می توان به راحتی حکم صادر کرد که صد هزار نفر برای بازی پرسپولیس- بنیادکار زیاد بود. دویست هزار چشم آنجا روی سکوهای آزادی دنبال چه می گشتند؟ چه لحظه ای را بو می کشیدند؟ لحظه صعود پرسپولیس به مرحله بعد؟ تیمی که بازیکنانش افتخار نمی دهند دو جلسه در هفته تمرین درست و حسابی انجام دهند و آمادگی بدنی شان برای بیست دقیقه فوتبال پرفشار هم کافی نیست، باید به مراحل پایانی لیگ قهرمانان برسند؟
به نوشته قدس، باشگاهی که مدیرانش نیمی از بودجه جاری مجموعه را خرج برگزاری جلسات آشتی کنان خود می کنند و تازه پس از چند روز باز هم در ورزشگاه از خجالت هم در می آیند و فحشهای کانالیزه نثارشان می شود، استحقاق حضور در لیگ دو و مدیریت کوچکترین تیمهای کشور را هم ندارند چه برسد به پرسپولیس.
از این خنده دارتر مگر می شود که مدیر عامل باشگاه،یکی از اعضای هیئت مدیره را به شکایت تهدید کند و هفته بعد همین اتفاق در جهت عکس رخ دهد و همیشه هم همه چیز ختم به خیر شود و مدیران عزیز دست در گردن هم برابر عکاسان بایستند و از قطعی بودن قهرمانی در آسیا حرف بزنند...درست است که سطح فوتبال آسیا بالا نیست، اما این قدر هم بی در و پیکر نیست که پرسپولیس با این سرطانی که به جانش افتاده، بتواند لیگ قهرمانان را ببرد.
آمادگی بدنی بازیکنان پرسپولیس مقابل بنیادکار در حدی بود که شاید بعضی از تماشاگران حاضر در آزادی می توانستند بهتر و بیشتر از شاگردان وینگادا بدوند. در اغلب لحظات بازی، فقط بازیکن صاحب توپ تحرک داشت و بقیه می ایستادند و نگاهش می کردند. این کاری است که می شود در یک موزه یا سینما انجام داد و با زل زدن به یک قسمت، ذهن را فعال کرد، اما در زمین فوتبال اگر 5 دقیقه بایستی و تماشاگر شوی، سرمربی هر کسی باشد، از زمین بیرونت می کند؛ کاری که وینگادا انجام نمی داد. چرا؟ برای اینکه با وجود تمام چیزهای عجیبی که در این چند ماه دیده بود، می خواست تا لحظه آخر قراردادش در پرسپولیس بماند، تا مبلغ قراردادش را تمام و کمال دریافت کند.
وینگادا چند بار در مصاحبه هایش گفته بود در پرسپولیس چیزهایی دیده که هرگز در فوتبال ندیده است.حالا می تواند از ایران برود و هرجا رفت، از خاطرات خودش در تیمی بگوید که بازیکن به سرپرست فحش می داد، عضو هیئت مدیره علیه مدیر عامل کار می کرد، مدیر عامل می خواست یکی از همکارانش را از باشگاه بیرون کند، دستیار سرمربی از تیم اخراج می شود و بیانیه صادر می کند، هواداران از دقیقه بیست علیه همه شعار می دهند و البته وینگادا می تواند از تمریناتی حرف بزند که در حد تمرین تیمهای محلی انجام می شد. توجه کنید که همین تیم با این وضعیت ناامید کننده اش، در لیگ ایران جزو تیمهای بالای جدول بود. یعنی می شود در ایران خیلی بد کار کرد و تقریباً خوب نتیجه گرفت.
چون کل فوتبال از این غده سرطانی رنج می برد. تماشاگران بازی چهارشنبه گذشته نمی دانستند به چه کسی باید اعتراض کنند و حتی پس از پایان بازی کار به مجازات غیابی رئیس سازمان ورزش هم کشیده شده، اما سؤال اینجاست که واقعاً هواداران پرسپولیس باید یقه چه کسی را بگیرند؟ آنها چه خبر خوشحال کننده یا امیدوارکننده ای از اردوی این تیم بیمار شنیده اند که سکوت را تمرین کنند؟ غیر از اینکه علی کریمی به خوردبین فحش داده؟ غیر از اینکه نیکبخت با انصاری فرد درگیر شده؟
غیر از اینکه حسین هدایتی به عنوان تنها عضو پول آور هیئت مدیره، سرانجام از باشگاه کناره گیری کرده؟ این جماعت به چه چیزی دل خوش باشد؟ هوادار یونایتد و بارسلونا و لیورپول هم اگر این حال و روز را تجربه کند واکنشی بهتر از هوادار پرسپولیس نخواهد داشت. آنها از این همه دروغ و ریا و بی برنامگی به مرز جنون رسیده اند.
این وسط اگر هم خبر خوبی باشد، حضور اشپیتیم در تولیدی لباس دوست انصاری فرد است و عقد قرارداد داخلی با پرسپولیس؛ اتفاقی که در سطح خوشحال کننده است و در عمق ماجرا، بوی بدبختی باشگاهی را می دهد که ستاره اش را باید ببرد به یک تولیدی تا ضعف خود را ثابت کند. صد هزار نفر برای بازی با بنیادکار زیاد نبود؟ 200 هزار چشم آنجا روی سکوهای آزادی دنبال چه می گشتند؟ چه لحظه ای را انتظار می کشیدند؟ شاید فقط برای بروز احساسات خودشان به ورزشگاه رفته بودند. تخته کردن در این تیم، کار بیهوده ای است؟
به نوشته قدس، باشگاهی که مدیرانش نیمی از بودجه جاری مجموعه را خرج برگزاری جلسات آشتی کنان خود می کنند و تازه پس از چند روز باز هم در ورزشگاه از خجالت هم در می آیند و فحشهای کانالیزه نثارشان می شود، استحقاق حضور در لیگ دو و مدیریت کوچکترین تیمهای کشور را هم ندارند چه برسد به پرسپولیس.
از این خنده دارتر مگر می شود که مدیر عامل باشگاه،یکی از اعضای هیئت مدیره را به شکایت تهدید کند و هفته بعد همین اتفاق در جهت عکس رخ دهد و همیشه هم همه چیز ختم به خیر شود و مدیران عزیز دست در گردن هم برابر عکاسان بایستند و از قطعی بودن قهرمانی در آسیا حرف بزنند...درست است که سطح فوتبال آسیا بالا نیست، اما این قدر هم بی در و پیکر نیست که پرسپولیس با این سرطانی که به جانش افتاده، بتواند لیگ قهرمانان را ببرد.
آمادگی بدنی بازیکنان پرسپولیس مقابل بنیادکار در حدی بود که شاید بعضی از تماشاگران حاضر در آزادی می توانستند بهتر و بیشتر از شاگردان وینگادا بدوند. در اغلب لحظات بازی، فقط بازیکن صاحب توپ تحرک داشت و بقیه می ایستادند و نگاهش می کردند. این کاری است که می شود در یک موزه یا سینما انجام داد و با زل زدن به یک قسمت، ذهن را فعال کرد، اما در زمین فوتبال اگر 5 دقیقه بایستی و تماشاگر شوی، سرمربی هر کسی باشد، از زمین بیرونت می کند؛ کاری که وینگادا انجام نمی داد. چرا؟ برای اینکه با وجود تمام چیزهای عجیبی که در این چند ماه دیده بود، می خواست تا لحظه آخر قراردادش در پرسپولیس بماند، تا مبلغ قراردادش را تمام و کمال دریافت کند.
وینگادا چند بار در مصاحبه هایش گفته بود در پرسپولیس چیزهایی دیده که هرگز در فوتبال ندیده است.حالا می تواند از ایران برود و هرجا رفت، از خاطرات خودش در تیمی بگوید که بازیکن به سرپرست فحش می داد، عضو هیئت مدیره علیه مدیر عامل کار می کرد، مدیر عامل می خواست یکی از همکارانش را از باشگاه بیرون کند، دستیار سرمربی از تیم اخراج می شود و بیانیه صادر می کند، هواداران از دقیقه بیست علیه همه شعار می دهند و البته وینگادا می تواند از تمریناتی حرف بزند که در حد تمرین تیمهای محلی انجام می شد. توجه کنید که همین تیم با این وضعیت ناامید کننده اش، در لیگ ایران جزو تیمهای بالای جدول بود. یعنی می شود در ایران خیلی بد کار کرد و تقریباً خوب نتیجه گرفت.
چون کل فوتبال از این غده سرطانی رنج می برد. تماشاگران بازی چهارشنبه گذشته نمی دانستند به چه کسی باید اعتراض کنند و حتی پس از پایان بازی کار به مجازات غیابی رئیس سازمان ورزش هم کشیده شده، اما سؤال اینجاست که واقعاً هواداران پرسپولیس باید یقه چه کسی را بگیرند؟ آنها چه خبر خوشحال کننده یا امیدوارکننده ای از اردوی این تیم بیمار شنیده اند که سکوت را تمرین کنند؟ غیر از اینکه علی کریمی به خوردبین فحش داده؟ غیر از اینکه نیکبخت با انصاری فرد درگیر شده؟
غیر از اینکه حسین هدایتی به عنوان تنها عضو پول آور هیئت مدیره، سرانجام از باشگاه کناره گیری کرده؟ این جماعت به چه چیزی دل خوش باشد؟ هوادار یونایتد و بارسلونا و لیورپول هم اگر این حال و روز را تجربه کند واکنشی بهتر از هوادار پرسپولیس نخواهد داشت. آنها از این همه دروغ و ریا و بی برنامگی به مرز جنون رسیده اند.
این وسط اگر هم خبر خوبی باشد، حضور اشپیتیم در تولیدی لباس دوست انصاری فرد است و عقد قرارداد داخلی با پرسپولیس؛ اتفاقی که در سطح خوشحال کننده است و در عمق ماجرا، بوی بدبختی باشگاهی را می دهد که ستاره اش را باید ببرد به یک تولیدی تا ضعف خود را ثابت کند. صد هزار نفر برای بازی با بنیادکار زیاد نبود؟ 200 هزار چشم آنجا روی سکوهای آزادی دنبال چه می گشتند؟ چه لحظه ای را انتظار می کشیدند؟ شاید فقط برای بروز احساسات خودشان به ورزشگاه رفته بودند. تخته کردن در این تیم، کار بیهوده ای است؟