عملکرد میثم بائو، بازی به بازی بیشتر از قبل یاد علی کریمی را در اذهان زنده می کند. خرید طلایی عباس انصاری فرد که در اولین روز پس از عقد قراردادش مدعی شد به پرسپولیس آمده تا جای علی کریمی را پر کند، نشان می دهد که نه تنها بسیار بزرگتر از اندازه هایش حرف زده بود، که او حتی نمی تواند بازیکنی در اندازه های پرسپولیس باشد.
به نوشته قدس؛ میثم بائو، بازیکنی که همواره از نظر شکل و شمایل ظاهری اش در دید عمومی قرار می گرفت، حالا بازی به بازی بیشتر مشکلات فنی اش را به نمایش می گذارد.
اما نمی توان از میثم بائو ایرادی گرفت. اگر امروز به شما که شاید هم ناآماده باشید و هم اندکی اضافه وزن را در خود می بینید بخواهند با قراردادی بیش از 220 میلیون تومان، پیراهن شماره 10 تیمی را بپوشید که زمانی امثال علی دایی آن را بر تن داشتند، بی تردید برق از سرتان می پرد و بی درنگ چنین درخواستی را می پذیرید.
اگر بدانید مدیری که شما را به پرسپولیس می آورد آن قدر با نفوذ است که در ترکیب بودن شما را حتمی می داند، بی شک پیشنهاد او را می پذیرید. حالا چرا بائو باید چنین پیشنهاد بزرگی را رد کند؟!
هرچند او نباید به خود اجازه می داد در شرایط نامتعادل، مدعی شود که جای کریمی را پر خواهد کرد، اما باید مقصر اصلی این پایین آمدن شأن پیراهن پرسپولیس را از چشم مردی مانند عباس انصاری فرد دید.
بائو مشتی است نمونه خروار. به یاد می آوریم چند روز قبل از آغاز لیگ به سراغ مدیرعامل پرسپولیس رفتیم. با او حرف زدیم و حرف زدیم تا به این نقطه رسیدیم که مدیرعامل گفت: «من سعی کردم بازیکنانی را به این تیم بیاورم که شأن این تیم را حفظ کنند! »
او کریمی را حذف کرد و بائو را آورد. او شیث رضایی را به پرسپولیس هدیه داد که حتی یک روز نمی تواند بدون مشکلات ریز و درشت اخلاقی و رفتاری به شب برسد. بائو مقصر نیست... اگر او تمامی توپهای خود را تقدیم بازیکنان حریف می کند و چنان می دود که تصور می کنیم مانند خریداران خاص خیابان شانزه لیزه به بازار رفته است، نمی توانیم از او خرده بگیریم. کسی مقصر پایین آمدن این اعتبار پیراهن پرسپولیس است که برای مذاکره با بازیکن پرسپولیس با مشورت دوست غیرورزشی اش در تولیدی پوشاک با بازیکنان قرارداد می بندد.
پرسپولیس مقابل دیدگان بیش از 60 هزار تماشاگری که می کوشیدند اولین جشن پیروزی خود را در آزادی برپا کنند، منهای نتیجه ای که به چنگ آورد، ضعفهای مشهودی را در وجود خود داشت. ضعف بازیکنانی که بی تردید توان بازی در پرسپولیس را ندارند و صدالبته بازی کردن آنها کنار بازیکنانی مانند باقری دردآور است.
آیا به یاد می آورید علی کریمی سال قبل برای این پرسپولیس چه می کرد؟! آیا می بینید علی کریمی همین امسال برای استیل آذین چه شوری برپا می کند؟! اگر کریمی به هر دلیلی نمی توانست در پرسپولیس جایی داشته باشد، آیا باید بازیکنی با کیفیت بائو جای او را پر می کرد؟
اگر رحمان رضایی (که او هم دقیقاً به این دلیل که رابطه ای نزدیک با حسین هدایتی داشت نمی توانست در پرسپولیس بازی کند) از این تیم جدا شد باید بازیکنی با شرایط اخلاقی نامناسب مثل شیث جای او را پر کند؟! این همان شأنی است که آقای انصاری فرد در موردش حرف می زد؟!! پاسخی برای این سؤالها نیست. عباس انصاری فرد تیمی ساخته که واقعاً به صرف هوادارانش پیش می رود.
به نوشته قدس؛ میثم بائو، بازیکنی که همواره از نظر شکل و شمایل ظاهری اش در دید عمومی قرار می گرفت، حالا بازی به بازی بیشتر مشکلات فنی اش را به نمایش می گذارد.
اما نمی توان از میثم بائو ایرادی گرفت. اگر امروز به شما که شاید هم ناآماده باشید و هم اندکی اضافه وزن را در خود می بینید بخواهند با قراردادی بیش از 220 میلیون تومان، پیراهن شماره 10 تیمی را بپوشید که زمانی امثال علی دایی آن را بر تن داشتند، بی تردید برق از سرتان می پرد و بی درنگ چنین درخواستی را می پذیرید.
اگر بدانید مدیری که شما را به پرسپولیس می آورد آن قدر با نفوذ است که در ترکیب بودن شما را حتمی می داند، بی شک پیشنهاد او را می پذیرید. حالا چرا بائو باید چنین پیشنهاد بزرگی را رد کند؟!
هرچند او نباید به خود اجازه می داد در شرایط نامتعادل، مدعی شود که جای کریمی را پر خواهد کرد، اما باید مقصر اصلی این پایین آمدن شأن پیراهن پرسپولیس را از چشم مردی مانند عباس انصاری فرد دید.
بائو مشتی است نمونه خروار. به یاد می آوریم چند روز قبل از آغاز لیگ به سراغ مدیرعامل پرسپولیس رفتیم. با او حرف زدیم و حرف زدیم تا به این نقطه رسیدیم که مدیرعامل گفت: «من سعی کردم بازیکنانی را به این تیم بیاورم که شأن این تیم را حفظ کنند! »
او کریمی را حذف کرد و بائو را آورد. او شیث رضایی را به پرسپولیس هدیه داد که حتی یک روز نمی تواند بدون مشکلات ریز و درشت اخلاقی و رفتاری به شب برسد. بائو مقصر نیست... اگر او تمامی توپهای خود را تقدیم بازیکنان حریف می کند و چنان می دود که تصور می کنیم مانند خریداران خاص خیابان شانزه لیزه به بازار رفته است، نمی توانیم از او خرده بگیریم. کسی مقصر پایین آمدن این اعتبار پیراهن پرسپولیس است که برای مذاکره با بازیکن پرسپولیس با مشورت دوست غیرورزشی اش در تولیدی پوشاک با بازیکنان قرارداد می بندد.
پرسپولیس مقابل دیدگان بیش از 60 هزار تماشاگری که می کوشیدند اولین جشن پیروزی خود را در آزادی برپا کنند، منهای نتیجه ای که به چنگ آورد، ضعفهای مشهودی را در وجود خود داشت. ضعف بازیکنانی که بی تردید توان بازی در پرسپولیس را ندارند و صدالبته بازی کردن آنها کنار بازیکنانی مانند باقری دردآور است.
آیا به یاد می آورید علی کریمی سال قبل برای این پرسپولیس چه می کرد؟! آیا می بینید علی کریمی همین امسال برای استیل آذین چه شوری برپا می کند؟! اگر کریمی به هر دلیلی نمی توانست در پرسپولیس جایی داشته باشد، آیا باید بازیکنی با کیفیت بائو جای او را پر می کرد؟
اگر رحمان رضایی (که او هم دقیقاً به این دلیل که رابطه ای نزدیک با حسین هدایتی داشت نمی توانست در پرسپولیس بازی کند) از این تیم جدا شد باید بازیکنی با شرایط اخلاقی نامناسب مثل شیث جای او را پر کند؟! این همان شأنی است که آقای انصاری فرد در موردش حرف می زد؟!! پاسخی برای این سؤالها نیست. عباس انصاری فرد تیمی ساخته که واقعاً به صرف هوادارانش پیش می رود.