تجسم چهره علی دایی بعد از تماس صبحگاهی علی کفاشیان دشوار نیست.او گرچه تا صبح در کابوس شکست مقابل عربستان بود اما در نهایت دلش به حمایت فدراسیون فوتبال قرص بود،همانطور که به خبرنگار تلویزیون گفته بود:"ادم های دیگری درباره سرنوشت من در تیم ملی تصمیم می گیرند و آنها فعلا می خواهند من باشم."
به گزارش گل، اما آن آدمها با وجود انکه نتیجه جلسه کوتاه اولشان در شب شکست ابقای دایی بود ، با یک موقعیت تازه مواجه بودند ، شکست تیم ملی در حضور شخص رئیس جمهوری. علی کفاشیان می گوید:" قبل از دیدار با عربستان به همه تعهداتی که به علی دایی داشتیم عمل کرده و به طور رسمی از امروز قرارداد دایی با فدراسیون به پایان رسیده است. من امروز صبح با دایی تماس گرفتم و از زحماتی که وی برای تیم ملی کشیده تشکر کردم."اما قبل از اعلام رسمی ،ظاهرا دستور از جای دیگری صادر شده بود. اینکه اولین اعلام کنندگان خبراخراج دایی رسانه های نزدیک به دولت بوده اند ، چه معنایی دارد؟
از قطبی تا دایی
علی دایی در شرایطی به سرمربیگری تیم ملی رسید که افشین قطبی به عنوان سرمربی انتخاب شده و حتی بعد از تماس رئیس کمیته تیمهای ملی در بازی مقابل مقاومت سپاسی از تیمش خداحافظی کرد ودور افتخار زد اما وقتی عرق او خشک شد،خبر رسید که فدراسیون،ناگهان به گزینه دایی رسیده است.درباره این انتخاب شایعات زیادی در رسانه های نوشتاری ایران درج شده اما بدون تردید علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال ایران به دلایل فرامتنی دایی را در دقیقه 90 جانشین قطبی کرد.البته امروز هم احتمالا آبشخور اخراج دایی از همان جایی است که آن دلایل بیرون آمده بودند.
دایی یک برند است!
در نهایت دایی کار خود را در تیم ملی آغاز کرد و بعد از یک سال جنگ با همه ارکان فوتبال،میدان را به حکم بالادستی ها خالی کرد. او به خصوص با رسانه ها در درگیری دائمی بود و این مشکلی بود که در این مورد خاص تاحد زیاذی به شخصیت پارانوئید او بازمی گشت. شاخصه های دوران دایی در تیم ملی، جوانگرایی، عدم اقبال عمومی، درگیری با علی کریمی، لغو دیدارهای تدارکاتی و البته بازی با پیراهنی منقش به آرم کمپانی وی بود. چیزی که در اصل اثبات کننده این نکته است که او باوجود سالها افتخار و زندگی در سطح اول فوتبال جهان ذهنی محلی دارد. چیزی که بزرگترین مشکل او در دوران فوتبالش بوده و باعث شده که وی با وجود صد و چند گل ملی به قلب طرفداران فوتبال راه نیابد.
مثل جام جهانی
این چندمین باری است که دایی به تنهایی باید بار سنگین شکست فوتبال ملی را به دوش بکشد،درست مثل جام جهانی 2006 که به همراه برانکوایوانکوویچ چنان مورد خشم مردم قرار کرفت که ترجیح داد در پروازی جدا و با تاخیر به ایران بازگردد.او که در پایان بازی عربستان در مواجهه با فریاد مردمی که به نشانه اعتراض علی کریمی را تشویق می کردند ،اختیار از کف نداد با این موقعیت آشنایی کاملی دارد و بارها با جان سختی کامل بازگشته است.این بار اما او فرصتی برای بازگشت ندارد،چرا که بازگشت با لباس مربی باشگاهی هرگز داغ این شکست آخر را از پیشانی وی پاک نخوهد کرد.این پایان تاسف بار مردی است که هرگز اجازه نداد دوستش داشته باشیم.
پایان همکاری
بیانیه فدراسیون پایان رسمی همکاری نه چندان خالی ازتنش دوطرفه است . در این متن صریح و اداری می خوانیم :"هیات رئیسه فدراسیون در حمایت از تیم ملی کشورمان و ضمن عذرخواهی از آحاد مردم بدلیل عدم کسب نتیجه مناسب در دیدار تیم ملی ایران و عربستان به استحضار مردم عزیز کشورمان میرساند؛ ضمن تشکر و قدردانی از زحمات آقای علی دایی در طول مدت مربیگری خود که توانست با جوان گرایی، بازیکنان ارزندهای را به فوتبال ملی ایران معرفی نماید، با تغییر ایشان موافقت به عمل آمد. " و این یعنی نفر بعدی آماده باشد!
به گزارش گل، اما آن آدمها با وجود انکه نتیجه جلسه کوتاه اولشان در شب شکست ابقای دایی بود ، با یک موقعیت تازه مواجه بودند ، شکست تیم ملی در حضور شخص رئیس جمهوری. علی کفاشیان می گوید:" قبل از دیدار با عربستان به همه تعهداتی که به علی دایی داشتیم عمل کرده و به طور رسمی از امروز قرارداد دایی با فدراسیون به پایان رسیده است. من امروز صبح با دایی تماس گرفتم و از زحماتی که وی برای تیم ملی کشیده تشکر کردم."اما قبل از اعلام رسمی ،ظاهرا دستور از جای دیگری صادر شده بود. اینکه اولین اعلام کنندگان خبراخراج دایی رسانه های نزدیک به دولت بوده اند ، چه معنایی دارد؟
از قطبی تا دایی
علی دایی در شرایطی به سرمربیگری تیم ملی رسید که افشین قطبی به عنوان سرمربی انتخاب شده و حتی بعد از تماس رئیس کمیته تیمهای ملی در بازی مقابل مقاومت سپاسی از تیمش خداحافظی کرد ودور افتخار زد اما وقتی عرق او خشک شد،خبر رسید که فدراسیون،ناگهان به گزینه دایی رسیده است.درباره این انتخاب شایعات زیادی در رسانه های نوشتاری ایران درج شده اما بدون تردید علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال ایران به دلایل فرامتنی دایی را در دقیقه 90 جانشین قطبی کرد.البته امروز هم احتمالا آبشخور اخراج دایی از همان جایی است که آن دلایل بیرون آمده بودند.
دایی یک برند است!
در نهایت دایی کار خود را در تیم ملی آغاز کرد و بعد از یک سال جنگ با همه ارکان فوتبال،میدان را به حکم بالادستی ها خالی کرد. او به خصوص با رسانه ها در درگیری دائمی بود و این مشکلی بود که در این مورد خاص تاحد زیاذی به شخصیت پارانوئید او بازمی گشت. شاخصه های دوران دایی در تیم ملی، جوانگرایی، عدم اقبال عمومی، درگیری با علی کریمی، لغو دیدارهای تدارکاتی و البته بازی با پیراهنی منقش به آرم کمپانی وی بود. چیزی که در اصل اثبات کننده این نکته است که او باوجود سالها افتخار و زندگی در سطح اول فوتبال جهان ذهنی محلی دارد. چیزی که بزرگترین مشکل او در دوران فوتبالش بوده و باعث شده که وی با وجود صد و چند گل ملی به قلب طرفداران فوتبال راه نیابد.
مثل جام جهانی
این چندمین باری است که دایی به تنهایی باید بار سنگین شکست فوتبال ملی را به دوش بکشد،درست مثل جام جهانی 2006 که به همراه برانکوایوانکوویچ چنان مورد خشم مردم قرار کرفت که ترجیح داد در پروازی جدا و با تاخیر به ایران بازگردد.او که در پایان بازی عربستان در مواجهه با فریاد مردمی که به نشانه اعتراض علی کریمی را تشویق می کردند ،اختیار از کف نداد با این موقعیت آشنایی کاملی دارد و بارها با جان سختی کامل بازگشته است.این بار اما او فرصتی برای بازگشت ندارد،چرا که بازگشت با لباس مربی باشگاهی هرگز داغ این شکست آخر را از پیشانی وی پاک نخوهد کرد.این پایان تاسف بار مردی است که هرگز اجازه نداد دوستش داشته باشیم.
پایان همکاری
بیانیه فدراسیون پایان رسمی همکاری نه چندان خالی ازتنش دوطرفه است . در این متن صریح و اداری می خوانیم :"هیات رئیسه فدراسیون در حمایت از تیم ملی کشورمان و ضمن عذرخواهی از آحاد مردم بدلیل عدم کسب نتیجه مناسب در دیدار تیم ملی ایران و عربستان به استحضار مردم عزیز کشورمان میرساند؛ ضمن تشکر و قدردانی از زحمات آقای علی دایی در طول مدت مربیگری خود که توانست با جوان گرایی، بازیکنان ارزندهای را به فوتبال ملی ایران معرفی نماید، با تغییر ایشان موافقت به عمل آمد. " و این یعنی نفر بعدی آماده باشد!