قلعه نویی و دوباره «دست های پشت پرده»؛
هنوز عبارت مطلوب او در دیواره های ذهن ورزشی نویسان به چشم می خورد. «دست هایی در کار است که من موفق نشوم»، «عده ای نمی خواهند من قهرمان لیگ باشم»، «آدم هایی هستند که از موفقیت من بدشان می آید.» از منظر تکنیکی این حرف ها کاملا درست است. بله.
خط قرمزهای یکسانی پیش روی ما قرار دارند. سبک شخصی ما اما فرق دارد. ما هر کدام به گونه ای می نویسیم که کس دیگری نمی تواند آنگونه بنویسد. هر کدام از ما دلبستگی ها،نگرانی ها، جهان‏بینی‏ها، ایده آل ها و سلیقه هایی داریم که با دیگران متفاوت است.
به نوشته ابتکار؛ سبک شخصی و سبک کاری با هم مخلوط می شوند و به عنوان یک مطلب، یک خبر، یک صفحه در اختیار شما قرار می گیرند. سبک شخصی معمولا دست نخورده باقی می ماند مگر اندکی از جبهه گیری ها و موضع گیری ها که به دلیل تداخل با سبک کاری باید موقتا بروند داخل گنجه شخصی. این می شود کار دوم در روزنامه یا نشریه دوم.
بحث امروز ما در مورد سبک کاری نیست. سبک کاری در همه جا یکسان است. ساعت کار، میزان دستمزد، خط قرمزها، خط سپیدها و برخی از قوانین و مقررات اداری برای نویسنده بازگو می شود و قضیه برطرف می گردد. بحث اما بر سر سبک شخصی است.
امضای خاص نویسنده که نه بالای مطلب که درون مطلب جای دارد. یک خواننده باهوش می تواند خیلی راحت نویسنده مطلب بدون امضا یا حتی نوشته شده با امضای مستعار را شناسایی کند و این به دلیل سبک شخصی نویسنده است که حرفه ای ترها به آن «قلم» می گویند.
بحث بر سر خوب بودن یا قوی بودن نیست، بحث بر سر شخصی نویسی و سبک شخصی است. درست مثل یک فوتبالیست. نحوه دویدن، نحوه استارت زدن، نحوه ارسال توپ، نحوه تو زدن بازیکن برای نفوذ به داخل، نحوه دریبل زدن، نحوه شوت زدن و مسائل دیگر. هزاران بازیکن در دنیا سر می زنند اما چندتا از آنها می شوند علی دایی؟!
***
همه سبک شخصی دارند. چه بسا سیاستمدار و هنرمند و صنعتگر چه سبزی فروش دوره گردی که با بلندگوی دستی مردم را به خرید از خود دعوت می کند. مربیان هم سبک شخصی دارند و مربی خاصی که منظور ماست و این مطلب را برای او نوشته ایم هم سبک شخصی دارد. سبک شخصی امیرقلعه نویی امروز اساس این مطلب را تشکیل می دهد.
***
شخصی ترین امضای امیر قلعه نویی را می توان هیاهو و جنجالی دانست که او چند سالی است باب کرده. همه مربیان تمرین می دهند، همه مربیان ارنج می کنند و همه به تعویض دست می زنند. همه در کنفرانس مطبوعاتی حاضر می شوند اما فقط امیر قلعه نویی است که هرجا کار کرده از ستاد تشکیل بحرانی سخن گفته و خود را قربانی نام داده.
تنها امیر قلعه نویی بوده که هرجا کار کرده حرف از دست های پشت پرده زده. تنها امیر قلعه نویی بوده که همیشه اعتقاد دارد اینجا و آنجا حقش را خورده اند. فرقی نمی کند کجا. در تیم ملی یا استقلال یا استقلال اهواز، او همیشه قربانی این و آن بوده. قربانی گروهی زیاده خواه که علیه او ستاد تشکیل بحران می سازند و علیه او خبر می سازند و علیه او در تلویزیون گزارش می کنند و علیه او جو می سازند.
شخصی ترین امضای امیر قلعه نویی این است و این بوده.همین«دشمن انگاری»، همین «دشمن سازی»، همین بزرگ کردن چند اتفاق ساده و بسیار کوچک. امیر قلعه نویی چنین کارهایی را دوست دارد. این دوست داشتن را باید جدی گرفت. او دوست دارد که چنین رفتاری را از خود به نمایش بگذارد. اینکه او «مرد خوب سپید» است و «مردهای سیاه» نمی خواهند او موفق باشد.
هنوز عبارت مطلوب او در دیواره های ذهن ورزشی نویسان به چشم می خورد. «دست هایی در کار است که من موفق نشوم»، «عده ای نمی خواهند من قهرمان لیگ باشم»، «آدم هایی هستند که از موفقیت من بدشان می آید.» از منظر تکنیکی این حرف ها کاملا درست است. بله.
17 تیم به همراه اعضای باشگاه، بازیکنان و مربیان و تماشاگران و خانواده هایشان از قهرمانی تیمی غیر از خودشان ناراحت می شوند. قرار نیست که کل لیگ و کل کشور مقابل امیر قلعه نویی فرش قرمز پهن کنند و بگویند: بفرما قهرمان شو!وقتی امیر قلعه نویی خود برای قهرمان شدن تیمش «ستاد قهرمانی» تشکیل می دهد یعنی اینکه می خواهد تیم های دیگر قهرمان نشوند. حالا باید به ستاد امیر قلعه نویی لقب چه داد؟ ستاد بحران دیگر تیم ها؟!
***
وقتی از جنگ روانی و جنگ رسانه ای صحبت می کنیم، امیر قلعه نویی خود را قربانی آن لقب می دهد. قربانی وقتی که پاس با یک حربه رسانه ای ساده استقلال را در اهواز بازنده کرد، این حربه رسانه ای آنقدرها هم مهم نبود اگر امیر قلعه نویی و استقلالی ها این طعمه را گاز نمی گرفتند قلعه نویی و شرکا اما کم تجربه عمل کردند، این قضیه را بیش از حد جدی گرفتند و این بلا بر سرشان آمد.قلعه نویی اما فقط قربانی نیست.
او حتی همین سال قبل با استفاده از همین متد،جوی درست کرد که فولاد مانع قهرمانی ذوب آهن شود. او هم به اندازه کافی از این دست افزار استفاده کرده که نتواند کسی را متهم کند.رسانه هایی که امیر قلعه نویی با آنها ارتباط دارد، روزنامه نگارانی که در ستاد رفع بحران او فعالیت می کنند، سال قبل با ایجاد یک جنگ رسانه ای فولاد را در همان وضعیت اخلاقی قرار دادند که پاسی ها چند سال قبل استقلال اهواز را در آن جو قرار داده بودند. حالا چه کسی علیه چه تیمی خبر می سازد؟
***
سبک شخصی امیر قلعه نویی را دوست نداریم. اینکه تیم ها یا اشخاصی علیه قلعه نویی ستاد بحران تشکیل داده اند نکته تازه یا عجیبی نیست که خیلی هم طبیعی است. خود قلعه نویی هم چنین ستادی را دارد. بقیه هم دارند. این تبدیل شده به بخشی از ابزار قهرمانی. تنها کسی می تواند از قاعده بازی انتقاد کند که قبلا خودش با کمک همان قاعده قهرمان نشده باشد. منصور ابراهیم زاده می تواند مدعی باشد که چنین فعالیت هایی ناپسند است. قلعه نویی اما نمی تواند.
***
وقتی از فوتبال حرفه ای صحبت می کنیم، اخلاقیات گاهی اوقات کمرنگ می شوند و گاهی اوقات پررنگ. وقتی همه پذیرفته اند که برای شخصیت سازی رسانه ای و شخصیت سازی تیمی خود،باید «ستاد» تشکیل دهند و قبل از هر بازی می کوشند تا به تقویت روحیه تیم خود و تضعیف روحیه تیم حریف بپردازند،کسی حق شکایت ندارد.این دیگر لیگ فوتبال نیست. این لیگ حرفه ای است و قوانین جنگی بر آن حاکم است که خیلی ها اسم آن را می گذارند رقابت حرفه ای.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین