تهران امروز؛ دو سال پیش بود، در همین روزها. محمد علی آبادی، رئیس وقت سازمان تربیت بدنی ساز و برگ خود را برای حاضر شدن در انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال مهیا کرده بود و همه انتقادها را نیز به جان میخرید. پاسخ محکم و دندانشکن علیآبادی نیز این بود که ریاست بر فدراسیون فوتبال از سوی مقام عالی اجرایی کشور به او تکلیف شده است. «آقای احمدینژاد به من گفتند که برو فوتبال را سروسامان بده...»
هرچند در نهایت محمد علیآبادی در راه دستیابی به کرسی ریاست فدراسیون فوتبال ناکام ماند و نتوانست سیطره خود را در ورزش گسترش دهد اما از پس فعل و انفعالات آن روزها میشد به این نتیجه رسید که دولت علاقه ویژهای به حضور در عرصه فوتبال دارد و طبعا جایگاهی مثل فدراسیون نیز موقعیت استراتژیک و اهرم کنترلکننده بسیار خوبی است.
تیم ملی به عربستان سعودی باخته و موقعیت ایران برای صعود به جام جهانی بهشدت تضعیف شده بود. علی دایی هم برکنار شده و انتخاب محمد مایلیکهن به جای او با موجی از نگرانی و ناامیدی همراه بود. هنوز بحث درباره صعود یا عدم صعود تیم ملی به جامجهانی داغ بود که دولت وارد بحثی متفاوت اما کهنه شد. «واگذاری استقلال و پرسپولیس به مردم» آن هم کمی پیش از انتخابات دور نهم ریاست جمهوری به زعم بسیاری بیشتر یک مانور تبلیغاتی قلمداد شد چه از آن زمان تاکنون هنوز هیچ قدم روبهجلویی از سوی دولت برای این واگذاری صورت نگرفته است.
در شرایطی که اعتراضها و انتقادها نسبت به دولتی بودن فوتبال ایران همچنان نقل محافل است، ماجرای واگذاری سمبلهای فوتبال باشگاهی ایران میتوانست گام ارزندهای در راه خصوصی شدن فوتبال لقب بگیرد اما آنچه از ظاهر امر برمیآید این است که دو قطب اصلی فوتبال ایران در خدمت دولت باقی خواهند ماند.
دولت اخیرا صحبت از تغییر مدیریت در مترو کرده و اعلام کرده است که خود اداره امور در این واحد مهم حمل و نقل شهری تهران را برعهده خواهد گرفت. در واقع شهرداری که بخش مهم بودجه آن از عوارض مردمی و درآمدهای شهری تامین میشود اداره بخشی از سیستم حمل و نقل را به دولت تحویل خواهد داد.
به نظر میرسد این پروسه نیز تاییدی است بر علاقه دولت به افزایش حجم و تصدی بیشتر امور جاری؛ نکتهای که در ورزش دامنه و گستره آن به شدت دیده میشود و بارها در مورد مضار و عواقب نامساعد آن قلمفرسایی و خبرپراکنی شده است. گرچه ماجرای مترو و سهام استقلال و پرسپولیس یا ریاست فدراسیون فوتبال در ظاهر ارتباطی به هم ندارند اما به نظر میآید فصل مشترک آنها در آینده «دولتی شدن» خواهد بود. عجیب نیست؟
هرچند در نهایت محمد علیآبادی در راه دستیابی به کرسی ریاست فدراسیون فوتبال ناکام ماند و نتوانست سیطره خود را در ورزش گسترش دهد اما از پس فعل و انفعالات آن روزها میشد به این نتیجه رسید که دولت علاقه ویژهای به حضور در عرصه فوتبال دارد و طبعا جایگاهی مثل فدراسیون نیز موقعیت استراتژیک و اهرم کنترلکننده بسیار خوبی است.
تیم ملی به عربستان سعودی باخته و موقعیت ایران برای صعود به جام جهانی بهشدت تضعیف شده بود. علی دایی هم برکنار شده و انتخاب محمد مایلیکهن به جای او با موجی از نگرانی و ناامیدی همراه بود. هنوز بحث درباره صعود یا عدم صعود تیم ملی به جامجهانی داغ بود که دولت وارد بحثی متفاوت اما کهنه شد. «واگذاری استقلال و پرسپولیس به مردم» آن هم کمی پیش از انتخابات دور نهم ریاست جمهوری به زعم بسیاری بیشتر یک مانور تبلیغاتی قلمداد شد چه از آن زمان تاکنون هنوز هیچ قدم روبهجلویی از سوی دولت برای این واگذاری صورت نگرفته است.
در شرایطی که اعتراضها و انتقادها نسبت به دولتی بودن فوتبال ایران همچنان نقل محافل است، ماجرای واگذاری سمبلهای فوتبال باشگاهی ایران میتوانست گام ارزندهای در راه خصوصی شدن فوتبال لقب بگیرد اما آنچه از ظاهر امر برمیآید این است که دو قطب اصلی فوتبال ایران در خدمت دولت باقی خواهند ماند.
دولت اخیرا صحبت از تغییر مدیریت در مترو کرده و اعلام کرده است که خود اداره امور در این واحد مهم حمل و نقل شهری تهران را برعهده خواهد گرفت. در واقع شهرداری که بخش مهم بودجه آن از عوارض مردمی و درآمدهای شهری تامین میشود اداره بخشی از سیستم حمل و نقل را به دولت تحویل خواهد داد.
به نظر میرسد این پروسه نیز تاییدی است بر علاقه دولت به افزایش حجم و تصدی بیشتر امور جاری؛ نکتهای که در ورزش دامنه و گستره آن به شدت دیده میشود و بارها در مورد مضار و عواقب نامساعد آن قلمفرسایی و خبرپراکنی شده است. گرچه ماجرای مترو و سهام استقلال و پرسپولیس یا ریاست فدراسیون فوتبال در ظاهر ارتباطی به هم ندارند اما به نظر میآید فصل مشترک آنها در آینده «دولتی شدن» خواهد بود. عجیب نیست؟