست چرا کار کتاب این قدر بی‌ضابطه است و هر کس بخواهد می‌تواند به راحتی مجوز نشر کتاب بگیرد.»
از سوی دیگر، علی باقری چرخی - مدیر انتشارات نگیما - باندبازی در توزیع و پخش کتاب و نبود سیستم پخش سراسری کتاب را عاملی برای سیر نزولی انتشار کتاب در ایران می‌داند و در این زمینه می‌گوید: «در ایران سیستم پخش سراسری کتاب وجود ندارد و توزیع کتاب تنها دست گروهی خاص است که فقط کتاب‌های باند خود را توزیع می‌کند.»
او نیز همچون دیگر ناشران با تاکید بر بی‌اعتماد شدن مردم به کتاب‌های منتشرشده به خاطر ممیزی معتقد است: «تا وقتی در سیستم پخش کتاب باندبازی وجود دارد و به همین خاطر کتاب به صورت سراسری به همه نقاط ایران نمی‌رود و تنها به تهران‌نشین‌ها محدود می‌شود تیراژ کتاب‌ها بالا نمی‌رود، بنابراین در ایران تنها با یک سیستم سراسری پخش کتاب است که می‌توان تیراژ را افزایش داد.»
مهرداد کاظم‌زاده - مدیر انتشارات مازیار – هم با اشاره به دلایل ذکرشده از سوی ناشران مختلف برای پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها و بیان این‌که گرانی کاغذ از عوامل پایین آمدن تیراژ کتاب در ایران است، در عین حال می‌گوید: «با وجود این‌که در ایران قیمت کتاب از همه جای دنیا ارزان‌تر است، اما چون مردم ایران علاقه‌ای به کتاب‌ خواندن ندارند و افراد کتاب‌خوان هم معمولا آدم‌های بی‌پولی هستند بالا رفتن قیمت کتاب خیلی به چشم می‌آید.»
او اضافه می کند: «گران شدن قیمت کتاب در ایران در حالی است که در طول چند سال اخیر قیمت همه کالاها چندین‌برابر شده و به نسبت آن‌ها قیمت کتاب بالا نرفته، اما با این حال به دلایل مختلف تیراژ کتاب در ایران پایین آمده است.»
این ناشر اینترنت‌بازی جوانان را که باعث شده است همه آن‌ها دریایی از اطلاعات اما به عمق یک سانتی‌متر داشته باشند، از دیگر عوامل کتاب نخریدن ایرانیان بخصوص جوانان می‌داند و می‌گوید: «مخاطبان کتاب‌ها معمولا آدم‌های معمولی نیستند و البته در همه جای دنیا همین‌گونه است و مردم معمولی کتاب نمی‌خرند، اما با توجه به این‌که در ایران حدود چهار میلیون و نیم دانشجو و ده‌ها هزار استاد دانشگاه وجود دارد رسیدن تیراژ کتاب‌ها به 200-300 نسخه اتفاق عجیبی است. همین است که خیل عظیمی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های ما بی‌سواد هستند.»
کاظم‌زاده همچنین از پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها و استفاده ناشران از چاپ دیجیتال ابراز نگرانی می‌کند و معتقد است: «با توجه به روند فعلی صنعت چاپ که باعث شده ناشران به سمت چاپ دیجیتالی کتاب بروند این صنعت به شدت در خطر قرار گرفته و باعث شده که بسیاری از کارگردان فنی چاپخانه‌ها نیز بی‌کار شوند و برای امرار معاش به فعالیت در پیک‌ موتوری‌ها بپردازند که نشان می‌دهد صنعت چاپ کشور در خطر نابودی است.»
اما شعله راجی کرمانی - مدیر انتشارات قصیده‌سرا - دلیل اصلی پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها را فقر فرهنگی مردم می‌خواند و می‌گوید: «به نظر من مردم برای این کتاب نمی‌خوانند چون وقت کتاب‌خوانی ندارند و بیشتر درگیر مسائل مختلف هستند. البته در این زمینه فرهنگ‌سازی هم نشده و به همین خاطر است که می‌بینیم روز به روز تعداد کتاب‌خوان‌ها در جامعه در حال کاهش است.
این ناشر با بیان این‌که در چند سال اخیر اینترنت جایگزین کتاب شده است و دیگر کتاب در فرم کاغذی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد اضافه می‌کند: «با این حال پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها دلیل فرهنگی دارد و به فقر فرهنگی ما برمی‌گردد؛ چون درست است که قیمت کتاب نسبت به گذشته بالا رفته است، اما می‌بینیم که آدم‌ها حاضرند برای خرید یک کفش هزینه‌های زیادی بپردازند ولی حاضر نیستند یک کتاب با قیمت 15 هزار تومان بخرند.»
اعظم کیان‌افراز - مدیر انتشارات افراز - نیز یکی از اصلی‌ترین دلایل پایین آمدن تیراژ کتاب را گران شدن کاغذ می‌داند که باعث گرانی کتاب و در نهایت نبود تقاضا از سوی مردم شده است.
او نبود ویترین برای عرضه کتاب را هم از دیگر دلایل به وجود آمدذن شرایط فعلی انتشار کتاب می‌داند و می‌گوید: «مجموعه دولت‌، وزارت ارشاد، آموزش و پرورش‌ و شهرداری می‌توانند با بهره‌گیری از راهکارهایی تقاضا را بیشتر کنند تا ناشران بتوانند برای ادامه فعالیت دوام بیاورند.»
این ناشر ادامه روند فعلی در انتشار کتاب با تیراژ کمتر از 1000 نسخه را باعث ورشکستگی ناشران می‌داند.
او معضل دیگری به اسم انبارداری را به دلیل فروش نرفتن کتاب‌ها نوعی مصیبت برای ناشران می‌خواند و این موضوع را از دیگر عوامل روی آوردن ناشران به چاپ دیجیتال و انتشار کتاب با شمارگان پایین می‌خواند.
در همین حال محمد یراقچی - مدیر انتشارات پنجره - وضعیت ناشران را به علت کتاب نخواندن مردم در آستانه ورشکستگی ارزیابی و شمارگان 500 نسخه‌یی کتاب را راز بقای فعالیت آن‌ها توصیف می‌کند.
او مهم‌ترین دلیل پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها را تورم و ناتوانی اقتصادی مردم می‌داند و می‌گوید: «دلیل پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها و رسیدن شمارگان چاپ کتاب به 400-500 نسخه در درجه اول تورم است که باعث گرانی کتاب شده و به همین خاطر در این شرایط مردم سعی می‌کنند کالاهای اساسی‌تر برای زندگی را تهیه‌ کنند.»
یراقچی همچنین پایین بودن انگیزه مطالعه در ایران را از دیگر عوامل پایین بودن تیراژ کتاب‌ها می‌داند و می گوید: «موضوع پایین بودن شمارگان کتاب‌های عمومی در ایران احتیاج به بحث‌ها و سمینارهای مفصل دارد، چون این‌گونه کتاب‌ها در حال از دست دادن مخاطبان‌شان هستند که بخشی از آن به مسائل اقتصادی و بخشی هم به پایین بودن انگیزه مطالعه برمی‌گردد.»
او معتقد است: «در حال حاضر مطالعه ادبیات و روان‌شناسی و به طور کل کتاب‌های عمومی در بین نسل جوان ما تقریبا جایی ندارد.»
***
با تمام این اوصاف و ضمن بررسی دلایل مختلف پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها که نشان می‌دهد مردم کم‌مطالعه شده‌اند، موضوع بی‌اعتمادی مردم به کتاب‌های منتشرشده به دلیل ممیزی هم پررنگ شده و به نظر می‌رسد مردم همان‌گونه که به سریال‌ها و فیلم‌های ایرانی کم‌رغبت شده‌اند، با توجه به رشد روزافزون استفاده از اینترنت و فضای مجازی، این نبود اعتماد در حوزه کتاب نیز رخنه کرده است و به همین خاطر مردم کتاب نمی‌خرند و ناشران نیز چاره‌ای ندارند تا شمارگان کتاب‌های خود را به 500 نسخه کاهش بدهند.
با این‌که اوضاع فعلی و روند بی‌اعتمادی مردم به کتاب‌ها بی‌شک حاصل نوعی سیاست‌گذاری مسؤولان پیشین در وزارت ارشاد بوده است و مدیران فعلی نیز تا حدودی به این امر معترف بوده‌اند، به نظر می‌رسد برای ترمیم این بی‌اعتمادی موجود، مسؤولان فعلی وزارت ارشاد باید تلاش بسیار زیاد و مداومی انجام دهند تا اوضاع فعلی را قدری تغییر دهند.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
فدوی -> 1393/03/07
پاسخ

ما نیاز به مطالعه نداریم پس کتاب نمی خریم و برای این کارمان هم هزاران دلیل می آوزیم . حالا از کجا معلوم که نیاز به مطالعه نداریم چون ... در تمام فنون متخصص هستمی و محال است در موردی حرفی زده شود و یکی از ما به نشانه ی ندانستن سکوت کند . کتاب برای مردمانی است کهدانش کمی دارند .

میثم -> 1393/03/07
پاسخ

آخه کی کتاب می خونه !!!

کاربر مهمان -> 1393/03/07
پاسخ

برای اینکه کسی قصد یادگرفتن ندارد اونی هم که داره 250 هزار تومان باید بابت یه کتاب درست حسابی پول بده

کاربر مهمان -> 1393/03/07
پاسخ

من یک کتابفروشم و بعد از 13 سال اشتغال به کتابفروشی دارم این شغل رو تعطیل می کنم. نبودن نظارت بر حق نشر و امثال آن باعث شده عده ای سودجو کتابها رو کپی می کنن و بصورت جزوه در اختیار دانشجو قرار میدن. فقر مردم خصوصا دانشجوها هم از یه طرف باعث شده به امانت گرفتن و امانت دادن کتابهای دست دوم رو بیارن اون هم در حد گذر از امتحان

کاربر مهمان -> 1393/03/07
پاسخ

دلت خوشه ها مردم تو خرج یومیه موندن پول کتاب از کجا

محمد -> 1393/03/07
پاسخ

چون علاقمندان به کتاب پول ندارند و پول داران علاقه به خواندن کتاب ندارد....

بهلول -> 1393/03/07
پاسخ

از بس که گرونه مگه نه ؟............

کاربر مهمان -> 1393/03/07
پاسخ

برای اینکه پول ندارند.... مردم پول یک ماه یارانه شون رو باید برای خرید یک جلد کتاب بدن ... به نظر شما این با عقل جور در میاد ... اگه شما این کار را میکنی معلومه خیلی وضعت خوبه ...!!!!

کاربر مهمان -> 1393/03/07
پاسخ

وقتی در ایران برای علم ارزش قائل نیستند وقتی همه چیز پول شده وقتی هرچه در کتابها خوانده ایم برعکس عمل می شود وقتی گرانی زیاده وقتی ...... وقتی با پول میتوان هر چیزی را بدست آورد کتاب خواندن چه فایده ای دارد

کاربر مهمان -> 1393/03/07
پاسخ

وقتی کتاب شعر سانسور میشود همین است

کاربر مهمان -> 1393/03/07
پاسخ

وقتی مردم در پی نیازهای اولیه مثل خوراک وپوشاک ومسکن با مشکل جدی روبرو هستند کتاب و فرهنگ درمرتبه بعدی قرار دارد که هیچ وقت نوبتش نمی رسد .

میثم -> 1393/03/07
پاسخ

معتقدم کاهش کتابخوانی مردم به عوامل مختلف از جمله کاهش فرصت و آرامش روانی جهت پرداخت به کتابخوانی (به قول شاعر، فراغتی و کتابی و گوشه‌ی چمنی!)، خواندن مطالب مورد نیاز در اینترنت و ... بستگی داره. البته عامل بی‌اعتمادی مردم به کتابها هم بی‌تأثیر نیست، ولی اولاً مهم‌ترین عامل نیست، ثانیاً اتفاقاً به خاطر سانسور و ممیزی نیست، بلکه به خاطر اینه که هر کسی برای پر کردن رزومه‌ی خودش رفته و یکی‌دوجلد کتاب چاپ کرده! دیگه مثل قدیما نیست که اگه چیزی به عنوان کتاب چاپ میشد، حتماً ارزشی بیشتر از مقاله‌های آبگوشتی و وبلاگ‌نویسی داشت. خیلی از کتابهایی که می‌بینیم، ارزشی بسیار کمتر از یه وبلاگ آماتور دارند! لطفاً به بهانه‌ی کاهش اقبال مردم به کتابخوانی، به همین یه ذره ممیزی نتازید!

کاربر مهمان -> 1393/03/07
پاسخ

1 - سانسور 2- گران شدن کتابها (در واقعه بی ارزش شدن پول ایران ) 3 امدن کتابهای الکترونیکی PDF.

مهران -> 1393/03/07
پاسخ

مردم ما اینقدر گرفتاری دارند که بدست آوردن چندرغاز پول را طبیعتا در کتاب خوندن نمیبینند در این اوضاع بد اقتصادی که چند شیفت کاری هم جواب هزینه های یک خانواده را نمی دهد،و مردم هم وقت سر خاروندن ندارن شما انتظار کتاب خوندن دارید؟!!!!!!!!!!!!!!

کاربر مهمان -> 1393/03/07
پاسخ

اینقدر تو گرفتاریاشون گرفتارند که کتاب فراموش شده

سینا -> 1393/03/07
پاسخ

یه کتاب خواستم بخرم(درسی)قیمت 7هزار تومن رفتم کتاب خونه دیدن شده 40هزار تومن علت پرسیدم گفتن چاپ جدید اینقدر شده که مجبور شدم به خاطر مشکل مالی برم از کتاب دوستم اون چند فصلی رو که می خوام کپی بگیرم.توو دانشگاه ما هرکی می خواد کلاس پولداری بزاره میره سریع کتاب درسی می خره و با که وسعمون نمی رسه باید التماسشون کنیم که بزارن از روی کتابشون کپی بگیریم البته شرمنده ناشر و نویسنده کتاب هم میشیم که حق چاپ رو رعایت نمی کنیم ولی دیگه چاره نداریم.

حامد -> 1393/03/07
پاسخ

چون حال خوندنش را ندارند

غلام -> 1393/03/07
پاسخ

من امسال رفتم نمایشگاه کتاب حداقل قیمت یک کتاب معمولی 25000تومان بود

سلام -> 1393/03/07
پاسخ

بنظرم برخی مطلب فوق در مورد عدم مطالعه کتاب ، صحیح است اما یکی از عوامل مهم بی علاقه بودن به کتاب این است که در کشور به سواد واگاهی افراد توجه ندارند وصرفا مدرک را ملاک میدانند به همی علت جوانان گرایش شدید به گرفتن مدارک دانشگاهی دارند در صورتیکه اگر به سواد وتخصص اهمیت داده شود جوانان گرایش به مطالعه کتاب پیدا خواهند کرد متاسفانه در کشور ارزشی برای سواد قایل نیستند جوانان هم رغبتی به داشتن مطالعه کتاب نخواهند داشت .

کاربر مهمان -> 1393/03/07
پاسخ

چون کتاب گرونه! آدمی که دغدغه ی خوراک و پوشاک و مسکن و آموزش و بهداشت خانوادشو داره دیگه حسی براش نمیمونه بره کتاب بخره ما تو تامین نیازای اصلی و فیزیولوژیکی مردم کشورمون موندیم بعد میایم گله میکنیم که چرا چنین است و چنان

حسن -> 1393/03/07
پاسخ

خونه ها اینقدر کوچک شده که مردم جا ندارن کتاب را بعد از خوندن قرار بدهند. این مشکل قبلا" گفته نشده بود. درسته؟

علی -> 1393/03/07
پاسخ

البته کتاب خوب است .

شهریار -> 1393/03/07
پاسخ

در محل کار من، سالانه یک یا دوبار نمایشگاه کتاب برگزار می‌شود معمولا با 70% تخفیف ، یعنی مفت ، ولی دریغ از یک تاکید می‌کنم یک کتاب بدرد بخور . بغیر از کتب تاریخی ارزشمند که معمولا آنها را قبلا خریداری کرده‌ایم، اگر کتاب خوبی که پس از مطالعه نگوییم حیف وقتی که برای این کتاب صرف شد، اگر سراغ دارید معرفی کنید،

کاربر مهمان -> 1393/03/07
پاسخ

مردم خیلی چیزها نمی خرن... به دو دلیل.. اولین و اصلی ترینش اینه که بودجه خریدش رو ندارن.. و دوم هم اینکه چیز با کیفیتی برای خرید پیدا نمی کنن!... من خودم یه وقتی ماهی یه کتاب رو وحتما حتما می خریدم.. اما حالا!نه کتابی پیدا می کنم که ارزش وقت گذاشتن داشته باشه و نه اون قدرت خرید سابق رو دارم!

کاربر مهمان -> 1393/03/07
پاسخ

یادمه دوره دبیرستان یه معلم فیزیک داشتیم که فقط جزوه می گفت و برای هر مساله یه فرمول اختراع کرده بود و توی شهر هم ایشون به عنوان یک معلم بسیار خوب شناخته شده بود. اون سال من حتی یکبار هم کتاب فیزیک رو نخوندم و البته از این مبحث فیزیک هم زده شدم. سال بعد یه معلم فیزیک داشتیم که مشهور بود به اینکه سواد خیلی زیادی نداره. به همین خاطر من هم کتاب خودمون رو چند بار کامل خوندم و هم از کتابخانه عمومی شهر چندین کتاب فیزیک مرتبط امانت گرفتم و مطالعه کردم که حتی باعث شد با مفاهیمی گسترده تر و بیشتر از سرفصل کتاب خودمون آشنا بشم. منظورم از بیان این جملات اینه که متاسفانه در حال حاضر موسسات اموزشی و برنامه های تلویزیونی مخصوص دانش آموزان صرفا مطالب رو به صورت فرمول بندی شده به دانش آموز یاد می دهند به این خاطر که دانش آموز وقت نداره چند تا کتاب بخونه . نتیجه اش همین می شه که الان هستیم. اگر یه واو این ور یا اونور بشیم دانش آموز هنگ می کنه و البته احساس نیاز به مطالعه بیشتر در زمینه های مختلف رو در اون کور می کنیم.

کاربر مهمان -> 1393/03/07
پاسخ

واقعا کتاب خوب این سالها کیمیاست!

کاربر مهمان -> 1393/03/07
پاسخ

مردمی که حوصله ندارند پشت چراغ قرمز بایستند حوصله دارند کتاب بخونند

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین