سه برش از زندگی میراثداران ضامن آهو؛
از چماق سازمانی تا روزی که در تقویم ملی جایی ندارد!
آمار بیش از ۱۱۳ شهید محیطبان وقتی به نسبت جمعیت محیط بانان مورد توجه قرار گیرد، یعنی یکی از بالاترین آمارهای شهدا بین قشرهای گوناگون جامعه، ولی دریغ که هنوز بنیاد شهید و امور ایثارگران از پذیرفتن این عزیزان و خانواده محترمشان به عنوان شهید و خانواده شهید سر باز میزنند و رایزنیها به نتیجه نرسیده است.

به گزارش «تابناک»، در روزگاری که تصورمان از کارها و مشاغل سخت، به نگهبانی در پاسگاههای مرزی یا کارگاههای ساختمانی در بر و بیابان محدود شده، هستند کسانی که شرایط به مراتب سختتری را تجربه میکنند، ولی کمتر نامی از ایشان شنیده میشود؛ کسانی که در دنیا با نام رنجر شناخته میشوند تا از طنز روزگار، در ایران، شب زیر آسمان خدا خوابیدن و روز بیکمترین امکانات گام زدن وظیفهشان تلقی شود و برای بهبود اوضاعشان هیچ تلاشی صورت نگیرد.
کافی است اهل دیدن سریالهای تلویزیونی باشید و دیالوگ غمناک «بهبود» در سریال پایتخت درباره سختیهای کار محیط بانان را به یاد آورید، یا اهل مطالعه اخبار باشید و از شکار شدن محیط بانان توسط شکارچیان خوانده و شنیده باشید، یا در چرایی انقراض برخی گونههای بومی کشور کمی غور کرده و پیدا کردن راه حفاظت از باقی مانده میراث گرانسنگ جانوری و گیاهی کشورمان ذهنتان را به خود مشغول کرده باشد یا حتی در دور و اطرافیانتان، محیطبان یا علاقه مند به محیط زیست داشته باشید تا هر گونه توضیحی درباره سختیهای کار محیط بانی برایتان غیر ضروری به نظر برسد.
اما هر چقدر هم که در این باره بدانیم و آگاهی داشته باشیم، باز جا دارد به مناسبت روز محیطبان، سری به دلنوشتهها و واگویههای این قشر بزنیم و بگذاریم برشهایی از زندگی شاغلین در این پیشه ـ که به حق عاشقان طبیعت هستند ـ به کلام ایشان برایمان بازخوانی شود.
برش اول: قیاس شترسواری و پرواز با هواپیما
فواد مصطفینژاد درباره شغل خود مینویسد: در وصف سختی کار محیط بانی بسیار نوشته و سخنرانیهای زیادی شده است. دیگر همه میدانند که محیطبان در ماه هجده شبانه روز، یعنی حدود دو برابر دیگر مشاغل، کار طاقت فرسا انجام میدهد و حقوق و مزایای بسیار ناچیز و اندکی دریافت میکنند.
دیگر همه میدانند که محیطبان آخر ماه، فقط خستگی و شرمندگی و تن عرق آلود و لباسهای خاکیاش را برای خانواده میبرد و بر سر سفرهشان نان و گرسنگی میگذارد.
دیگر همه میدانند سینه مهربان محیطبان، که قلبی دلواپس طبیعت بینظیر و حیات وحش بیپناه ایران زمین در آن میتپد، سیبل گلولههای شکارکشان از خدا بیخبر شده است.
دیگر همه میدانند سلاح سازمانی در دستان محیطبان، چماقی بیش نیست و در صورت اجبار به استفاده در دفاع از خویشتن، تیغ تیز قصاص و چوبه بلند بالای دار، گردن باریکتر از مویش را میبوسد.
دیگر همه میدانند محیطبان در مأموریتهایش، همواره با ریسک مار گزیدگی، حمله حیوانات، پرت شدن از کوه، سیانوزه شدن اندامهایش در سرمای سیاه زمستان، قطع عضو، نابینایی، یتیم شدن فرزندان و... دست به گریبان است.
دیگر همه میدانند امکانات نابرابر محیطبان در قیاس با تجهیزات شکارچیان، مانند مقایسه شتر سواری و پرواز با هواپیماست!
برش دوم: چرا سلاح سازمانی چماق است؟
غلامحسین خالدی، محیطبان منطقه حفاظت شده دنا که سال هاست در زندان است و به تازگی برای سومین بار حکم اعدامش تأیید شده، میگوید: در شش ماه گذشته، کسی از سازمان محیط زیست به دیدنم نیامده و با من و خانوادهام هیچ ارتباطی نداشتهاند. مدیران و مسئولان حتی یک بار جواب تلفنم را نمیدهند، چون میدانند از زندان تماس میگیرم.
سازمان و اداره محیط زیست استان به طور کلی فراموش کردهاند که محیطبانی در زندان روزگار میگذارند و حکم اعدامش برای چندمین بار تأیید شده است. حتی در دیداری که مسئولان حقوقی اداره محیط زیست با یکی دیگر از محیط بانان در بند (اسعد تقیزاده) داشتند، حاضر به ملاقات با من نشدند.
از خانوادهام خواسته شده کسی برای پیگیری پرونده به این اداره مراجعه نکند، وگرنه پرونده به ضرر من تمام میشود! نماینده حقوقی اداره و رئیس یگان اداره محیط زیست نیز حتی یک بار سراغی از من نگرفتهاند و انگار من تبعیدی و محکوم توسط اداره محیط زیست هستم.
خانوادهام از هم پاشیده، دخترم الان کلاس هشتم است، در حالی که من فقط سوم ابتدایی او را به یادم میآورم. در این ایام زندان من شبیه به بیماران سرطانی بودهام. در این سه، چهار سال انگار برای شیمی درمانی به زندان آمدهام و ...
برش سوم: دو درخواست از رئیس سازمان محیط زیست
هر چه محیط بانان از حل نشدن مشکلات حرفهای خود ناراحتند و سرنوشت امثال خالدی را گواهی بر چماق خواند سلاح سازمانی خود میدانند، به نوعی نشانگر بیتوجهی مسئولان به اهمیت کار محیط بانان و تأثیر آن در سرنوشت محیط زیست کشور است، برای اثبات این بیتوجهی، محیطبان دیگری رویکرد بهتری سراغ دارد؛ اینکه روز ولادت ضامن آهو تنها در تقویم محیط زیست روز محیطبان نامیده میشود.
زکریا میرزایی در این باره در وبلاگ خود مینویسد: معنای گنجانده نشدن روز محیطبان در تقویم چیزی نیست جز اینکه ما محیط بانان از انبوه قشرهای جامعه در تقویم ملی کشورمان جا ماندهایم.
۱ ـ در این باب از رئیس محترم سازمان حفاظت محیط زیست که به عنوان معاون محترم رئیس جمهوری در هیأت دولت حضور دارد، عاجزانه میخواهم پیشنهاد نامگذاری روز محیطبان را به دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی ارائه دهند تا بدین صورت شاید بار گمنامی این قشر از جامعه در کشور کم شده و دیگر شاهد مظلومیت بیش از بیش این قشر از جامعه نباشیم.
۲- آمار بیش از ۱۱۳ شهید محیطبان وقتی به نسبت جمعیت محیط بانان مورد توجه قرار گیرد، یعنی یکی از بالاترین آمارهای شهدا بین قشرهای مختلف جامعه، ولی دریغ که هنوز بنیاد شهید و امور ایثارگران از پذیرفتن این عزیزان و خانواده محترمشان به عنوان شهید و خانواده شهید سر باز میزنند و رایزنیهای صورت گرفته به نتیجه نرسیده است.
معذالک این بار از رئیس سازمان محیط زیست خواستاریم دست یاری به سوی مقام معظم رهبری دراز کرده و از آن مقام محترم خواستار شوند که فرزندان خود را مورد لطف و تفقد قرار دهند.
تابناک



تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
مردان واقعی این سرزمین، مردان دفاع مقدس ...
محیط بانان افرادی بسیار زحمت کش و قابل احترام هستند من به شخصه زیاذ با آنها برخورد دارم وبرخی از دوستان خوب من محیط بان هستند اگر محیط زیست بدقولی نکند و صدور مجوز شکار پرنده را از اول مهر صادر کند تا زینال مجبور نباشد علیرغم میل باطنی اش غیر قانونی به شکار برود بسیار سپاسگزار خواهم شد
مشکل کشور مان در حوزه محیط زیست در طول این چند سال اخیر مشکل در ساختار مدیریتی وسیاسی شدن این سازمان است . وقتی که مدیری در یکی از استانها به خاطر سو مدیریت و تخلفات عدیده عزل میشود با حکم ریاست سازمان پست بالا تری به نامبرده در جایی بهتر اهدا میشود و در اکثر استانها وضع به همین گونه است و همین وضع باعث شده که اکثر کارکنان این سازمان بی انگیزه شوند ... حالا شما تا آخرش بخوان - با این سیستم مدیریتی در این سازمان وضع محیط بانان از این بدتر نشه بهتر نمیشه. حالا وضع محیط زیست کشور پیش کش . به ولا ما که از این همه سو مدیریت و شعار خسته شدیم .
باید همه پیگیر آزادی این عزیز باشند.
امیدوارم روزی بیاد که ما قدر و منزلت این قشر زحمتکش روبیشتر بدونیم
به نظرم بهتره تابناک شروع کننده حرکتی باشه که در اون برای کسب رضایت اولیای دم شکارچی هر کسی هر چقدر می تونه کمک مالی انجام بده تا بتونیم آقای خالدی رو آزاد کنیم
تنها کاری که از دست ما بر می یاد همینه.
کاهش نیروهای محیط بان توسط ارتش یا سپاه مورد حمایت قرار گیرند که حفاظت از محیط زیست کشور همانند حفاظت از تمامیت ارضی ایران است
تو کشورهای آفریقایی میلیونها دلار خرج محیط بانان و خرید پهباد شناسایی برای محیط زیست و کلی امکانات رفاهی دیگه دارن . به اندازه موزامبیک هم نشدیم. به خدا سالها از روزی که باید در قوانین حمل سلاح ئ تجهیزات محیط بانان بازنگری میشد گذشته. چرا هنوز دست دست میکنند نمی دونم. مجلس خوب بلده بگه همین فردا غنی سازی 60 درصد را تصویب میکنیم ولی نی تونه از سرمایه های غنی این مملکت حفاظت کنه؟؟؟ مجلس دوباره عقب نیفتی
خواهشمند است مسئولین عزیز از حقوق محیط بانان .این قشر زحمتکش و فداکار دفاع نمائید.دست و بازو تک تک محیط بانان ایران را می بوسم.
واقعا بي انصافيه كه يكي جونش رو دستش رو بگيره دستش با قاچاقچيا بجنگه و به خاطر هيچي بيفته زندون هيشكس هم سراغش رو نگيره بعدش هم به اعدام محكوم بشه حق اين افراد اين طور نيست واقعا ظلم
درآمد و خطراتش به کنار شما از رییس سازمان بپرسید چه امکانات رفاهی و تجهیزاتی در طول دوران ریاستش در اختیار محیطبانان گذاشته؟؟!!
امروز باید به حال محیط زیست گریست ولی سر کار خانم ابتکار با لبخندش مردم را ..............!!!!!!!!!!!!!!!!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.