پژمان بازغی را کجای دلمان بگذاریم؟
آقایان- که عمدتاُ در حوزه فرهنگ چنان سطحی نگر و فرم گرا هستند که غیر از سخیف ترین ظواهر، به چیز دیگری فکر نمی کنند- مطلقا در بند لایه های اولیه رفتار آدمها مثل آرایش مو یا پوشاک آنها هستند و حتی برای لحظه ای به این نمی اندیشند که ممکن است معنای واقعی پدیده ژرفی مثل «فرهنگ»، خیلی وسیع تر از این داستانهای مضحک باشد. آقایان که متأسفانه کاری ترین لطمات را به فرهنگ می زنند، البته این روزها یک شریک سینمایی هم پیدا کرده اند!
1 - فوتبال ایران در حوزه «متن» چنان به ضعف شدید مبتلا شده که نباید تعجب کنیم وقتی می بینیم بیش از دو سوم اخبار تولیدی روزانه آن را «حاشیه»های ریز و درشت تشکیل می دهند.
به نوشته قدس؛ طی یک هفته اخیر، در میان انبوه همین خبرهای زرد و کم مایه، خبر عجیبی منتشر شد که لحظاتی اندیشیدن در محتوای آن، می تواند به شدت مایه حسرت و افسوس باشد: «پژمان بازغی، ستاره سینما به عنوان مشاور فرهنگی باشگاه پرسپولیس تهران منصوب شد.» از اصل خبر جالت تر اما، واکنشی است که خود این بازیگر به شغل جدیدش نشان می دهد: «آمده ام فرهنگ فوتبال را درست کنم. متأسفانه برخی از بازیکنان ما پیراهن صورتی می پوشند و تل می زنند که این کارها صحیح نیست...! » تأسف بار است. نه؟
2 - این باشگاه فرهنگی- ورزشی پرسپولیس که مبادرت به استخدام پژمان خان بازغی کرده، البته ربطی به آن تیم فوتبال چهل و چند ساله معروف پایتخت ندارد که اسم اصلی اش «پیروزی» است و «پرسپولیس» را برایش داخل پرانتز می گذارند تا ادای دینی باشد به فریاد کهنه میلیونها هوادارش در طول تاریخ.
این پرسپولیس، همان باشگاه متعلق به جناب وفایی است که سالهاست مدعی شده طی یک نقل و انتقال قانونی مالک باشگاه است و پرسپولیس اصلی، همین تیم او است. باشگاه آقای وفایی، البته در رشته های غیر از فوتبال در حال فعالیت است و مدیرش کم کم سعی می کند حوزه جولان دادن مجموعه اش را افزایش بدهد.
این مقدمات را برای آن چیدیم تا به این نتیجه روشن تر از روز برسیم که استخدام ستاره چشم زاغ سینمای ایران که دست بر قضا خودش هم یک پرسپولیسی دو آتشه است، بیشتر از آنچه تلاشی برای ارتقای فرهنگی مجموعه مزبور باشد- چنانچه در حکم این بازیگر آمده-، کوششی است برای تبلیغ باشگاهی که سخت تلاش می کند به همه بقبولاند پرسپولیس اورجینال است و 20 ، 30 میلیون هوادار دارد!
با این حساب، یک انتساب نمایشی و فرمالیته در تیمی که تقریباً دیده نمی شود، نباید حساسیت چندانی را تحریک کند، اما نیشتر به درد ما، از آنجا می خورد که یکی مثل پژمان بازغی، غصه فرهنگ فوتبال مملکت را می خورد و خودش را در قامت منجی آن تصور می کند. آیا این دیوار، اینقدر کوتاه شده است؟
3 - دوست داریم برای بازیگر دوست داشتنی سریالهای گمگشته و مرد دو هزار چهره و فیلم های سینمایی دوئل، کافه ستاره و سربازهای جمعه، از «فرهنگ سینما» حرف بزنیم، اما راستش خجالت می کشیم!
متخصص هنر هفتم نیستیم، مخاطب حرفه ای اش هم؛ اما طبل حواشی عجیب و غریبی دنیای پرده نقره ای طی سالیان اخیر چنان پر سر و صدا از کار درآمده که گاهی عرق شرم را بر پیشانی تماشاچیان آماتور هم نشانده است! از پژمان نازنین- که جوان برازنده ای هم هست- می پرسیم پیراهن صورتی فوتبالیست ها زننده تر است یا... بگذریم بهتر است؛ مثل همیشه که گذاشتن و گذشتن تنها راه پیش رو است و کار دیگری نمی شود کرد!
4 - غفلت از حوزه تخصصی و سرک کشیدن در عرصه ای بیگانه اما، تمام مشکلات مربوط به مشاور محترم فرهنگی جدید باشگاه پرسپولیس نیست. مهمتر از اینکه بازغی سینما را گذاشته و فوتبال را برداشته تا فرهنگش را اصلاح کند(! )، سؤ تفاهمی است که خیلی از آقایان با مقوله «فرهنگ» دارند. ادبیات امروز این ستاره سینما متأسفانه هواخواهان بی شمار دیگری هم در بین متولیان خود فوتبال دارد؛ مردانی که گمان می برند مدل موی فلانی مایه شرم است اخلاق را منهدم می کند!
مدعیان امروز فرهنگ، شوربختانه دچار مغالطه ای زیانبار شده اند که در اثر آن، رفتار و کردار خودشان بزرگترین ضربه را به اصل فرهنگ و اخلاق می زند. آنان گمان می کنند «صحیح» هر آن چیزی است که می پندارند و هر رفتاری بر خلاف تفکرات و تصورات شان، «غلط» است!
آقایان- که عمدتاُ در حوزه فرهنگ چنان سطحی نگر و فرم گرا هستند که غیر از سخیف ترین ظواهر، به چیز دیگری فکر نمی کنند- مطلقا در بند لایه های اولیه رفتار آدمها مثل آرایش مو یا پوشاک آنها هستند و حتی برای لحظه ای به این نمی اندیشند که ممکن است معنای واقعی پدیده ژرفی مثل «فرهنگ»، خیلی وسیع تر از این داستانهای مضحک باشد. آقایان که متأسفانه کاری ترین لطمات را به فرهنگ می زنند، البته این روزها یک شریک سینمایی هم پیدا کرده اند!
5 - در داستان جالب توجه مداخله پژمان بازغی برای اصلاح فرهنگ فوتبال البته، گناه هیچ کس به اندازه خود فوتبالی ها سنگین نیست؛ کسانی که چنان به هم تاختند و چنان در تاختن به یکدیگر از هم پیشی گرفتند که حالا سینماگرها در قامت نجات دهنده به میانجیگری شان آمده اند.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
vhvfushs -> 1390/03/21
پاسخ

20

uvrasoyn -> 1390/03/21
پاسخ

20

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین