برای دادکان که شرط بازگشت خود را «عذرخواهی» گذاشته است؛
«عذرخواهی» واجب تر است یا نیاز ورزش به دادکان. عذرخواهی واجب تر است یا اینکه او ضمانتهای کافی و لازم را برای انجام یک مدیریت موفق بگیرد. آیا برای شأن و اعتبار دادکان لازم و موجه تر نبود که بشنویم او خواست مدیران را در بازگشت، به این دلیل پس زده که حداقلها برای انجام یک مدیریت موفق فراهم نشده است یا ضمانت کتبی برای دادن زمان به او را لبیک نگفته اند.
از آنجا که تعادل در فوتبال ایران وجود ندارد، هستند مدیرانی که بدون صبغه موفقیت و کارنامه قابل قبول اصرار به بازگشت یا ماندگاری دارند و با منجنیق هم نمی توان آنها را از صندلی خود جدا کرد، اما دیگرانی که بعضاً از خود اثری ماندگار به جای گذاشته اند یا رانده شده اند و یا علاقه ای به بازگشت ندارند. محمد دادکان در این تقسیم بندی در گروه دوم قرار می گیرد. مردی که با وجود مختصات شخصیتی اش و تند روی های گاه و بی گاهش نشان داده مدیریت بر فوتبال ایران را بلد است، اما او که در اوج قدرت و موفقیت کنار گذاشته شده بود، حالا دلش به بازگشت رضا نمی دهد حتی در فضای جدیدی که سعیدلو در سازمان تربیت بدنی ایجاد کرده و تمام آنها را که علی آبادی تارانده است، در قالب مشاور و سرپرست و قائم مقام برگردانده است. دادکان باز هم تن به بازگشت نمی دهد.
جالب اینکه او نه برای آینده گارانتی می خواهد و نه به دنبال مهیا کردن حداقل برای بازگشت است. دادکان «عذرخواهی» می خواهد.
اما پرسش اینجاست که سعید لو چرا باید جور جفایی را بکشد که علی آبادی در حق دادکان کرده است؟ و آیا این عذرخواهی تمام آن ظلمی را که در حق دادکان روا شده است، بی اثر خواهد کرد که او چنین مصرانه آن را طلب می کند.
«عذرخواهی» واجب تر است یا نیاز ورزش به دادکان. عذرخواهی واجب تر است یا اینکه او ضمانتهای کافی و لازم را برای انجام یک مدیریت موفق بگیرد. آیا برای شأن و اعتبار دادکان لازم و موجه تر نبود که بشنویم او خواست مدیران را در بازگشت، به این دلیل پس زده که حداقلها برای انجام یک مدیریت موفق فراهم نشده است یا ضمانت کتبی برای دادن زمان به او را لبیک نگفته اند.
گفته می شود، دادکان بحث صاف شدن بدهی های پرسپولیس در صورت بازگشت خود را هم مطرح کرده است که قطعاً شرط مهم و قابل اتکایی برای بر آمدن از پس اداره پرسپولیس است. این شرط هم از آن جمله شروطی است که مطرح کردن آن عقلانی به نظر می رسد و قابل قبول.
علی آبادی رفته، با انبوهی از عذرخواهی های به جا مانده از خانواده ورزش که دل شکسه از برخوردها و حذف شدنها به کناری تبعید شدند، اما آیا این به معنی طلاق همیشگی اهالی ورزش از آن است؟ تمام خاک خورده ها و گوش شکسته ها که نباید احترامشان می شکست، اما چنین شد. حال باید به این بهانه ورزش را تنها گذاشته و کنج عزلت بگیرند؟
حتی با عذرخواهی از دادکان فرصت از دست رفته برای او و فوتبال باز نمی گردد، پس چه بهتر که در فضای تازه ایجاد شده در ورزش او هم با نگرشی تازه دستی را که به سویش دراز شده، بفشارد و در غیر این صورت در آینده شعار «اولویت خدمت» از سوی محمد دادکان برای شنونده های آن موجه و قابل قبول نخواهد بود.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار